دومین اس موفق لوفت وافه المان از نظر رکورد شکار کسی نیست جز لیوتنت ژنرال گرهارد بارخورن معروف به گرد Gerd. 1104 سورتی پرواز و در حدود 301 پیروزی ثبت شده ، به این خلبان مشهور المانی که با مسر اشمیت 109 و فوکه ولف 190 پرواز میکرد ،چهره ایی افسانه ایی بخشید. پیروزی های او در جبهه شرق بر علیه خلبانان شوروی ثبت شده است و او را بهمراه اریش هارتمان تبدیل به فرشته مرگ خلبانان شوروی نمود که حتی شنیدن اسمش نیز ترس را به اردوی روسها هدیه میکرد. او در اسکادران 52 بهمراه هارتمان پرواز میکرد و البته دوره ایی را نیز در اسکادران دوم بهمراه یکی دیگر از بزرگان هوایی المان یعنی گونتر رال پروازکرد در 1937 به لوفت وافه پیوست و دوره اموزشی خود را در 1939 به اتمام رساند و سپس در 1940 در ماه مه نخستین ماموریتهای رزمی خود را به انجام رساند. در نبردهایی هوایی برفراز فرانسه و بریتانیا نتوانست هیچ پیروزی را به ثبت برساند. در جولای 1941 او موفق به ثبت نخستین پیروزی خود شد و البته با تلاش توانست بقیه رکورد خود را بر علیه خلبانان شوروی ثبت کند. در مارس 1944 گرد توانست سومین جایزه افسانه ایی ورماخت یعنی صلیب بهمراه برگ بلوط و شمشیر را دریافت کرد. علیرغم اینکه او دومین اس هوایی تاریخ پیروزی های هوایی بود ، نتوانست نشان مشهور الماس بهمراه صلیب و برگ بلوط و شمیشر را تا زمان عبور از سیصد پیروزی در ژانویه 1945 دریافت کند و سپس برای مقابله با متحدین غربی به اسکادران سوم ملحق شد. در ادامه در روزهای پایان جنگ او به اسکادران JV44 پیوست که همه هواپیماهای این اسکادران جتهای مسر اشمیت 262 بود و البته تا زمان مجروحیت در سانحه سقوطش در این اسکادرانش باقی ماند. دلیل سانحه سقوطش که در تاریخ 21 اوریل 1945 رخ داد همانا مشکل در موتور هواپیمایش بود. البته مشکل موتور در زمانی رخ داد که او درزیر رگبار موستانگ های امریکایی بود. در زمانی که درحال خروج از کاکپیت بود ضربه شدیدی به سرش وارد شد. سپس او به اسارت نیروی های غربی درامد و بعنوان یک اسیر جنگی در اختیار نیروی های غربی بود و در اواخر سال 1945 از زندان ازاد شد.
گرهارد بارخورن در تاریخ 20 مارس 1919 در کونیشزبرگ متولد شد و همانگونه که گفتیم در 1937 به اوفت وافه پیوست تا تمرینات خود را اغاز کند که این اتفاق از سال 1938 رخ داد و اموزشهای پروازی او در لوفت وافه اغاز شد. بعد از تکمیل اموزشهای پروازی او به اسکادران دوم ریشتهوفن پیوست که در واقع اسکادرانی بسیار سنتی و وفادار به سنتهای نیروی هوایی المان در جنگ اول جهانی بود. نخستین سورتی های عملیاتی بارخورن برفراز بلژیک و فرانسه در جریان تهاجم به فرانسه رخ داد و سپس او در جریان نبرد بریتانیا با خلبانان انگلیسی جنگید ولی نه تنها هرگز پیروزی را به ثبت نرساند بلکه در تاریخ 29 اکتبر نیز برفراز کانال مانش توسط جنگنده های نیروی هوایی سلطنتی مورد اصابت قرار گرفت و به درون کانال سقوط کرد. در ادامه او به واحد ششم اسکادران 52 منتقل شد و در مدت زمان کوتاهی موفق به کسب نشان صلیب اهنی درجه اول گردید و در این زمان او با ستاره افریقا یعنی مارسیله پرواز میکرد. در 21 ژوئن 1941 عملیات باربوسا یعنی حمله به شوروی توسط نیروهای ورماخت اغاز شد و بارخورن بهمراه اسکادران 52 برای پشتیبانی هوایی از عملیات به جبهه شرق اعزام شد. و سرانجام چهار سال بعد از پیوستن به لوفت وافه ، بارخورن با هدف قراردادن یک فروند هواپیمای ارتش سرخ نخستین پیروزی هوایی خود را کسب کرد. به نظر میاید این پیروزی به او قوت قلب داد. با رسیدن به 10 پیروزی هوایی در نوامبر همان سال اوبه اوبرلیوتنت ارتقا یافت. همچنان که به ثبت پیروزی های هوایی خود ادامه میداد بعنوان اشتاقل کاپیتان واحد چهارم اسکادران 52 منصوب شد و در 19 جولای 1942 او به عنوان اس در یک روز با ثبت 6 پیروزی هوایی در یک روز دست یافت . در 25 جولای مجروح شد و برای دوماه مجبور به استراحت گردید و در اکتبر مجددا به صحنه عملیات بازگشت. در جولای او موفق شده بود که سی فروند هواپیمای دشمن را سرنگون کند. در 23 اگوست با رسیدن به رکورد 59 پیروزی بارخورن به نشان صلیب شوالیه دست یافت. تا تاریخ 9 ژانویه 1943 بارخورن به 105 پیروزی هوایی رسید و در میان قربانیانش دو نام مشهور و از اس های هوایی شوروی به چشم میخورد .ستوان واسلییف و قهرمان افسانه ایی جنگ شوروی لئو شستاکوف . بارخورن بروی یاکهای 1 هردو اتش گشود تا غرق در اتش هواپیماهایشان سقوط کردند ولی خلبانان زنده ماندند. به همین دلیل در 11 ژانویه او موفق شد تا نشان برگ بلوط را بر صلیب شوالیه خود افزود. 5 سپتامبر 1943 باخورن یک شکار بزرگ دیگر در پرونده خود ثبت کرد. نیکولای کپلیکوف که دارای 42 پیروزی هوایی بود توسط بارخورن شکار و کشته شد. البته روسها با شکار هاینز اشمیت خلبان و اس المانی با رکورد 175 شکار این شکست را جبران کردند . در 30 نوامبر بارخورن دویستمین پیروزی خود را ثبت کرد.هرچند در فوریه سال 1944 او به رکورد 250 پیروزی هوایی دست یافت ولی روسها نیز اثری از جنگ را برروی سرش با زخم ناشی از شلیک هواپیماهایشان باقی گذاشتند. در اول ماه مه او به درجه سرگردی دست یافت البته قبل از این ارتقا درجه او در مراسم عروسی اریش هارتمان بعنوان ساق دوش حضور داشت . و توانست شمشیر را نیز به نشان صلیب شوالیه خود بیافزاید. در روز 31 ماه مه در جریان ششمین ماموریت رهگیری بمب افکنهای دشمن زمانی که متوجه اسکورتهای بمب افکن های روس نشده بود زیر اتش سنگین پی 39 های روس قرار گرفت مسراشمیت 109 او بشدت اسیب دید و خودش نیز از ناحیه شانه راست و پا مجروح شد. سپس در حین فرود در بین خطوط خودی بدلیل وضع بد هواپیمایش اسیب دیدگیش شدت بیشتری یافت و مجبور شد برای 4 ماه در بیمارستان استراحت کند. روسها ادعا داشتند که او توسط الکساندر پوکریشکین مورد اصابت قرارگرفته است ولی در ان زمان این اس هوایی در منطقه حاضر نبود هرچند او به صحنه عملیات بازگشت ولی اسیبهای بدنی مشخص بود. حالا هربار که در کاکپیت مینشست دچار استرس و اضطراب میشد. حتی در پرواز در ارایشهایی که توسط هواپیماهای خودی حمایت میشد نیز ترس و اضطراب او را رها نمیکرد . تا ژانویه 1945 او علیرغم همه مشکلات روحی توانست به رکورد 301 پیروزی هوایی برسد و البته تبدیل به دومین اس هوایی تاریخ گردید. در 16 ژانویه همین سال بعنوان فرمانده اسکادران ششم منصوب شد . وظیفه انان حفاظت از تجهیزات رایش بود و البته مجهز به فوکه ولف های 190 بود هرچند که خود بارخورن ترجیح میداد تا با مسراشمیت پرواز کند. این اسکادران از خلبانان قدیمی و جدید المانی استفاده میکرد و در روزهای باقی مانده جنگ در برخورد با ناوگان هوایی امریکا دچار لطمات شدید هوایی گردید. بدلیل اسیب های شدید روحی و بدنی بارخورن مجبور شد تا از استراحت پزشکی استفاده کند و به همین دلیل مقام فرماندهی را تحویل داد. در ادامه بعد از مدتی استراحت پزشکی ادولف گالاند تصمیم گرفت تا نخبگان هوایی المان را در اسکادران 44 جمع کند و به همین دلیل نیز به او پیشنهاد عضویت در این اسکادران را داد. دلیل اصرار گالاند برای عضویت اس های هوایی در اسکادران این بود که جی وی 44 از هواپیماهای جت استفاده میکرد. و بدلیل جدید بودن جتهای مسراشمیتهای 262 گالاند اصرار به داشتن بهترینهای المان را داشت. او بدلیل نا اشنایی با این پرنده جدید دیگر نتوانست به چوب خط خود بیافزاید. و در اخرین ماموریت عملیاتی در حالی که به بمب افکنهای امریکایی نزدیک میشد موتور جت مسراشمیتش دچار اتش سوزی شد و ناچار به فرود اضطراری گردید. در هنگام فرود موستانگهای امریکایی به او حمله کردند و هواپیمایش را زیر اتش گرفتند و در نهایت او در هواپیمایی غرق در اتش مجبور به فرود گردید. در حالی که زخم ناچیزی برداشته بود بعد از فرود به دست امریکایی ها اسیر شد .در سپتامبر 1945 بهمراه بسیاری از نظامیان المانی از زندان ازاد شد. در میان شکارهایش ، شما هواپیماهای جنگنده یاک ، ایلیوشین 2 و البته LaGG را بهمراه تعدادی تعدادی بمب افکن دوموتوره را میبیند . او 9 بار مورد هدف قرار گرفت و سه بار نیز به شدت مجروح شد. در سال 1956 او به نیروی هوایی المان غربی پیوست و در سال 1975 با درجه ژنرالی بازنشسته شد. در 6 ژانویه او و همسرش کریستل دچار سانحه تصادف در نزدیکی کلن شدند که همسرش در دم کشته شد و خودش نیز دو روز بعد درگذشت . او و همسرش را در قبرستان دورنباخ در باواریا که متعلق به قهرمانان جنگ بود به خاک سپرده شد.
قربان خدا بروم با این بهره هوشی (( کشف جدید من : معادل فارسی ای کیو میشود بهره هوشی )) که به من داده است. در هنگام چک اوت کردن فهمیدم هتلی که در ان اقامت دارم هتل بین المللی پارس است نه پارسیان … به همه آدرس دادم هتل بین المللی پارسیان …کاشف به عمل امد پارس است نه پارسیان ….
