UncategorizedNovember 30, 2008 8:52 am

درواقع هدف از تشکیل و خلق نیروهای ویژه طراحی واحدهایی بود که اشنا به جامعه شناسی ، زبان شناسی و روانشناسی بودند و در کنار تعلیمات سخت و ویژه توانایی انجام عملیاتهای مختلف را در اقصا نقاط جهان داشتند …انگلیسیها اولین کشوری بودند که نیرو های کماندویی را تشکیل دادند …از بزرگترین چهره های کماندویی جهان میتوانیم از اتو اسکورزینی یاد کنیم کسی که موسولینی را نجات داد … اسکورزینی اتریشی بود …میگویند در جریان انتخاب این شخص برای نجات موسولینی …هیتلر چند نفر را انتخاب کرد و شخصا با انها مصاحبه نمود …وقتی نوبت به اسکورزینی یا اقای خاص رسید او در پاسخ به سئوال هیتلر که درمورد ایتالیا چه فکر میکنی …گفت ..من اتریشی هستم ….این اشاره به نفرت اتریشی ها از ایتالیایی ها داشت که بخشی از اتریش را تصرف کرده بودند … نیروهای ویژه در تاریخ تشکیلشان در موقعیتهایی به کار گرفته میشدند که هدف ضربه و فرار بود یا انجام عملیاتهای دشوار در پشت خطوط در خاک دشمن …و نیروها یا سرباز ان عادی امکان اجرای ان را نداشتند … این نیروها دوره های تخصصی عجیبی میبینند …به فرهنگ و زبان محاوره ایی منطقه ای عملیاتی اشنا هستند …توانایی هایی خاصی در استفاده از مواد منفجره …رانندگی با خودرو رانندن هلیکوپتر یا هواپیما …و تک تیرانداز دارند… در حال حاضر کاربران اسپوکی در دنیا بهترین نیروهای عملیات ویژه هستند .. و تنوع خاصی نیز دارند …. نقش انها در جنگهای افغانستان …سومالی ..یوگسلاوی و البته عراق بر همگان اشکار شد و انعطاف فوق العاده شان تحسین همه کهنه سربازان را برانگیخت.
در واقع شکست امریکایی ها در عملیات طبس در ایران باعث شد تا ساختار کلی نیروهای مخصوص امریکایی دچار تغییر شود …
این نیروهای عبارتند از :
Green Beret…کلاه سبزها یا نیروهای مخصوص هوابرد…
به مارخورها در بین سربازن امریکایی مشهور هستند زیرا در شرایط سخت میتوانند مار نیز بخورند… در منو غذایی شان بغیر مار در شرایط سخت ..موشهای صحرایی …خارپشت … و هرچیز جنبده یا متحرکی که گوشت داشته باشد دیده میشود… ..توسط ایرون بنک که خود از جمله کلاه سبزهای سابق امریکایی بود به وجود امدند … قابلیت اجرای عملیاتهای ضد تروریستی و جنگهای نامنظم در پشت خطوط دشمن را دارند … از بین زبده ترین واحدهای نیروهای دیگر انتخاب میشوند ..و سپس دوره های وحشتناک سخت تکمیلی را میگذرانند.قادر هستند تا در سخت ترین شرایط زنده بمانند و جزیی از طبیعت اطرافشان شوند … این ینروها از 5 واحد اصلی تشکیل شده اند که در 5منطقه از دنیا میتوانند به راحتی عملیاتهایشان را اجرا کنند.
گروه رزمی یکم : متخصص عملیات در شرق اسیا و اقیانوس ارام … قادر هستند به زبانهای چینی ، مالایایی ، کره ایی یا ژاپنی به لهجه های محلی صحبت کنند… دارای سه گردان اصلی هستند که در اوکیناوی ژاپن ، گردان یکم… و گردانهای دو و سوم در قرارگاه این نیروها در فورت لوئیس واشنگتن مستقر هستند …
گروه رزمی سوم .. مسئولیت اجرای عملیات در افریقا را دارند و بسیاری از انها به راحتی به چند زبان رایج در افریقا مانند فرانسه ، پرتقالی یا عربی و البته زبانهای بومی مسلط هستند … قرارگاه این گروه فورت براگ کارولینای شمالی است …
گروه رزمی پنجم … این گروه برای ما ایرانیها جالب است …انها مخصوص عملیات در خاورمیانه هستند … بسیاری از انها هم اکنون فارسی را با لهجه فصیح صحبت میکنند …. به زبانهای روسی ، و سایر زبانهای اسیای میانه و خاور میانه مسلط هستند …قرارگاه این گروه فورت کمبل ایالت کنتاکی است
گروه رزمی هفتم …انها مسئول عملیات در منطقه امریکای لاتین هستند و قرارگاهشان در فورت براگ در کارولینای شمالی است
گروه رزمی دهم …مسئولیت اجرای عملیتهای مختلف در اروپا را دارند.. از سه گردان تشکیل شده اند و گردان اول در اشتوتگارت المان و دو گردان بعدی در فورت کارسون کلروادو مستقر هستند … بسیاری از زبانهای منطقه اروپا و مدیترانه را صحبت میکنند…
گروه نوزدهم و بیستم …این دو گروه در واقع بخشی از گارد ملی هستند ..
کلاه سبزها در 1952 به وجود امدند و ایرون بنک علیرغم مخالفتهای زیاد محافظه کاران ارتش امریکا این نیرورا تشکیل داد و سابقه عملیاتی موفقی نیز برایشان ثبت گردیده است … ساختار کلی این نیروها مانند بسیاری از نیروهای دیگر اینچنینی در امریکا بعد از عملیات شکست بار طبس دچار تغییرات کلی گردید و انها به تجهیزات بسیار پیشرفته ایی مانند همین اسپوکی مجهز شدند …
تصوير

