اریک در تبتTebit   

تصمیمات ادمها در موارد مشابه بسیار متفاوت است …مثلا یکی اگر دو میلیون تومان پول از طریق باد به دست بیاورد ؛ میرود زن می ستاند یا شوهر می رباید … یکی پراید میخرد و میافتد دنبال خواهر و مادر ناموس ملت ، مرتکب بی ناموسی میشود …یکی میدهد بازار اسکونتش را میگیرد …و یک نیمه عاقل مانند من میرود مسافرت … آنهم چه مسافرتی … سرزمین دالایی لاما …سرزمین یاکهای  مغرور و آرام … سرزمین مقدس لهاسا  … خوب من همیشه ارزو داشتم برم چند جا رو ببینم …یکیش تبت بود .. یکی مغولستان …یکی هم شرق آفریقا … زمان بسیار کم بود و من فقط 5 روز فرصت داشتم نه بیشتر…..در فرودگاه ارومچی در حالی که گیج میزدم متوجه یک لیلا وش چشم بادامی با یک دودن ( دیکشنری آلمانی ) شدم… خوب به طبع ناگهان حس انسان دوستی من گل کرد و خوب این باب اشنایی منجر به یافتن یک همسفر و راهنمای خوب شد تا دچار بیماری غم غربت نشم :) کای دانشجوی زبان و ادبیات المانی که قصد داشت از ارومچی به لهاسا بره … و من سه روز رو در تبت با اون گذروندم …..

اصلا کار سختی نیست اگر بخواید مسافرت کنید …فقط به قسط وام ، لیزینگ پراید ، هزینه مهریه یا جهاز اینها فکر نکنید ..اینده ایی وجود نداره که بخواهید نگرانش باشید … به راحتی میتونید به ناشناخته ها سفر کنید و دنیا رو ببینید..خودتون رو رها کنید …بزارید روحتون نفس بکشه ..دنیا پر ادمهای مهربونه  … کای دختر بسیار مهربانی بود .. و منهم به خوبی اون رو با روحیات یک سامی مهربان اشنا کردم ……

کای و گاو تبتی ( یاک) کای دختر بسیار مهربان و دوست داشتنی بود .. المانی با لهجه عجیبی حرف میزد و از معدود اطلاعات زبان چینی من شامل نی هائو …شیه شیه …و ووو آی نی مثل یک بچه ریسه میرفت…درسته لهجه چینی من خیلی ماندراین نبود ولی اونهم اصلا هوف دویچ نمیتونست المانی حرف بزنه …ولی خیلی دختر  گرمی بود و طبع گرم و پرحرارتی داشت …

معبد بوداییان در لهاسا …یک بنای عظیم با ابهتی باور نکردنی … یوخانگ این معبد در منطقه ایی از لهاسا است که به بارخور معروفه و بیشتر جذابیت مدرن این شهر در همین بارخور واقع شده …

عظمت این معبد رو ببینید  تلفظش یوخانگ یا چیزی شبیه به این بود….

لهاسا در پناه رشته کوه های عظیم هیمالیا

گاو تبتی یا یاک : باور کنید که یاک برای مردمان استثمار شده تبت بوسیله ای دالایی لاما و چینهای دوست داشتنی در واقع نوعی گنج محسوب میشه …تبتی ها از همه

چیز این گاو بومی منطقه هیمالیا استفاده میکنن ..این نوعی احترام به مردگان در یک قبرستان کنار جاده است …جمجمه تزیین شده یک یاک نکته جالب اینه که شیر یک ماده به رنگ طلایی متمایله و سفید نیست و البته بشدت چرب … و طمعی مثل اینکه توش شکر ریختن و از این شیر پنیر ؛ خامه ؛ کره و چایی خاصی درست میکنن که همه این فراورده ها طعم خاصی دارند …   

دار دسته لهاسایی ها …راهبان بودایی و پیروان متعصب دالایی لاما که نظرم نسبت به او تغییر کرد …

این علاقه کای به سواری حیوانات داشت کم کم کار دست ما میداد … شانس اوردیم کروکودیل توی تبت نبود… گاهی هم سوار من میشد …  

اگر میتونید شانس دیدن تبت رو ازدست ندید …حتی برای سه روز …سخته خیلی سخته … ولی میارزه … واقعن زیباست

تا بعد

میگم تا بعد مهمون اریک باشید یه سفر ارزان قیمت به تبت