نقشه ایران را باز میکنم و به نقشه خیره میشوم . نمیتوانم هضم کنم که چگونه است که این پهنه زیبای خاکی دچار اینهمه مشکلات حل نشدنی است . همه ما با واژه هایی مانند توسعه نیافته یا عقب مانده اشنا هستیم . چرا و چگونه است که کشورمان عقب ماننده نامیده میشود و چه پارامترهایی وجود دارند که با انها میتوان میزان عقب ماندگی یا توسعه یافتگی مملکتی را مشخص کرد؟ چگونه میتوان این مسئله را هضم کرد که ایران با یک میلیون ششصد و چهل هشت هزار کیلومتر مربع وسعت و با تمدنی در حدود 10 هزار سال قدمت حتی برای تامین مواد اولیه برای خورد و خوراک مردمان کشورش با مشکل روبرو است و به خارج وابسته است؟ چگونه است که سرزمینی با وسعتی بیشتر از فرانسه ؛ المان ؛ ایتالیا ؛ سوئیس ؛ اتریش ؛ سوئد ؛ و جمعیتی کمتر (( نهایتا هفتاد و پنج میلیون در برابر حداقل 350 میلیون))  برای تامین بیشتر نیازهای خود به خارج از ایران وابسته است و  بدون واردات یا صدور نفت حتی از تامین نیازهای غذایی مردمان خود برای یک ماه عاجز است؟ چرا ما میتوانیم بوی اضمحلال را از بطن این جامعه از خیابانهای مان و از میان همه چیزهایی که داریم را استشمام کنیم ؟ چرا ارزشهای اجتماعی جامعه مان در دوراهی بین سنت و مدرنیته سرگردان مانده است؟ ویل دورانت جمله ایی به این مضمون دارد : زمانی نیروهای خارجی و عوامل بیرونی میتوانند یک تمدن یا جامعه را مورد هجوم قرار دهند و موفق به تاثیر مخرب در ان جامعه شوند که ان جامعه؛ تمدن یا فرهنگ از داخل رو به اضمحلال بگذارد . و از طرف دیگر نیز میتوان گفت یک جامعه بعد از رشد و بالندگی داخلی میتواند در عرصه های خارجی تاثیر گذار و مورد توجه باشد . نمونه اشکار این مطلب ایالات متحده امریکا است که ابتدا در داخل رشد و توسعه یافت و سپس در خارج از کشور شروع به ایجاد امکانات برای خود نمود و به جایی رسید که هم اکنون بخشی از واقعیت دنیای کنونی ماست که چه بد و چه خوب نمیتوانیم ان را نادیده بگیریم . در مورد کشورمان ایران نظریه پردازانی هستند که اعتقاد دارند که توسعه نیافتگی ایران و عقب ماندگی این کشور غنی به دلیل حملات مداوم نیروهای خارجی در طول تاریخ است (( عربها ؛ ترکان و مغولان )) و همچنین تاثیرات منفی استعمار عصر جدید . برخی از نظریه پردازان نیز عقب ماندگی تاریخی ایران را به اسلام نسبت میدهند . اما پاره ایی از نظریه پردازان را اعتقاد بر این است که میتوانست این اتفاقات رخ ندهد ولی ایران در عصر کنونی همچنان یک کشور توسعه نیافته باقی بماند . کمابراینکه تمدن غرب نیز در طول تاریخ با حوادثی روبرو بوده است که هرکدام از انها به تنهایی میتوانست به تنهایی باعث نابودی تمدنی بشود نکته اینجاست که شما تنها در صورت یک مقایسه بین تمدن شرق و غرب میتوانید پی به توسعه نیافتگی تمدن شرق ببرید (( منظور از تمدن شرق بیشتر خاورمیانه است نه کشورهایی مانند ژاپن یا کره)) در این گونه مقایسه تطبیقی شما به نکته ظریفی پی میبرید که از قرن پانزدهم و بعد از رنسانس در اروپا جهش خیره