UncategorizedOctober 20, 2008 8:11 am

در مورد پست قبلی باید بگم میدونید من شاید بشدت غمگین بودم نه بخاطر حرف یک پیرمرد …میدونید تصور کنید یک ایرانی در خارج از کشور یا یک افغانی در داخل کشور تنها بدلیل اعتقاداتش و رفتارهای همکیشانشان مورد توهین واقع بشه و فرض بر این باشه که گوینده ندونه مخاطبش همون اعتقاد رو داره …من همیشه در این کافه حیاط خلوت یا هرچیزی که اسمش رو میزارید سعی کردم کاملا بدون تعصب به مسائل نگاه کنم …من در ایران زندگی میکنم به هزار دلیل …این انتخاب خودم بود …باور کنید شاید تا سال قبل زندگی احمقانه ایی داشتم …نمیدونم بیماری …اشتباهات احمقانه رفتاری …نمیدونم گاهی وقتی یاد نوع زندگیم در سه اول میافتم یعنی همین سه سال گذشته خیلی به نظرم احمقانه میاد روابطی که با ادمها داتشتم …ادمهایی که الان وقتی فکر میکنم …نمیدونم باید بخندم یا از شدت خجالت برم سرم بکنم توی ظرف اسید … نمیدونم زندگی احمقانه ایی بود که بابتش واقعن شرمگینم … ولی الان با همه مشکلات از زندگی در این کشور احساس رضایت دارم..کار میکنم …بیزنس شخصیم رو راه اندازی کردم … درس میخونم …خلاصه خوبه ..میدونی سخته ولی خوبه ….میدونم غمگینم یا نمیدونم …ولی دیشب که با گالو جلسه داشتیم دیدیم بعد از اونهمه فراز و نشیب …همین جایی که هستیم خوبه ….  بهرحال یک نکته است و اون هم اینه که  تاکید میکنم هیچ مشکلی با اطرافیانم نداشتم …که ریشه در تفاوتهای باوری باشه …یعنی شاید مشکلات من با بن عبری ها بیشتر باشه تا با گوییم ها … ولی احساس بد من در ان روز برمیگشت به اینکه اون مرد به استناد حرف دیگران اجازه میداد و اجازه داده بود که دیگران براش فکر کنن …خودش فکر نمیکرد و داشت با چشمان دیگران دنیا رو میدید ….مشکل همین بود فقط … میدونی توی کشوری که مردم اجازه میدن دیگران به جاشون فکر کنن ..این خیلی درداوره … یعنی یکی دیگه به جای تو فکر میکنه و تصمیم میگره … و تو با چشمان اون به دنیا نگاه میکنی و همه مسئولیتها رو به اون واگذار میکنی …درک این مسئله برای من دشواره …یعنی کمی سخته … نمیدونم یه جوریه …مثلا همین جا آقا یا خانم سه نقطه میاد سئوال میکنه گوییم یعنی چی ؟ بعد تقاضا میکنه که زیر آبی نرم …اعلام هم میفرمایند که کتابهای اسرائیل شاهاک رو مطالعه فرمودند …خوب منهم دارم اصول کافی رو میخونم …برداشت من باید چی باشه …چیزهایی که اون تو میخونم …درمورد گوییم عزیز دلم … یه بار هم گفتم … داستان از این جا شروع شد(((((
afsane x <afsanejun@yahoo.com> wrote:
salam , man ham talash mikonam neweshtehaye ghabli ro peyda konam wa barat befrestam :
 
1/
سلام
این جمله رو از وبلاگ دوستت برداشتم:
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=eric1973.persianblog.ir&postid=7526168
این سر دره حمومه که بیشتر دختران گوییم میرفتند جهت امر خیر باز کردن بخت
ازش بپرس ” گوییم” یعنی چی ؟ این یک لغت عبری هست . معنای اون رو بپرس و ببین به چه کسانی گوییم می گن و چرا؟
باید بگه معنای اون ” چهارپا و حیوان ” هست .
وبلاگش رو دیدم . داشت یک حمام متعلق به یهودیان رو نشون می داد.
راستی چرا در مورد حرف های من تحقیق نمی کنی و نمی پرسی دوستان یهودیت چرا این قدر تند و سریع در مورد من موضع گرفته اند ؟!
به علاوه ازش بپرس ” آنوسی” یعنی چی ؟
شاید جواب نده اما من میگم : یهودیانی که خوشون رو به مسلمونی زدن و و در بین مسلمونها پخش و پلا هستند . گاهی آخوند می شئ و گاهی دکتر و مهندس و مثل سایر مردم زندگی می کنند فقط تمام اطلاعات رو با خاخام های یهودی می دهند.
 
ازش بپرس پوریم چیه و اون رو چرا جشن می گیرند ؟ ایا به خاطر کشتن دیگران شادمانی نمی کنند و آیا این درسته ؟!
 
ازش بپرس چرا کتاب های تورات ( منهای 5 کتاب اول معروف به اسفار خمسه موسی ) که تاریخ یهود رو حکایت می کنند به داستانی بعد از پوریم و اون نسل کشی اشاره ندارند ؟
جوابی ندارد اما من میگم چون دیگه کسی در منطقه ما نبوده !
بپرس ببین چرا تخت جمشید در ایران نیمه کاره مونده ؟ آیا به علت همون نسل کشی نبوده ؟
قطعا انکار خواهد کرد . ))
اون یارو پیرمرد بود این افسانه خانم ادعای فضلش میشد ..اینجور ادمها هستند حتی توی ارتص …ولی هستند …. توی ایران بیشتر هستند ….
خلاصه ما یه بار پاسخ دادیم که بابا گوییم یعنی چی …ولی مثل اینکه عزیزان اصرار دارند به ما بفهمونن که منظور شما از گوییم نجسه …بابا به پیر به پیغمبر به جان همین مودی منظور ما اون نیست … بقول یکی از دوستان مثل اینکه طور دیگه باید حالیت کرد …. ولی در هرصورت :
يهوديها ادمهايي هستند كه در طول تاريخ چند واقعيت ساده را اموخته اند.يهوديها ازدواج ميكنند كه تنها نباشند .عشق ميورزند كه قرنها دوام بياورند .پول جمع ميكنند كه بتوانند خانه بخرند و بهترين امكانات را براي فرزندانشان فراهم كنند .بچه هايمان را دوست داريم چون خودمانيم ادم بايد بچه هايش را دوست داشته باشد و در جنگ انها را پشت سر خود مخفي كند . به اين سادگي نميشود عقايد كهنه شان را عوض كرد ولي ميشود خيلي چيزها از انان اموخت.
بن عبری ها برای نامیدن غیر همکیشان خود از واژه گوییم استفاده میکنند …همانگونه که مرد بزرگوار کلیمی سلیمان حییم در لغتنامه عبری فارسی خود آورده است این واژه عبری یعنی
(( גּוֹי)) یعنی ملت و امت و اقوام غیر یهود …
در زمانی که اندونگ جمع در انتها میپذیرد میشود گوییم
(( גּוֹײס)) یعنی ملتها و اقوام غیر یهود …برای کلمه معادل حیوان در عبری از بها با جمع بهایم استفاده میشود …
بیایید یاد بگیریم که یاد بگیریم بعد فحش بدهیم ..
< ?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />  چه پست مزخرفی شد ..خودمونیها …
تا بعد ها
میگم تا بعدها یعنی هستم ها
زهر مار ها … J

Uncategorized 8:11 am

در مورد پست قبلی باید بگم میدونید من شاید بشدت غمگین بودم نه بخاطر حرف یک پیرمرد …میدونید تصور کنید یک ایرانی در خارج از کشور یا یک افغانی در داخل کشور تنها بدلیل اعتقاداتش و رفتارهای همکیشانشان مورد توهین واقع بشه و فرض بر این باشه که گوینده ندونه مخاطبش همون اعتقاد رو داره …من همیشه در این کافه حیاط خلوت یا هرچیزی که اسمش رو میزارید سعی کردم کاملا بدون تعصب به مسائل نگاه کنم …من در ایران زندگی میکنم به هزار دلیل …این انتخاب خودم بود …باور کنید شاید تا سال قبل زندگی احمقانه ایی داشتم …نمیدونم بیماری …اشتباهات احمقانه رفتاری …نمیدونم گاهی وقتی یاد نوع زندگیم در سه اول میافتم یعنی همین سه سال گذشته خیلی به نظرم احمقانه میاد روابطی که با ادمها داتشتم …ادمهایی که الان وقتی فکر میکنم …نمیدونم باید بخندم یا از شدت خجالت برم سرم بکنم توی ظرف اسید … نمیدونم زندگی احمقانه ایی بود که بابتش واقعن شرمگینم … ولی الان با همه مشکلات از زندگی در این کشور احساس رضایت دارم..کار میکنم …بیزنس شخصیم رو راه اندازی کردم … درس میخونم …خلاصه خوبه ..میدونی سخته ولی خوبه ….میدونم غمگینم یا نمیدونم …ولی دیشب که با گالو جلسه داشتیم دیدیم بعد از اونهمه فراز و نشیب …همین جایی که هستیم خوبه ….  بهرحال یک نکته است و اون هم اینه که  تاکید میکنم هیچ مشکلی با اطرافیانم نداشتم …که ریشه در تفاوتهای باوری باشه …یعنی شاید مشکلات من با بن عبری ها بیشتر باشه تا با گوییم ها … ولی احساس بد من در ان روز برمیگشت به اینکه اون مرد به استناد حرف دیگران اجازه میداد و اجازه داده بود که دیگران براش فکر کنن …خودش فکر نمیکرد و داشت با چشمان دیگران دنیا رو میدید ….مشکل همین بود فقط … میدونی توی کشوری که مردم اجازه میدن دیگران به جاشون فکر کنن ..این خیلی درداوره … یعنی یکی دیگه به جای تو فکر میکنه و تصمیم میگره … و تو با چشمان اون به دنیا نگاه میکنی و همه مسئولیتها رو به اون واگذار میکنی …درک این مسئله برای من دشواره …یعنی کمی سخته … نمیدونم یه جوریه …مثلا همین جا آقا یا خانم سه نقطه میاد سئوال میکنه گوییم یعنی چی ؟ بعد تقاضا میکنه که زیر آبی نرم …اعلام هم میفرمایند که کتابهای اسرائیل شاهاک رو مطالعه فرمودند …خوب منهم دارم اصول کافی رو میخونم …برداشت من باید چی باشه …چیزهایی که اون تو میخونم …درمورد گوییم عزیز دلم … یه بار هم گفتم … داستان از این جا شروع شد(((((
afsane x <afsanejun@yahoo.com> wrote:
salam , man ham talash mikonam neweshtehaye ghabli ro peyda konam wa barat befrestam :
 
1/
سلام
این جمله رو از وبلاگ دوستت برداشتم:
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=eric1973.persianblog.ir&postid=7526168
این سر دره حمومه که بیشتر دختران گوییم میرفتند جهت امر خیر باز کردن بخت
ازش بپرس ” گوییم” یعنی چی ؟ این یک لغت عبری هست . معنای اون رو بپرس و ببین به چه کسانی گوییم می گن و چرا؟
باید بگه معنای اون ” چهارپا و حیوان ” هست .
وبلاگش رو دیدم . داشت یک حمام متعلق به یهودیان رو نشون می داد.
راستی چرا در مورد حرف های من تحقیق نمی کنی و نمی پرسی دوستان یهودیت چرا این قدر تند و سریع در مورد من موضع گرفته اند ؟!
به علاوه ازش بپرس ” آنوسی” یعنی چی ؟
شاید جواب نده اما من میگم : یهودیانی که خوشون رو به مسلمونی زدن و و در بین مسلمونها پخش و پلا هستند . گاهی آخوند می شئ و گاهی دکتر و مهندس و مثل سایر مردم زندگی می کنند فقط تمام اطلاعات رو با خاخام های یهودی می دهند.
 