حالا کالبد شکافی یک پدیده فرهنگی ، هنری ، مذهبی …
توالت هتل بین المللی پارس …روبروی توالت فرهنگی… بعد از ساعتها فک زدن و عرق ریختن ..اموزش اجرای اچ اس اس برای کسب ارامش بروی صفحه مدور توالت فرهنگی مینشینم … ناگهان به قائده سه متر میپرم هوا… روبروی من تصویری یوزارسیف بروی دیوار نصب شده …. شرم حضور دارم نمیتوانم در اسودگی خاطر سنت حسنه دستشویی را انجام دهم … در حالی که لباس زیر نیمه پایین است به سمت تلفن حمله ور میشوم ..شماره رسیپشن … الو …رسیپشن بفرمایید… اقا ببخشید من نمیتونم توی توالت کارم رو انجام بدم. این اقای یوزارسیف زل زده به بند و بساط بنده … جسارت قربان ..گلاب به روتون …گلاب یه روتون ..گلاب به روتون …گلاب به روتون …. گلاب یه روتون ..گلاب به روتون …گلاب به روتون…بی ادبانه به میان فرمایشات بزرگوار شیرجه میزنم …آقا ببخشید شما همه گلاب توی کاشان رو ریختید روی من …الان بوی گلاب شیراز رو برداشت میشه بفرمایید چی میخواهید بگید… بله قربان عرض میکردم این پوسترمصارف دوگانه داره … ترس تمام وجودم رو برمیداره …اقا نیان منو بگیرن ..این مصارف دوگانه که میدونید خطرناکه … الان بیان یه انگ هسته ایی به من بزنن ..منهم که پرونده تا دلت بخواد .. از پشت گوشی متوجه شدم اقا لبشون رو گزیدند: نه قربان جسارت نمیکنم منظور از مصارف دوگانه یعنی اگر شما جسارتن ..یه بار دیگه ببخشید گلاب به روتون اسهال داشته باشید با دیدن تصویر این هنرمند دچار یبوست میشید و اگر یبوست داشته باشید شکمتون کارمیکنه … خیالم جمع شد. ضمن تشکر از ایشون به خاطر شفاف سازی دوباره به دستشویی برمیگردم …
رستوران : دوباره بروی دیوار تصویر یوزارسیف ..زن فرعون ..زلیخا (( کتایون ریاحی سابق )) آمون هوتب و چند نفر دیگر رو باهم میبینم … گارسون رو صدا میزنم …ببخشید میشه بفرمایید این مصریان باستان اینجا چیکار میکنند … گارسون تا کمر خم میشه و توضیح میده : قربان مایلم به اطلاع برسانم این تصویر استفاده دوگانه داره قربان … روی کله ام اشیایی شبیه به شاخ در حال سبز شدن است .. چطور ؟ ببینید قربان اگر شما دچار چاقی باشید که الحمدالله شما خیلی خوش تیپ و کار درست هستید با دیدن این تصاویر از اشتها میافتید دیگه غذا نمیخورید و در نتیجه لاغر میشید … به جیبتون هم فشار نمیاد … ولی اگر شما لاغر باشید و بخواهید کمی البته نه زیاد .. کمی بدنتون گوشت بیاره میتونید با خیره شدن و زل زدن به این تصویر اشتهای محترم خودتون رو باز فرموده و کلی غذا نوش جان کنید … اهان ..بلند میشم و دست گارسون رو به گرمی میفشارم کلی هم ذوق مینمایم که به علوم خفیه من اضافه شده است …
چیزه کریم خان …(( توضیح : ما اخرش سر درنیاوردیم این ساختمان بزرگه انتهای خیابان کریم خان زند چی بود ..ارگ بود ..کاخ بود … منزل شخصی بود .. )) یه گروه توریست فرانسوی با یک لیدر شیرازی دارند از ساختمان دیدار میکنند (( باور کنید این رو جدی میگم ..اگر همه لیدر های تور ایرانی مثل این لیدر شیرازی انگلیسی حرف میزنند باید بگم توریستها وقتی از اینجا برگردند فکر میکنند رفته بودند مصر یا کامبوج …یعنی این یارو خدا بود… باید بودید انگلیسی حرف زدن این بابا رو میدید..خدا بود… یعنی بعد از هر ترجمه فرانسوی ها باهم شور و مشورت میکردند تا بفهمند این بابا چی میگفت )) لیدر روبه گروه توریست : در کنار مجسمه کریم خان و لطف علی خان و حاج ابراهیم کلانتر شما تصویر یوزارسیف را میبینید او زیباترین بازیگر تاریخ سینمای دنیا است .. شما نمیتوانید تصور کنید او چقدر زیبا و ملوس و سکسی و کار درست است (( یکی از توریستها : ببخشید کاردرست یعنی چی ؟ لیدر با لهجه فصیح یورکشایری : it meansoo very beautifuloo ..very sexyoo .. very Dashesh garm inaoo )) در اولین روز پخش سریال یوزارسیف و شرکا دوهزار و دویست هشتاد مورد خودکشی در بین دختران و زنان ایرانی از 14 سال تا 87سالگی گزارش شده است و اگر پخش این سریال ادامه پیدا کند گونه زنان ایرانی منقرض خواهد شد …در این لحظه چهار توریست زن فرانسوی دچار رعشه شده سکته کرده جان به جان افرین تقدیم مینمایند و پزشکان بیمارستان نمازی شیراز دلیل مرگ را سکته ناشی از عشق ناگهانی تشخیص میدهند…
مجمتع تجاری ستاره فارس در خیابان عفیف اباد … از زمین زمان تصاویر این سوپر استار سوپر کاردرست مازندرانی که زیباتر از خود یوزارسیف است شما را بمباران میکند .. در اینجا معبدی ساخته اند فک فرسا و عظیم که زنان دختران شیرازی هدایای خود را تقدیم زیباترین پدیده خلقت مینمایند.. وقتی به رستوران این مجتمع تجاری رفتم متوجه شدم به پاس سلامتی بازیگر نقش یوزارسیف که به تازگی از بستر یک سرما خوردگی جزمی برخاسته اند و منت بر سر خورشید نهاده اند مراسم عرفانی دعا وغذای صلواتی برگزار کرده اند و منهم در بخش غذاهای ملل شرق اسیای این رستوران سفارش برنج چینی
کباب ژاپنی دادم و بسیار با ملل شرق اسیا همدردی نمودم که چنین مزخرفاتی را روانه
خندق بلا مینمایند… (( جدی میگم اگه رفتید شیراز برید این مرکز خرید ستاره فارس
توی عفیف اباد یک شهر عجایب و رستوران داره در اخرین طبقه … سفارش کباب
ژاپنی و البته برنج چینی بدید تا بفهمید غذای مزخرف به چی میگن ))
البته روایت شده است که همراه ماهواره امید و البته پیام دکتر محبوب برای تمامی
ساکنین کرات خارج از بزرگراه شیخ فضل الله نوری (( اسم کهکشان راه شیری عوض
شده )) که حاوی بخشی از سوره مبارکه بقره بود تصویری از این بازیگر شهیر و زیبا تر از
یوزارسیف اصلی به فضا ارسال شده است که موجبات ناراحتی ساکنین کرات دیگر را
فراهم کرده است زیرا از زمان دیدن تصویر این زیباترین مخلوق خالق جهان گونه های
ماده انواع مخلوقات فضایی پشتشون رو کردند به گونه های نر و اعلام کردند یک کلام
مهرمون حلال جوونم ازاد …ما متعلق به یوزارسیف ایرانی ها هستیم ..
کسی دقیقا نمیتواند دلیل پدیده شدن هرچیزی که از تلویزیون ایران پخش میشود ،
چیست ؟ براستی چگونه است که نابازیگری که اصول اولیه بازی در تناترهای دبستانی
را نیز بلد نیست چگونه در کشور مانند ایران ناگهان تبدیل به پدیده ایی میشود که از
روی جلد مجلات تخصصی مربوط به اسب گرفته تا هفته نامه های زرد همگی دهها
صفحه مطلب به این تازه از راه رسیده اختصاص دهند… انواع و اقسام پوسترها بهمراه
امضای این بزرگوار برای فروش به مردم عرضه میشود … دلیل این پدیده برای من حداقل
ناشناخته است او نه بازیگر توانایی است نه دارای ویژگی های زیبایی شناختی مانند
سایر بازیگران … حداقل نسبت به کسانی که ما تصاویرشان را بر سردرد سینماها
میبینیم … دیدن این پوستر ها به یک ناظر خارجی القا میکند که کشورمان در مسیری
مستقیم بدون هیچ مشکلی به پیش میرود فقط کمبود قهرمان داشتیم که به مدد
سریال آبکی یوسف این مشکل نیز مرتفع شده است و میتوانیم مانند کوروش آسوده
بخوابیم…. بیچاره مردمی که قهرمان نداشته باشند و ندانند که از اینده چه میخواهند که
نتیجه اش میشود فروش پوسترهای یوزارسیف و داردسته اش … کشوری که دردومین
شهر بزرگش مترو احداث میشود و بعد از اتمام کار واگنها را برای افتتاح میاورند و میبینند
فاصله محور واگنها و ریل نصب شده در طول خط اختلاف دارند و در نتیجه پروژه به خواب
ابدی میرود و کسی برای میلیاردها تومان هزینه به هدر رفته بازخواست نمیشود ….
