یک بار دیگر در استانه سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب دست کثیف صهیونیست جهانی توطئه ایی دیگر برایمان تدارک دید و یک فریب خورده دیگر به نام خانم گلشیفته فراهانی با حضور بی حجاب (( چشم برادران کشت ارشاد روشن )) در این مملکت خارج باعث شد تا بار دیگران چشمان فرزندان انقلاب خون گریه نماید …بدنبال حضور خانم گلشیفته فراهانی بدون روسری و کشف حجاب ایشان در روی فرش قرمز …بخشدار روستای گوراب زرمیخ از توابع ممقان و رئیس انجمن اسلامی روستا   ضمن ارسال نامه ایی به گردانندگان ماورایی  شرح ماوقع را گزارش دادند :

متن این نامه بدین شرح است :

بسمه تعالی

با عرض سلام به پیشگاه بزرگوار همه مسلمین و شعیان جهان … و الهی قربان تان بشوم … من فدای ان چشمانتان قربان. با سینه ایی مالامال از درد و چشمانی بابا قوری گرفته و اب مروارید اورده از فرط اشک شرم ریختن …با قلبی شکسته از این همه فضاحت …و با پیراهنی خیس از عرق شرم …اکنون که قلم بدست گرفته ام میخواهم دردنامه ایی بنگارم تا شما بیشتر با حال نزار من اشنا شوید و دردهایم را بفهمید … تصدقتان گردم …این سلیطه (( ببخشید بی ادبیمان را )) به ما تعهد داد برود در کشور خارج فیلم بازی کند در کنار ان بچه خوشگل و قهرمان شهر قزوین یعنی لیونورد دی کارپیو ((یک نفر از حضار انقلابی : قربان اون لئونارد دو دی کاپریو هستش ها !! با خشم خطاب به اون انقلابی  : حالا هر مادر قح….. هست … توی این شرایط باز باید غلط املایی منو بگیری…چرا منو حرص میدید …بخدا این عکس روی کارت دانشجویم رو دیدم …خودم رو با الان مقایسه میکنم …چه لعبتی بودم اون موقع…زلف های مشکی یک دست پر کلاغی …بخدا توی دانشگاه این دخترها حسرت تیپ منو میخوردن …فقط نزدیک دو متر قدم بود ….چشمهای ابی … چی بودم خداییش ….خدمت به خلق پیرم کرد …همان انقلابی  با کمی خجالت و شرمگین : ولی مطمئن هستید قدتون قربان دومتر بود؟ بعد هم قربان تا اونجایی که ما یادمون بود ما باهم توی روستا میرفتیم اکابر شما اخرش هم نفهمیدید تصمیم کبری چی بود ؟؟؟ …ریاست محترم شورا با خشم غیر قابل مهار : مرتیکه معلوم دومتر بود …یعنی میخوای بگی من دروغ میگم …میخوای تقاضا کنم ازمابهترون سوسکت کنن ؟ نوار بهداشتی ؟ میزاری این نامه رو بنویسم یا نه ؟ من اکابر بودم ؟ خاک بر سر …زغال …خیار شور …خفه !!!)) عرض میکردم قربان ..این خانم تعهد داد برود فیلمش را بازی کند بیاید مثل بچه ادم …خلاصه الهی من قربان شمشیرتان …ما هم قبول کردیم این خانم با رعایت کامل حجاب اسلامی برود و مطربی کند و بیاید …خدا را شاهد میگیریم دلمان راضی نبود ولی خودتان بهتر میدانید انتخابات شوراهای روستایمان  نزدیک است به فرموده همه بزرگان اینگونه ادا اطوارهای سیاسی لازم …که نشان بدهیم بابا ماهم بله …هرچند همه میدانند ماهم نه خیر …ولی بهرحال ایرانی است و ای کیو در حد سس هزار جزیره …خلاصه زیارت قبول …ماهم اجازادادیم حتی ایشان با چادر و چاقچور رفتند فیلم بازی کردند ولی الهی فدای سم اسبتان نگو اینها همش سیاه بازی بود …دختره سلیطه … اونجایی (( رئیس حمام روستا و سر دلاک بخش  : قربان ببخشید ..منظور از اونجایی چیه ؟ ای کیو منظورم بدکاره است …منظورم هرجاییه ولی نمیتونیم توی نامه رسمی اداری بزنیم هرجای پتیاره ؟؟ میتونیم سس مایونز ؟)) قربان ایشان رفت برگشت مثل بچه ادم …دوباره رفت …مثل گوساله …اخر قربان من این دختره را میشناسم …اینها همین پدرش باور بفرمایید قربانتان بشوم نمایش روحوضی میداد …کاکا سیاه بود در گروه نمایشهای رو حوضی لاله زار … ان خواهر دیگرش …لعنت خدا بردل سیاه شیطان (( در این لحظه صدایی از عرش می اید : منو سننه ..شما ایرانی ها هم که خر از گاوتون میره بالا پای منو میکشید …ده بار از این خد-ا خواستم اجازه بده خار مادرتون رو پشت رو کنم نذاشت…اخ من چه نیازی دارم شما ایرانیها رو فریب بدم …شما خودتون فریب خورده خد-ایی هستید …. ده تا شیطان مثل منو درس میدید … لعنت سیاه به خودتون … بی ادبها)) قربانتان شوم …اجازه بدهید همه این سالنهای سینما و این قرتی بازیها را خراب کنیم و جایش مزار شهدای گمنام بسازیم …تصدقتان …ای بزرگ ماندنی …ای رویایی ترین رویا … میدانید که یکی از افتخارات دولت نهم تبدیل تهران و مراکز استانها با بزرگترین قبرستانهای جهان است …ما برداشتیم هر خیابان ، کوچه ، پس کوچه  و خلاصه همه جاروستا را تبدیل به مزار شهدای بانام و گمنام نمودیم حتی در مجلس روستایمان لایحه دادیم تا اسم قله دماوند را بگذارند شهید همت و اسم ایران را نیز به شهید اشرفی اصفهانی تغییر دهند …حال چه در نظر اید و مقبول افتد … بهرصورت میخواهم با همه وجود و با همه سلولهای تنم به شما اطمینان خاطر بدهم که تا خون در رگ ماست میدهیم این قورباغه با ان مدل موهای خانم هابیشام را جر واجر خواهیم نمود  …خیال کرده است اینجا شهر هرت است  …زرشک …ان میترا حجار رفت فکر کرد به همین سادگی است که سر سینه بیرون بدهد و خارجی ها ببرندش پس و پشت را یکی کنند و ما اینجا باشیم … مگر بیل به کمر ما خورده یا ما خر قاضی را بله !!!! دشمنان انقلاب باید بدانند و آگاه باشند ما خر قاضی را نخیر بلکه خود قاضی را بله …قربانتان شوم ..دستور دادیم این وبلاگ نویسان در دنیای مجازی حمله قهرمانانه ایی با را با رمز یا بهزاد ریاضی آغاز کنند …البته نتایج حضور قهرمانانه ای وبلاگ نویسان را که در این بازیهای وبلاگی دیدید …حتی اسم خلیج فارس را هم همین وبلاگ نویسان عوض کردند ..این وبلاگ نویسان قربانتان کلا خیلی جماعت باحالی هستند و در خدمت اهداف اینده کشورمان …  