کننده تمدن غرب اغاز شد و در ان زمان نه تنها کشورهای شرقی توسعه نیافته نبودند بلکه از ثبات نسبی نیز برخوردار بودند . در واقع وقتی شما غرب و شرق را باهم مقایسه مینمایید پی به توسعه نیافتگی و عقب ماندگی تمدن شرق میبرید . محقیقن در تعریف کشورهای توسعه نیافته میگویند جامعه ایی که از اقتصاد کشاورزی فراتر رفته است ولی به مشخصه های یک تمدن صنعتی نرسیده باشد و هنوز دارای پارامترهای توسعه نرسیده باشند. دین میتواند یکی از عوامل عدم توسعه یک جامعه باشد . در سیستمهای بسته زمانی که دین با قدرت ادغام میشود و در یک نقطه متمرکز میگردد و سیستم به سمت تئوکراسی حرکت میکند نقش مخربی در خود جامعه و پیرامون ان برجای میگذارد (( مثال اروپای قرون وسطی)) همچنین راه های بالندگی و رشد و توسعه علمی وفرهنگی جامعه را مسدود میکند و اجازه رشد به استعدادهای یک جامعه را بدون گزینش و تفحص در مورد افکار و عقاید انان را نمیدهد چرا که همه بدون انکه بخواهد باید هرچیز را که گفته میشود را بپذیرند و گرنه حق حضور در بازی را ندارند. (( جامعه کنونی ایران)) ادغام دین وسیاست پدیده جهانی است که عمری به غایت تاریخ دارد اما یکی از عوامل مهم توسعه نیافتگی ایران مسئله اقلیم و جغرافیا است . این یکی از مهمترین عوامل در طول تاریخ تمدن این کشور بوده است . البته این عامل از کنترل بشر خارج است ولی بهرحال اقلیم ایران نقش موثری در عدم توسعه این کشور بازی کرده و میکند . بسیاری از مناسبات اجتماعی افراد نیز بر پایه اقلیم شکل میگیرد . تمدن کنونی غرب که اساس و پایه ایی برای مطابقت دادن و معیاری برای سنجش رشد و اعتلای سایر جوامع است در واقع محصول یک عصر خاص از تاریخ جوامع غربی است یعنی انها به دلیل شرایط جوی و جغرافیایی مناسب و شرایط زندگی نسبتن اسان و وجود اب فراوان ابتدا دغدغه ایی برای امرار معاش نداشتند و سپس شروع به اعتلای فکری و فرهنگی جامعه خود نمودند . تصور کنید . هم اکنون قسمت عمده کشور مان را سرزمینهای خشک و لم یزرع کویر لوت و دشت کویر پوشانده است . که این بخشهای عمده کشورمان تقریبا خالی از هرگونه اثار حیات است . این عامل در طول تاریخ باعث ایجاد دشواریهای زیاد برای ایجاد کانکشن بین مردمان چهار سوی این پهنه خشک و لم یزرع ایجاد میکرد. از طرف دیگر بخش عمده ای دیگری از خاک کشورمان توسط یک رشته کوه های وسیع و سربه فلک کشیده پوشیده است که علاوه بر دشواریهای زیاد برای رفت امد و ایجاد ارتباط سرمای زیاد و همچنین عدم امکان استفاده مناسب برای تولید غذا خود نیز باری بر مشکلات این جامعه میافزود . تمام این عوامل جغرافیایی منجر به یکی از تاثیر گذارترین عوامل در طول تاریخ تمدن این کشور داشته است که همانا مقوله کمبود اب است . بله اب در طول تاریخ این کشور از جمله سلاحهای مخرب بوده است کم با استفاده از ان بسیاری توانستد روند حوادث را اون گونه که میخواهند شکل بدهند .
ادامه دارد

تا بعد !!!!!!!!!!
وقتی این لنی با شونه های نرم میگه تا بعد حتما بعدی هست !!!!!!!!!!!!!!!!