کشوری که رئیس مجلسش رسما از هاپولی شدن یک میلیارد دلار از درامدهای نفتی
صحبت میکند… کشوری که در چنگال خرافه ها اسیر شده است و نخستین هواپیمای
مونتاژ شده اش با سلام و صلوات پرواز میکند و سقوط میکند و 5 سرنشینش به دیار
باقی سفر میکنند و در انتها هم وزیر راهش با افتخار اعلام میکند که در چند سال اخیر
سقوط هواپیما نداشتیم فقط چند مورد پنجری چرخ هواپیما داشتیم و شما هم بعنوان
ملت همیشه در صحنه باید قبول کنید که در نظام مقدس جمهوری اسلامی کسی دروغ
نمیگوید … باید هم قهرمانی مانند یک تازه از راه رسیده مانند یوزارسیف داشته
باشد …
راستی واقعا به بانوان تهرانی ظلم فراوانی میشود ..چرا ؟ اگر نوع پوشش نسوان شیرازی قدم زن در ملا صدرا و عفیف اباد توسط دختران مظلوم تهرانی مورد استفاده قرارگیرد مطمئنن رستاخیزی به پا خواهد شد و کلیه وجوه اسلام زیر سئوال میرود .. بیچاره نسوان تهرانی که به دلیلی زیر سئوال هستند و …. بگذریم
تا بعد
میگم تا بعد هستم …
توف نورد ایران پاسدار کیفیت یا یک مدرک فروش حرفه ایی
توف نورد ایران پاسدار کیفیت یا یک مدرک فروش حرفه ایی
این ارم شرکت توف نورد ایرانه …بهتر بگم شرکت مشارکتی توف نورد ایران به مدیریت جناب اقای دکتر کامران رضایی دیدن این آرم برروی یک محصول به شما القا میکنه ان محصول بعد از طی یک فرایند فوق العاده دقیق که زیر نظر کارشناسان خبره بوده تولید شده و حالا تو مصرف کننده بدبخت ایرانی میتونی اون محصول رو با طیب خاطر مصرف کنی … این شرکت ایرانی که نماینده توف نورد المان است در واقع …دفترش توی خیابان فیروزه در سهروردی شمالیست … یک ساختمان با نمایی زیبا و در هر اطاق این شرکت مشارکتی چشمان شما به جمال چندین مه پیکر روشن میشه ولی …
هرگز جنسی رو که علامت توف نورد دارد و البته محصول داخل است رو تاکید میکنم …بازهم تاکید میکنم ..نخرید …این ارم در ایران یعنی اینکه اون جنس مشکل داره و تولید کننده با پرداخت مبلغی مثلا در حدود ١٠ میلیون تومان به یکی از مدیران این شرکت مشارکتی که عمدتا هم از فک فامیلهای همدیگه هستند فردا صبح اصل مدرکی که نشون میده تولیدات این شرکت دارای بالاترین استانداردهای روز دنیا است رو دریافت کنه و بره عشقش رو برسه …بله این داستان توف نورد ایرانه … نمیدونم چرا هرپدیده ایی که بعد از انقلاب وارد این کشور نفرین شده گشته است به سرعت بومی سازی شده و کثافت از سررویش خواهید بارید… شرکت توف نورد از بخشهای مختلفی تشکیل شده است که یکی از این بخشها بخش بازرسی فنی این شرکت است که تحت امر یکی از فامیلهای پدر خوانده شرکت یعنی مهندس روزبه ملکی اداره میشود که البته یکی از راحترین بخشهای این شرکت برای اخذ مدرک است ..یعنی امروز پول را به حساب شرکت توف نورد ایران واریز کنید …فردا صبح هم میتوانید مدرک خودتان را در قالب یک کاور زیبای پلاستیکی با ارم توف نورد ایران دریافت نمایید . به همین راحتی …البته شاید کمی برایتان مشکل باشد ولی فرایند صدور گواهی نامه برای تایید کیفیت کالا بدین ترتیب است که ابتدا محصول توسط کارشناسان توف نورد تست میشود با توجه به ارقام بدست امده اگر قابل تایید بود مدرک صادر میشود ولی درمورد توف نورد ایران و بخش بازرسی فنی این موسسه فرایند برعکس است ..شما پول میدهید بدون تست شدن محصول گواهی کیفیت شما صادر میشود. .. حتی نیازی به حضور کارشناسان نیز نیست … اعداد را بدهید تست رپرت را بعد از گرفتن گواهی تحویل بگیرید ..
یعنی اول : واریز پول …. دوم … دریافت گواهی …سپس در صورت نیاز مشتری ..مشتری میتواند اعداد و ارقامی را بعنوان نتایج تستهای انجام پذیرفته بروی محصول به کارمندان بخش بازرسی فنی که سه خانم و البته دوسه تا اغا هستند ارائه کند … این واقعه میتواند حداقل یک ماه بعد از اخذ مدرک رخ دهد …یعنی اگر حالش را داشتید اعداد را بدهید ..اگر خواستید ..
بله ما میتوانیم موسسه ایی با خوشنامی توف نورد المان را که سابقه ایی در جدود یکصد و چهل اندی سال در صدور گواهی نامه های کیفی دارد را به گند بکشیم ..همانطور که توانستیم با پرتاب ماهوار امید به فضا نام کهکشان راه شیری را به بزرگراه شیخ جمال الدین اسدابادی تغییر دهیم …
هرگز به محصولاتی که ارم شرکت مشارکتی توف نورد ایران یا چیزی شبیه به این را دارند اعتماد نکنید و بدانید و مطمئن باشید ان محصول مشکل غیر قابل حلی دارد که دست به دامن عمله مطربهای دکتر رضایی (( که اتفاقا انسان بسیار شریفی است ولی در قائده هرم کرم هایی هستند که به راحتی حیثیت این مرد بدبخت را لکه دار میکنند)) شوید و بدانید در یک ١٢ ساعت اشغال تولیدی شما مدرک بین المللی تایید کیفیت دریافت میکند ..
ماشااله ماشاالله … واقعن ما میتوانیم ..
تابعد
میگم تا بعد هستم
یادتون باشه این ارم ..یعنی اینکه یه جای کار اون محصول میلنگیده … یه جای کار تولید کننده اش مشکل داشته
![]()
چند سال پیش …یه پیرزن رو دیدم که برای گم کردن یک 5دلاری گریه میکرد …من اون موقع خیلی برام خنده دار بود که چطور یه نفر برای گم کردن یه 5 دلاری گریه میکنه .. امشب ..یعنی حدود نیم ساعت پیش رفتم داروخونه ادویل بگیرم برای سردردم … یکی از بچه ها حرف زد ..بعد روی یک خط دیگه بهش زنگ زدن از من خداحافظی کرد و گفت برمیگیرده و باهام حرف میزنه ..من موبایل رو گذاشتم روی کانتر داروخانه که پول دربیارم بعد یهو دیدم یک پسره پرید موبایلم رو برداشت و دررفت …به همین سادگی … نمیدونم مضمحل شدم …یهو یاد اون پیرزنه افتادم … تازه فهمیدم که اون روز چرا اون پیرزن گریه میکرد .. وقتی برگشتم خونه بقدری عصبی شده بودم که رفتم یه چند صحفه تورا داشتم برشون داشتم و سوزوندم … توی توالت … شت … نمیدونم همینکه نرفتم سراغ مضوزا کلی رحمت توی وجودم بودم …نمیدونم مستصل شده بودم …بعد از ترکیدن دو موبایل همزمان خودم این گوشی رو یکی از بچه ها بهم داده بود تا یه گوشی بگیرم ..بهش برگردونم … حالا …. بعد میدونی خیلی دلم گرفته بود …گالو گفت زنگ بزنیم به یکی صحبت کنیم ..یا یکی به چیزی بگه که اروم بشیم.. واقعن نیاز داشتم به صدای یه انسان گوش بدم .. از بخت بد من زیاد شماره تلفن توی ذهنم نمیمونه خیلی سعی کردم شماره یکی یادم بیاد … درکش برای شماها سخته .. چطور گاهی یه ادم یه حیوون .. یه سگ محتاج شنیده شدن میشه ..خیلی سعی کردم… چیزی یادم نمیادم …یک شماره بود … فقط یک شماره توی ذهنم مونده بود … زنگ زدم به همین کسی که شماره اش از بین کسایی که فکر میکنم دوست یا نزدیک از دوست رفیق چه میدونم از چیزها هستند و میتونی توی روزهای سخت روشون حساب کنی توی ذهنک جا مونده بود..نمیدونم دوست داشتم یکی بهم بگه بابا چیزی نشده که حالا تو هم ..فقط نیاز داشتم یکی همین رو بهم بگه ..یا یه فحش بهم بده ..بگه گاهی چقدر بچه میشم .. یا بگه خفه شو …یه چیزی بارم کنه …هیچی طوری باهام حرف زد که دلم میخواست به جای اون چند ورق تورا خودم رو میسوزوندم …خیلی راحت سیفون توالت رو کشید روی سرم ..اخه … چی میتونم بگم وفتی خودم همیشه یه لگن کثافت دستمه هی راه میزم هرجا میرسم میزنم توی صورت خودم … چقدر این روزها از خودم متنفرتر شدم … از اوایل سال 86 تنفر از خودم یه کم زیاد شده بود …ولی الان واقعن حالم از خودم بهم میخورم .. میدونی یکی از اریک سال 86 متنفرم ..یکی از اریک همین نیم ساعت پیش ..
گاهی ادم چطور گه میزنه به هیکل خودش … شت میزنه … به هیکل خودش … دیشب هم که حساب کتاب بی پولی رو یه بار پس دادم … اینهم امشب .. اگر به خاطر گالو نبود هرگز زنگ نمیزدم که باهام مثه تفاله رفتار کنن …
مقصر خودم بودم …میدونم ..همیشه همینطوری بود … شت … اونقدر سرم درد میکنه ..که ..نمیدونم خیلی خیلی رفتارم احمقانه بود ..خیلی برای خودم متاسفم … موبایل و اعصابم امشب با هم به فاک رفته … شت زدم به خودم … یک تیکه شت گذاشت توی صورتم امشب ….
تا بعد
میگم تا بعد یعنی حالم بشدت از خودم بهم میخوره ..
چقدر ازت متنفرم اریک ..چقدر …
کامنت رو برای اولین بار توی عمرم توی این چند سال که بلاگ مینویسم غیر فعال کردم ..باید درک کنید چقدر از نویسنده این وبلاگ متنفرم .. حتی صورتم رو هم نمیتونم بشورم میترسم بزنم ابنه رو بشکنم ..
اینهمه این ور اونور دنیا این اریک کار بد کرد … گند زد به اندازه این دوسال ازش از ضعیف شدنش متنفر نشدم ..
شاهینهای سعودی با پرندگان صحرا
دستور مستقیم شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز و حمایتهای بی دریغش باعث شد تا تیم شاهینهای سعودی Saudi Hawks به وسیله ژنرال عبدلعزیز هنیادی در تاریخ ششم ژوئن 1998 و با استفاده از اسکادران شماره 88 نیروی هوایی سعودی در پایگاه هوایی ظهران تاسیس شود و به ارزوی دیرین شاهزاده سلطان که وزیر دفاع عربستان است و همیشه با دیدن فخر فروشی های همتایان غربی اش در مورد تیمهای نمایش هوایی نیروهای هوایی کشورشان روبرو بود جامع عمل پوشانده شود. تیم از هواپیماهای Hawk ساخت کمپانی انگلیسی BAE استفاده میکند و مربیان حرفه ایی امریکایی را با خود بهمراه دارد. درابتدای تاسیس تیم عقیده براین بود که خلبانان عمدتا از میان مزدوران غربی انتخاب شده اند ودلیل ان نیز این بود که کسی توانایی خلبانان عرب را باور نداشت. تیم ترکیبی است از Hawk های MK65 و البته MK65 A . در ژانویه 1999 در جریان جشنهای مربوط به یکصدمین سال تاسیس کشور سعودی تیم رسمن کار خود را اغاز کرد. 9 فروند پرنده تیم بوسیله کمپانی سازنده تغییراتی را به خود دیده اند تا بتوانند مناسب اجرای نمایش های هوایی باشند و البته به رنگ سنتی کشور عربستان یعنی سبز و سفید نقاشی شده اند . نخستین نمایش خارج خانه تیم در بحرین بود. سپس تیم به پایگاه هوایی فیصل در تبوک در منطقه شمال غربی کشور عربستان منتقل شد البته بهمراه شاهینهای سعودی اسکادران هاوک های هم اسباب کشی کردند. در یک تور کشور تیم چهار ماه در عربستان در نقاط محتلف کشور نمایشهای مختلف هوایی اجرا میکرد و عربها از دیدن داشتن چنین تیمی احساس غرور میکردند. هرچند در شال 1999 این تیم در نمایشهای بین المللی هوایی مالت شرکت کرد ولی هیچ برنامه سریع برای حضور در اروپا ندارد . اما یکی از مهمترین برنامه انها حضور در نمایشگاه هوایی دوبی است که در واقع مهمترین برنامه نمایش هوایی منطقه خلیج همیشه فارس محسوب میشود.
