ساعت حدودا سه بعد از نصف شبه و من سعی میکنم بخوابم …نمیشه .. پشه ها شدن شنونده بی مزد و مواجب؛ هذیانات ساعتهای بیخوابی من … They call me white Devil از جا بلند میشم .. پیراهن سفیدی میپوشم و بعد کت چرمی مشکی … چراغ ها رو روشن نمیکنم …از نور متنفرم … چیزی توی سرم میکوبه … محکم …ضربات طبل … They call me white Devil چه کسی نماد و سمبل هنر و فرهنگ یه کشور محسوب میشه … محسن مهمل باف … یا ایرج میرزا … یا استاد انتظامی یا استاد فرشچیان کدومشون … Watchin’ the sunshine, peekin’ over the skyline اولین قهرمان زندگی من و در واقع نماد همه چیز برای من … که بداخلاق ترین و منفور ترین مخلوق دوپا بعد از خیلی از منفورترینها محسوب میشوم مادرم بود … نتونستم هیچ وقت از اون و خاطره اش جدا بشم شاید برای اینکه خیلی زود مرد ولی هرچه بود اون از هشم هم برای من مهمتر بود و خود ادعونی بودThinkin’ I gotta get mine, gotta try at least one time بعد از مادرم دومین نفری که برای من قهرمان شد ؛ رابی داوود بود … محله سرچال و ….. شبیه خدا- وند بود … نمیدونم وقتی اون رو میدیدم یاد ادعونی میافتادم …یعنی اگر ادعونی وجود خارجی داشته باشه باید شکل رابی داوود باشه …مهربانترین یهودی تاریخ … حتی مهربانتر از تمامی حضرات بنی اسرائیل …. Bloods keep bloodin’, Crips keep crippin’ بعد از یه پیرزن بود توی هلند …ایرانی بود و مشهدی و خیلی چیزها بهم یاد داد … استپ دد ایتالیایی ام ..مدیر مدرسه ام و …. بعد یاد گرفتم که به کسی احترام بزارم و اون رو ایده ال بدونم که واقعن کامل باشه … اصلن غیر ممکن نیست صد بودن…..I can’t see but I hear them callin’, ballers ballin’ وقتی اسم سینماایران میاد من ناخوداگاه به عزت الله انتظامی فکر میکنم به اینکه سالهاست با فلور زندگی میکنه با حقوق کارمندی که از سازمان تئاتر یا جایی شبیه به این میگیره ..کسی که سالم زندگی میکنه اونهم در جنگل مولای هنر و سینما … خودش نمیفروشه و برای این میشه استاد انتظامی …استاد سینما و اقای بازیگر …خود خدا-وند هم نمیتونه بهش گیر بده و روی شانه های استاد بره بالا به افقها نگاه بندازه Thinkin’ I gotta get mine, gotta try at least one time میدونید اولین بار نمیدونم کی ولی یه سری فیلم گرفتم به اسم هزار دستان مال علی حاتمی ولی اونها فیلم نبود تاریخ مصور تهران بود و ایران و ایرانی … علی حاتمی شد یه نماد برای من از سینما و چه غمگینانه مرد … کی میتونه به علی حاتمی گیر بده ؟ They call me white Devil but I don’t care (don’t care), I can’t move من ادم منفوری هستم خیلی بداخلاق … به قول نوروز البته عمو نوروز شاید با ماهی سیصد هزار تومن و یه پراید خودم رو بفروشم ( اینجا رو کمی بی انصافی کردی عمو نوروز )) ولی یه چیز رو مطمئنم که هیچ وقت مورد توجه نیستم یعنی اگر هم مورد توجه باشم فقط برای دو هفته است میدونید چرا ؟ چون من ادم عوضی و عصبی هستم … خوب توی این نزدیک به چهار سال ادم ها اینجایه کمی منو تونستند تحمل کنن .. من و عجایب و مزخرفات زندگیم رو … اسماعیل نیل فروشان ؛ محمد علی عسگریان ؛ سعید ؛ مسعود ؛ دانیال ؛ مینا ؛ افرا و هیچکس ….تازه باید کلی هم از اینها متشکر باشم چون من واقعن با افکار و عقایدی که باهاشون تربیت شدم غیر قابل تحملم …همین الان یکی از عروسکهام سر قضیه زیزو با من قهره و حرف نمیزنه ولی ….They call me white Devil but I don’t care (don’t care), I can’t move …چرا اینها رو گفتم …من نیاز ندارم که به کسی توهین کنم تا کسی به من اهمیت بده چون من هرگز ادم جذابی نبودم … مثلا برای جنس مخالف هرگز جذابیت ندارم چون جوکهای بامزه بلد نیستم ؛ دوست دارم همش خونه باشم ؛ نمیتونم بحثهای داغ فیزیکی و متافیزیکی داشته باشم .. چیزی هم که بلدم بدرد کسی نمی خوره …یه دختر باید دیوانه باشه نظرش به من جلب بشه … That I looked it in the eye and then it turned away دوست دارم تنها بشنیم روی سقف یه کاروانسرا وسط کویر و ستاره ها رو بشمارم …… در امتداد شریعتی میرم بالا نمیدونم ساعت چنده ..