یکی از ویژگیهای انسان که او را از موجودات دیگر متمایز میکند ؛ توبه است !! اری توبه!! چرا که شما ییهو از خواب گران برمیخیزید و به سوی خدا باز میگردید که مصداق بارز ایه شریفیه التواب من الایمان میباشد یعنی کسی که توبه نکند از ما نیست !! از انجایی که من الان از خواب برخواستم با خواندن یک کامنت بدون نام و نشان که در این دو سه هفته اخیر دو یا سه بار مرا مورد الطاف خود قرار داد و با یک حرکت انقلابی دم خروسی را از پاچه شلوار این عامل استکبار جهانی (( سعید مطلبی )) بیرون کشید و متوجه شد این جوان رعنا ساخته ذهن بیمار من است !! دیشب در عالم رویا مردی را دیدم با عصایی بسیار زیبا که مرا خطاب قرار داد: ای معلون !!به خدای تورا؛ به یهوه بزرگ ایمان بیاور و با توبه خود را سگ درگاه او نما که فریب دخترکان و پسرکان بیگناه در این بلاد اسلامی دیگر جایز نمیباشد که تو ابروی نداشته قومت را بردی ای گوساله سامری!!!!!!! باور بفرمایید برای لحظاتی مرگ را در پیش روی چشمان خیره ام دیدم . به ان مرد خدا التماس کردم مرا تا ساعت ۱۱ فردا صبح به وقت تهران ویچ مهلتی اعطا نماید تا بتوانم جبران مافات کنم . وقتی امروز صبح به این وبلاگ درپیت خود سرزدم دیدم مردی از تبار و سلاله پیامبران (( البته شاید هم زنی!! کسی چه میداندچون این عزیز که انشالله سفر میکند به زودی؛؛ هیچ نشانی جز زبانی تلخ ندارد که ادم برایش میلی ؛ کامنتی ؛ بوقی ؛ سوتی چیزی بزند)) برایم کامنت گذاشته است و همان باقی مانده ابروی مرا برده است . پس با عنایت به مقام و جایگاه والای توبه در ادیان یهود و اسلام تصمیم به توبه گرفتم همانا که رسول اکرم فرمودند لکل داء دواءو دواء الذنوب الاستغفار یعنی هر چیزی دارویی دارد حتی ویروس اچ ای وی و داروی گناهان نیز توبه میباشد . من در این جا با این اعترافات توبه مینمایم و از خداوند میخواهم روح گناه کار مرا به جهنم درک واصل نماید . باشد تا کمی از بار گناهانم کم شود!! انشالله !! ابتدا باید بگویم من یک بیمار اسکیزو فرنی هستم . هدفم از تاسیس این وبلاگ فریب دختران بی گناه و معصوم بوده است ! و با نامهای مجهول مانند منوچهر اریک اشمع ال یونوس اناستاپولوس روبرتو گراتزیانی الیشا العذار اسماعیل فضلی و غیره و ذالک دختران زیادی در جای جای این کشور اسلامی فریفته ام . نام اصلی من (( علی کاسه گل زاده بالا دهی)) است . من تا سوم ابتدایی در روستای بیل اباد بالا از توابع بیله سو وار پارس آباد مغان درس خواندم و توانستم تصمیم کبری را نیز از حفظ بخوانم . اما از انجایی که همیشه کمبود محبت داشتم به پیشنهاد دوستی به نام شاه ورد اورهانی با مقوله ای به نام اینتر نت و محیط های مجازی آشنا شدم و به وبلاگ نویسی از نوع فارسی روی اوردم . من در محیط نت نامهای مجهول زیادی دارم یکی از نامهای من که خود را به دروغ با ان مشهور کردم و بارها و بارها برای خودم و دیگران کامنت گذاشتم نام (( آتوسا )) بود و حتی یک بار هم پستی در جواب به خودم نوشتم !! نام بعدی مجهول دیگر (( اریانا )) بود که اصلا وجود خارجی نداشت . من این شخصیت را ساختم و خودم و او را یک رومئو و جولیت (( با ژولیت اشتفاه نشود)) نشان دادم و هی هم در پست چه گوارا در نقش او و اتوسا فرو رفتم و با خودم درگیر شدم . اما شاهکار من در زمینه خلق کارکترهای دروغین با خلق کارکتری به نام سعید مطلبی (( بدبخت سعید
) به اوج خود رسید البته سعید مطلبی یه سه گانه است که با حاج اسماعیل نیل فروشان و امیر زرنگار و محمد بچه فلاورجان و دانشجوی فوق لیسانس فیزیک در دانشگاه دولتی اصفهان به اوج خود رسید . من این دوستان را خلق کردم تا مرا دوست داشته باشند . حتی در پست ۲۹ اسفند نیز از این عزیزان تشکراتی هم کردم . با پیشرفت در زمینه ساخت پرسوناژ با ساخت پسر اریایی و داداشی و مادر پسر اریایی و ……….