یک مانور حیرت انگیز از تیم شاهینهای سعودی …توانایی هایشان را به رخ رقبا میکشند
سه فروند از شاهینهای سعودی
در مورد این تیم گفتنی است که تاکنون جوایزی مثل بهترین اجرا در نمایش هوایی امارات و جوایز بهترین اجرای جهانی در سالهای 2004 ، 2005 و 2007 را برده اند
فیلم اجرایشان در سال 2007
http://www.defencetalk.com/military_vid … 070610.php.
پرستوهای نقره ایی
این تیم در سال 1986 توسط نیروی هوایی ایرلند جنوبی با استفاده از جت های اموزشی CM170 تاسیس شد و در پایگاهی در نزدیکی دوبلین کار خود را اغاز کرد. نامگذاری بدلیل رنگ بدنه و دم V شکل هواپیماها انجام پذیرفت . تیم در واقع پاره وقت به اجرای نمایش میپرداخت . موسس تیم جان فلانگان بود که از سه فروند هواپیما برای تاسیس تیم استفاده کرد.در نخستین نمایش تیم در پایگاه هوایی بالدونل نزدیک به 90 هزار نفر جضور یافتند. در سال بعد چهارمین هواپیما به تیم اضافه شد و در تمایش هوایی سالیانه دوبلین نیم به هنر نمایی پرداخت . نمایشهای خارج از خانه تیم محدود به حضور در انگلستان ، بلژیک و البته امریکا بود که در نمایش هوایی مربوط به کمپانی لاکهید مارتین جایزه بهترین نمایش توسط تیمهای خارجی را به خود اختصاص داد و این اتفاق در سال 1997 روی داد و یک سال بعد بدلیل بازنشستگی هواپیماهی CM170 فعالیتهای تیم متوقف شد.
هم اکنون ماین تیم با استفاده از SF260 دوباره سازماندهی شده است و در نمایشهای داخلی ایرلند شرکت میکند و نام جنگجو را بر خود نهاده است
پرستوهای نقره ایی ایرلندی
تیمهای آکروجت دنیا و نمایشهای هوایی
در این مقاله ما ابتدا نگاهی داریم به تعریف تیمهای اکروجت و دلایل شکلگیری انها و سپس به شرح مختصری از تیمهای حاضر در دنیا خواهیم پرداختتیمهای آکرو جت …در واقع هدف اصلی از تشکیل چنین تیمهایی نمایش توان اجرای مانورهای مختلف توسط خلبانان زبده یک نیروی هوایی است. البته میتوان سرگرم کردن مخاطب ، معرفی استعداد های برجسته و همچنین تمرین مانورهای تیمی را نیز از اهداف تشکیل یک تیم آکروجت دانست . بیشتر مانورها این گونه تیمها شامل انجام چرخیدن برحول محور خود هواپیما و چرخشهای ناگهانی است. البته در اجرای مانور دشواری مانند Spin یا همان فرفره که البته بسیار پیچیده است ،لازم است که خلبان دارای درجه ایی از توانایی باشد که بتواند هواپیما را بر حول یک محور مجازی که در ذهن ترسیم مینماید جابجا نماید . مانورهای تیمهای آکروجت اغلب برنامه های ترکبیب گوناگونی هستند که توانایی و مهارت بالای خلبان را طلب میکنند . البته بغیر از نگاه نظامی هم اکنون این گونه خاص از پرواز نمایشی بصورت یک ورزش درامده است . البته باید اذعان کرد از اولین روزهای پرواز عده ای از خلبانان اولیه از هواپیماهایشان بعنوان بخشی از یک سیرک هوایی برای تفریح و پرکردن اوقات فراغت استفاده میکردند مانورها فقط دلایل هنری را انگیزه اجرای خود میدیدند و البته برای ایجاد هیجان در تماشاگران … وسپس در ادامه دست اندرکاران دریافتند میتوانند برخی از این مانورها را برای تمرینهای تاکتیکی مورد استفاده قرار دهند زیرا درهنگام داگ فایتهای خلبانان نیاز به انجاممانورهایی داشتند تا بتوانند از چنگ رقیب دربروند و جانخود را نجات دهند. هواپیماهایی که در این بخش مورد استفاده قرار میگیرند عمدتا به دوگروه تقسیم میشوند …هواپیمایی که اختصاصا برای این کار طراحی شده اند و هواپیماهایی که توانایی تبدیل شدند به یک عضو مورد استفاده در نمایشهای ائورباتیک دارا هستند. در زمینه هواپیماهایی که اختصاصا برای نمایشهای هوایی طراحی شده اند میتوان به Pitts Special ، Extra 200 و 300 و همچنین سوخوی 29 اشاره کرد که دارای توانایی های زیادی برای اجرای نمایشهای هوایی هستند. بدلیل هزینه های طراحی هواپیمای مخصوص برای نمایشهای هوایی تعداد این هواپیما ها زیاد نیست . بیشتر شرکتهای سازنده ترجیح میدهند تا هواپیماهایی را در این زمینه طراحی کنند که دارای مصارف دوگانه باشند. در این زمینه میتوان به سسنای 152 اشاره کرد که توانایی زیادی برای اجرای نمایشهای هوایی دارد. این هواپیما علاوه بر توانایی فرود امدن بسیار خوب و انعطاف پذیری بالا دارای انعطاف بالایی برای اجرای نمایشهای هوایی است
برای ارایش پروازی معمولا تیمهای پروازی از چهار تا شش هواپیما استفاده میکنند البته از تعداد بیشتری هواپیما حتی در حدود 16 فروند هم استفاده شده است و البته بعضی از تیمها از تعداد کمتری از هواپیما ها هم حتی سه فروند هم استفاده کرده اند. از یاد نبریم که سعی تمامی تیمهای پروازی استفاده از هواپیماهایی است که با ویژگی ها مربوط به نمایشهای هوایی مطابقت بیشتری داشته باشند نه مدل هواپیما . این اشتباهی است که بسیاری مرتکب میشوند. اینکه یک تیم به اف 16 مجهز باشد فاکتور بسیار مهمی محسوب نمیگردد. اهمیت موضوع در مانورهایی است که یک تیم میتواند اجرا کند و چقدر هواپیما مورد استفاده با فاکتورهای مربوط مرتبط باشد. در بیشتر موارد این تیمها توسط نیروهای مسلح و هوایی کشورها به منظور افزایش روحیه و بالا بردن احساس غرور در بین پرسنل تاسیس و حمایت مالی میشوند و البته اینکه تیمهایی هم هستند که دارای اسپانسر های مالی هستند که از نقطه نظر بازرگانی بروی تیمها سرمایه گذاری میکنند. در مورد دودهای رنگی به جای مانده میتوان به این نکته اشاره کرد که این رنگها میتواند به الگو ها یا رنگ پرچم کشورها تاکید نماید . هدف از استفاده از چنین دودهایی ترسیم پرچم یک کشور در اسمان یا الگوهایی است که حاوی پیامهای خاص مثلا حماسی هستند. برای تاکید بروی وجه تفریحی برنامه های نمایشهای هوایی معمولا تیمهای پروازی از هواپیماهایی شبیه به هم با رنگ های خاص و دراماتیک استفاده میکنند. در هنگام پرواز معمولا از فورمیشن V شکل استفاده میشود دلیل این امر و اجتناب از پرواز در خط مستقیم این است تا از خطرات ناشی از مشکلات ناگهانی فنی مانند درماندگی موتور یا غیره اجتناب گردد. در صورتی تصمیم برای اجرای پرواز در خط مستقیم هر پرنده در زیر پرنده دیگر قرار میگیرد. برای خلبانان نیروی هوایی در واقع نوعی از تمرین برای ارتقای سطح توانایی های مهارت هایشان و همچنین توسعه تاکتیهای رزمی در داگ فایتهاست. در واقع استفاده از هواگردها در نمایشهای هوایی محدود به هواپیماها نیست بلکه مقلا در نیروی هوایی هندوستان یا اسپانیا یا انگلستان از هلیکوپتر نیز استفاده میکتتد. برای اجتناب از تصادفات تمامی مانورهای مورد استفاده برای نمایش در تمامی تیمهای موجود در دنیا نیاز به اجرای تمرینات هرروزه و سنگین دارد. البته تلفات منجر به مرگ و میر در بین خلبانان یا تماشاگران به ندرت رخ میدهد و این دلیل رعایت سفت و سخت قوانین امنیت پرواز است . بعنوان مثال رعایت همین قوانین در امریکا منجر به این مسئله شده است که از سال 1950 هیچ گونه حادثه ایی در نمایشهای هوایی امریکا رخ نداده است . امروزه در دنیا مدارس زیادی وجود دارند که تکنیکهای نمایش هوایی و اجرای ان را اموزش میدهند. بیشتر این مدارس در امریکا وجود دارند. در این مقاله ما به بررسی تیمهای هوایی موجود در دنیا خواهیم پرداخت بهمراه عکسهای موجود از انها ….
در این پست از بالهای پرتقال صحبت خواهیم کرد.
در سال 1977 با دستور سرفرماتدهی نیروی هوایی پرتقال تیم نمایشهای هوایی Asas de Portugal ( در زبان پرتقالی یعنی بالهای پرتقال ) به منظور نمایش توانایی های خلبانان پرتقالی و سطح کیفی نیروی هوایی این کشور تاسیس شد. انها تیم رسمی تمایش هوایی نیروی هوایی پرتقال هستند که از دو فروند هواپیمای بازنشسته الفا جت نیروی هوایی المان لوفت وافه استفاده میکنند. البته از یاد نبریم که در دهه 50 میلادی نیروی هوایی پرتقال دو تیم هوایی را در اختیار داشت … Dragões ( به زبان پرتقالی یعنی اژدها ) و البته São Jorge (به زبان پرتقالی سنت ژرژ مقدس ) در ابتدای تاسیس تیم جدید خلبانان از اسکادران 102 انتخاب شدند و با استفاده از سسنای T37 در بیش از 40 نمایش هوایی شرکت کردند و به اجرای برنامه پرداختند . در ابتدای دهه نود سرفرماندهی نیروی هوایی پرتقال تصمیم به تجدید ساختار تیم بالهای پرتقال گرفت و با بازنشسته کردن هواپیماهای سسنای T37 اقدام به تجهیز تیم با الفا جت نمود. همچنین اعضای اسکادران 103 نیروی هوایی پرتقال از پایگاه هوایی باخا به تیم پیوستند. حالا تیم دارای 7 خلیان زبده از همین اسکادران و یک تیم تعمیر نگهداری حرفه ای داشت . اولین نمایش تیم جدید در تاریخ 27 ژوئن 1997 در مراسم چهل پنجمین سالگرد تاسیس نیروی هوایی جدید پرتقال در سینترا به اجرا درامد. در سال 1998 فعالیتهای تیم بخاطر مسائل لجستیک کاهش یافت . با توجه به تجربه موفق اجرای نمایش در پنجاهمین سالگرد نیروی هوایی به وسیله یک الفا جت و 16 دقیقه نمایش فوق العاده این تیم دوباره تصمیم به توسعه تیم گرفته شد. نمایش به وسیله دو فروند الفا جت به اجرا درامد . و در نتیجه از سال 2005 دوباره تیم فعال شد . هم اکنون پایگاه اصلی تیم در پایگاه هوایی باخا میباشد و تیم بالهای پرتقال دوباره فعال شده است .