ازش بپرس پوریم چیه و اون رو چرا جشن می گیرند ؟ ایا به خاطر کشتن دیگران شادمانی نمی کنند و آیا این درسته ؟!
 
ازش بپرس چرا کتاب های تورات ( منهای 5 کتاب اول معروف به اسفار خمسه موسی ) که تاریخ یهود رو حکایت می کنند به داستانی بعد از پوریم و اون نسل کشی اشاره ندارند ؟
جوابی ندارد اما من میگم چون دیگه کسی در منطقه ما نبوده !
بپرس ببین چرا تخت جمشید در ایران نیمه کاره مونده ؟ آیا به علت همون نسل کشی نبوده ؟
قطعا انکار خواهد کرد . ))
اون یارو پیرمرد بود این افسانه خانم ادعای فضلش میشد ..اینجور ادمها هستند حتی توی ارتص …ولی هستند …. توی ایران بیشتر هستند ….
خلاصه ما یه بار پاسخ دادیم که بابا گوییم یعنی چی …ولی مثل اینکه عزیزان اصرار دارند به ما بفهمونن که منظور شما از گوییم نجسه …بابا به پیر به پیغمبر به جان همین مودی منظور ما اون نیست … بقول یکی از دوستان مثل اینکه طور دیگه باید حالیت کرد …. ولی در هرصورت :
يهوديها ادمهايي هستند كه در طول تاريخ چند واقعيت ساده را اموخته اند.يهوديها ازدواج ميكنند كه تنها نباشند .عشق ميورزند كه قرنها دوام بياورند .پول جمع ميكنند كه بتوانند خانه بخرند و بهترين امكانات را براي فرزندانشان فراهم كنند .بچه هايمان را دوست داريم چون خودمانيم ادم بايد بچه هايش را دوست داشته باشد و در جنگ انها را پشت سر خود مخفي كند . به اين سادگي نميشود عقايد كهنه شان را عوض كرد ولي ميشود خيلي چيزها از انان اموخت.
بن عبری ها برای نامیدن غیر همکیشان خود از واژه گوییم استفاده میکنند …همانگونه که مرد بزرگوار کلیمی سلیمان حییم در لغتنامه عبری فارسی خود آورده است این واژه عبری یعنی
(( גּוֹי)) یعنی ملت و امت و اقوام غیر یهود …
در زمانی که اندونگ جمع در انتها میپذیرد میشود گوییم
(( גּוֹײס)) یعنی ملتها و اقوام غیر یهود …برای کلمه معادل حیوان در عبری از بها با جمع بهایم استفاده میشود …
بیایید یاد بگیریم که یاد بگیریم بعد فحش بدهیم ..
< ?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />  چه پست مزخرفی شد ..خودمونیها …
تا بعد ها
میگم تا بعدها یعنی هستم ها
زهر مار ها … J

Uncategorized 8:06 am

در مورد پست قبلی باید بگم میدونید من شاید بشدت غمگین بودم نه بخاطر حرف یک پیرمرد …میدونید تصور کنید یک ایرانی در خارج از کشور یا یک افغانی در داخل کشور تنها بدلیل اعتقاداتش و رفتارهای همکیشانشان مورد توهین واقع بشه و فرض بر این باشه که گوینده ندونه مخاطبش همون اعتقاد رو داره …من همیشه در این کافه حیاط خلوت یا هرچیزی که اسمش رو میزارید سعی کردم کاملا بدون تعصب به مسائل نگاه کنم …من در ایران زندگی میکنم به هزار دلیل …این انتخاب خودم بود …باور کنید شاید تا سال قبل زندگی احمقانه ایی داشتم …نمیدونم بیماری …اشتباهات احمقانه رفتاری …نمیدونم گاهی وقتی یاد نوع زندگیم در سه اول میافتم یعنی همین سه سال گذشته خیلی به نظرم احمقانه میاد روابطی که با ادمها داتشتم …ادمهایی که الان وقتی فکر میکنم …نمیدونم باید بخندم یا از شدت خجالت برم سرم بکنم توی ظرف اسید … نمیدونم زندگی احمقانه ایی بود که بابتش واقعن شرمگینم … ولی الان با همه مشکلات از زندگی در این کشور احساس رضایت دارم..کار میکنم …بیزنس شخصیم رو راه اندازی کردم … درس میخونم …خلاصه خوبه ..میدونی سخته ولی خوبه ….میدونم غمگینم یا نمیدونم …ولی دیشب که با گالو جلسه داشتیم دیدیم بعد از اونهمه فراز و نشیب …همین جایی که هستیم خوبه ….  بهرحال یک نکته است و اون هم اینه که  تاکید میکنم هیچ مشکلی با اطرافیانم نداشتم …که ریشه در تفاوتهای باوری باشه …یعنی شاید مشکلات من با بن عبری ها بیشتر باشه تا با گوییم ها … ولی احساس بد من در ان روز برمیگشت به اینکه اون مرد به استناد حرف دیگران اجازه میداد و اجازه داده بود که دیگران براش فکر کنن …خودش فکر نمیکرد و داشت با چشمان دیگران دنیا رو میدید ….مشکل همین بود فقط … میدونی توی کشوری که مردم اجازه میدن دیگران به جاشون فکر کنن ..این خیلی درداوره … یعنی یکی دیگه به جای تو فکر میکنه و تصمیم میگره … و تو با چشمان اون به دنیا نگاه میکنی و همه مسئولیتها رو به اون واگذار میکنی …درک این مسئله برای من دشواره …یعنی کمی سخته … نمیدونم یه جوریه …مثلا همین جا آقا یا خانم سه نقطه میاد سئوال میکنه گوییم یعنی چی ؟ بعد تقاضا میکنه که زیر آبی نرم …اعلام هم میفرمایند که کتابهای اسرائیل شاهاک رو مطالعه فرمودند …خوب منهم دارم اصول کافی رو میخونم …برداشت من باید چی باشه …چیزهایی که اون تو میخونم …درمورد گوییم عزیز دلم … یه بار هم گفتم … داستان از این جا شروع شد(((((
afsane x <afsanejun@yahoo.com> wrote:
salam , man ham talash mikonam neweshtehaye ghabli ro peyda konam wa barat befrestam :
 
1/
سلام
این جمله رو از وبلاگ دوستت برداشتم:
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=eric1973.persianblog.ir&postid=7526168
این سر دره حمومه که بیشتر دختران گوییم میرفتند جهت امر خیر باز کردن بخت
ازش بپرس " گوییم" یعنی چی ؟ این یک لغت عبری هست . معنای اون رو بپرس و ببین به چه کسانی گوییم می گن و چرا؟
باید بگه معنای اون " چهارپا و حیوان " هست .
وبلاگش رو دیدم . داشت یک حمام متعلق به یهودیان رو نشون می داد.
راستی چرا در مورد حرف های من تحقیق نمی کنی و نمی پرسی دوستان یهودیت چرا این قدر تند و سریع در مورد من موضع گرفته اند ؟!
به علاوه ازش بپرس " آنوسی" یعنی چی ؟
شاید جواب نده اما من میگم : یهودیانی که خوشون رو به مسلمونی زدن و و در بین مسلمونها پخش و پلا هستند . گاهی آخوند می شئ و گاهی دکتر و مهندس و مثل سایر مردم زندگی می کنند فقط تمام اطلاعات رو با خاخام های یهودی می دهند.
 
ازش بپرس پوریم چیه و اون رو چرا جشن می گیرند ؟ ایا به خاطر کشتن دیگران شادمانی نمی کنند و آیا این درسته ؟!
 
ازش بپرس چرا کتاب های تورات ( منهای 5 کتاب اول معروف به اسفار خمسه موسی ) که تاریخ یهود رو حکایت می کنند به داستانی بعد از پوریم و اون نسل کشی اشاره ندارند ؟
جوابی ندارد اما من میگم چون دیگه کسی در منطقه ما نبوده !
بپرس ببین چرا تخت جمشید در ایران نیمه کاره مونده ؟ آیا به علت همون نسل کشی نبوده ؟
قطعا انکار خواهد کرد . ))
اون یارو پیرمرد بود این افسانه خانم ادعای فضلش میشد ..اینجور ادمها هستند حتی توی ارتص …ولی هستند …. توی ایران بیشتر هستند ….
خلاصه ما یه بار پاسخ دادیم که بابا گوییم یعنی چی …ولی مثل اینکه عزیزان اصرار دارند به ما بفهمونن که منظور شما از گوییم نجسه …بابا به پیر به پیغمبر به جان همین مودی منظور ما اون نیست … بقول یکی از دوستان مثل اینکه طور دیگه باید حالیت کرد …. ولی در هرصورت :
يهوديها ادمهايي هستند كه در طول تاريخ چند واقعيت ساده را اموخته اند.يهوديها ازدواج ميكنند كه تنها نباشند .عشق ميورزند كه قرنها دوام بياورند .پول جمع ميكنند كه بتوانند خانه بخرند و بهترين امكانات را براي فرزندانشان فراهم كنند .بچه هايمان را دوست داريم چون خودمانيم ادم بايد بچه هايش را دوست داشته باشد و در جنگ انها را پشت سر خود مخفي كند . به اين سادگي نميشود عقايد كهنه شان را عوض كرد ولي ميشود خيلي چيزها از انان اموخت.
بن عبری ها برای نامیدن غیر همکیشان خود از واژه گوییم استفاده میکنند …همانگونه که مرد بزرگوار کلیمی سلیمان حییم در لغتنامه عبری فارسی خود آورده است این واژه عبری یعنی
(( גּוֹי)) یعنی ملت و امت و اقوام غیر یهود …
در زمانی که اندونگ جمع در انتها میپذیرد میشود گوییم
(( גּוֹײס)) یعنی ملتها و اقوام غیر یهود …برای کلمه معادل حیوان در عبری از بها با جمع بهایم استفاده میشود …
بیایید یاد بگیریم که یاد بگیریم بعد فحش بدهیم ..