قربان فردا با یک راهپیمایی میلیونی و حضور همه کارمندان شورای روستا ، شرکت تعاونی ، نانوایی ، قهوه خانه مش عیسی ، و البته اعضای همیشه در صحنه حمام قربانعلی و دلاکهای همیشه در صحنه ….یک حماسه دیگر خلق خواهیم نمود تا مانند خاری در چشم هالییودیها و این خارج نامرد فرو رود …

حتی دادم این عزیز دل برادر حیات قلی اهنگر محله  (( یا کاوه اهنگر اشتباه نشود که نماد طاغوت شکست خورده و ان شاهنامه کو…..ر است …منظور اهنگر روستایمان است )) شعارهایش را اماده کرده است

فقر فساد فحشا …گوراب زرمیخی  بفرما …

توپ تانک فشفشه …دی کارپیور دقت کن

شیر سماور ..ما اسکار نمیخواهیم یالله …

گلشیفته فریب خورده …. مرگ بر اسرائیل …قربان کارشناسان واحد مرکزی خبر اعلام کردند یکی از مهمترین دلایل این فریب خوردگی عدم تاسیس شعبه کشت ارشاد در خارج بخصوص این لوس آن جلس است …ما طی نامه ایی به برادر مسئولین از ایشان تقاضا کردیم تا در مقابل اجازه تاسیس دفتر نمایندگی خارج نامرد در ام القرای اسلامی اجازه تاسیس چند دفتر گشت ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر را به ما بدهند تا برویم خارج خار مادر این بدحجابهای مقیم خارج بخصوص ایرانیان فریب خورده را که طی بررسی های کارشناسانه کمیته المپیک همه انها از خانواده های چپر چلاق سابق هستند را پشت رو کنیم

در پایان از همولایتی های انقلابی و همیشه در صحنه تقاضادارم هوش یار تر باشند و فریب این صهیونیست نامرد را نخورند …  

قربان اینهم عکسهای این جوونم مرگ شده …مرده شورش ببرن … انگار با اب غسال خونه موهاش رو شسته …وای وای وا مصیبتا با این غم و حجران چه کنم

http://i35.tinypic.com/x0wbb8.jpg

http://i36.tinypic.com/dre2vp.jpg

در اینجا حال نویسنده نامه بهم خورد و رفت اورژانس …

تا بعد …

میگم تا بعد هستم …