اسامی خلبانان دو فروند الفا جت بالهای پرتقال : کاپیتان استرلا و کاپیتان روخا .
تیم بالهای پرتقال
قبل از استفاده از الفا جت بالهای پرتقال از تی 37 سسنا استفاده میکرد
![]()
شاهینهای اکراین یا به روسی ‘Українські Соколи در واقع توسط نیروی هوایی اکراین تاسیس شده است . در سال 1997 با دستور سرفرماندهی نیروی هوایی اکراین با اختصاص 6 فروند از Mig-29 S تاسیس شد . برای اولین بار در غرب نیز در نمایش هوایی سال 1997 ITA در Fairford برای غربی ها شناخته شد. این تیم ارائه گر هنر، تکنیکهای بالا و البته مهارتهای مثال زدنی خلبانان اکراینی است . لیدر و فرمانده تیم کلنل روسوشونسکی است او قبلا خلبان ازمایشگر درجه یک نیروی هوایی شوروی بود. سایر اعضای تیم عبارتند از سرگرد سوتنیکوف ، سرهنگ دوم کوفولیف و سرهنگ دوم وچرنسکی و البته سرهنگ دودکین و کورولیوف . پایگاه این تیم در شرق کریمه در پایگاه هوایی کیروفسکی است . این تیم همیشه خاطر تلخی را با خود بهمراه خواهد داشت جایی که سرهنگ دوم ولادیمر توپونار با یک فروند سوخوی 27 در جریان نمایش هوایی کیف سقوط کرد ولی خلبان علیرغم جراحت شدید زنده ماند و بدلیل اینکه در سقوط مقصر شناخته شد به 14 سال زندان محکوم گردید.
تصاویر میگهای 29 مربوط به شاهینهای اکراین
با اغاز جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران یک برنامه مشترک عملیاتی در امریکا شکل گرفت. حیرت امریکایی ها از پرواز مداوم هواگردهای غربی بود ایران در تحریم قرارداشت و همچنان هواگردهای ایرانی پرواز میکردند و این نشانه خوبی برای استراتژیینهای امریکایی نبود. براساس محاسبات و برنامه های انها هواگردهای ایرانی بعد از مدتی دیگر نباید پرواز میکردند. برای کشف این مسئله یک برنامه مشترک عملیاتی توسط CIA و البته DoD بخش تکنولوژی خارجی طرح ریزی شد. این طرح شامل کار برروی خلبانان ناراضی ایرانی برای فراری دادن انها بسوی خارج و تجزیه و تحلیل دقیق برروی هواپیماهایشان بود . این عملیات برداشت یا همان عمل خرمن کردن در هنگام شب نام گرفت Night Harvest . هدف اصلی عملیات بدست اوردن چند فروند هواپیمای امریکایی نیروی هوایی ایران بود تا امریکایی ها بتوانند تجزیه و تحلیل دقیقی از چگونگی تعمیر و نگهداری هواپیماهای ساخت امریکای نیروی هوایی ایران داشته باشند . این عملیات از 1983 اغاز شد و در شروع عملیات کار بروی یکی از خلبانان اف 5 ایی نتیجه بخش بود او با هواپیمای خود به ترکیه گریخت و در ادامه دراوایل 1984 یکی دیگر همین نوع هواپیماها به عربستان سعودی گریخت . در مورد اول خلبان هرگز به ایران بازگردانده نشد ولی در مورد دوم خلبان بعد از چند سال به ایران بازگشت ولی نتیجه عملیات برای امریکایی ها خوب بود بعد از چند هفته کار بروی هواپیما ها انها توسط دولتهای ترکیه و عربستان به ایران بازگردانده شدند. در اگوست سال 1984 یک فروند فانتوم در عراق فرود امد خلبان بعنوان یک اسیر جنگی سالها بعد بعنوان مبادله اسرا به ایران بازگردانده شد.اما مهمترین بخش این داستان در فرود امدن یک فروند اف 14 ایرانی با یک موشک فونیکس در کشور عراق بود . بلافاصله بعد از فرود یک تیم از مهندسین شامل 20نفر هواپیما را محاصره کرده و و از هواپیما و خلبان بدقت محافظت میکردند و البته مشغول کار بروی ان شدند . افسر رادار که از ابتدا مخالف فرار و پناهنده شدن بود بعنوان زندانی جنگی به عراقی ها تحویل داده شد. ولی خلبان به اروپا رفت تا از طریق سوئیس به امریکا برود . سرهنگ نیروی هوایی احمد مرادی طالبی کسی که با این هواپیما به عراق گریخته بود در ساعت 9 شب، دوشنبه 10 اوت 1987 شماره 41 خیابان پلانتامور درمحله پاکیس در ژنو با اصابت سه گلوله که از یک والتر پ پ ک(ساخت المان) مجهز به صدا خفه کن شلیک شد اعدام شد در حالی که همسر 32 ساله و هفت ماهه حامله اش در کنارش مشغول قدم زدن بود.او در وسط خیابان با گلوله جلوی چشمان همسرش شبی در ماه اوت سال 1987 به قتل رسید.
دوشنبه 10 اوت 1987 ساعت 9 شب، محله پاکیس. مثل همیشه در این فصل سرشب زمان خوبی برای قدم زدن است. بعد از پیاده روی در کنار دریاچه، احمد مرادی طالبی، 36 ساله، و همسر 32 ساله و هفت ماهه حامله اش آماده می شدند تا به هتل ادل ویز جایی که سکونت داشتند در میدان نویگسیون بازگردند بدون این که مشکوک شوند تحت تعقیب هستند.
تا شماره 41 خیابان پلانتامور رسیده بودند که دو مرد دوان دوان به آنها می رسند. یکی شان زن را هل می دهد و به صورتش مشت می کوبد. درحالی که دیگری به شوهر تیراندازی می کند. از پنج گلوله ای که به قربانی برخور می کند سه تایش به سر اصابت می کند. حمله کنندگان با اتومبیل فرار می کنند. اعدام احتمالا فقط چند ثانیه طول کشیده است
قربانی ایرانی است، سرهنگ نیروی هوایی، که "خلبانی درجه یک، مردی متمول، بافرهنگ، که انگلیسی سلیس حرف می زند، فرهیخته توصیف می شده است که یک سال قبلش، در میانه جنگ عراق و ایران با هواپیمایش به دشمن پناهنده مبشود.
این حرکت باعث می شود رژیم صدام حسین با آغوش باز پذیرایش شود.در بغداد زن و دو فرزندش، هفت و هشت ساله که چند ماهی در آلمان انتظار می کشیدند به او می پیوندند. و بعد به ژنو می روند جایی که تقاضای پناهندگی سیاسی می کنند، مرحله آخر قبل از ایالات متحده.
خیابان پلانتامور، پلیس شش پوکه کالیبر 7،65 ساخت آلمان غربی و بعد ده متری دورتر اسلحه جنایت، یک والتر پ پ ک مجهز به صدا خفه کن را پیدا می کند. با شهادت شاهدان، پلیس می تواند تصویرشان را ترسیم کند. پلیس به دنبال دو مرد "از یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس" است.
قاتل؟ حدود سی سال، 165 سانتی متر قد، هیکلی متوسط، کلاهی تیره و عینک آفتابی. همدستش کمی قدبلندتر است، تقریبا 170 سانتی متر، قد وبالای متوسط و کمی فربه. یکی شان کت یا پلووری آبی به تن دارد. هیچ کدامشان ریش ندارند. همه این ها بسیار مبهم است.بعدها متوجه شدند که احمد مرادی طالبی احساس خطر می کرده است. او هراسش را با کارمندان اجتماعی آسایشگاه عمومی مسئول پرونده اش درمیان گذاشته بود که به او توصیه کرده بودند اسباب کشی کند.
این درسی بود برای تمامی خیانتکاران که به مردم کشورشان خیانت میکنند و به دشمن پناهنده میشوند. اما سرنوشت این هواپیما و البته فانتومی که به عربستان پرواز کرده بود بسیار جالب بود. این اف 14 بهمراه فانتوم برای مدت زیادی توسط امریکایی ها تحت انواع ازمایشات قرار گرفتند و سرانجام نابود شده و در صحرا دفن شدند .