 

 

چه پست مزخرفی شد ..خودمونیها …
تا بعد ها
میگم تا بعدها یعنی هستم ها
زهر مار ها … J

UncategorizedOctober 16, 2008 7:26 am

مطلبی را که در ادامه میخوانید ساخته و پرداخته ذهن نیست واقعیتی است..واقعیت تلخ…که دیشب اتفاق افتاد …همین حدودن 12 ساعت قبل من حدودن یک سال است که وارد بیزنس نفت و گاز شده ام …بدلیل مسائل ناشی از تحریم چند وقتیست که بهمراه یکی از دوستان شرکتی تاسیس کردیم و اجناس بسیار مهم را که بدلیل تحریم شرکتهای بزرگ نفت و گاز توانایی تهیه ان را از بازار های غربی ندارند را برایشان از بازار سیاه تهیه و البته گرانتر از قیمت واقعی در اختیارشان میگذاریم … من بارها به ساختمان SPEC در میدان ونک یا ساختمان بازرگانی شرکت پتروشیمی در جهان کودک رفته ام و میروم و همیشه برخوردهای مسئولین شرکت پتروشیمی یا تدارکات کالای نفت یا گاز با من بسیار خوب بوده و برخوردی ناشی از تبعیض یا تفاوتهای مذهبی ندیدم…البته ناگفته نمونه که در ابتدای ورودم به ایران شبی با داریوش خونه یه بابایی مهمون بدیم از دوستان …میدونید من منعی برای خوردن غذای گوییمی (( غذاهای غیر کاشر )) ندارم ..میدونید چون کلا کمی برای بن عبری ها سخته ..یعنی بیشتر قدیمی های بن عبری های نسل قدیم از خوردن غذاهای گوییمی اجتناب میورزند ولی من لازم بشه میخورم ..مشکلی هم ندارم … چون تو کار مذهب نیستم … ان شب توی خونه اون بابا من میدیدم که زن صاحب خانه ظرفهای غذای منو بصورت جدا از سایر ظرفها گذاشت و با دقت بیشتری شست و اب کشید …ولی بهرحال… دیشب بعد از یک جلسه سنگین کاری توی تدارکات کالای گاز با فریدون برمیگشتیم سمت خونه قرار شد بریم خونه من دی وی دی فیلم body of lies رو بدم فریدون ببره نگاه کنه … درست بعد از پل سید خندان یک نمایندگی خودرو بود و بعد از اون یک سوپر مارکت در نبش یک فضای سبز … رفتیم توی سوپر مارکت که چیزی بگیریم … سوپر مارکت خوب شلوغ بود ..فریدون یک کم ات اشغال خرید برای خونه ..منهم داشتم وسائل رو نگاه میکردم..فریدون رفت ماست برداشت …بهش گفتم فریدون ..ماست دامداران بگیر خیلی خوشمزه است … فریدون در حالی که داشت چندتا چپیس برمیداشت گفت نداره …لامصب همش از این ات اشغال داره …می ماس و نمیدونم کاله ..اشغالن ..خلاصه رسیدیم جلوی صندوق …صاحب سوپر مارکت … یه پیرمرد ترک بود ….یهو فریدون بدبخت بی هوا پرسید : حاج اقا چرا دامداران یا پگاه ندارید …پیرمرد با لهجه غلیظ ترکی گفت ..والله پگاه که ماشینش اینجا نمیاد ..من پول رو دادم چون فریدون از ای تی ام پول نگرفته بود … پیرمرد پول رو گرفت و گذاشت توی صندوق و ادامه داد… پیرمرد ادامه داد … دامداران هم نمیاریم ..چون مال جهود هاست ..نجسه … یهو برق فریدون رو گرفت ..هواسم بود خیلی سریع برگشت یه نگاه به من انداخت … من یه نگاه به پیرمرد کردم …چیزی نگفتم ..خوب فکر میکردم شوخی میکنه … فریدون با خنده گفت شوخی میکنی حاج اقا ..پیرمرد خیلی جدی با اون لهجه ترکیش ادامه داد..نه من مقلد اقای …… هستم ایشون میگن جهودها نجس هستند نباید از شون چیزی خرید … فریدون قاطی کرد … گفت بیخیال بابا پیرمرد …قرن بیست و یگمه این چرت و پرتها چیه میگی مرتیکه خر … خجالت بکش یه پات لب گوره …بعد به ترکی بهش گفت این رفیق و شریک منه … جهوده یعنی منهم نجسم … من یک تاره موی اینو با صدتا مسلمون عوضی مثل تو عوض نمیکنم …پیرمرد ادامه داد من کاری ندارم ..میگن جهودها نجسن .. دیگه نمیتونستم درست فکر کنم … سطل ماست رو برداشتم کوبیدم زمین .. گفتم بیا بریم فریدون ..مرتیکه خر پول گرفتی گذاشتی توی صندوق حالا میگی جهودها نجسن ؟ مادرفاکر ..پوزا .. کثافت ..تو نجس و بیشعوری که یه پات لب گوره ولی هنوزداری توی دوره جاهلیت زندگی میکنی …مرتیکه احمق بیسواد … فریدون دو سه تا فحش خیلی بد به ترکی بهشون داد..نمیتونستن چیزی بگن به این دلیل که فریدون خیلی درشته … بعد از این ترکهای قلچماقه … خوب ماشینش هم جلوی درب پارک بود …یه لکسوس اس یو وی که بهرحال ایرانه خیلی ها در مقابل یک ماشین گرون قیمت دست و پاش رو گم میکنن از مغازه زدیم بیرون …فریدون همینطوری فحش میداد به ترکی … پسرهای جوون صاحب مغازه دویدن دنبال ما ..و شروع کردن از فریدون به ترکی عذرخواهی کردن ..مثل اینکه میشناختنش ..نمیدونم من سوار ماشین شدم فریدون هم به ترکی میگفت خوب اینو بفرستین خونه سالمندان ..چرا اوردینش اینجا … و بعد…. بقیه مسیر به سکوت گذشت … یه مرتیه ..فریدون ازم سئوال کرد…ناراحتی ران اراد … هروقت میخواد شوخی کنه یا چیزی از دلم دربیاره بهم میگه ران آراد ( خلبان اسرائیلی که توسط فلسطینی ها و لبنانی ها اسیر شده و کسی از سرنوشتش اطلاعی نداره) گفتم نه فریدون ..میدونی من توی گوییمها دوستهای خیلی خوبی دارم … اهمیتی نمیدم ولی گاهی میدونی حرفهای این مرد ..اینکه مقلد فلانی هستم …یعنی بخش عمده ایی از این جامعه از اعتقادات یک نسل این مملکت تو ..من ..خیلی ها اینطوری فکر نمیکنیم ولی اون چون مقلد یک نفره ..فکر میکنه من که همنوعشم نجسم… میدونی این تنها مسئله است که کسی بخاطر حرف یکی دیگه فکر کنه یکی مثل خودش نجسه …ببین من میتونم بعضی از صورتهای نژاد پرستی رو هضم کنم ..مثلا ایرانی ها میرن ژاپن و خلاف میکنن طبیعیه ژاپنیها احساس خوبی به ایرانی ها نداشته باشند..یا افغانی ها در ایران … من خودم از افغانیها خوشم نمیاد ..ولی هیچ وقت شنیدی بگم نجس هستند..؟ میدونی…یه حس عجیبیه ..خیلی وقت بود تجریه نکرده بودم..شاید از زمان بچگی و دوران دبستان ومحله …میدونی ..اونموقع زیاد درک نمیکردم ..وقتی بهم فحش میدادن و کتک میخورم توی محل ..ولی حالا … فریدون: بیخیال بهش فکر نکن ..نسل این پیر سگهای هاف هافو داره تموم میشه …به بیرون و چراغهای توی خیابون و نگاه ادمها به ماشین خودمون خیره میشم …نه فریدون …میدونی این حرفهای پیرمرد امشب ..حرف همه ایرانیها نیست ولی هنوز خیلی از ایرانیهای مذهبی به این مزخرفات باور دارند..میفهمی … شاید تشکیل اسرائیل کار درستی بوده..کسی چه میدونه ..شاید واقعن خیلی ها در اون زمان از شنیدن اینجور مزخرفات توی کشور خودشون جایی که داشتند براش زحمت میکشیدند و میجنگیدند و در عوض تحقیر میشدند خسته شده بودند و تصمیم گرفتند خونه داشته باشن…یاد دیالوگ فیلم مونیخ افتاد … جایی که مادراونر بهش میگه مهم اینه که ما یه خونه داریم … راستی اگر کسی در مورد این مطالب پایین و صحتش اطلاعاتی داره در اختیار بزاره خوشحال میشم : از امام حسن (ع) روایت شده است که ایشان فرمود برای خداوند دو شهر است > ( خدا دو شهر دارد) یکی از انها در مشرق است و یکی در مغرب، و در آنها ۷۰ > میلیون زبان و جود دارد! و من همه آن زبانها را میدانم! ـ ‘عن ابی عبد > الله الحسن قال ان لله مدینتین احداهما بالمشرق و اخری بالمغرب و فیها > سبعون الف الف لغه و انا اعرف جمیع تلک اللغات’ ـ ( منبع: اصول کافی - > جلد یک - ص ۳۸۴ و ۳۸۵ باب مولد حسن ابن علی >علی(ع) بر روی ابرها پرواز میکند ! . خداوند ابرها را برای علی مسخر > ساخت و او شرق و غرب عالم را درنوردید! . ـ ‘ان الله سخر لعلی السحاب > فکان یسیر فی الارض شرقا و غربا’ ـ ( منبع: تفسیر المیزان جلد ۱۳ - ص ۳۷۲ > بحار الانوار جلد ۳۹ - ص ۱۳۸ میخوام بدونم ایا اینها حقیقت داره یعنی در این کتاب اینها نوشته شده یا یه مشت ارجیفه که در غالب ایمیل برای من فرستادن …البته خیلی زیاده …خیلی خیلی زیاد و خیلی هم خنده داره و همش هم منبعشون رو کتاب اصول کافی ذکر کرده تا بعد … میگم تا بعد هستم …

