ساعت 7 در میان غریو فریادهای زیبا رویان و مه پیکران اصفهانی ؛ در حالی که ده ها شتر و صدها گاو در مقابل اتوبوس حامل من قربانی میشد ؛ برگ زرین دیگری به تاریخ پر افتخار اصفهان افزوده شد چرا که فرزند پاک سلسله موسایی وارد شهر تاریخی اصفهان گردید انهم از همان مسیری که مارکو پولو ؛ چنگیز ؛ گاری کوپر ؛ پل نیومن ؛ اولاف پالمه ؛ البرت اینشتین و الساندرو پاناگولیس و خیلی از بزرگان قبل از اریک از همان مسیر وارد اصفهان شده بودند. اعتراضات شدیدی از طرف اورژانس اصفهان نسبت به ورود من به اصفهان صورت پذیرفت چرا که استدلال اورژانس اصفهان این بود که امبولانس به میزان کافی برای جابجایی خانومهایی که بادیدن تمثال مبارک اریک از هوش میروند و نیاز به ریکاوری دارند موجود نیست خلاصه در میان تدابیر شدید امنیتی من وارد اصفهان شدم …………….
در همین افکار و اوهام بودم که صدای دورگه کمک راننده مرا از خواب پراند : پاشو مرتیکه رسیدم اصفهان اینجا ترمینال کاوه است بزن به چاک . با ترس نگاهی به اطراف کردم بله اصفهان بود حالا من در پایتخت فرهنگی جهان اسلام هستم .
نکته اول : اقای شهردار اصفهان این خیابان کاوه که منتهی به ترمینال میشود بیشتر شبیه به خیابانهای قلعه نو افغانستان است تا یک خیابان در پایتخت فرهنگی جهان اسلام یعنی من در ابتدای ورود وقتی به دست راست نگاه میکردم یک لحظه تصورم این بود که همراه اتوبوس ما طوفان گونو وارد اصفهان شده است و همه نوخاله های ایران را به خیابان کاوه اورده است
فردا نوشت دو : این اتوسای کوفتی در چه جای باحالی درس میخواند . من الان در دانشگاه صنعتی اصفهان هستم در دانشکده…………… و خیلی و در واقع بسیار زیاد زیباست و من از بودن در کنار یار کوهستان محمد لذت میبرم جای نسوان محترم خالی (( جای اقایان را دو روز دیگر در نصرت اباد کرمان یا احتمالن شهداد خالی میکنم تا حالتان جا بیاید ))
پس فردا نوشت : اگر قصد ادامه تحصیل را دارید و نمیتوانید هاروارد و برکلی تشریف ببرید من بعنوان کارشناس دانشگاه اصفهان را پیشنهاد میکنم .
شهر بدی نیست البته تصور زوریخ را نداشته باشید ولی از چناران و قوچان و علی اباد کتول بهتر است ………………..
تا بعد !!!!!!!!!!!
وقتی لنی خوبترین میگه تا بعد حتمن بعدی هست کسی چه میدونه شاید یکی از اخرین بعدها!!!!!!!!!!!!!!!
