UncategorizedSeptember 18, 2008 5:51 am
مرجان عزیز

میخواستم در این پست هم ادامه عکسهای تبت را برایتان منتشر کنم ولی دیشب اتفاقی افتاد که نتوانستم خودم را کنترل کنم و نوشتم … این نامه را برای مرجان ساتراپی مینویسم …یکی از شیرزنان ایرانی که باید تحسینشان کرد … تحسین مرجان کار بسیار ساده ایی است ..این شیر زن شمالی … از خطه رشت ..نشان داد زن ایرانی نیز میتواند اسیر حماقتهای معمول و روتین روزمره سایر هم جنسانش نشود و خلق کند … دیروز در خیابان شریعتی بصورت اتفاقی در دستان دست فروشی که سی دی های کپی فیلمهای هالیوودی را میفروخت سی دی کارتون پرسپولیس را دیدم و خریدم و در طول یک شب به جای یک بار دوبار این فیلم را تماشا کردم و در تمامی ثانیه های تماشای پرسپولیس با حیرت فقط و فقط مرجان را تحسین کردم …میدانم خیلی شاید دیر باشد ولی برای نیمه دیوانه ایی که اینروزها صبح ها برمیخیزد تا گلدان یوکایی که ماتیلدا نام دارد سلام علیک ساده بکند و غروغریی و فحشی به خودش و به خد-ا و زمین وزمان ، دیدن این شاهکار ساده نعمتی است که چند ساعتی را در لذتی دیوانه وار غوطه ور شوم ……پرسپولیس یک انیمیشن بسیار ساده است که راوی داستان زندگی خود مرجان است و در طول این روایت ساده شما تاریخ ایران را بصورت دقیق و مصور میبینید … اینکه در طول انقلاب اسلامی چه اتفاقاتی برای کشورمان افتاد و نگاه واقع بینانه ای مرجان بشدت مرا شگفت زده کرد… مرجان عزیز با همه وجود میگویم دوستت دارم و به وجودت افتخار میکنم چرا که تو ثانیه های زندگی یک ایرانی در غربت را بخوبی نشان دادی …احساساتی که هر جهان سومی در دنیای متمدن با ان روبرو میشود … تو نشان دادی که برادران حزب الهی مان با این کشور چه ها کردند و چگونه با تلاشی قابل تحسین ما را به قهقهرا بردند … مرجان جان امروز در روزنامه ها خواندم یک سریال ساخته کارگردانی به نام رضا عطاران توقیف شد …شاید تعجب کنی ولی بله حقیقت دارد …سریالی که در ایران اسلامی برای نمایش از تلویزیون صددرصد دولتی ایران ساخته میشود ..توقیف شد و دلیل ان مستهجن بودن این سریال اعلام گردید …شاید فکر کنی مثلا پاملا اندرسون نقش اول زن این سریال را بازی میکرد ولی اشتباه میکنی ..ایرانی همیشه از دیدن زشتی های رفتاریش شرمگین میشود …ایرانی نفع خود را در ادامه مسیر غلط قرنها پیش خود میبیند چرا که نان در گروی ادامه مسیر غلط گذشته است و ملالی نیست به جز دوری شما … مرجان تو نشان دادی که ایرانی میتواند به خوبی چیزی را کهمیبیند و درک کرده است نشان ندهد نه برای گرفتن جایزه بلکه برای نشان دادن خودمان در اینه دوربین به خودمان … فیلم ساده پرسپولیس تو از طرف افسار بدستان جمهوری اسلامی ضد اسلامی و ضد ایرانی اعلام گردید ولی به عقیده من تنها مشکل فیلم تو مرجان عزیز این بود که فیلم تو برای نومانکلاتورای اسلامی حاکم فقط اینه ایی بود تمام نما که زشتی های رفتارهایشان را به رخ شان میکشید و این دلیل همه مخالفتها با اثر زیبا و تاثیر گذارت بود … من دوست ندارمجلوی اینه بایستام چون جوان خوش قیافه ایی نیستم برای همین از اینه متنفرم …افساربدستان در کشورمن از تو هموطن شجاعم متنفرند چون تو اینه ای زشتی هایشان هستی … از تو و چشمانت که تیزبین و دقیق بودند متشکرم …و برای عموی شجاعت انوش که توسط دوستان و برادران افسار بدست در جهت اعتلای فرهنگ اسلامی به دار مجازات اویخته شد دعا میکنم … مرجان عزیز تو شایسته همه سپاسهایی … و من عاشقانه پرسپولیس را که راوی همه روزهای سی سال اخیر کشورم بود را دوست دارم …