UncategorizedOctober 12, 2008 1:44 pm

یک بار دیگر در استانه سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب دست کثیف صهیونیست جهانی توطئه ایی دیگر برایمان تدارک دید و یک فریب خورده دیگر به نام خانم گلشیفته فراهانی با حضور بی حجاب (( چشم برادران کشت ارشاد روشن )) در این مملکت خارج باعث شد تا بار دیگران چشمان فرزندان انقلاب خون گریه نماید …بدنبال حضور خانم گلشیفته فراهانی بدون روسری و کشف حجاب ایشان در روی فرش قرمز …بخشدار روستای گوراب زرمیخ از توابع ممقان و رئیس انجمن اسلامی روستا   ضمن ارسال نامه ایی به گردانندگان ماورایی  شرح ماوقع را گزارش دادند :

متن این نامه بدین شرح است :

بسمه تعالی

با عرض سلام به پیشگاه بزرگوار همه مسلمین و شعیان جهان … و الهی قربان تان بشوم … من فدای ان چشمانتان قربان. با سینه ایی مالامال از درد و چشمانی بابا قوری گرفته و اب مروارید اورده از فرط اشک شرم ریختن …با قلبی شکسته از این همه فضاحت …و با پیراهنی خیس از عرق شرم …اکنون که قلم بدست گرفته ام میخواهم دردنامه ایی بنگارم تا شما بیشتر با حال نزار من اشنا شوید و دردهایم را بفهمید … تصدقتان گردم …این سلیطه (( ببخشید بی ادبیمان را )) به ما تعهد داد برود در کشور خارج فیلم بازی کند در کنار ان بچه خوشگل و قهرمان شهر قزوین یعنی لیونورد دی کارپیو ((یک نفر از حضار انقلابی : قربان اون لئونارد دو دی کاپریو هستش ها !! با خشم خطاب به اون انقلابی  : حالا هر مادر قح….. هست … توی این شرایط باز باید غلط املایی منو بگیری…چرا منو حرص میدید …بخدا این عکس روی کارت دانشجویم رو دیدم …خودم رو با الان مقایسه میکنم …چه لعبتی بودم اون موقع…زلف های مشکی یک دست پر کلاغی …بخدا توی دانشگاه این دخترها حسرت تیپ منو میخوردن …فقط نزدیک دو متر قدم بود ….چشمهای ابی … چی بودم خداییش ….خدمت به خلق پیرم کرد …همان انقلابی  با کمی خجالت و شرمگین : ولی مطمئن هستید قدتون قربان دومتر بود؟ بعد هم قربان تا اونجایی که ما یادمون بود ما باهم توی روستا میرفتیم اکابر شما اخرش هم نفهمیدید تصمیم کبری چی بود ؟؟؟ …ریاست محترم شورا با خشم غیر قابل مهار : مرتیکه معلوم دومتر بود …یعنی میخوای بگی من دروغ میگم …میخوای تقاضا کنم ازمابهترون سوسکت کنن ؟ نوار بهداشتی ؟ میزاری این نامه رو بنویسم یا نه ؟ من اکابر بودم ؟ خاک بر سر …زغال …خیار شور …خفه !!!)) عرض میکردم قربان ..این خانم تعهد داد برود فیلمش را بازی کند بیاید مثل بچه ادم …خلاصه الهی من قربان شمشیرتان …ما هم قبول کردیم این خانم با رعایت کامل حجاب اسلامی برود و مطربی کند و بیاید …خدا را شاهد میگیریم دلمان راضی نبود ولی خودتان بهتر میدانید انتخابات شوراهای روستایمان  نزدیک است به فرموده همه بزرگان اینگونه ادا اطوارهای سیاسی لازم …که نشان بدهیم بابا ماهم بله …هرچند همه میدانند ماهم نه خیر …ولی بهرحال ایرانی است و ای کیو در حد سس هزار جزیره …خلاصه زیارت قبول …ماهم اجازادادیم حتی ایشان با چادر و چاقچور رفتند فیلم بازی کردند ولی الهی فدای سم اسبتان نگو اینها همش سیاه بازی بود …دختره سلیطه … اونجایی (( رئیس حمام روستا و سر دلاک بخش  : قربان ببخشید ..منظور از اونجایی چیه ؟ ای کیو منظورم بدکاره است …منظورم هرجاییه ولی نمیتونیم توی نامه رسمی اداری بزنیم هرجای پتیاره ؟؟ میتونیم سس مایونز ؟)) قربان ایشان رفت برگشت مثل بچه ادم …دوباره رفت …مثل گوساله …اخر قربان من این دختره را میشناسم …اینها همین پدرش باور بفرمایید قربانتان بشوم نمایش روحوضی میداد …کاکا سیاه بود در گروه نمایشهای رو حوضی لاله زار … ان خواهر دیگرش …لعنت خدا بردل سیاه شیطان (( در این لحظه صدایی از عرش می اید : منو سننه ..شما ایرانی ها هم که خر از گاوتون میره بالا پای منو میکشید …ده بار از این خد-ا خواستم اجازه بده خار مادرتون رو پشت رو کنم نذاشت…اخ من چه نیازی دارم شما ایرانیها رو فریب بدم …شما خودتون فریب خورده خد-ایی هستید …. ده تا شیطان مثل منو درس میدید … لعنت سیاه به خودتون … بی ادبها)) قربانتان شوم …اجازه بدهید همه این سالنهای سینما و این قرتی بازیها را خراب کنیم و جایش مزار شهدای گمنام بسازیم …تصدقتان …ای بزرگ ماندنی …ای رویایی ترین رویا … میدانید که یکی از افتخارات دولت نهم تبدیل تهران و مراکز استانها با بزرگترین قبرستانهای جهان است …ما برداشتیم هر خیابان ، کوچه ، پس کوچه  و خلاصه همه جاروستا را تبدیل به مزار شهدای بانام و گمنام نمودیم حتی در مجلس روستایمان لایحه دادیم تا اسم قله دماوند را بگذارند شهید همت و اسم ایران را نیز به شهید اشرفی اصفهانی تغییر دهند …حال چه در نظر اید و مقبول افتد … بهرصورت میخواهم با همه وجود و با همه سلولهای تنم به شما اطمینان خاطر بدهم که تا خون در رگ ماست میدهیم این قورباغه با ان مدل موهای خانم هابیشام را جر واجر خواهیم نمود  …خیال کرده است اینجا شهر هرت است  …زرشک …ان میترا حجار رفت فکر کرد به همین سادگی است که سر سینه بیرون بدهد و خارجی ها ببرندش پس و پشت را یکی کنند و ما اینجا باشیم … مگر بیل به کمر ما خورده یا ما خر قاضی را بله !!!! دشمنان انقلاب باید بدانند و آگاه باشند ما خر قاضی را نخیر بلکه خود قاضی را بله …قربانتان شوم ..دستور دادیم این وبلاگ نویسان در دنیای مجازی حمله قهرمانانه ایی با را با رمز یا بهزاد ریاضی آغاز کنند …البته نتایج حضور قهرمانانه ای وبلاگ نویسان را که در این بازیهای وبلاگی دیدید …حتی اسم خلیج فارس را هم همین وبلاگ نویسان عوض کردند ..این وبلاگ نویسان قربانتان کلا خیلی جماعت باحالی هستند و در خدمت اهداف اینده کشورمان …  

قربان فردا با یک راهپیمایی میلیونی و حضور همه کارمندان شورای روستا ، شرکت تعاونی ، نانوایی ، قهوه خانه مش عیسی ، و البته اعضای همیشه در صحنه حمام قربانعلی و دلاکهای همیشه در صحنه ….یک حماسه دیگر خلق خواهیم نمود تا مانند خاری در چشم هالییودیها و این خارج نامرد فرو رود …

حتی دادم این عزیز دل برادر حیات قلی اهنگر محله  (( یا کاوه اهنگر اشتباه نشود که نماد طاغوت شکست خورده و ان شاهنامه کو…..ر است …منظور اهنگر روستایمان است )) شعارهایش را اماده کرده است

فقر فساد فحشا …گوراب زرمیخی  بفرما …

توپ تانک فشفشه …دی کارپیور دقت کن

شیر سماور ..ما اسکار نمیخواهیم یالله …

گلشیفته فریب خورده …. مرگ بر اسرائیل …قربان کارشناسان واحد مرکزی خبر اعلام کردند یکی از مهمترین دلایل این فریب خوردگی عدم تاسیس شعبه کشت ارشاد در خارج بخصوص این لوس آن جلس است …ما طی نامه ایی به برادر مسئولین از ایشان تقاضا کردیم تا در مقابل اجازه تاسیس دفتر نمایندگی خارج نامرد در ام القرای اسلامی اجازه تاسیس چند دفتر گشت ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر را به ما بدهند تا برویم خارج خار مادر این بدحجابهای مقیم خارج بخصوص ایرانیان فریب خورده را که طی بررسی های کارشناسانه کمیته المپیک همه انها از خانواده های چپر چلاق سابق هستند را پشت رو کنیم

در پایان از همولایتی های انقلابی و همیشه در صحنه تقاضادارم هوش یار تر باشند و فریب این صهیونیست نامرد را نخورند …  

قربان اینهم عکسهای این جوونم مرگ شده …مرده شورش ببرن … انگار با اب غسال خونه موهاش رو شسته …وای وای وا مصیبتا با این غم و حجران چه کنم

http://i35.tinypic.com/x0wbb8.jpg

http://i36.tinypic.com/dre2vp.jpg

در اینجا حال نویسنده نامه بهم خورد و رفت اورژانس …

تا بعد …

میگم تا بعد هستم …

UncategorizedOctober 11, 2008 5:18 am

یک تاجر اسرائیلی به نام ناهوم منبار در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی هارتص اعلام کرد که در حد فاصل سالهای 1988 تا 1992 مقدار زیادی از اسلحه  و مهمات را با اطلاع وزارت دفاع اسرائیل تحت پوشش شرکت لهستانی خود به ایران فروخته است . مطابق اظهارات این تاجر اسرائیلی این تجهیزات شامل تانکهای مدرن روسی و سیستمهای مدرن کنترل آتش ( برای استفاده در تانکهای ذوالفقار ) با آگاهی قبلی وزارت دفاع اسرائیل به ایران فروخته شد . این اعتراف تاجر اسرائیلی براساس مقاله ایی منتشر شده در Risk Report  (Vol. 1, Issue 5, June 1995) به دست آمد که جزئیات فروش او را به ایران در مورد لباسهای ضد شیمیایی و بیولوژیکی  با ذکر جزئیات شرح میداد .