به پیشرفتهای محیرالعقولی دست یافتم . ولی به جایی رسیده بودم که دیگر با این کارکترهای دروغین مانند نامهای بالا و نامهایی مثل آهو معصوم مریم فخار و البته کارکتر یک اهل مطالعه و کتاب به نامهای مسعود و نادر (( هر دوی اینها یک نفر بودند و در وبلاگهای متعددی با این اسامی نیز کامنت دارم ))هم دارم ؛ ارضا نمشدم فی لذا اقدام به خلق کارکتر به همراه وبلاگ نمودم . اما یکی دیگر از کارهای شنیع من خلق کارکتر بی بی و با وبلاگی به همین نام بود و البته وبلاگی نیز با نام شهاب عشق فیلم تاسیس نمودم که در ان اقدامات شنیع خودم را با گریم و تغییر قیافه همراه کردم و بسیاری از دخترکان را بفریفتم . من با خلق و تاسیس وبلاگ چایخانه در ویرجینیا نقش خانومی را به نام نسترن ایفا کردم که در ویرجینیا در نزدیکی لانگلی زندگی میکند . همچنین وبلاگ علی در المان نیز متعلق به من میباشد . من از تمام این اعمال سیاه و کثیف خود نادم و پشیمان هستم و امیدوارم خداوند مرا ببخشاید و روح مرا قرین رحمت نماید .قصد من فقط و فقط جلب توجه دیگران بوده است . اصلا همه این اسامی مجهول هستند و من هیچ وقت نتوانستم از این کمبود فرار نمایم فلذا از در گاه خدای متعال عاجزانه میخواهم که مرا عفو نماید و از شما دوست بی نام هم سپاسگذارم که ذهن مردم را روشن ساختید و وقت گذاشتید و توانستید با لطایف الحیل دم خروس را از استین این عامل استکبار بیرون بکشید و هرز چندگاهی با افشاگری های به موقع مشت محکمی به دهان من بزنید که دروغگو و یاوه گویی بیش نمیباشم خداوند به شما رحمت کند! اما در پایان جای دارد اخرین شاهکارم را مورد اعتراف قرار دهم . اری اری خلق کارکتر ماتیلدا بود. من در پیشگاه خداوند اعتراف میکنم که ماتیلدا ساخته ذهن من بوده است. این مایتلدا در واقع یک گلدان یوکا بود که من ان را بصورت یک دختر واقعی و رویایی دراوردم و میلهای زیادی با ادرسی مجهول که نه در گوگل و نه در هیچ گوگولی دیگر یافت نمیشود برای خودم میلهای زیادی فرستادم و خودم نیز با ادرسی مجهول به انها پاسخ دادم و در پست بیست و نه اسفند از این موجود فرضی تشکر کردم و خداوند دروغگویان را ابتدا رسوا و سپس رستگار مینماید ! ای اقا یا خانوم بی نام ممنون که در رستگاری من در خیابان هرزگوین به من کمک کردید و مرا از جهالت بیرون اوردید .و به عالم واقعی پرتاب نمودید . من بهشت خدای را به شما مدیون هستم . در پایان اعتراف مینمایم که این کامنت بی نام و نشان را نیز خودم برای خودم گذاشتم و دست خودم را رو نمودم از خودم ممنونم که دم خروس را در استین استکبار جهانی دراوردم و رستگار شدم باشد که خدای تورا مراببخشد !! تا بعد ! صلوات !! مرگ بر امریکا مرگ بر اسرائیل ! مرگ بر علی کاسه گل زاده بالا دهی!! فردا نوشت یک برای خودم : اتوسا جان این اقای مارسل نیدر گانگ هم ساخته ذهن من است و وجود خارجی ندارد ولی از انجایی که من در ساخت پرسوناژهای دروغین ید طولایی دارم یک کتاب با این نام نوشتم که انتشارات خوارزمی تهران ان را ترجمه نموده است و نامش بیست کشور امریکای لاتین است که سه جلد است ! میتوانید از تهران خیابان ۱۲ فروردین خریداری نمایید !! فردا نوشت دوم برای خودم : یکی از اسامی مجهول و همراه با وبلاگ من مهتاب مفخم است در واقع مهتاب مفخم خودم هستم که وبلاگی نیز دارم < مهتاب جان من هر کاری میکنم وبلاگتان باز نمیشود فیلتر نیست ولی باز نمیشود چرا نمیدانم!! مشتاق خواندن وبلاگ شما؛؛ ببخشید وبلاگ خودم هستم !! ممنون !!
UncategorizedApril 26, 2007 9:51 am
3 Comments »
The URI to TrackBack this entry is: http://ericjew.blogsome.com/2007/04/26/p15/trackback/
RSS feed for comments on this post.
Leave a comment
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>

آقا اینا اعترافات بود؟؟؟حالا یعنی رستگار شدی؟در ساعت چند؟بابا اسامیتو عشقه مخصوصن اسم اصلیت.باشد که خداوند تو را به راه راست هدایت کند و یک پول قلنبه هم به من بدهد آمین.راستی خدا رو شکر که یکی از اسمهات مونیکا نبود.شایدم هست؟نکنه منم اریکم نه یعنی علی کاسه گل زاده بالادهیم خبر ندارم؟؟
ولی عمرا تو آریانا باشی ها.خودتو الکی جای اون خانم خوشمله جا نزن
تا بعد
Comment by مونیکا — April 26, 2007 @ 3:21 pm
خدای توبه می کنم به درگاهت از شر شیطان رانده شده پس همه ی اینها خودت بودی ای شیطان؛ای پلید تو منو گول زدی یعنی سرم رو گول مالیدی انتقامم رو می گیرم…قربون یو
Comment by elnaz — April 27, 2007 @ 9:00 am
نه باورم نمیشه اون همه نوشتم پس کجاست این دیگه آخر نامردیه… قربون یو
Comment by elnaz — April 27, 2007 @ 2:04 pm