اهمیتی نداره … چون They call me white Devil but I don’t care (don’t care), I can’t move به نظر من اگر قراره کسی نماد ؛ بت یا هر مزخرفی شبیه به این باشه نمیتونه اشعار کثیف جنسی بگه و بعد نماد بشه مثلا میخواد از روحانیون و مکر و کلکهاشون بگه و بعد بیاد در دیوانش داستان بردن زنی و رو به خونه تعریف کنه که چطوری لباسش رو دراورده ولی اون زن مثلا روسریش رو برنداشته و بعد ایشون ترتیب خانم رو داده و خوب این میشه نماد ادبیات ایران و مشروطه خواهی ؟؟ گور بابای این نماد…. نمیتونه کارگردان هنری ساز باشه و بعد به یه دختر ۱۳ ساله تجاوز کنه ..میدونید که رومن پولانسکی مشهور چرا از امریکا اخراج شد ؟ They call me white sinner but I don’t care (don’t care), I can’t move اگه قراره نماد باشی و سرمایه فرهنگی یه کشور….. نمیتونی عقایدت رو مثل جوراب یا شورت عوض کنی … من نیاز ندارم نظر کسی به من جلب بشه ..چون سالهاست که یاد گرفتم یعنی … بهم یاد دادند توی تاریکی وایستا و روشنی رو ببین … Fire starter, jungle brother, red neck cracker, freak of nature New world slacker, sex junkie lookin’ for a dealer You can play the leper girl and I can play the healer اهمیتی نمیدم کسی به من احترام بزاره یا نه …راستش یه مدت میخواستم کمی مثل دیگران رفتار کنم یعنی میدونید …مثلا محبوب باشم …بعد اون گند خورد به خودم و زندگیم که به خودم گفتم … هی چی کار میکنی پسر جان ….تو… تویی… اونا…. اونان … برای همین مطمئن باشید اگه چیزی میگم برای شهرت نیست برای این نیست که بگم هی من اینجام منو ببینید مثل الاغ شرک چون حداقل خودم میدونم چه موجودی هستم …ولی یه چیز رو میدونم چیزی رو که حس میکنم میگم و میدونم درسته چون … نمیدونم حس قوی نسبت به ادمها دارم .. مثلا بابایی بود که مدام از فلاکتش میگفت خوب من حس کردم این بابا خالی میبنده چون هر دو سه هفته یه لاور جدید داشت و ….خوب بعدش هم که … هیچی حالا این بابا از من متنفر باشه نباشه …اهمیتی نمیدم چون They call me white sinner but I don’t care (don’t care), I can’t move اینکه یه بابایی میشه حافظ و مدام کنار دستهای خانمها میشینه و مشروب میخوره و شعر میگه و شما شعرش رو میخونی و به اصطلاح ازش برای ادامه زندگی راه کار میخوای به من ربطی نداره من حمید مصدق رو ترجیح میدم یا خسرو گلسرخی رو شاید شعرهای گلسرخی رو نشه باهاشون فال گرفت و استخاره کرد ولی میشه گفت گلسرخی اونقدر شرف داشت که پای عقیده اش درست یا غلط وایسته و مثل اون رفیق دیگه اش به شکر خوردن نیافته … من پاتریس لومبابا رو ترجیح میدم به زن باره ایی به نام چه … چون لومبابا سالم زندگی کرد و ساده .. من نهرو رو اسطوره میدونم و حاضرم عکسش رو بزنم توی اطاق پذیراییم ولی زیاد از مهرجویی خوشم نمیاد ..بخصوص بعد از حالی که به استاد انتظامی داد سر سرمایه گذاری مشترک فیلم گاو … خوب من ابراهیم گلستان رو دوست دارم و البته فریدون گله رو ولی به نظر من مهران مدیری یه لوده شیکه همین … اینها چیزهایی که بهش فکر میکنم … اهمیتی نمیدم کسی فکر کنه که من اینها رو برای جلب توجه یا هر مزخرف دیگه میگم … اسمش چیه ؟ ترور شخصیت بزرگان هنری کشور ؟ I don’t care …. Come back on the run and kiss my love gun Got a look that’ll kill, voice that’ll carry من میدونم چقدر ادم مزخرفیم ولی بهرحال مزخرف بودن من و عوضی بودن من و گذشته مسخره من چیزی رو در مورد مطالب مستجهن ایرج میرزا عوض نمیکنه … اگر واقعن ایرج میرزا نماد شعر ایرانه خوب …متاسفم …من ترجیح میدم شعرهای شهریار رو بخونم با اینکه هیچی نمیفهمم …یه بار از گالوین پرسیدم: Do you think that God will forgive us اون به دور دستها خیره شد و گفت : Everything happens once if you live long enough.