منبع : http://www.wisconsinproject.org/countries/israel/Israel-manbar-iran.html

در زمان جنگ ایران و عراق، ایران و اسرائیل روابط استراتژیک محدود اما مخفیانه ای با یکدیگر داشتندکه از چند جهت قابل بررسی است. در مدت جنگ ایران و عراق، اسرائیل تنها کشوری بود که (ولو غیر رسمی) از ایران حمایت نظامی و تسلیحاتی میکرد. برخی منابع میزان فروش تسلیحاتی اسرائیل به ایران را تا ۲٫۵ میلیارد دلار نیز تخمین زده اند برخی دیگر، تسلیحات فروخته شده به ایران توسط اسرائیل را در آنزمان سالی ۵۰۰ میلیون دلار برآورد کرده اند که با فروش نفت ایران به اسرائیل، و با مطلع بودن رونالد ریگان از این موضوع خریداری شد برخی منابع حاکی از آن است که ایران پس از آغاز جنگ، تا ۸۰٪ تسلیحات مورد نیاز خود را از اسرائیل خریداری نمود براساس توافقات تمامی این روابط باید بشدت مخفی میماند و این دلیلی بود که ایران در تمام مدت جنگ و پس از آن، هرگونه خرید اسلحه و غیره از اسرائیل را البته تکذیب نمود، بطوریکه آیت الله خمینی در سخنرانی ۲۴ اوت ۱۹۸۱ بشدت این اخبار را مورد حمله قرار داده و آنها را ادعاهای دشمنان انقلاب خواند ولی یک حادثه یعنی سقوط هواپیمای آرژانتینی در فرودگاه باکو (گزارش جنجالی مجله لبنانی Ash-Shiraa، سقوط یک هواپیمای ارژانتینی در شوروی بر اثر تصادم با یک هواپیمای روسی عامل مهم افشای این رسوایی بود زیرا محموله هواپیما دارای برچسب های عبری بود و محموله هواپیما که اسلحه بود به مقصد فرودگاهی در ایران در حال حمل بود.)

باعث آشکار شدن این ارتباط گردید . با اینحال در ماه می ۱۹۸۲، آریل شارون در مصاحبه ای با شبکه ان بی سی آمریکا اعتراف به فروش اسلحه به ایران کرد و گفت دلیل فروش اسلحه به ایران برای ما این است که پنجره کوچکی را برای احتمال برقراری روابط دوستانه میان دو کشور را برای آینده باز گذاشته باشیم. شارون، شیمون پرز و بسیاری دیگر از دولتمردان اسرائیلی، این سیاست را زاده دکترین پیرامون ((((دکترین پیرامون (به انگلیسی: Periphery doctrine) دکترینی است که توسط بن گوریون و الیاهو ساسون (Eliahu Sassoon) مطرح شد.

این دکترین بر این پایه است که اسرائیل بایستی با ممالک غیر عرب نزدیک به منطقه روابط محکم و دوستانه برقرار کرده تا در مقابله با خطر اعراب، موازنه قدرت حاصل آید.

در دوره پهلوی ایران نقش ارشد برای این سیاست اسرائیل بود. روابط ایران و اسرائیل در جنگ ایران و عراق نیز بر این اساس برقرار شده بودند، به طوریکه یک مقام ارشد اسرائیلی در سال ۱۹۸۶ در مصاحبه ای با نشریه Manchester Guardian Weekly ابراز داشت: خواهید دید که پس از خوابیدن زبانه شعله تند مذهب در  ایران، آنچه که باقی می ماند منافع مشترک ایران و اسرائیل است و اسحاق رابین نیز در این باب در اکتبر ۱۹۸۷ تاکید کرد: ایران بهترین دوست اسرائیل است، و ما مواضع خود را در قبال تهران تغییر نمیدهیم، چرا که یک دولت سیاسی در کشوری  تا ابد نمی ماند. اما پس از جنگ ایران و عراق رفته رفته هندوستان و ترکیه جای ایران را در این دکترین گرفتند)))))))) میدانستند.


     
موشک TOW که به ایران فروخته شد.
  • برخی تسلیحات فروخته شده به ایران در این مدت عبارت بودند از ۲۰۰۸ عدد موشک TOW
  • ۲۳۵ قطعه مورد نیاز برای موشکهای هاوک
  • ۲۵۰ قطعه یدک تایر فانتوم اف-۴
  • گزارشهایی تایید نشده از فروش موشکهای هوا به هوا، قطعات رادار، خمپاره، فشنگ، بی سیم قطعات موتورهای تانک ام-۶۰ و قطعات یدکی هواپیمای ترابری سی-۱۳۰
  • قطعات اف-۱۴و تعدادی موشک لانس، به ارزش ۱۳۵ میلیون دلار
  • گزارشهای دیگر بسیاری نیز از فروش تسلیحات اسرائیل به ایران چه در مدت جنگ و چه بعد از آن نیز منتشر شدند

·         اسرائیل طی عملیات اپرا تاسیسات اتمی عراق را در سال ۱۹۸۱ پیش از دریافت سوخت هسته ای از شوروی منهدم ساخت. همزمان شدن این اقدام با آزادی خرمشهر در تصمیم صدام برای عقب نشینی گسترده از خاک ایران موثر بود.

·         اسرائیل در این عملیات از نقشه و اطلاعاتی بهره برد که توسط ایران به آنها داده شده بود

  • بگفته آری بن اناشه مقامات اسرائیلی و فرستاده دولت ایران  یک ماه قبل از این عملیات در پاریس جهت تبادل نظر و اطلاعات محرمانه با یکدیگر دیدار کردند که در آن حتی موافقت شد که در صورت بروز مشکل فنی در حین اجرای این عملیات، بمب افکن های اسرائیلی بطور مخفیانه در پایگاهی در تبریز فرود اضطراری آیند
  • در 29 اگوست 2002 گزارشی منتشر شد که نشان میداد مقامات گمرک هامبورگ آلمان یک کشتی حامل تجهیزات نظامی اسرائیلی به مقصد ایران را متوقف کردند کشتی "Zim Antwerp I", تحت پرچم تایلند حامل قطعات ساخت کارخانه جات اسرائیلی برای استفاده در تانک بود .برطبق اظهار مقامات اسرائیلی این محموله قرار بود به مقصد تایلند حمل شود. همچنین مطابق اظهارت وزارت دفاع اسرائیل ارسال هرگونه تجهیزات و قطعات جنگی به مقصد ایران ممنوع است و این مسئله برای تحقیقات به پلیس ارجاع خواهد شد …اما مقامات گمرک المان اعتقاد داشتند که مسئولین اسرائیلی کاملا در جریان بودند مقصد نهایی این کشتی ایران بود نه تایلند …مقامات المانی اعلام کردند از دو هفته پیش کشتی متوقف شد چرا که با بررسی مدارک متوجه دو کانتینر از زنجیر تانک و کف های لاستیکی به مقصد بندرعباس حمل میشود …
  • منبع :    http://www.iran-press-service.com/articles_2002/Aug_2002/israel_iran_arms_29802.htm

خوب خیلی ها که گرم هستند همه چیز رو در همون مرگ بر اسرائیل و حمایت از حزب الله میدونن و سیاسته دیگه …میگن روزی از چرچیل پرسیدن .. آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمیتوانید

 در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ وستیز است انجام بدهید ؟

وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار میپرسد . آن دو ابزار چیست ؟


چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن ..

تا بعد

شبات شالوم …میگم هستم

UncategorizedOctober 8, 2008 7:44 am

بنقل از روزنامه ایران … تاریخ امروز صفحه ٣ تمامی نمایندگان محترم و حیوونکی مجلس بشدت و با تمام قوا در سه جبهه از  پرداخت وام ١٠٠ میلیون تومانی به خودشون !!!! حمایت کردند و دستور پرداختش رو دادند و جالب اینجاست رئیس مجلس اعلام کرده نمایندگان مجلس در این سی سال انقلاب جز فقیرترین دستگاه های اجتماعی هستند … البته در مقابل خبرنگاران اعلام کردند این وامها بلاعوض نیست … ولی به نظر همه کارنشناسان سیستم جمبوری اسمالی این وامها بصورت قرض الپس نده است … واقعن باور بفرمایید هم اکنون من با چشمانی اشکبار قلم بدست گرفته ام  و میخواهم از داغ دل این اسیران دشت کربلای مجلس برایتان بگویم… اخ چی کشیدی همسر محترمه ای  اقای لاریجانی در این سی سال …. ای شیر زن چگونه تاب اوردی این فقر و فلاکت و نداری را … الهی قربانشوم ان سینه سرشار از دردت را که حتی همسرت نیز از این فقر لایزال اگاهی نیافت و هرشب فرزندانت را با دیگ پر از اب برروی چراغ والوری شکسته فریب دادی تا انها از فرط گرسنگی سنگ بر شکمشان ببندند و صبح پای پیاده از روستای لاریجان به مدارس غیر انتفاعی شمال شهر تهران بروند … اها ای غلامعلی حداد عادل …ای نواده انوشیروان … ای عدالت محور عدالت گستر عدال پیمای عدال فروش عدالت باز … چرا زخم دیرین فقر روی سینه را باز نکردی تا همه هموطنانت با تو در این درد شریک شوند .. اینهمه درد اینهمه حرمان …این همه منش و بزرگواری … واقعن که وقتی خانه فقیرانه ات را در خیابان دروس دیدم با ان کیوسک نگهبانی دم کوچه بن بست …قلبم فشرده شد … زمانی که شنیدم ۴٨ نماینده برای تامین هزینه های تحصیل فرزندانشان در دانشگاه های خارج کشور روزی سه بار خون میفروشند … از خودم پرسید (( اینا اینهمه خون از کجا میارن ؟؟؟؟؟)) اینهمه بزرگواری و منش فقط نزد نمایندگان است و بس …. زمانی که در جریده ای اینتر نتی دیدم ۵٩ نماینده کلیه هایشان را فروختند تا جهاز دخترکان سیمین تنشان شود …جز گریه چه میتوانستم بکنم … اخر صد ١٠٠ میلیون تومان هم شد وام ؟ بابا صدمیلیون تومان را به گدایان خیابان جوادیه هم داده شود برمیگردند پاچه شما را میگازند .. اینهمه بزرگوار هستید شما نمایندگان …. نماینده ایی میشناختم که شغل دومش کارگری ساختمان بود در روستایی در اطراف راز و جرگلان صبحها میرفت مجلس سرکار …بعد با یک پرواز میرفت سرساختمان کار میکرد … او یک الگو بود که با عرق جبین و کد یمین ( با کد ملی اشتباه نشود) روزگار میگزارند و هرگز با واژه ایی بنام رشوه اشنا نشد …

 

 

 

