اگر احیانن مسیر شما به میادین بزرگ شهر تهران خورده باشه …یا درمقابل پارکهای بزرگ …یا توی خیابانها ….مردانی رو دیدید که کاغذهایی تبلیغاتی در دست دارند و اونها رو توی گوش ؛ حلق و بینی مردم بیچاره فرو میکنن و در انتهای شب نیز هرچی اضافه بیاد رو به صندوق امانات زباله دانی ها میسپارن…این نحوه تبلیغ عجیب اصلن بار مفید اقتصادی برای شرکتهای مبلغ نداره چون عمده مردم که این کاغذها رو میگیرن حتی زحمت نگاه کردن رو هم به خودشون نمیدن و اونها هم (( یعنی مردم خوب و همیشه در صحنه )) اگر انسانهای دلسوزی باشند این کاغذهای تبلیغاتی رو در نزدیک ترین زباله دانی میندازند و در غیر این صورت جویهای همیشه کثیف شهرمون میزبان این کاغذهای بدبخت تنها میشن و در هنگام غروب فرشی از کاغذ سطح پیاده رو ها و جوی های تهران رو فرا میگیره …..عمده این کاغذها مربوط به دانشگاه پیام نور است و گاهی ادمهای ابله ایی مثل من پیدا میشن که میرن ۴۵۰ هزار تومان برای ادامه تحصیل در یکی از مقاطع این دانشگاه واریز میکنند و ۱۰ تا واحد بعنوان پیش نیاز میگیرن و بعد میفهمنن اگر نتوانند این ده واحد رو پاس کنند پولشون به باد فنا و به صندوق بیت المال سپرده میشود و بخاطر همین موضوع مثل بلانسبت شما دراز گوش باید درس بخونن …..اینکه چرا هیچ مرجع دست اندر کاری به این موضوع توجه نمیکنه و از این اسراف که گناهی بس نابخشودنی هست ؛ جلوگیری نمیکنه خودش جای تعجب داره ….لابد :

۱- هدف کمک با نابودی هرچه سریعتر جنگلهای امازون میباشد

۲- هدف کمک به دولت همیشه مقروض برزیل میباشد که نیز خود ریشه در انسان دوستی تاریخی ایرانیها دارد چرا که عمده کاغذهای وارداتی به ایران توسط کمپانیهای برزیلی تامین میشود

۳- مبارزه با بیکاری به قیمت گند زدن به ظاهر شهر تهران ….

۴- کمک به ارتقای بهداشت مردم همیشه در صحنه شهر تهران با استفاده از این کاغذها بعنوان دستمال کاغذی

۵ کمک به ارتقای سطح علمی و بالابردن زیبایی نوشتاری مردم با استفاده از این کاغذها بعنوان چرک نویس

۶- کمک به خودکفایی در زمینه صنایع دریایی بخصوص کشتی سازی و خودکفایی در زمینه ساخت قایقهای کاغذی

۷- کمک به خودکفایی در صنعت هوافضا با استفاده از این کاغذها در ساخت موشکهای کاغذی

۸- تسهیل امور مربوط به ازدواج با استفاده از این کاغذها در امر خطیر شماره رسانی به خانمها و دادن یک رزومه کامل از داماد آینده!!!!!!!!!!

اما نکته بعدی در اطراف میادین بزرگ شهر و خیابانهای پرتردد مغازه هایی وجود دارند که مایعاتی بعنوان عطر میفروشند. در اغلب این مغازه ها در پشت کانتر یه دختر حدود بیست ساله نشسته و شما رو در هنگام عبور از جلوی مغازه صدا میکنه و التماس میکنه بری جلو تا کمی عطر به دست و پاتون بماله یا کمی عطر روی یه تکیه کاغذ میپاشن و به زور اون تکیه کاغذ رو میکنن توی حلق محترم عابرین فلک زده …در اطراف میدان انقلاب این مغازهها به وفور یافت میشن …این خاومها علاوه بر فروشندگی اونهم فقط برای یک ماه نه بیشتر سرویسهای ویژه ایی برای ساعت نهار و یا جمعه ها و بعضن شبها به صاحب کار شون ارائه میدن (( اطلاعات دقیق بنده از اونجا ناشی میشود که یکی از دوستان کرد من صاحب یکی از این مغازه هاست )) یه بار که ساعت ۲ من رفتم مغازه این دوست عزیز ؛ کارگر مغازه فرمودند که حسین الان میاد …حدود ده دقیقه بعد ابتدا یکی از فروشندگان عطر از طبقه بالای مغازه پایین اومد و بعد حسین آقا خسته و کوفته تو گویی که انگار از جنگ چالدران برگشتند ؛ تشریف اوردند پایین و بلافاصله سفارش دو اب انبه دادند (( بنا بر یک باور خرافی اب انبه برای جبران قوه باء تخلیه شده مفید است ))  اما در یکی از این مغازه ها که در خیابان کارگر شمالی نزدیک پارک لاله واقع شده یک اقایی حدود بیست خورده ایی ساله کار میکنند که واقعن به چسب گفتند زکی…فقط کافیه یه خانوم از جلوی مغازه ایشون رد شه …اول خانوم رو صدا میکنند ..اگر خانوم توجه نکنه طوری طرف خانوم میرن که انگار میخوان ازش …..بگیرن …بعد هم اگر خانوم به راهشون ادامه بدن احتمال اینکه لیچاری بار ایشون کنن ۱۱۸٪ است و اینکه دنبال خانوم بدونن (( این در صورتی است که خانوم کمی زیبایی داشته باشند یا کمی بیشتر از حد معمول ارایش کرده باشد)) هم ۱۴۷٪ !!!!!! در یک مورد ایشون دنبال یه خانوم از نزدیک پارک لاله تا حوالی میدون اعدام دویدند!!!!

خانم بدو ….این اقا بدو….خانم بدو ….این اقا بدو خلاصه در حوالی میدون اعدام این خانم فلک زده رو گرفتند و کمی از این مایع چرب و بودار رو در حلق این مادر مرده چپنداند!!!!

واقعن من مرده این شیوه مارکتینگ هستم….این نشون میده که امر بیزنس و مارکتینگ با سرعتی معادل سرعت نور داره در کشورمون پیشرفت میکنه و ما میتوانیم علاوه بر صادرات نفت و فرش و خشکبار در زمینه صدور دانش و تولید علم نیز موفق باشیم ….

بهرصورت هنوز کارشناسان موفق به کشف راهی برای فرار از دست این موجود پرروی نزدیک پارک لاله نشدند ….من به شخصه موجودی با این وقیحی و بی ادبی و جلفی هنوز ندیدم و فکر نمیکنم در ۱۰۷ سال اینده هم ببینم ….

مواظب خودتون باشید و از جلوی اینگونه عطر فروشی ها رد نشدید تا به تیر غیب این عطر فروشان سمج دچار نشدید و شاید جالب باشه بدونید همین موجود مزاحم برای این انتر منتر بازیش مبلغی در حدود ۱۰۰ هزار تومان در ماه حقوق میگیره ….بله فقط صد هزار تومان برای ایجاد مزاحمت و لیچار بار زنها کردن……

تا بعد

وقتی میگم تا بعد باز میام سراغتون …….