یه عالمه کارت تبریک میفرستی … دخترهای بزک کرده توی مراکز خرید … پسرها خوش تیپ بادی گاردها خانمها …….. کریسمس مبارک…… زن کف سلولها رو تمیز میکنه …. اعدام میشم …اعدام نمیشم … خدایا به بچه هام رحم کن …
وای ایش !!!!!!!! اینجام شده کشور ؟؟؟ فی فی جون تازه از امریکا برگشته اومده دوستهاش رو ببینه که توی ایران دپرس شدن که نمیتونن چکمه بلند بپوشن برن بیرون …مرده شور این نظام ببرن وای اکی جون چقدر با روژ قرمز خوشگل میشی ….
خدا صدای من رو بشنو ..من بمیرم بچهام رو یتیم نکن … تو رو خدا ..چیکار میکردم خوب … خدا جون دختر کوچولوی من بزرگ بشه ..چی میشه سرنوشتش توی این جنگل وحشی ؟؟ کسی هست بهم بگه ؟
عزیزم چه سکسی شدی …. بیا توی بغلم …. وای نگو پدرام کمی غمگینم …چرا عزیزم ؟ امروز توی سالن آرایش پری میگفت میخوان یه زنه رو اعدام کنن ..وای دلم سوخت … گور باباش دامنو درار این زیپها هم که ادم رو گیج میکنن …اهه … این چیه می بندی ؟ حداقل یه چیزی بخر تایم رو هدر ندیم …
راحله اعدام نمیشه …راحله اعدام میشه …فرقی نمیکنه …اون روزی که راحله بدنیا اومد اعدام شده بود ….
بخاطر چی ؟
چون شوهر نره خرش مدام بهش خیانت میکرد …. راحله تصمیم میگره …مثه یه گاچو….. راحله خودش مجرم رو دستگیر کرد …. راحله خودش محاکمه اش کرد …خودش حکم داد و خودش اجراش کرد … خیلی ازت خوشم میاد راحله …این خوده قانونه …
وای شنیدی صغرا این زنه شوهرش رو کشته … اخر زمون شده خواهر … میگه شوورم به من خیانت کرده ..خاک بر سر …حاجی اگه صد بار بهم خیانت کنه باز حاضرم کلفتی شو بکنم ….. دیروز منو برد برام یه سرویس طلا خرید برام … وای …جدی میگی کبری خانوم خوش بحالت …
اینجا یه کلاغ اومده داره غذا میخوره … به کلاغه نگاه میکنم و به گالوین که خونسرد نشسته و داره کتاب میخونه … کلاغه نگاهم میکنه …. هی کلاغ این خانمه اعدام شد ؟
بی تفاوت به من خیره میشه … نه هنوز …ولی میدونی این زن و.قتی بدنیا اومد اعدام شد …
همه پشمام ریخت …کلاغ ..حرف زدن …فارسی سلیس … جدی میگی چطور ؟ منظورت چیه .؟ میدونی اگه این راحله به شوهرش خیانت میکرد هیچی نبود جز یه سنگساره ساده ولی شوهر …نو پرابلم …هرکاری دلتون میخواد اوکی بکن …مرد خانواده است …
کلاغه دوونه ذرت مکزیکی رو میخوره و بعد برمیگرده سمت من ..میدونی دوست من هررزو بالای سر این تهرون پرواز میکنم …حدود صد ساله …اخه من بچه تهرونم…توی یه لوونه سر یکی از درختهای باغ سفارت ایتالیا بدنیا اومدم … خلاصه توی همه این سالها خیلی از راحله ها رودیدم که اعدام شدند…. میدونی خیلی از راحله ها رو دیدم که بدون طناب اعدام شدند … خیلی از راحله ها و فاطمه ها حتی تا زمان مرگشون نفهمیدن اعدام شدن ….. بعدش هم به تو ربطی نداره کلاه خودت بچسب باد نبره …راحله مهم نیست … بچه هاش هم بزرگ میشن …
ببینم کلاغ پس کی مهمه ؟
پسره توی پارک روبروی دفتر یه نگاهی به منو کلاغ و گالوین میکنه طاقت نمیاره …خم میشه یه سنگ برمیداره …و کلاغ میره و بهم نمیگه کی مهمه ….