بهرصورت سازمان حمایت از نمایندگان مجلس بخانمان و زیر خطوط فقر جهانی که خود اعلام کردند در همین خبر از دهان نماینده منطقه ای بویر احمد !!!!!!! که شان نمایندگان ایرانی از وزرا هم بالاتر است .؟؟؟؟؟؟؟ و ما به عنوان حمایت صادقانه و ماورایانه این راهکارها را ارائه میدهیم … یک : بعنوان شغل دوم نمایندگان مجلس  شغل شریف سینما رفتن را پیشنهاد میکنیم …میروند سینما و فیلم میبینند و از کیان اسلام ایران اسلامی دفاع میکنند چطور؟ اگر در فیلمی زنی به مردی نزدیک شد اپارت خاموش… مردم بیرون …ماهیانه هم ۵ میلیون تومان وام به این بندگان خدا بدهید … دو …فروش اعضای بدن..چشم خود را بفروشند ١٠٠ میلیون چشم یک کارگر و عمله بدبخت محتاج برا بخرند و پیوند بزنن مثلا ۵٠٠هزار تومان …مسافر کشی… یک تاکسی بخرند راننده بگیرند و خودشون جلوی تاکسی بنشینند و کرایه جمع کنند شماره بدهند به خانمهای فتان (( احمق نماینده ها از این کارها نمیکنند))… مشاغل کیسه کشی ..دلاکی …دلالی و غیرو …جز مشاغل سخت است تن و بدن نازک مثل حریرشان اسیب میبیند …

الهی بمیرم مادر برای شما نمایندگان مجلس که سینه تان دریای درد است …

٢- در بخش حوادث همین روزی نامه همشهری نوشته شد بود … یک پدر معتاد دچار مدنس بعد از مصرف شد … فرزند چهار ساله خودش رو کشت و خود زنی کرد . بازپرس ویژه قتل محمد شهریاری از شعبه ٧ دادسرای جنایی تهران گفت : باتوجه به قوانین جزای اسلامی ماده ٢٢٠ پدر یا جد پدری در صورت قتل فرزند قصاص نخواهد شد !!!!! (( بدون شرح )) او همچنین گفت با توجه به جنایات متعددی که در این زمینه در سالهای اخیر اتقاف افتاده (( بخصوص قتلهای ناموسی در خوزستان در بین قبایل عرب یادتون که هست ؟)) لازم است تغییراتی در این قانون داده شود (( بازهم بدون  شرح ))

این لینک

 اطلاعیه دفتر ریاست جمهوری  …
رئیس جمهور فرمودند : بسم الله الرحمان رحیم …مردم شریف ایران الحمدالله همیشه در صحنه ها حاضر هستند … اره …من خودم میدونم کی داره موش میدونه …اقا نکن …نزار دهنم باز بشه …من که میدونم این فیلمها رو کجا میسازید ؟ ما میدونیم …ما همه چیز رو میدونیم …مایی که هرروز صبح داریم با فرامین مستقیم حضرت حق اینکشور رو اداره میکنیم ما نمیدونیم شما دارید توی تربت جام روستای چلغوز محله سفلی این فیلم رو میسازید ؟ ما رو چی فرض کردید پشم ؟ تو اگه شعور داشتی میرفتی از زنان مسلمان فلسطین و لبنان فیلم میساختی …نامردها من خودم بلدم دست همه رو کنم پته بریزم روی اب …همین هلوکاست رو دیدی ؟ ها ها ها … با چه کلکی معلوم کردم همش دروغ بود ؟؟ این درس عبرت نشد ؟ تازه چشم زن ایرانی کور دندنش نرم …میخواست توی خانواده معتاد بدنیا نیاد .. مگه من به اون مریم خانم گفتم بره زن اون افغانی بشه با چهارتا بچه بعد برادر شوهرهاش بیان بهش تجاوز کنن ؟ میخواست بره توی فرشته بدنیا بیاد باباش براش ماشین اخرین سیستم بخره … منو سننه …من همین که بتونم به درد زنان بی گناه فلسطینی برسم کلی کار کردم …
قربانت
محمود … نماینده خدا در این اطراف و حومه …
نصر من الله و فتح دکتر قریب
اسرائیل خر است .
هلوکاست خر است
امریکا خر است .
فلسطین دوست داریم
ای حماس قهرمان امشب اینجا بمان

 

تا بعد

تا بعد میگم تا بعد هستم

UncategorizedOctober 6, 2008 12:02 pm

بدنبال اتمام سریال روز حسرت ناارامیهای بسیاری خیابانهای پایتختهای مختلف را در بر گرفت … در ریودوژانیرو صدها تن از تظاهرکنندگان با حمل پلاکاردهایی حمایت خود را از مه لقا (مادر فریده عروس سرمد) اعلام کردند …در فلسطین اشغالی رهبران حماس اعلام نمودند در صورتی که ادامه این سریال تولید نشود دامنه انتفاضه در حمایت از پخش مجدد این سریال خیابانهای تهران را نیز دربرخواهد گرفت و نیروی هوایی عربستان در بیانیه ایی رسمی تهدید کرد با ایجاد سر پلهایی در خاک ایران ده ها تظاهر کننده خشمگین سنگ و کلوخ بدست را به خاک ایران سرازیر خواهد کرد تا با پرتاب سنگ حمایت خود را از سیروس مقدم اعلام کنند …سه میلیارد کپی از این سریال محسور کننده در دنیا فروخته شد …بسیاری از رهبران بزرگ جهان با خرید این دی وی دی ها جلسات رسمی خود را تعطیل کردند و اعلام نمودند تا تماشای دوباره این سریال به سر کارهای خود برنمیگردند.. یک دانشمند فیزیک ماورایی دلیل این مسئله را کشف کرد …پروفسور محمد حسن چماقف اعلام کرد انها میخواهند با تماشای این سریال بخصوص صحنه های کوبنده مربوط به برزخ کشف کنند که ایا خودشان نیز در برزخ با عبا منتظر نشسته اند یا نه به بهشت رفته اند؟ …یک کارشناس دیگر به نام قربانعلی کاساگرانده داشمند ستاره شناس منجم که هم اکنون بعنوان شغل دوم سر اشپز رستوران لیتل ایتالی در رسیف برزیل است اعلام کرد خودش رسما اسامی زیر را در بین منتظران در برزخ دیده است . او گفت با استفاده از تکنیک کربن 15 و همچنین میکروسکوپهای اتمی موفق شد تا بسیاری از اشخاص حاضر در صحرای برزخ را تشخیص دهد : 1- وینستون چرچیل 2- شارل دوگل 3- تزار نیکلا 4- جمیز دین 5- مصطفی عصمت خانم اینا 6- حسین اقا کله پز که مغازه کله پزی داشت سر خیابان 47 شرقی ( در مورد حسین اقا شایعه هایی در جریان بود که صبح توی پایتل جیش کرده )…بسیاری از زنان و مردان مسن نیز به عشق بهشت سیروس مقدم خودکشی کردند …

محمود احمدی نژاد به نشانه اعتراض به پیایان این سریال طی سخنرانی کوبنده ایی که با هاله ایی از نور همراه بود اعلام کرد باردیگر دست توطئه آمریکای جهان خوار از آستین صهیونیست نامرد بیرون امد و این سریال تمام شد وگرنه در نسخه های اصلی ما به دلیل نوع روابط مدیریتی ماورایی خودمان تصاویر زنده ایی از بهشت و جهنم نیز داشتیم که تمامی حضار در ان قابل شناسایی بودند.. ایشان فرمودند اقای جورج بوش من به شما نامه دادم … و در بخشی از نامه اعلام کردم:

 حضور محترم برادر گرامی جناب آقای جرج بوش

با درود بیکران به روح پر فتوح بنیانگذار ایالات متحده آمریکا حضرت آقای تئودر روزولت  و با سلام و احترام به روان پاک شهدای ویتنام و جنگ کره و همچنین کشته شده های جنگ عراق و عملیات طوفان صحرا و همچنین زلزله رودبار - اینجانب محمود احمدی نژاد فرزند احمد متولد ۱۳۴۸ شماره شناسنامه ۴۵۶ صادره از گرمسار به شما برادر گرامی جورج بوش جورج بوش پدراینا اعلام میکنم که تصاویر شفافی از حضور شما در برزخ به دستمان رسیده ..اقا بیخیال این زنیکه سیاه برزنگی شوید ..او همجنس باز است ..فریبش را نخورید و خود را به دامان برزخیان نیاندازید … ما در کشورمان خانمی داریم به نام مریل استریپ که بخاطر دفاع از ارزشهای ملی دینی مان فرهنگستان زبان فارسی  نامش را به افسانه بایگان تغییر داد. ایشان همچین میروند برزخ که گویی سر سیدخندان بریج سوار پابلیک ترانس پورتیشن شدند دارند میروند قزوین گیت یا دولاب گیت … اقا ایشان خودشان به من گفتند که شما و دو سه نفر دیگر از جمله ان سارکوزی خانم باز را در برزخ دیدند با همان عبا و چاقچور کنار اقای مارلون براندو که به همان دلیل بالا نامش به حاج رضا سرمد تغییر یافته بود دیده شده اید ..البته حاج رضا و تمامی اهالی محله چهارراه گلوبندک از برزخ توانستند اتوبوس بگیرند و در معیت فرشتگان و حواری به بهشت برسند ولی شما و دوستانتان و حدودن بقیه ای امریکایی ها بهمراه ان مرتیکه بر لوس کونی ایتالیایی مافیایی مواد فروش ( که یادش رفته ایرانی است و در پارک مسگر اباد ساقی بوده است ) در برزخ گه گیجه بنفش از نوع افریقایی گرفته بودید …به کاپشن من  چنگ بزنید و پراکنده نشوید شاید خاکی بر سرتان شود … همچنین ایشان فرمودند به دلیل همدردی با مرحومه مه لقا ( مادر فریده عروس حاج سرمد) و شهین خانم ( همسر حاج علی اکبر) و مسعود سرمد که روی تخت افتاده تا اطلاع ثانوی با زیر بغل پاره در کلیه دیدارهای رسمی ظاهر خواهند شد تا خاکی بودن و بهشتی بودن خود را اثبات کنند و نشان دهند که انقدر با ماورا در ارتباط هستند زیر بغلشان پاره شد… ایشان در پایان سخنرانیشان خاطرنشان شدند: هم اکنون همکاران من اقای رحیم مشایی و هاشمی ثمره از اطاق فرمان هی توی گوش من داد زدند آقا چرا سوتی میدی بنیانگذار آمریکا تئودرروزولت نبود که بابا …جورج واشنگتن بود …چی ؟ نبود؟ اههه چی میگی آقا ؟ کی بود ؟ مایکل جکسون ؟؟ نه !! جان وین ؟!! ببخشید یکی نیست اینجا بگه بنیانگذار کی بود ؟(( یکی از حضار …قربانتان شوم …کریستوف کلمب )) اهان خوب همون ..ممنون از شما ..شما نه ..شما ..شما که نه آقا شما رو نمیگم …شما شما…همون که کت سرمه ایی تنتونه با شلوار پارچه ایی سبز تیره و صندل مشکی ..بله شما …ممنون …