کلاه سبزها

یگان عملیاتی یکم نیروهای ویژه معروف به دلتا فورس
بهترین نیروی عملیات ویژه امریکا ..در واقع گلچینی از بهترینها دیگر واحد های ویژه امریکایی به دلتا فورس منتقل میشوند…شاید یک فیلم قدیمی با بازی چاک نوریس را به یاد داشته باشید ..فیلم سینمایی دلتا فورس درواقع اقتباس مسخره و ضعیفی از واقعیتهای این نیروی رزمی فوق العاده امریکایی بود .. عملیاتهایی که نیاز به دقت بالا و موفقیت صد درصد دارد ولی باید از استعداد عملیاتی کمی در ان استفاده شود به دلتا فورس واگذر میگردد. شناسایی نقاط حساس دشمن..دستگیری نفرات مهم دشمن در پشت خط دفاعیشان … از جمله ماموریتهای دلتا فورس است … انها بیشتر عملیاتهایشان را در ترکیب با گردان هفتاد و پینجم رنجر و سیلهای دریایی ( نیروهای ویژه نیروی دریایی امریکا )) انجام میدهند ….در فیلم بلاک هاوک داون یا سقوط شاهین سیاه ریدلی اسکات از 100نفر از نیرو های این واحد در ساخت فیلم در شهرک سینمایی در کشور مراکش استفاده کرد …ولی داستان فیلم که واقعا در موگادیشو اتفاق افتاده بود براساس داستانی از یکی از همین رنجرهای درگیر در سومالی نوشته شده بود .. در 1977 چارلی بکویث معروف برای ما ایرانی ها (( او فرمانده عملیات طبس بود )) تاسیس شد …چارلی که در 1962برنامه مشترک اموزشی را با کماندوهای انگلیسی گذرانده بود با مطالعه تاریخ کماندوهای انگلیسی یا همان SAS و بهره گیری از تجربیات این نیرو دلتا فورس را تشکیل داد . او از بین سربازان سایر واحد های نیروهای ویژه امریکایی گلچینی را انتخاب کرد و برنامه های این امر کمک کرد تا سرویس نیرو های ویژه هوایی یا همین دلتا فورس ها بهترینی از بهترینها باشند و در واقع گلچینی از بهترین نفرات هرچند اولین تجربه عملیاتیشان یکی از بزرگترین گندهای تاریخ بود ولی بعد از تجربه طبس و بهر گیری از ان انها عملیاتهای موفقی را اجرا کردند . ساختار عملیاتی بکویث تشکیل تیمهای عملیاتی 5 نفره در مقابل ساختار قدیمی دوازده نفره بود که با مبارزات زیاد او این ساختار توسط ستاد مشترک امریکا پذیرفته شد و جایگزین ساختار قبلی گردید . از شاهکارهای عملیاتیشان جنگ در یوگسلاوی و حمله به مقر ملا محمد عمر در افغانستان بود … مقر این نیرو ها فورت براگ در کارولینای شمالی است …