به شما پیشنهاد میدهم پرسپولیس را ببینید … متضرر نمیشوید …حتی اگر اتفاقی در گوشه خیابان در دستان یک کپی فروش دیدید ..پرسپولیس را ببینید …

مرجان ساتراپی متولد 1348 در شهر رشت … خانواده ایی روشنفکر و با تمایلات کمونیستی … بهتر است فیلم را ببینید که از زبان خود مرجان داستان زندگیش را میگوید …
امروز نوشت: پررو ترین و وقیح ترین طبقه ایرانی سینما گرانی هستند که در ابتدای هر سی دی ایرانی به ترتیب روی صندلی های سینما مینشیند و عجز و لابه میکنند و توصیه ها مینمایند که کپی های غیرمجاز فیلمهای ایرانی را نخرید و همچین است و همچون ..ولی کسی نیست بگوید ..شما همه اثار هالیوودی را بصورت کپی و غیر مجاز یا پرده میبینید و حالش را اخذ میکنید … اگر ان دزدی نیست اینهم دزدی نیست ..اگر این دزدی است انهم دزدی است ..تلویزیون ایران هر سال عید کلکسیون پخش اثار دزدی به صورت رسمی دارد و کسی هم اعتراضی ندارد … مگر زور هالیوود میرسد به تلویزیونی که انقدر وقیح است که حتی حق پخش مسابقات فوتبال را نمیدهد که هیچ پول هم میگیرد ….. مگر زور هالیوود میرسد به دزدانی که داستان فیلمها را با تغییر دیالوگ در زمان دوبله ان تبدیل میکنند به اثار ضد یهودی و ضد امریکایی … جایی که تصمیم گیرنده پشت پرده شخصی است که با دلار 7 تومانی رفته کالیفرنیا و حالا پیامبر جدیدی شده به نام طالب نژاد .. در کشوری که مردمش هنوز نمیدادند کپی رایت را باید با روغن زیتون سرخ کرد و نوش جان نمود یا باید بعنوان مکمل بنزین در انجین ماشین ریخت..کشوری که بیشتر کارخانه هایش محصولات کشورهای دیگر را کپی میکنند به خلق الله خیابانهای تهران میفروشند ..کشوری که خودروی ملیش در واقع از فرق سر تا نوک انگشت خارجکی است همان را بعنوان خودروی ملی به خورد این جماعت مفلوک میدهد …کشوری که هربار کم بیاورد ..خشت و اجری در شیراز اصفهان مانده است که اهی بکشد و بگوید …یادش بخیر چی بودیم و چی شدیم …و نگاهی به از اه به اطراف بیاندازد و زیر لب زمزمه کند …جوونی هم هیچ گهی نبودیم ….
هرروز که بیشتر در ایران میمانم بیشتر معتقد میشوم برای اینده بهتر نیاز به نسل کشی داریم …
تا بعد …
میگم تا بعد هستم
The URI to TrackBack this entry is: http://ericjew.blogsome.com/2008/09/18/p108/trackback/
RSS feed for comments on this post.
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>
سلام
از خودن این وبلاگ خیلی خوشحالم
به صورت کاملاض اتفاقی اینجارو ÷یدا کردم
اما فوق العاده برام جذاب بود
اغلب ارشیوت رو خوندم
اره پرسپولیس رو من هم دیدم یک تصویر واقعی از روزهای گذشته کشورم
میتونم لینکت کنم؟
Comment by گلادیاتور — September 19, 2008 @ 7:27 am
Erick to 2ja 2ja kar mikoni
vaghean ajibi
man az in zanik khosham nemiad
majbor bodin shah o biron konid ta inha sar kar bian hameh dar be dar shan !
hanozam sar harfesh . az kasay ke az eshtebaheshon dars nemigiran badam miad
shad bashi
Comment by lara — September 19, 2008 @ 2:00 pm