در اعتراض به اتمام این سریال یک راهبه ای بودایی در هوشی مینه سیتی خود سوزی کرد … او گفت سییریوس ( سیروس به زبان ویتنامی) مای لاو …در برزخ منتظرت میمانم …مسئولین بالییود نیز با راهپیمایی ارامی اعتراض خود را به عدم رعایت کپی رایت در ایران اعلام کردند ولی تقدیر خودرا از سیریوس رسمن ابلاغ نمودند و گفتند این سریال نه تنها سه ریال که حدودا نه ریال ده شاهی بود … واقعن که!!! این راهپیمایی اینقدر ارام بود که اخر سر همه خوابشان برد… مسئولین کمپانی برادران وارنر و شبکه المنار در بیانیه ایی مشترک اعلام کردند 3000 قسمت از این سریال ساخته خواهد شد و بصورت مستقیم برای تمام کهکشان و همچنین نشستگان در برزخ پخش میشود تا خسته نشوند … قرار شد با فوت اقای جورج بوش یک دستگاه ال سی دی خدا اینچ بهمراه ایشان دفن شود تا در برزخ بگذارند جلوی ان جماعت که اینهمه زل میزنند و خسته میشوند حداقل این نه ریال را ببینند تا سرشان گرم شود …

بر طبق اعلام رسمی این کمپانی بازیگران این سریال بهمراه جانشینانشان انتخاب شده اند و دلیل انتخاب جانشین برای آنها این است شاید در هنگام فیلم برداری سری به برزخ بزنند دیگر برنگردند…

بازیگران بترتیب : نقش حاج رضا سرمد : سرلارنس اولیویه برای صحنه های ان دنیایی و جان ویت برای صحنه های اینوری … رزرو : آمیتا باچان – مهندس علی ابادی یا محمد مایلی کهن … نقش نرجس خانوم: کاترین زتا جونز: رزرو = ملکه رنجبر یا ثریا قاسمی . مسعود : براد پیت بدون رزور ( اگه بمیری هم خودت باید تا انتهاش بری این را کارگردان به براد پیت گفت ) فریده : انجلینا جولی ( برای رعایت موازین شرعی رزرو ندارد باید تاانتها با شوهرش برود ) حامد هادیان : جلال پیشوایان در زمان جوانی – کریستوفر والکان یا اون اقاهه جبار سینگ – معصومه : پاملا اندرسون یا نامومی کمبل رزرو : نیکی کریمی یا جنفیر کانلی .. کارگردان استیون اسپیلبرگ ..آهنگساز انیو موریکونه – فیلمبردار – داریوش خنجی – سناریو گروه صحت – ژوله- ایل تبار قاسم خانی اینا – فرانک داربونت . واتیکان نیز طی بیانیه ایی اعلام کرد نتایج اخلاقی بدست امده از این سریال تحت عنوان : برزخ با حاج رضا سرمد نرجس خانم اینا به طبع انتشار اراسته خواهد شد … نتایج اخلاقی به این شرح است :

برزخ رفتن برای بسیاری مثل همان از انقلاب اسکوار به سیدخندان بریج رفتن است … حواستان باشد اعلام کنید PSP یا یه عالمه روزنامه همشهری یا ایران و ایا کتابهای اتوبوسی ( همینها که میزارن تو اتوبوس کارگرها دماغشون باهاش میگیرن ) دی وی دی با فیلمهای پرده نقره ای و بقیه سی دی های مجاز که از دستفروشها نخریده شده اند باشما دفن کنند .. تا زمانی که در برزخ نشسته اید حوصله تان سرنرود … عینک افتابی فراموش نشود.. یادتان باشد در بهشت ادم بدون ریش یک دروغ گنده است مانند هلوکاست… همه بهشتیان ریش دارند مثل حاج رضا سرمد و پسر شهین خانم ( پسره نره خر ننه اش گذاشت توی برزخ خودش با این دخترها در رفت تو بهشت )رعایت حجاب اسلامی در بهشت اجباری است حتی برای حوریها … اصرار نکنید حتی شما دوست عزیز…. در جهنم همه یا ریش ندراند یا سیبیل دارند مگر خلافش ثابت شود… ادم ریش دار به جهنم نمبرود. جهنم جایی است شبیه اون جای توی فیلم ارباب حلقه ها … بعد اون خانم زری جان هم کنار دست اون آقای نزول خور توی زمین بودند و این نشان میدهد رعایت موازین شرعی در جهنم اجباری نیست و مردان و زنان بصورت مختلط شکنجه و مجازات خواهند شد … اما بهشت …من از اول هم گفتم این بهشت همان پشت کلاردشت مازندران نزدیک ارتفاعات اشکورات است شماها باورنکردید … خلاصه دنیا عزا دار است …چطور دلت سیریوس این نه ریال رو اینقدر زود تموم کنی …چطور دلت اومد با ما اینکارو بکنی …اینهمه تعلیق ..اینهمه بازی با احساسات ببیننده … اینهمه …. باورکنید من دو قسمت اخر رو دیدم و با بچه ها رفتیم چشبیدیم به صفحه تی وی تا خودمون رو توی جهنم یا توی برزخ ببینیم …و خوشبختانه نه تنها من در جهنم نبودم بلکه این جواد پسری از خیابان هم در جهنم نبود…. محمود احمدی نژاد ساخت و پخش این سریال را از الطاف دستهای پنهان ازمابهتران دانست و طی مصاحبه ایی با لری کنیگ گفت : اون ساختمون رو میبنی …خوبه اون نه پشتیش ..این سریال در اونجا تدوین شده …ببین اقای کینگ ما در مورد بانک مرکزی هم گفتیم با توجه به دستهای پنهان الهی در اداره این کشور و حتی ساخت سریالهای آموزنده اخلاقی اگر بخواهید اداره کشور امریکا و ساخت سریالهای آموزنده را کنترات برمیداریم تا یک شبه کشور شما در مسیر تعالی از ما هم جلو بزند ….

تا بعد

میگم تا بعد هستم

   تصویر تزئینی است 

 

UncategorizedOctober 4, 2008 9:33 am

روی کاناپه دراز کشیدم…. گالوین کتاب در دست به چراغهای روشن مقابل خیره شده است و …سکوت است و سکوت و …سکوت …و گاهی صدای نفسهای هماهنگ مارسل سکوت جاری در فضا را میشکند… و برگهای سبز و زیبای گلدان کوچکم جلوه گری میکند در فضای تاریک این تاریکخانه ابدی که ذهنش مینامند… گالو .. سر از کتاب برمیدارد و با چشمان خسته و چروکهایی روی صورت که هرروز بیشتر میشود …ولی لبخندی به سان صدای یک چشمه در دور دست آرام … چیه … میگم  گالو اگه یک نفر ..روی صورت یک نفر اسید بپاشه چی میشه گالو؟ یعنی میدونم منظورم اینه که یک نفر روی صورت مثلا یک دختر اسید بپاشه … چینی به پیشانی میدهد و با کمی شک در آهنگ صدای آرامش میپرسد چرا باید یک نفر روی صورت یک نفر دیگه اسید بپاشه ؟ … سرم روی دسته پهن کاناپه میچرخد…. تعنیت هستم…چون اول زاد هستم … شاید این مالیخولیای گرسنگی است … شاید …نمیدونم گالو ..چرا یک نفر یک نفر رو میکشه …کمی شیر در داخل لیوان و بعد کمی شکر تا برای دقایقی طعم تلخ زنده بودن را فراموش کند…پیرمرد حامل داستانهای تراژدیکی از گذشته است و سینه اش سرشار از خاطرات تلخ نگفته است … و ناگهان … میدونی ریکی .. من تمام عمرم بعد از مرگ اون دختر ژاپنی ناشناخته و گنگ ارام ولی گام به گام شاهد سقوط زندگی خودم بودم…میدونی چی میگم …ببین کسی تصمیم میگیره تا از کسی انتقام بگیره ..دو حالت پیش میاد یا در همان زمان انتقام میگیره یا میزاره زمانی از اون اتفاق بگذره … وقتی زمانی از اون اتفاق که انتقام جو فکر میکنه بهر دلیل این اجازه رو داره که از طرف مقابل انتقام بکشه میگذره … دو حالت پیش میاد یا زخم خوب میشه و طرف فراموش میکنه …و یا سالها با این زخم زندگی میکنه … و این زخم کهنه در پشت مثلا چهره ارام طرف مخفی میشه و بعد یک روز سر باز میکنه و گند میزنه به همه چیز ..کاری که من با اون سامورایی ها سال ها پیش به انتقام خون دخترک ژاپنی کردم از همین دست زخمها بود… زخمهایی که همیشه مثل یک ناسور تازه است و مطمئنن یک روز دامن عده ایی رو میگیره …این روال طبیعیه داستان به شمار میره … و دوباره سکوت قاضی ما میشود… و دوباره سرم را روی دسته کاناپه میچرخانم و چراغها را که گویی کرمهای شب تابی هستن معلق در بیوزنی مطلق را نظاره میکنم … شب در رنگ سیاهی مایل به تیرگی پررنگ آغاز میشود ..با خستگی شبانه که فقط میتوانی در این ساعات شب احساسش کنی… طنین زجه های Panjabi MC اطاق را پر کرده … Mirza Part 2 این ترانه دوست دارم …زیباست ..تلفیقی هنرمندانه از … پنجاب سرزمین افسانه ها و جادوها و شاید هارلم …سرزمین شورشیان سیاه بر علیه فرایندی که زندگی مینامندش … گالوین ناگهان بدون اخطار قبلی میگوید: چرا این سئوال رو پرسیدی ؟ میخوای روی کسی اسید بپاشی  … همراه با خواننده زمزمه میکنم : It was late last summer my blood coloured the sky,
When I heard you break your swear Punjabi myyy,