جنگ برعلیه گرجستان اولین تهاجم روسیه بعد از نبرد این کشور در افغانستان به شمار میرفت . در واقع این بزرگترین نبرد روسیه از زمان فروپاشی بود که برعلیه یک کشور خارجی در گرفت که در ان نیروهای نظامی روسیه اقدام به نبرد برعلیه یک ارتش خارجی نمودند که اصولا اساس شرقی و روسی داشت برای 5
روز نیروهای دو کشور روسیه و البته جدایی طلبان اوستیایی جتوبی و ابخازستان از یک سو و گرجستان از سوی دیگر در زمین ، دریا و هوا بر سر اوستیای جنوبی درگیر شدند و این در واقع برای مدت 5 روز دنیا را نگران کرد و تحت الشعاع قرار داد. البته باید یادمان باشد روسها هرگز رابطه خوبی با گرجی ها نداشتند شاید یکی از دلایل ان این است که بعد از انقلاب سرخ در شوروی این گرجی ها بودند که منشویک باقی ماندندو به بلشویکها ملحق نشدند(( کمونیستها در زمان انقلاب سرخ بلشویک نامیده میشدند و به مخالفانشان منشویک میگفتند)
روسیه و گرجستان برای استیلا بر اوستیای جنوبی با هم میجنگیدند. مردمان این خطه درواقع از نقطه نظر علوم انسان شناسی شعبه ایی از نژاد ایرانی هستند که به Iranic Speaking مشهور هستند که در زمان حمله مغولها در این منطقه و در حاشیه رود دن ساکن شدند. ولی حقیقت چیز دیگری بود نکته اینجاست که در قرن هیجدم و در واقع بعد از جنگهای داخلی امریکا این کشور براساس سیاست خارجی خود اقدام به ایجاد منطقه حیاط خلوت برای خود کرد. امریکای لاتین….امریکا تحت هیچ شرایطی حاضر نبود تا امریکای لاتین را با هیچ قدرت قدیمی یا جدید دیگری تقسیم کند و این دلیل تهاجم این کشور به کوبا یا نیکاراگوئه یا دخالتهای مداوم در مکزیک بود. امریکاییها در قرن نوزدهم و بیستم نفوذ خود را در امریکای لاتین گسترش داد و عملا بعد از جنگ دوم این منطقه تبدیل به مستعمره واقعی امریکا گردید و هنوز نیز علیرغم شعارهای گاه و بیگاه کسانی مانند چاوز این منطقه هنوز مستغمره امریکاست … شاید کشوری مانند ونیزوئلا داعیه استقلال دارد ولی همگان میدانند کاراکاس بدون کمپانی های امریکایی هنوز همان رانچیتو((حلبی ابادهای پیرامون کاراکاس ((بزرگی است که با ساختمانهای شیشه ایی مرکز تجاری کاراکاس که مالکان امریکایی از بودن در کنار سیمین تنان کاکائویی لذت میبرند در واقع نشانه ایی است از سلطه پنهان امریکا بر این کشور … بهرصورت به تاسی از امریکا شوروی نیز ایجادبه مناطق پیرامونی در اطراع کشور خود نمود ولی این عمل شوروی با تصرف و جنگ کشتار بود یعنی برخلاف سیاست یانکی ها یعنی نفوز از طریق اقتصاد ، روسها با سلاحها و ارتش سرخ اقدام به مستعمره سازی کشورهای اطراف نمودند .. بهرحال بعد از فروپاشی شوروی سابق ارتش این کشور نیز عملا از هم پاشید
..نیروی هوایی این کشور هرچند در دست روسیه باقی ماند ولی دیگر عظمت سابق را نداشت و در هشتم اگوست سال 2008 بود که با تهاجم گرجستان به اوستیای جنوبی و سپس عکس العمل روسیه جنگ شروع شد. گرجستان یکی ار جمهوری های قفقاز بود که بعد از فروپاشی شوروی سابق تحت ریاست و هدایت
ادوارد شواردنادزه اخرین وزیر امورخارجه شوروی قرارگرفت . ابن کشور از طریق دو منطقه ابخازستان و اوستیا که متعلق به روسیه و خودمحتار هستند با روسیه هم مرز است و مرتبط. با تحریکهای گرجستان که البته میتوان رد پای سیاست مداران امریکایی را در پشت این تحریکات دید چرا که امریکایی ها قصد نداشتند روسها در ارامش بگذارند و در درنتیجه با تحریکات دولت گرجستان گرجیهای ساکن اوستیای جتوبی که اقلیت بزرگی در این منطقه به شمار میروند شروع به تحریکاتی برای کسب استقلال کردند که با برخورد مقامات روسی این ایالت خودمختار روبرو شد. از اواخر دهه هشتاد برخورد دولت گرجستان با این ایالت شروع شد که در جریان درگیریهای مداوم نزدیک به چند هزار نفر کشته و خسارتهای زیادی برجا ماند با توجه به خسارات ناشی از جنگ ساکنین منطقه
اوستیای جنوبی یه سمت ایالت اوستیای شمالی گریخاتد که این بخش در واقع جزی از روسیه به شمار میرفت و با تلاشهای دولت روسیه صلح در منطقه حاکم شد و نیروهای حافظ صلح متشکل از نیروهای دو کشور منطقه یعنی روسیه و گرجستان و البته نیروهای اوستیای جنوبی در منطقه مستقر شدند تا از صلح حفاظت
کنند.اما گرجی ها که تحت حمابت غرب بودند در دیگر منطقه خودمحتار یعنی ابخازستان نیز جنگ را اغاز کردند.در این منطقه دلیل درگیری فرار اعضای مافیا محلی امراز کوبتسانی بود که این گروه از مافیا گرجستان و فعال در زمینه فحشا و مواد مخدر بودند که دولت گرجستان ادعا میکرد در داخل ابخازستان مخفی
شده اند … با هجوم تیروهای گرجی با ابن بهانه به ابخازستان این کشور در ابخازستان یک دولت دست نشانده در منطقه ای شمالی این جمهوری به وجود اوردند . در سال 2008 بسیاری از کارشناسان منطقه ایی وقوع جنگ را پیش بینی میکردند . در واقع درگیری های لفظی به یک درگیری تمام عیار منتهی شد. گرجستان
هدف خود را تلاش برای حفظ یکپارچگی کشور اعلام کردند و اعلام کردند قصد دارند یک منطقه پاک ایجاد نمایند و حتی اسم عملیات خود را تسیمداولی با همان عملیات منطقه پاک به زیان گرجی نامیدند .ولی چیزی که گرچی ها پیش بینی نکردند پاسخ شدید روسها بود که دست امریکا را در پشت این تحرکات میدیدند و
اعتقاد داشتند نحریکات غربی عامل اصلی این عملیات گرجی هاست . در بحث بررسی توان نظامی نیروها باید ابتدا از گرجستان شروع کنیم . از زمان استقلال و جدایی از شوروی نیروی نظامی گرجستان نیز مانند سایر جمهوری های استقلال یافته تابعی بود از ارتش عظیم شوروی سابق … تجهیزات روسی اساس ارتش
این کشور را تشکیل میداد. در سال 2003 میخائیل ساکاشویلی به قدرت رسید و تمایلات غربی او باعث رویکرد به طرف غرب و عموما اسرائیل گردید. در زمان شروع جنگ این کشور دارای 2200نیروی ثابت و البته یک نیروی ذخیره در حدود 100هزار نفر به شمار میرفت این کشور در حدود 200 دستگاه تانک تی هفتاد دو در اختیار داشت که توسط اسرائیلی ها ارتقا یافت و به زره های واکنشی سرامیکی مجهز گردید که این زره در مقابل شلیک یک گلوله ابرامز مقاوم است . به مسافت یاب مجهز است و البته سیستمهای اشکار ساز رادیو اکتیو دارد. گرجستان دارای 200 دستگاه بی ام پی نیز بود که این نفربرهای نیز توسط اسرائیلی ها ارتقا یافت . در واقع ساکاشویلی سه میلیارد دلار در اختیار ارتش این کشور گذاشت تا اقدام به نوسازی ارتش نماید.علاوه بر این به پاس کمک به امریکا در جنگ بر علیه عراق سیصد میلیون دلار کمک نظامی شامل حضور یک تیم از مستشاران نظامی برای اموزش سربازان گرجی در اختیار این کشور قرارداد در زمینه نیروی هوایی اصلی ترین پرنده های این کشور عبارت بودند از 12فروند از سوخوی بیست پنج شامل ده فروند و دو فروند سوخوی بیست پنج یو بی اموزشی و
البته دوازده فروند بالگرد میل بیست چهار و البته میل هشت بهمراه هیویی های اهدایی امریکا بود . اسرائیل علاوه بر بهسازی و به روز سازی هواپیماها گرجی هشت فروند بهپاد هرمس 450و همچنین چهار فروند بهپاد اسکای لارک به این کشور فروخت . ضمنن سوخوی های گرجی تحت برنامه های روزامد سازی اسرائیلی ها کد اسکورپبون را گرفتند. این همکاریها از سال 2001 اغاز شد زمانی که کارشناسان البیت سیستم اسرائیل در کارخانه های تولید سوخوی 25 که همگی در تفلیس گرجستان قرار دادرند اقدام به ارتقا این پرنده ها نمودند.از انجمله که توانایی پرواز در شب و روز را در اخیتار این مدل سوخوی که با کد KB شناخته میشوند گذاشت همچنین سیستم کنترل تسلیحات دیجتالی از دیگر امکانات این پرنده بود که توسط اسرائیلی ها در اخیتار این مدل گذاشته شد. گرجی ها همچنین از نفربرهای ساخت ترکیه بهمراه ده سامانه پرتاب موشک سطح به هوا و البته نزدیک به هفتاد اتشبار پدافند بود. در مقابل روسیه در زمان اغاز جنگ هنوز یک میلیون نفر نیروی نظامی در اختیار داشت.