گالوین کی مهمه ؟ مرگ چه کسی درداوره ؟
گالوین سرش رو از توی کتاب درمیاره … میدونی همیشه همینطوریه …. یه بار دیگه که اون گلدون گلهای پامچال سرخ رنگ که گل بدن همه یادشون میره که راحله کی بود … بعد صبر میکنن تا راحله بعدی … اونوقت سر راحله بعدی ..خوب خیلی ها خوشحالن … چون باز برای یه مدت سوژه دارن … ولی این وسط چند تا پسر موفرفری قرمز پوش دیگه یتیم میشن و اگه شانس بیارن و بزرگ شن همیشه ته ته ذهنشون یه خلاء وجود داره که هیچ وقت پر نمیشه … این سیکل همیشه هست … میدونی … هیچ کس نمیدونه کی مقصره …راحله بدبخت….مائده بیچاره … …یا فاطمه که شوهرش میفروختش تا پول موادش رو تامین کنه … تو که بهتر میدونی … ولی اون بچه های کوچولو ..چی میکشن … راه میرم … اونقدر راه میرم که از راه رفتن بد میاد … و خواننده که در این ام پی تری پلیر میخونه … A Time For US نمیدونم این تایم لعنتی کی مال ما میشه ….برای من …برای تو …برای بچه های فاطمه ها و مانده ها و راحله هایی که با طناب و بی طناب اعدام میشن …
گالوین میگفت …میدونی فردا دختر همین راحله بزرگ میشه میاد توی خیابون و …شاید تو که اون موقع مثلن ۵۰ سالت شده و سوار یه ماشین شدی جلوی پاش وایمیستی و میگی …خوشگله کجا برسونمت … یا در خدمت باشیم … یا …………..
اینها که زنجموره یا فیلم هندی بازیها نیست … ول کن رفیق … چه تو بگی چه نگی راحله همون روز که بدنیا اومد اعدام شد … همون لحظه …
به روژ لب رفیقت فکر … به اینکه سوسیالیسم چینی برای ایران بهتره یا سوئدیش … به برند پوتین توی پات فکر کن … راحله کیه … مهم نیست ..کلاه خودت رو بچسب باد نبره …
متاسفم راحله ..تو باید بمیری …چون …دژخیم مست خون طلب …برای ادامه زندگی مرگ رو طلب میکنه …تازیانه اش هرروز نیاز به صدها راحله ..احمد و شاهرخ داره که بیگناه با طناب یا بی طناب میمیرن …
این عکسها رو در حالی گرفتم که تصویر محو زنی به نام راحله مثل یه پرده جلوی چشمام بود …
درحالی که به بچه هاش فکر میکردم و اینکه کاش خدا بودم برای یک ساعت …
اینهم مکان مکالمه من و کلاغ و گالوین
خداحافظ راحله …حتی اگه ببخشن…تو مردی …اعدام شدی ….زمانی که بدنیا اومدی اعدام شدی … سه سال توی زندان بودی کارشناسها با نوشیدن چای و قهوه و خوردن موز وشیرینی در موردت حرف زدن و در نهایت دیدن قوانین مقصرن …ای تف به قوانین …
خداحافظ … راحله …روز خوبی بود …امشب با لیلی میریم فیلم عاشق رو به عشق تو میبینیم …شایدم با فی فی بریم تیراژه خرید … شاید با انی جون بریم خونه کامبیز پارتی …شاید هم شاهرخ بره از ممد سیاه متاع بخره ..بریم هپورت …. خداحافظ راحله …شاید فردا شیر خرمام رو که مامی درست کرد با تخم مرغ عسلی به یاد تو خوردم …
یا با عصمت خانوم اینا بریم روضه حضرت رقیه … ولی تو نگران نباش اعدام بشی یا نشی …. فردا دوباره پرنده ها میخونن … بچه هاتم بزرگ میشن تو رو یادشون میره …مهم نیست …تو خیلی وقته اعدام شدی ….
رها خیلی خوب نوشته ..این یکی از بهترین پستهاش بود ..نه بهترین پستش بود …چون خودش بود …
پرنده خارزار هم خوب …
تا بعد …
وقتی میگم تا بعد اونقدر راحله ها میان رو میرن و من هنوز دارم میگم تابعد ..ای لعنت به این تا بعد ……….