تصوير
یکی از نیروهای دلتا در جریان یک عملیات

رنجر ها یا کماندوهای نیروی زمینی
قدیمی ترین نیروی عملیات ویژه ارتش امریکا که مقرشان در ایالت جورجیا و پادگان معروف فورت بینیگ است … بسیار اموزش دیده و انعطاف پذیرند و به سرعت در صحنه عملیات حاضر میشوند . از نظر وزن تجهیزات بسیار سبک عمل میکنند و در عملیاتهای ویژه و خاص در منطقه عملیات ظاهر میشوند …
تاریخچه تاسیس انان به 1942 و جنگ دوم بازمیگردد …انها از سربازان عادی که دارای قوای بدنی خوبی بودند انتخاب شدند و در شمال اسکاتلند زیر نظر کماندوهای انگلیسی دوره دیدند . و گردانهای یکم ، سوم و چهارم رنجر به وجود امدند . در شمال افریقا و ایتالیا مستقر شدند و تحت امر ویلیام داربی قرارگرفتند . سپس با تشکیل گردانهای دوم ، پنجم و ششم نیز در داخل اروپا به عملیات پرداختند . یک نقطه تاریک و یک نقطه روشن در کارنامه این نیروها وجود دارد … گردانهای یکم و سوم در جریان عملیات سیسترنا توسط المانها به اسارت درامدند …در نرماندی و در عملیات مشهور روز دی گردان پنجم نبرد شجاعانه ایی در ساحلنرماندی دوشادوش سایر سربازان داشت ولی شاهکار این نیروی عملیات پوینت دوهاک توسط گردان دوم رنجر بود که در ساحل نرماندی با عبور از ساحل و صعود از ارتفاع 50متری توپهای المانی مستقر و مشرف بر ساحل را نابود کردند … در ویتنام بعنوان بخشی از نیروهای ضربت نیروی هوایی وارد عمل شدند و بسیاری از فرماندهان دشمن را در پشت خط دشمن به قتل رساندند یا اسیر کردند همچنین در چند مورد با حمله به اردوگاه های اسیران امریکایی انها را از چنگ ویت کنگها نجات دادند . در جریان جنگ کره نیز این نیروها نیز بشدت به کره شمالی و نیروهای کمونیست اسیب رساندند … یکی از شاهکارهای انها حمله شبانه به لشکر 12 نیروهای کره شمالی بود که بسیاری از فرماندهان این نیرو را در پشت خط دشمن در خواب به قتل رساندند …

تصوير
رنجر ها در عراق

تصوير
پت تیلمان رنجر امریکایی که کشته شده است

لوگوی رنجر ها

تصوير

لشگر 101 هوابرد : برای عملیاتهای یورش هوایی و هلی برن دوره دیده اند . در زمان حمله نورماندی مجددا تجدید سازماندهی داده شدند و همچنین در ویتنام جز نیروهای بسیار موفق به شمار میرفتند . در جریان عملیات ازاد سازی عراق نیز جز واحدهای زبده ارتش امریکا به شمار میرفتند … به انها Screaming Eagles میگویند … در حال حاضر فرمانده انها جفری شلوسر است …
تصوير
ارم لشگر 101 هوابرد