مشکلات مالی به جا مانده از دوران کمونیستها باعث شد تا روسیه به سرعت اقدام به کاهش ارتش و کوچک کردن ارتش خود نمود. این کشور بدلیل وسعت زیاد ارتش به نواحی مختلف تقسیم میشود و هر ناحیه مسئولیت حفاظت از یک بخش از کشور را برعهده دارد. ناحیه قففاز شمالی و مرزها این بخش به منظور محافظت به واحدهایی سپرده شده است که نیروی زمینی پنجاه هشتم مشهور است.این نیرو به دلیلی که گفته شد در سال 1995تاسیس شده است این نیرو یکی از باتجریه ترین و جنگ دیده ترین ارتشهای روسیه است زیرا تجریه جنگ چچن را داشت توان رزمی این نیرو شامل 609 دستگاه تانک 2000 دستگاه از انواع نفربر و البته دویست قبصه هوبتزر و خمپاره انداز …در کنار این ارتش واحدهای هوانیروز چهارم روسیه با توانی در حدود 60فروند سوخوی 24 و البته گونه شناسایی سوخوی 24 ام ار 100 فروند میگ 29 60 فروند سوخوی 27 و البته 100 فروند سوخوی 25 قرارداشت این واحد البته در حدود 75 فروند بالگرد تهاجمی هایند را نیز در اختیار دارد. در این نبرد روسها از 15000نفر از نیروهای رزمی خود شامل 5000نیروی مخصوص شامل چتربازها هوابردو البته نیروهای مخصوص روسیه معروف اشپدناز استفاده کرد و البته هنوز کسی نمیداند با توجه به توان رزمی دو کشور چگونه گرجی ها تصمیم به تحریک روسیه برای ورود به جنگ گرفتند.برنامه ریزان گرجی تصمیم داشتند تا در مدت کوتاهی با تهاجم به اوستیای جنوبی این منطقه را تصرف کنند انها با این فکر وارد جنگ شدند تا در ظرف
24 ساعت منطقه را تصرف کنند و سپس تا زمان ورود روسها به جنگ با ایجاد استحکامات در مقابل روسها دفاع کنند همچنین گرجی ها تصور میکردند که روسها برای ورود به جنگ با تردیدها یا مخالفتهایی از سویی سیاست مداران روبرو خواهند شد که این خود فرصت کافی در اختیار مدافعان گرجی خواهد گذاشت یکی مهمترین تصمیمگیریها برای گرجی ها این بود که بتوانند ارتباط بین روسیه و اوستیای جنوبی را قطع کنند . این دومنطقه ار طریق تونل روکسکی با هم مرتبط میشد و انهدام این تونل باعث قطع ارتباط بین دو منطقه و ایجاد مشکلات زیادی در مسیر نیروی زمینی 58برای ورود به جنگ ایجاد میکرد. در ابتدا نیروی هوایی و سپس نیروهای مخصوص گرجی اقدام به نابودی تونل کردند که در نهایت نیز موفق شدند نبرد از روز هفت اگوست با تبادل اتش بین طرفین شروع شد در این روز توپخانه گرجی ها بهمراه اتش خمپاره و البته موشک اندازهای بی ام 21 اتش سنگینی را برروی تسخینوالی و روستاهای اطراف ریختند . یکی از دلایل تلفات بالای غیرتظامیان اوستیای جنوبی استفاده زیاد از اتش توپخانه و البته همین موشک اندازها بود. در مورد این موشک اندازهای 40 لول گفتنی است که توانایی پرتاب راکتهای 122 میلیمتری را دارد که در سر جنگی خود در حدود 7 کیلو مواد منفجره دارد و البته برای شخم زدن منطقه هدف از ان استفاده میشود زیرا از دقت بالایی برخوردار نیست . در روز دوم نبرد نیروهای گرجی با پشتیبانی اتش توپخانه پیشروی خود را به طرف شهر اغاز کردند و البته با اتشباران مداوم در این
روز خود شهر را هدف قرار دادند که هدف ایجاد وحشت در بین ساکنین غیرنظامی بود. ولی اولین کیش سنگین جایی بود که در این شطرنج به گرجی ها داده شد جایی که سرفرماندهی نیروهای گرجستان که دستور حرکت نیروهای گرجی به سمت تسخیتوالی را از دومسیر داده بود و البته نیروهای زرهی گرجی به سرعت
به طرف شهر نزدیک میشدند در جایی بود که نیروی روسی به سرعت وارد عمل شدند و به سمت تونل روکسکی حرکت کردند در همین زمان بخش دیگری از نیروهای روسی با احتمال وجود خرابکاری در مسیر تونل به سمت شهر دژاوا حرکت کردند و با رسیدن به این شهر به سمت رودخانه مشهور گوفتا تغییر مسیر
دادند یکی از دلایل حرکت سریع نیروهای روس این بود که نیروهای کلاه ابی روس که بعنوان حافظ صلح در منطقه مستقر بودند بشدت زیر اتش نیروهای گرجی بخصوص بمبارانهای سوخوهای 25 گرجی قرارداشت و هرلحظه امار تلقات بالا میرفت در حوالی اواسط روز نیروهای حافظ صلح روس علیرغم مقاومت عجیب تمامی خوردهای نظامی و نفربرها و تانکهایش را ازدست داد و این تنها بدلیل حجم بالای اتش هویتزرها و موشکاندازها گرجی و حملات مداوم هایندها بود که با راکت اندازهای خود و البته بمبهای سقوط ازاد منطقه را تبدیل به جهنمی از اتش کردند.با اطلاع از حرکت نیروهای روسی به طرف شهر اینبار بمب افکنهای سوخوی 25 با حمله به نیروهای روسی که از مسیر رودخانه به طرف شهر میامدند تنها پل روی رودخانه را نابود کردند و این مسئله باعث شد تا از دورترین مسیر ممکن روسها به طرف شهر جرکت کنند که این بزرگراه گری دمنیسی بود. در روز هشتم اگوست میتوان گفت که سوخو ها 25 گرجی و البته هایندهای گرجی نقشی حیاتی داشتند و با سورتی های زیاد پرواز تلفات سنگینی به نیروهای روسی کلاه ابی وارد کردند.اما نیروی هوانیروز روس هم بیکار نبود زیرا در صبح
همین روز یک سکوی رادار در نزدیک بندر پوتی بمباران و نابود شد و این خود در بسیاری از برنامه های اتی نیروهای گرجی اختلال ایجاد کردند. این درواقع هدیه ایی بود از سوخوی 24 های روسی که در ادامه روز بارها اقدام به بمباران شهرهای مهم گرجستان کردند . در این روز البته نیروهای گرجی اقدام به
تصرف دوکمپ نیروهای روسی کردند و تعداد زیادی از نیروهای روس را به اسارت دراوردند ولی در بعد از ظهر همین روز یکی از شاهکارهای نیروهای مخصوص دنیا رخ داد ..اشپدنازهای روسی وارد عمل شدند و با نفوذ به خطوط نیرویهای گرجی اسیران روسی را نجات دادند . البته شاید در اینده یک رمبوی روسی را نیز شاهد باشیم . بهرحال با توجه به اهمیت موضوع درگیر در روز بعد ولادیمیر بولدیرف فرمانده کل نیروهای زمینی روسیه شخصا وارد منطقه شد و فرماندهی میدان را برعهده گرفت و در ادامه تحت فرماندهی این مرد روس و با هدایت او نیروهای روسی حلقه محاصره نیروهای گرجی در اطراف نیروهای کلاه ابی روس در منطقه را شکستند و اقدام به نجات نیروهای روسی گیر افتاده در محاصره کردندحالا شرایط برای گرجی ها بسیار سخت شده بود و در نتیجه
گرجی ها تصمیم به یک حرکت انتحاری گرفتند و نیروهای زرهی این کشور به طرف دژاوا حرکت کردند ولی بدلیل عدم پشتیبانی هوایی مناسب و همچنین بمبارانهای سنگین نیروی هوایی روسیه عملا تلاشها با شکست روبرو شد.و درواقع نیروهای گرجی به تدریج به داخل گرجستان رانده شدند و حالا تفلیس در
معرض خطر قرار داشت . در این میان نمیتوان از کمکهای جمهوری ابخازستان به راحتی گذشت در ادامه نیروی هوایی روسیه با بمباران سنگین زیرساختهای گرجستان را نابود کرد. با بمباران فرودگاه های نظامی عملا نیروی هوایی این شکور از گردونه خارج گردید. حالا اسمان در کنترل کامل روسها قرار داشت و در ادمه این پایگاه نیروهای پدافند در مالتاکوا بود که توسط بمبارانهای سوخوهای 24 روسی از بین رفت در پایان جنگ روسها یک منطقه پرواز ممنوع در مرز روسیه گرجستان به وجود اوردند که هواگردهای گرجی حق پرواز در منطقه را نداشتند. البته به عقیده من این جنگ نشان دهنده عمق حماقت گرجی ها بود. زیرا با هر پارامتری 12 فروند سوخوی 25 نمیتواند یا دویست دستگاه تانک نمیتواند اهرم خوبی برای تهاجم به خرس بزرگ باشد. در مورد تلفات نیروهای دوطرف امار و ارقام بسیار متفاوت است زیرا روسها اعلام میکنند که 74کشته 19 مقفود بهمراه 174 مجروح تلفات نهایی انها بوده است در حالی که ارقام ادعایی گرجی ها چیزی در حدود 400 نفر را نشان میدهد. اما جالب ترین نکته این نبرد برای ما اعضای سایت شکار یک فروند بمب افکن تی یو 22 روسها در هنگام یک عملیات
شناسایی توسط یک سکوی پرتاب موشک پدافند اس ای 5 گرجی بود که این سکوها توسط اکراین در اختیار گرجستان قرار گرفته شده بود.البته بغیر از این پرنده دو طرف تعدادی از سوخوی های 25 خود را با اتش طرف مقابل از دست دادند . ولی بهرحال سکوی های پرتاب موشکهای پدافندی که متحرک بودند بلای جان دو
طرف بودند . البته گرجی ها حداقل سه فروند از بهپادهای خود را نیز با شلیک ایگلا از دست دادند که این بهپادها توسط نیرویهای اوستیای جنوبی شکارشدند.
بهرحال هنوز کسی دلیل این دیوانگی گرجی ها را نمیداند. با توجه با توان نیروهای نظامی گرجستان این خودکشی اشکار به شمار میرفت . زیرا توان نظامی گرجی ها به هیچ وجه قابل مقایسه با روسها نبود. ولی بهرحال این میدان در واقع محل درخشش دوباره سوخوی 24 بود که با استفاده از ان روسها زیرساختهای گرجستان را نابود کردند.
بهرحال شنیدن تحلیلهای دوستان نیز میتواند به همه کمک کند. این برداشت من از سایتهای مختلف خبری بود. ولی یکی از جالبترین نکات برای شخص من در این جنگ بمباران و نابود کردن یکی از کارخانه های تولید سوخوی 25 گرجستان توسط یک فروند سوخوی 25 روس بود . سوخوی های 25 در گرجستان و در کارخانه ایی در حومه تفلیس تولید میشوند.
برای من خیلی عجیب بود ..هرچی بیشتر میگشتم کمتر پیدا میکردم …تقریبا هیچ مقاله ایی حتی به طور ناقص از هلیکوپتر میل 8 و 17 ندیدم به فارسی ..البته در انگلیسی هم چیز خاصی نیست جز دانشنامه ازاد و چند چیز مختصر …مطلب پایین یک جمع اوری از سایتهای مختلف و چند خط و چند خط نوشته های اینتر نتی است ….
همیشه بالگردهای ترابری کار بسیار مهمی درزمینه ی ارائه ی تجهیزات به میدان نبرد داشته اند.این هاباید تمامی تجهیزات لازم برای مقابله یا هجوم را برای نیروهای خودی تهیه می کردند.ونباید گفت در زمینه ی جنگ فقط باید به بالگرد های تهاجمی فکرکرد.روسیه و آمریکا سعی کرده اند در انواع مختلفی بالگردهای ترابری و حتی فوق ترابری تولید کنند.
روسیه نیاز داشت که بتواند نیروهای خود رادر کشوربزرگ خود در نواحی فراوان با سرعت ضربتی وبالابه به مناطق حساس ویا نبرد برساند.این در حالی است که این بالگرد باید فوق ترابری باشد وعلاوه برداشتن قدرت حمل بالا بایددرشرایط خطرناک خودی نشان دهد و از کمند مهاجم فرارکند.