ریکی ..جواب بده ….میخوای روی کسی اسید بریزی ؟ تازه متوجه شدم با منه …به نظرت من میتونم از این کارها بکنم … با حالت عجیبی نگاه میکنه ..البته این کاملا قابل درکه …وقتی کسی احساس میکنه بهش توهین شده ..یا حقوقش مثلا پایمال شده یا غرورش شکسته شده این حق رو به خودش میده تا انتقام بکشه کاری کنه که طرفش چهره تلخ زندگی رو ببینه ..میدونی این توی همه ادمهاست ..هرکس غیر از این بهت بگه دروغ گفته ولی اسید پاشیدن توی صورت یک نفر باید ببینیم دلیلش چیه؟ ببین من گاهی توی روزنامه ها میخونم کسی روی صورت دختری اسید پاشیده ..از روی کاناپه بلند میشم … میرم سمت گلدان و عکس بالای ان … ادامه میدهم .. میدونی دلایل این اسید پاشها خیلی احمقانه است ..مثلا فکر کردم داره به من خیانت میکنه ….یا به خواستگاری من جواب رد داد… یا میخواستم بترسونمش … این احمقانه است یعنی چی ؟ من میدونی …یعنی همیشه برای نابودی یک نفر باید دلیلت اونقدر قوی باشه که هیچ وقت شبها یه چیزی انگشت نکنه توی پشتت بعد پشیمون بشی … تو میدونی ریکی تو بهتر از من سان تسو رو میشناسی … سان تسو یادته چی میگفت …دوباره لیوان شیر رو پر میکنه …همیشه از قویترین کینه در دل داشته باش تا بتوانی راهگشای آنیده خودت باشی ..چرا که زمانی که میخواهی از قویترین انتقام برکشی اجبار براین است تا در مرتبه ای بالاتری از او باشی تا بتوانی عذابش بدهی …یادته … زمانی که دشمن هماوردت نباشد نتیجه فقط احساس شرم برای قهرمانی است که میتوانست بزرگ نیز باشد … خوب؟

خودم را برروی کاناپه پرتاب میکنم …قرصها سنگینم کرده اند … ولی اگه طرف بهت توهین کرده باشه چی گالو؟ ببین من تمام عمرم رو ادم کشتم خیلی از مواقع حتی نمیتونم تصویر صورت اونها رو بیاد بیارم ولی وقتی یاد اون کافه و اون چند نفر میافتم …دوباره بعد از سالها خون زیر پوستم  به جریان میافته ..گرم میشم …میفهمی …اگه کسی هست که فکر میکنه بعد از انتقام کشیدن یا اسید پاشیدن روی صورت یک نفر هرچقدرهم بد و نامرد همچین حسی رو تجربه میکنه من میگم باید ایت لذت رو تجربه کنه و درنگ نکنه ولی اصلا تضمینی نیست یه این احساس برسه و شاید بعد از دیدن صورت سوخته قربانی هرثانیه از خدا تقاضای مرگ بکنه تا به ارامش برسه ولی در اون دنیا هم شیاطین شخصا دهنش رو مورد عنایت خودشون قرار میدن ….

کتاب و چشمانش را باهم می بندد و مرا روی کاناپه در اعماق تاریکی با خودم وا میگذارد … رایحه ای تهران خبر از ورود پاییز میدهد ..چه بوی خوشی دارد رایحه پاییز تهران … روحی طغیانگر همیشه در همه حقایق وجود دارد که آنها را سبک میکند و احساس زندگی به انها میبخشد… چقدر خود را در احساس تنفر محقق میدانیم ؟ اگر روزی نوبت کشیدن نقاشی انتقام ما بشود …..بعد احساس شیرین سبکی خواهیم داشت یا چهره سوخته یک موجود دیگر کابوس شبهای ما خواهد بود ……………

راستی شما چیکار میکنید ؟ حاضرید برای انتقام شکیدن از کسی اسید روی صورتش بپاشید ؟ کاری که اینروزها توی بلاد اسلامی مد شده ؟

تا بعد …

میگم تا بعد هستم ………..

UncategorizedOctober 2, 2008 8:35 am

خیلی بچه بودم که در مورد ارتص شنیدم… جایی که مادرم هربار از خونه میخواست بره بیرون دستی به مضوزا میکشید و به اسمون نگاهی میکرد و از خدا میخواست خاک ارتص بدنش رو در آغوش بگیره …خوب اخرش هم به ارزوش نرسید و …بماند… اولین بار 15 یا شانزده سالم بود که توی  فرودگاه بین المللی  بن گورین تل اویو از یک سون فور سون خط هوایی ال عال پیاده شدم و بعدها هم به ارتص رفتم … ولی …این ولی خیلی خیلی مهمه … همیشه اعتقاد داشتم این سرزمین خیلی خیلی عربیه …میدونید تم یهودی نداره ..میدونی یعنی مثلا من احساسی که توی لیتل اودسا توی دبیرستانمون یا توی مرکز توی هلند داشتم… توی لهستان …توی ارتص اصلا نداشتم …خیلی خیلی به نظرم سرزمین عربی میامد…با همون ویژگی و بعدها این یکی از مهمترین دلایل اختلافات خانوادگی من شد … بهرصورت ..اگر اسرائیل در جایی مثل اروپا تشکیل میشد مطمئن باشید الان یکی از دشنمان قسم خورده ما ایرانیان همین برادران مسلمان و محترم فلسطینی بودند که در جریان جنگ تحمیلی توسط حزب بعث به کشورمون بیشتر تعداد اسیران حاضر در اردوگاه های ما البته اسیران خارجی همین برادران محترم فلسطینی بودند… حتی این عزیزان در جریان جنگ با کویت علیرغم همه خوبیهایی که شیوخ کویتی در حق این برادران و خواهران مظلوم نمودند …اولین کسانی بودند که به سپاه عراق پیوستند… اگر اسرائیل جایی بود در هرجا غیر از فلسطین باور کنید الان یک لبنان ، یک افغانستان و یک عراق دیگر داشتیم که دو دسته ( یک دسته مطمئنن با پول ایران ) مشغول کشتار یکدیگر بودند …. اگر اسرائیلی نبود … راستی اگر فردا صبح روزنامه بخرید و ببینید در همسایگی شما مردی که مخالف دولت جمهوری اسلامی ایران است  وارد خانه ایی شده مرد رو به گروگان بگیره و همراه دختر دیگر مرد که یک دختر بچه چهار ساله بود  … فرار کنه وقتی به محاصره پلیس دربیاد به مرد خانواده تیراندازی و یهودی بدبخت رو بکشه و بعد شاهکارش …. ببینه گلوله اش تمام شده و اقدام کنه به کوبیدن سر دختر بچه بی گناه به تخته سنگ و به این وسیله او رو به جهنم بفرسته …. چه احساسی دارید؟ در همه جای دنیا این ادم رو بعنوان :

قاتل …حیوان …قسی القلب …و….میشناسن … ولی جمهوری اسلامی ایران تنها کشور به اصطلاح گردانندگانش ، شبه متمدن جهانه که از کسی که این عمل رو مرتکب شده بعنوان یک قهرمان ملی یاد میکنه …درک این بندگان خدا اسونه …جایی که وزیر یک کشور مدارک جعلی داره و جایی که رئیس پلیس رو در خانه ایی با 6 روسپی لخت در هنگام ادای فریضه نماز میگیرن …در چنین سرزمین سمیر قنطار این جنایتکار قسی القلب شیطان صفت که با دیدن چهره اش میتونید پی به سیاهی ضمیرش ببرید تبدیل به یک قهرمان میشه ….سمیر قنطارمرتکب این جنایت کثیف شد ولی بدلیل عدم وجود قانون اعدام در اسرائیل …از زندان ازاد شد. در 1961 در خانواده ایی دروزی در لبنان پسری به دنیا امد  که اسمش را سمیر نهادند و  سالها بعد اژانس سیاسی کشورش لبنان از او بعنوان نقطه شرم تاریخ کشور لبنان و قاتل کودکان یاد میکنه ….The image “http://i35.tinypic.com/k85rt.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

به صورتش نگاه کنید تهوع اوره ! این قهرمان اونهاست

 

اما به راستی این حیوان قسی القلب که هم اکنون بت سیاست مداران و تلویزیونی های کشورمون  مرتکب چه جنایتی شده که حتی هموطنان غیر شعیه اش نیز از او متنفرند؟

Qantar2

بله در 1979 در شب بیست یکم اوریل سمیر قنطار با گروهی سه نفره از ادمکشان فلسطینی وارد ساحل شهر نهریا در فلسطین میشوند و بعد از مخفی کردن قایق در جاده به راه میافتند و سپس این خون اشامان قسی القلب عرب وارد یک آپارتمان مسکونی متعلق به خانواده هاران میشوند … مادر و دختر دوساله در گوشه ایی مخفی میشوند و …سمادار هاران مادر خانواده سعی میکرد تا دختر کوچک دوساله را ساکت کند تا قاتل وحشی  متوجه حضورش نشوند ولی لین امر منجر به خفگی غیر عمد  دختر دو ساله در دستان مادر میشود …. توجه کنید …خفگی غیر عمد یک دختر بچه دوساله توسط مادرش برای اینکه به دست یک قهرمان کلاشینکف بدست قصابی نشوند  …با حضور پلیس چهار وحشی قسی القلب عرب .. . مرد خانواده یعنی دنی هاران را بهمراه دختر چهار ساله اش اینات به گروگان گرفته و فرار میکنند و سپس در مقابل چشمان اینات … قهرمان دلاور عرب به سوی دنی شلیک کرده و اورا بقتل میرساند و سپس بعد از انداختن جنازه ای مرد به دریا …شاهکارش را در پیروی از اجدادش انجام میدهد … او با ضربات قنداق اسلحه و کوبیدن سر دختر چهار ساله به صخره ها مغز دخترک را متلاشی میکند و با توجه به عدم وجود مجازات اعدام در اسرائیل به 5 بار حبس ابد محکوم شده و سپس از سوی اسرائیل ازاد شده و قهرمان ملی  دولت ایران و روزی نامه ها  ایران میشود … ..جالب اینجاست که سمیر قنطار در زندان اسرائیل با یک ترویست عرب به نام کفاح ازدواج میکند..یعنی از همه گونه ازادی برخوردار بوده است … و حالا اون قهرمان رسانه های ایرانی است ..کسی که در کشور خود مورد تنفر همگان است … اگر اسرائیل نبود ..الان این قاتل قسی القلب نهایتا یک دزد خرده پا توی بیروت بود … ولی بهرحال باید از دولتیان جمهوری اسلامی پرسید : این قهرمان شماست ؟  کشتن یکدختر بچه چهار ساله با این وضعیت ..منجر به کشتن یک پسر بچه دوازده سیزده ساله در سالها بعد میشه و این دلیلیه کهمن اعتقاد دارم تشکیل اسرائیل فقط منجر به یک جنگ احمقانه شده که  در راستای تامین منافع انگلستان بود نه بن عبری ها …..

تا بعد …

میگم تا بعد هستم …

 

این فیلم در ارتباط با همین قهرمان ملی و قاتل بچه هاست

http://www.youtube.com/watch?v=e_HEjpBwfWI