در هر صورت من نمیتونم محبوب یا مورد توجه باشم …اگر چیزی میگم برای این نیست که با گرفتن پاچه یه ادم مشهور دیگران بگن وای این ادم خفن تشریف دارند چون … They call me white sinner They call me white Devil but I don’t care I can’t move من چیزی رو که حس میکنم میگم …فقط یه بار خواستم مثل دیگران باشم و نتیجه اش شد ازار و اذیت دیگران شدن …من خودم باشم بهتره … اگر کسی هست که فکر میکنه قرار این اریک با این کارها نظر ادمها رو جلب کنه یا نمیدونم … تافته چی بافته باشم که نیستم …چیزی رو که حس میکنم میگم …نه رهبر اپوزسیون هستم نه سایکولوژیست نه ایسم دان … یه زمانی یکی بهم میگفت دوسال هست که میخواهم بگم اینهمه از مادرت مینویسی برای اینکه میخوای نظر دیگران رو جلب کنی ..کی این حرف رو زد یادم نمیاد ولی یه وبلاگ نویس زن بود سی خورده ایی ساله بود برام کامنت گذاشت خنده ام گرفت …احمقانه بود … چون من همیشه به اون فکر میکنم …. داره صبح میشه و من هنوز خوابم نمیاد …بیدارم … یه تاکسی میگیرم و برمیگردم خونه چون … خسته ام … از این که ادمها زیاد از من مغز نخودی خوششون نیاد ناراحت نمیشم چون بهرحال من اریک هستم … They call me white sinner They call me white Devil but I don’t care And I’m not scared, but I can’t move چون خسته ام واقعا خسته ام …توی همه عمرم پارسال یه چند هفته ایی علاقه داشتم زندگی کنم ..روابط ام رو با پدرم بهتر کنم ..و چیزی رو بسازم نه برای خودم بخاطر خداحافظ گاری کوپر ولی نشد …این داستان من نبود …شاید بقول همون بابایی داشتم رل یه ادم خوب رو بازی میکردم … برمیگردم از پله ها بالا میرم و کمی ژله ای توت فرنگی میخورم … من ژله دوست دارم ولی از مهمل باف خوشم نمیاد چون از یقه چرک به پاپیون رسید … من از اینکه از من بدشون بیاد ناراحت نیستم چون این حق طبیعی ادمها ست که دیگران رو دوست داشته باشن یا نه چون Me llaman diablo blanco Y no estoy asustado, pero no puedo mover Y no me importa
بهر صورت متاسفم اگر کسی فکر کرد اینطوری قرار اریک کاری بکنه یا بقول نوروز ببخشید عمو نوروز نظر دخترها رو جلب کنه که این ممکن نیست چون نه صورت زیبایی دارم …نه گذشته جذابی …نه اتومبیل قشنگ تری یا حتی ……. چون Sie nennen mich Teufel weiß, Und ich bin mir nicht Angst, aber ich kann nicht mehr bewegen Und mir ist das egal aber ich kann nicht mehr bewegen
اگر کسی با خوندن این مطالب ناراحت شده یا بعدن که با دوست پسرش بهم میزنه دنبال سیانور میگرده میاد سراغ من یا با شناخت چهره ای شیطانی من درب دوستی های جدیدی براش باز میشه و قدر دوستهای خوبش رو میدونه … دلیلش فقط اینه که من اون ادم بده هستم ولی نمیخوام اوضاع بد جلوه بدم یا با تخریب و به گند کشیدن بزرگان وطنی یا غیر وطنی! خودمو بزرگ و فراتر از هرچیز و همه چیز جلوه بدم.
من اصلا نمیخوام واسه دیدن افقای دور دست برم رو شونه غولها بایستم. اصلن هم علاقه ایی ندارم که با ترور شخصیت جایی واسه ی خودم باز کنم . البته قبول دارم که در حصار تنگ چشمی و کوته بینی و شرارت بدنیا اومدم و بزرگ شدم ولی تقصیر من نبود چون Sie nennen mich Teufel weiß, Und ich bin mir nicht Angst, aber ich kann nicht mehr bewegen Und mir ist das egal aber ich kann nicht mehr bewegen
توی تخت دراز میکشم صبح شده و نمیتونم بخوابم و فکر میکنم کاشکی همه بزرگان وطنی و غیر وطنی مثل پرفسور حسابی بودند یا پرفسور سمیعی یا حتی علی دایی که حتی لوسیفر هم نمیتونه تخریبش کنه و روی شونه های اونها وایسته و افقهای دور روببینه
هوس ژله موز کردم … این خیلی زشته ؟ چون
They call me white sinner They call me white Devil but I don’t care And I’m not scared, but I can’t move
پاسختون رو گرفتید آتوسا خانم و سایر طرفداران بزرگان وطنی و غیر وطنی …. تا بعد وقتی میگم تا بعد یعنی هستم ..باز هم به بزرگان وطنی گیر خواهم داد و برروی شانه های آنها بالا خواهم رفت تا دختران به من جلب شوند و افقهای دور را ببینم
)
