گاهی وقتها اونقدر غمگین میشی که حتی از کشتن هم لذت نمیبری …گاهی وقتها اونقدر غمگین میشی که حتی از دیدن یه گلدون گل قرمز ، یه لاک پشت سبز ، از حرف زدن با خواهرت که صداش انگاری داره از ته چاه در میاد ، از فحش دادن به پدرت … حتی از خوردن سوهان قم با اب سرد هم لذت نمیبری … … میدونی رفیق این روزها من کار میکنم تا خسته بشم …خسته میشم تا بخوابم …میخوابم تا دیگه نفهمم کی هستم و چه گندهایی زدم … من …من …نمیدونم ..من خیلی سعی کردم …یه …یه …ول کن گور بابای همه یه های دنیا … میدونی بیرون از این کافه ادم سعی میکنه یکی دیگه باشه …اون پست نقاب که یادته …اره عین پست نقاب ….نقاب رو میکشی روی صورت میزنی بیرون میشی یه ادم دوست داشتنی که فقط به عشق مردمش زنده است …مثل کنت دراکولا ….من همیشه به یکی چیزی مشکل داشتم …یعنی همشیه یه چیزی بود که بشه باهاش مشکل داشت …نمیدونم … مثلا دیروز فهمیدم با زنهایی که کفش پاشنه بلند میپوشن با جوراب حوله ایی رنگی مشکل دارم …نمیدونم یه جورایی خیابون رو زشت میکنن …فکر میکنم کفش پاشنه دار با جورابها مثلا این نایلونی یا اصلا بدون جوراب خیلی قشنگتره …تازه ..تازه فهمیدم با موعد پسح هم مشکل دارم حتی با نون مصا هم مشکل دارم حتی با مضضوای روی دیوار هم مشکل دارم …تازه دیشب حدود ساعت نمیدونم چند که داشتم گز میخوردم …یه چیزه جدید کشف کردم …کشف کردم من خیلی گز دوست دارم ..از اون مدلهایی که روش گچ ریختن … وقتی اومدم اینجا چند ماهی بود که توی اون خونه توی ظفر اونجا بودم …نمی اومدم بیرون… سخت بود …نمیتونستم اصلا بخوابم …. یه بار توی یخچال یه شی سفید رنگ دیدم …مثل کش ….مثل شکلات کشی مثلا مارک روسی … ولی این سفید بود و بعد یادم اومد این گزه …گز … من الان با این بلیط ائرو فلوت مشکل دارم …راستی چرا من اینهمه با خودم مشکل دارم ؟ شاید واقعن من مشکل زا هستم …. گرگی که میخواست بره ایی رو فریب بده و بره …گریخت ..دوستان خوبی پیدا کرد ، درهای جدیدی به رویش باز شد و دیگر هیچ….مثل اخرین نت پیانوی ..Yann Tiersen توی comptine d’un autre t L’ aprs midi اره خوب اینطوری دیگه. کمی با بلیط ائرو فلوت ور میرم …ائرو فلوت ..میگن الان دیگه سون فور سون و ایر باس و ..خلاصه پیشرفتی حاصل نموده اند ..دیگه دوره توپولوف هم توی روسیه گذشته … اره مثل دوره من ، گالوین و خیلی های دیگه … اینطوریه دیگه ..نمیدونم شاید توی زندگی قبلی شرایط بهتر بود …یه زمانی بود که گل سرخ واقعن بوی گل سرخ میداد …الان چی ؟ میدونی کشف کردن چیزه خوبیه … مثل کشف همین ادرس که من کشف کردم … فکر کنم حالم خوب نیست …یعنی ..نمیدونم …ولی کاشکی دوباره … دوباره چی ؟ یادم رفت … چرا این روزها مدام همه چیز یادم میره … دیشب یادم رفت خونه ام کجاست … ..نمیدونم …ولی خیلی چیزها یادم رفته …مثلا یک ماه پیش یادمه ولی دوماه پیش نه …فکر کنم ..فکر کنم دوباره داره توی سرم کرم مارش میکنه … شایدم …از میگرنه ….ولی ..خوب … دوره ادمها یه روز تموم میشه …
این اهنگ رو گوش کنید فکر نمیکنم در دنیا آهنگی زیبا تر از این ساخته شده باشه …همیشه که کار میکنم این اهنگ پخش میشه قشنگه …خیلی زیاد قشنگه ..خیلی زیاد …مثل یه گلدن گل قرمز …مثل یه لاک پشت سبز …مثل کشتن …
http://hypem.com/track/311873
تا بعد …
میگم تابعد یعنی هستم …
UncategorizedApril 24, 2008 9:56 am
1 Comment »
The URI to TrackBack this entry is: http://ericjew.blogsome.com/2008/04/24/p91/trackback/
RSS feed for comments on this post.
Leave a comment
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>

آهنگش بوی یه جای دیگه رو می داد
Comment by ravanparish — May 2, 2008 @ 12:03 pm