جمعه بعد از ظهر منو حاجی سفر تهران گردی خودمون رو از فردوسی شروع کردیم رفتیم انقلاب بعد با حاجی رفتیم گمرک سراغ وسائل کمپ اینگ و بعدش هم رفتیم منیره و اومدیم پارک دانشجو . تو خیابون منیریه بالاتر از بیت مقام معظم رهبری (( البته بعد از اینکه حاجی من رو از رفتن برای شام خونه مقام معظم رهبری منصرف کرد و من تازه فهمیدم باید نامه داشته باشیم تا برای شام بریم خونه بیت رهبری )) حاجی از من پرسید تو کی ازدواج میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سه بر یک به نفع گالاتاسرای !!!!!!!چرا؟ خوب این همون ماداگاسکار من بود یعنی از اون تیپ سئوالها که ادم توش میمونه !!! گفتم میدونی حاجی من هروقت برنامه ام اوکی بشه میرم شريك راهم رو ميارم خونه. البته موردش رو هم انتخاب كردم . هم چشماي مغروري داره هم باسواده هم كلي درد كشيده است خلاصه تاپ …..حاجي پرسيد حالا كي وضع شما اوكي ميشن؟ گفتم خوب بايد يه خونه بگيرم تازه كلي هم اونور كار عقب افتاده دارم . بعدش ميدوني من ميخوام بهترين باباي دنيا بشم كه بچه ام هيچ كمبودي نداشته باشه . حاجي گفت من اگه يه كار با حقوق ماهي ۲۵۰ هزار تومن داشته باشم ميرم ازدواج ميكنم . با تعجب و كمي هم گرسنه نگاهش كردم و گفتم حاجي ميدوني يعني چي؟ اين نميشه براي اينكه تو ميخواي مسئوليت يكي ديگه رو هم بر عهده بگيري . يعني ميدوني چي ميگم وقتي زندگي ما هر روزش يه پرابلم داره چرا بايد يه دختر بي گناه رو درگير مشكلات خودمون بكنيم . ميدوني حاجي من روم نميشه تا روزي كه يه ويلا توي نيس فرانسه نخرم و يه افيس توي وال استريت نداشته باشم يا حداقل يه جت اختصاصي؛ برم خواستگاري يه دختر . ميدوني حاجي خيلي طلبه ام يه دختر بياد خواستگاري من!!! حاجي زد زير خنده . بزك نمير بهار مياد خيار شور با كباب مياد!!!! بعد ماجراي يه دوستش رو گفت كه رفته بود خواستگاري و ازدواج كرده بود . بعد از مراسم ازدواج دختره به دوست حاجي ماجراي يكي از خواستگارهاش رو گفته بود. اون خواستگار به دختره گفته بود من همه چيز زندگي رو فراهم كردم و حالا ميخوام تو رو بگيرم. دختره گفته بود اين اقا خيال كرده ميخواسته ابگوشت درست كنه كه نخود و همه چيز خريده فقط گوشت مونده يا همچين چيزي ….. يعني منظور اون دختر اين بوده كه بايد باهم زندگي رو ميساختن . من باخنده گفتم بابا حاجي اين خيلي رويايي ميشه . فكر ميكني چند درصد از دخترهاي دنيا اينطوري فداكار باشن ؟ حاجي گفت اگه بگرديم پيدا ميشه سرم رو انداختم پايين و با خستگي گفتم ميدوني حاجي دخترها به صرف دختر بودن ظريف و زيبا و قابل پرستش هستند و ما مردها بايد جز نوكري اين نوگلان باغ زندگي كاري نكنيم .ميدوني اونها بايد مثل گلهاي سرخ به باغ زندگي ما بوي و عطر روحاني و بهشتي بدن همين ………….
با گفتن اين جملات زديم زير خنده و فهميديم ما هنوز هم از نعمت همسر در كنارمان بي بهره خواهيم ماند !!!!!!!!!!
نظر شما د رمورد اين سنت پيامبر چيه؟
ما را در رسيدن با اين همسر ايده ال ياري كنيد !!!
هم اكنون نيازمند ياري گرمتان هستيم !!!
تا بعد
وقتي اريك ميگه تا بعد بدبختانه باز هم بعدي هست