شرکت میل به عنوان بهترین شرکت تولیدبالگرددرروسیه طرح پیشنهادی مناسب با نام میل8رابه روسیه داد.این بالگرد باید در زمین های ناهموار به خوبی حمل نفرو تجهیزات می کرد و درمقابل آن در این نواحی با این هوای سرددوام می آورد و تاکتیک های نوین را به خوبی اجرا می کرد.این بالگرد این توان را دارد که در هواهای خیلی گرم و بسیار سرد دوام بیاورد.شاید باور نکنید ولی دمای-50الی+50درجه سانتی گراد برای این هواپیما تعریف شده است.این بالگرد علاوه براین می تواند در تمام مدت کارایی داشته باشد و درشبانه روز مشکلی برای پرواز نداشته باشد.((VFR,IFR.از این رواین بالگرد برای نواحی متعددی تعریف شده از جمله آن حرکت در جنگل،بیابان،کوهستان و مناطق دشتی و دلتایی می باشد.میل هشت یا هیپ درواقع یک هیلکوپتر دوموتوره ویژه حمل و نقل هوایی است که از ان میتوان بعنوان یک هلیکوپتر تهاجمی یا پشتیبانی آتش هوایی نیز استفاده کرد در بسیاری از ارتشها با نصب دو توپ یا گاتلینگ از ان بعنوان یک هیلکوپتر تهاجمی بر علیه اهداف زمینی استفاده میکنند. تاریخچه تولد این هلیکوپتر به 9 جولای 1961 باز میگردد جایی که برای اولین بار نمونه ازمایشی تک موتوره ان به کد W-8 و با یک موتور AI-24W به پرواز درامد . یک سال بعد در تاریخ 17 سپتامبر 1962 دومین نمونه پیش تولید ان با دوموتور یاد شده پرواز کرد . تا سال 1967 که این پرنده به خدمت ارتش شوروی درامد تغییرات بسیاری بروی ان اعمال شد و در این سال بود که زندگی عملیاتی خود را در این نیرو اغاز نمود . درواقع این پرنده در دسته پرتولید ترین پرنده های دنیا دسته بندی میگردد چرا که تعداد بسیار از این پرنده نجیب و سخت زی تولید و وارد سرویس شده اند . یکی از مدلهای این هلیکوپتر مدل تی است که به موشکهای ضد تانک و البته توپ و گاتلینگ مسلح است و توانایی حمل 24سرباز مسلح را نیز دارد . گونه صادراتی این هلیکوپتر با نام میل 17 در بسیاری از ارتشهای جهان مشغول ارائه سرویس است . میل 17 در ارتش شوروی همان مدل ام بود و سرویسهای خود را ارائه میداد . دو مدل 14 و 24 را نیز طراحان میل با الهام از همین میل 8 طراحی و تولید نمودند …میل 14 در واقع همان گونه دریایی میل 8 به شمار میرود . تاکنون بالغ بر 40 مدل مختلف از این هلیکوپتر ساخته شده است. در واقع با ارتقای کیفیت در این بالگرد میل 17 شکل گرفت که یکی از انها استفاده از موتور های پیشرفته تر و بزرگتر TV3-117MT و همچنین روتورهای بزرگتر بود . شرکت سازنده این گزینه را در اختیار مشتریان میگذارد که از موتورهایی برای شرایط اب هوایی گرم یعنی موتور Isotov TV3-117VM نیز استفاده کنند و این بستگی به خود خریدار دارد . اخیرا نیز چین و ونزوئلا در گونه های خریداری شده از موتور های گونه جدید VK-2500 که برای ارتفاعات طراحی شده است استفاده کرده اند که این موتور توسط شرکت سازنده به سیستم کنترل FADEC مجهز شده است . درواقع طراحی میل 17 برای صادرات است و به همین دلیل طراحان روسی همه دقت و هنر خود را به خدمت گرفته اند تا بهترین شاهکار خود را ارائه دهند البته از یاد نبریم پرنده های روسی بدلیل مقاومت و عمر بالا همیشه در بین خریداران جهان سومی از طرفداران زیادی برخوردار بوده است . همانطور که گفته شد این بالگرد فوق ترابری می باشد و همچنین به دلیل داشتن سیستم ها ی حرارتی و برودتی خاص می تواند در هرگونه شرایط دمایی خود را ظاهر کند.همچنین این بالگردباداشتن سیستم ضد یخ زدگی این توانایی را دارد که در شرایط جوی نامناسب مانند بارش برف و باران یا گردو غبار زیاد وهمچنین در شرایط رطوبتی زیاد و در حالت های شرجی کارایی خود را نشان دهد.
این بالگرد با وجود مشهوریت به کار حمل و نقل دارای محل خاصی برای پرتاب موشک یا رهایی بمب می باشد.علاوه برآن احتمالا سیستم تیربار و آتش بار نیز برروی آن نصب گردد.
این بالگرد دارای شناورهایی است که می تواند روی بالگرد نسب شود و باعث شوند که بالگرد روی آب بنشیند.
درضمن روسیه سیستمی هشدار دهنده با نام NATASHAرا برای این بالگرد به کار گذاشته اند تاتمامی جوانب و عیب و ایرادهای احتمالی را به خلبان گزارش می دهد(مانند لرزش موتورها،خرابی پمپ سوختی،آتش گیری برخی مناطق بالگرد و…) تا هرچه زودتربه آن رسیدگی گردد. در واقع یک نکته کلیدی این جاست که اسم میل 17 در واقع معرف نمونه صادراتی محصول کارخانه میل است . در نیروی های ارتش شوروی یا روسیه کنونی که کاربر این بالگرد هستند از این بالگرد با عنوان Mi-8MT یاد میشود . البته میشود میل 17 را به راحتی از میل هشت تشخیص داد چرا که رتورهای قسمت عقبی و جهت نصب انها در پشت با میل هشت متفاوت است . این تفاوت اصلی میل هشت با میل هفده است در میل هشت رتور عقب در قسمت چپ و در میل 17 در قسمت راست روتور نصب شده است . همچنین یک سپر محافظتی در مقابل دهانه ورود هوای میل 17 نصب شده است که از ورود گرد غبار به داخل موتور جلوگیری میکند . هواکشهای موتور میل 17 از هواکشهای موتور نصب شده بروی میل 8 یعنی موتور TV2 که وظیفه تامین نیرو در میل هشت را برعهده دارد کوتاه تر است و بروی کابین امتداد پیدا نکرده است . در این بالگرد باید یک اکیپ 3 نفره باشد(حداقل)تا بالگرد پرواز کند.این اکیپ به عنوان خدمه ی پروازی شناخته می شوند که شامل خلبان و کمک خلبان و مهندس پرواز است که به کمک هم می توانند بالگرد را به کار بکشند و همچنین در صرتی که این بالگرد نمایی غیر از حمل و نقل را به خود بگیرد و مجبور باشد فراترابری کار کند می تواند بیش از5خدمه ی پروازی داشته باشد. میتوان گفت از نکات قوت و یکی دیگر از دلایل فروش بالای این بالگرد این است که کارخانه سازنده بنا به درخواست خریدار اقدام به طراحی یا تغییرات در بالگرد مینماید . این بالگرد توانایی بر عهده گرفتن بسیاری از نقشها را دارد ..میتوانید این بالگرد را مسلح کرده بر علیه اهداف زمینی استفاده کنید. قابلیت نصب بسیاری از سلاحها را دارد .
کشور سازنده روسیه
تاریخ معرفی برای میل 17 : 1981
طول : 25.4 meters
ارتفاع : 4.76 متر
وزن خالی : 7100 کیلو
حداکثر وزن در هنگام برخاستن : 13000 کیلو

کورت والدمار تانک طراح پرنده قاتل
در فوریه 1898 در 24 این ماه در المان کورت والدمار تانک به دنیا امد که سالها بعد استعداد و توانایی او در طراحی
هواپیما به کار ارتش نازی و خصوصا لوفت وافه امد. او اوازه جهانی در طراحی و ساخت هواپیماها بخصوص شکاری مشهور اف دبلیو 190 دارد. در ابتدا او بعد از طی دوران تحصیل به عنوان یک مهندس جوان در کارخانه تولید هواپیما و صنایع هوایی الباتروس مشغول به کار شد. ولی بدلیل ورشکستگی این شرکت در سال 1929 بسیاری از مهندسین جوان این شرکت به شرکتهای رقیب پیوستند که عبارت بودند از دو شرکت فاک ولف و آرادو و در این بین کورت جوان به کمپانی فوک ولف پیوست در بین سالهای 1931 تا سال 1945 او دهها هواپیما از انواع مختلف را برای این شرکت طراحی کرد و ساخت و همانگونه که ذکر شد شاه بیت غزل کار او طراحی و ساخت شماری اف دبلیو 190 بود در ابتدا او با طراحی یک هواپیمای تجاری توانایی های خودش را نشان داد . اف دبلیو 44 یک هواپیمای تجاری موفق بود که به نوعی موتور موفقیت کمپانی به شمار میرفت و شرکت فوک ولف را به ثبات مالی و اقتصادی رساند . سپس شماری موفق اف دبلیو 190 را طراحی کرد و ساخت که در واقع بسیاری از خلبانان متفقین خاطرات تلخی را از دوئلهای هوایی با این پرنده را در خاطر داشته باشند .در ادامه این شکاری بهمراه مسراشمیت بی اف 109 استخوان بندی و بدنه اصلی لوفت وافه را تشکیل میداد . در زمان خود این
هواپیما طراحی شده توسط کورت نه تنها یک شکاری بلکه یک شکاری بمب افکن هواپیمای شناسایی و یک هواپیمای پشتیبانی نزدیک نیز به شمار میرفت بعد از موفقیت در اولین پرواز در سال 1939 در بین سالهای 1941 تا سال 1945 حداقل بیست هزار فروند از این شکاری موفق تولید و به نیروی هوایی المان پیوست .. البته این شکاری مدلهای مختلفی داشت و کورت نشانهای مختلف و تقدیر نامه های گوناگون از مراکز مختلف دریافت کرد من جمله یک دکترای افتخاری از دانشگاه برانشویک که از طرف این دانشگاه عنوان پرفسوری افتخاری را دریافت کرد. با تصمیم سرفرماندهی لوفت وافه مبنی بر استفاده از اسم طراحان هواپیما در کد نام گذاری محصول و درادامه تولید پرنده قصاب یا همان اف دبلیو 190 او تی ای 152 را با دو مدل اچ و سی طراحی و تولید کرد. در مدل اچ دهانه بال در حدود 14.5 متر بود و البته با توجه به موتور پرقدرت یومو 123 و همچنین سوپر شارژ ام دبلیو 50 که از ترکیب الکل و اب بعنوان بوستر استفاده میکرد در ارتفاع بالا عماکرد فوالعاده ایی به این پرنده میداد. با توجه به پایان جنگ کورت مانند بسیاری از نازیها به امریکای لاتین گریخت و به ارژانتین رفت. با توجه به شهرت
جهانی او با پیشنهاد مقامات ارژانتینی در موسسه هوایی کوردوبا مشغول به کار شد و در این کشور با استفاده از طرح هواپیمای شکاری تی ای 183اقدام به طراحی هواپیمای آی ای ایی پالکویی دو را اغاز کرد ولی بدلیل سرنگونی خوان پرون دیکتاتور ارژانتینی و عدم حمایت مالی مناسب از طرح این پروژه متوقف شد و تیم طراحی کورت از هم پاشید و اعضای ان به امریکا رفتند سپس در این زمان کورت به هندوستان رفت و در این کشور و در مرکز صنایع هوایی هندوستان کار خود را اغاز کرد این جا بود که او اولین هواپیمای بومی هندوستان را با نام مارت هندوستان طراجی کرد و این پرنده بومی هند در سال 1961اولین پرواز خود را انجام داد و تا سال 1985 در خدمت نیروی هوایی این کشور بود و در واقع طراحی این شکاری بمب افکن هندی یکی از گامهای بلند این کشور برای ارتقای صنعت هوایی خود بود. در اواخر عمر کورت به المان بازگشت و در ژوئن 1983 کورت این طراح خوش فکر المانی در برلین درگذشت . در روز پنجم ژوئن تاریخ صنایع هوایی یکی ازبزرگترین طراحان خود را ازدست دادالبته یک نکته ظریف در این داستانها نهفته است …بدلیل عدم وجود یک دولت قدرتمند در ایران در ان روزها ما نتوانستیم از دانش طراحان المانی در زمینه های مختلف استفاده کنیم. مضاف بر اینکه کشور ما بصورت غیر علنی یک مستعمره بود که در بین سه قدرت شوروی امریکا و انگلستان تقسیم شده بود
![]()
کورت طراح بزرگ المانی
تصویری از یکی از ستونهای فقرات نیروی هوایی المان نازی یا همان لوفت وافه یعنی FW-190