تعقیب گران شب یا هنگ 160 عملیاتهای ویژه هوایی
انها درواقع یک واحد ویژه عملیاتهای هوایی هستند که با هلیکوپتر در صحنه عملیات ظاهر شده و عملیات های خاص را به اجرا در میاورند . در گرانادا ، افغانستان سومالی و عراق جنگیده اند …هم اکنون کاربر شاهین سیاه هستند … شعار معروفشان این است : تعقیب گران شب تسلیم نمیشوند . متخصص اجرای دقیق عملیاتهای هلی برد هستند و اسپوکی وظیفه پشتیبانی هوایی انها را بر عهده دارد .
تصوير
ارم تعقیب گران شب

تصوير

لشگر 82 هوابرد
در 25 مارس 1917 در گوردن کمپ جورجیا تشکیل شد و یکی از موفقترین واحدهای هوابرد دنیا است …کاربر اصلی اسپوکی و سی 130 به شمار میروند و از جنگ جهانی اول تا جنگ دوم عراق در تمامی نبردهایی که دولت امریکا درگیر شد این واحدها نیز درگیر بودند …
تصوير
ارم لشگر 82 هوابرد

لشگر دهم کوهستان
یک نیروی واکنش سریع امریکایی که قادرند به سرعت در هرجای دنیا درگیر شوند . در نیویورک در فورت درام مستقر هستند ..از جنگ دوم تا عراق در تمامی درگیری ها حضور داشتند ولی نقطه درخشش انها افغانستان و کوه های تورابورا بود … در سومالی و بوسنی نیز جنگیدند …در بوسنی اتش سنگین اسپوکی انها را در چند صحنه نجات داد…
شعارشان این است برای افتخار صعود کن

تصوير
ارم لشگر 10 کوهستان

تصوير

گروهی از سربازان لشگر دهم کوهستان

در پایان هم ارم نیروهای هوابرد ایران در قبل از انقلاب

تصوير

UncategorizedNovember 29, 2008 12:43 pm
Blitzkrieg اين يك واژه الماني است كه توسط نظاميان الماني وارد ادبيات جنگي دنيا گرديد …يعني حمله برق اسا … درواقع الهام بخش الماني ها جمله استراتژين بزرگ چيني بود ..سان تزو ميگويد زماني به دشمن حمله كنيد كه انتظار ندارد و به محلي حمله كنيد كه فكرش را نيز نميكند….
ارتش المان ناز ي در جنگ دوم با اين استراتژي به اروپا حمله كرد و توانست ارتشهاي اروپايي را يكي بعد از ديگري در هم بكوبد. اين تاكتيك به سه اصل غافلگيري پيشروي سريع و پشتيباني هوايي بستگي دارد . ولي در انتهاي جنگ دوم ديگر كارايي نداشت . ورود هواپيماهاي شكارچي تانك مانند ايليوشيم 2 و برتري هوايي متفقين باعث شد تا ارتش المان زمينگير شود و در نهايت جنگ را ببازد. سالها بعد از جنگ دوم جهاني وقايعي به وقوع پيوست كه به اين استراتژي جان تازه ايي بخشيد و خون تازه ايي در كالبد ان به جريان انداخت در 1967 جنگي بين اعراب و اسرائيل در گرفت كه نشان داد در صورت اجراي صحيح اين تاكتيك ميتواند نقش حساسي در پيروزي در عرصه نبردهاي نوين ايفا كند . در اين جنگ ارتش نوپاي اسرائيل در سه جبهه ارتشهاي تابن دندان مسلح سه كشور عربي را بروي زمين نابود كرد. و در عرض شش روز همه انها را در هم كوبيد و انها را وادار به پذيرش صلح نمود. بخشي از خاكشان را تصرف كرد و باعث شد تا از نقطه نظر ژئوپلتيك و استراتژي برتري خاصي بر دشمن داشته باشد. در طي سالهاي 56تا 66 ميلادي عربها بطور دائم در حال تقويت توان نظامي خود بودند . سيل مستشاران شوروي به اين كشورها سرازير گرديد . دليل كمك شوروي ها به عربها اين بود كه ميخواستند هم پيمانان امريكا در منطقه يعني ايران ، تركيه و اسرائيل را نيز تحت فشار بگذارند و به ارزوي ديرين پطر كبير مبني بر دستيابي ب ابهاي ازاد نيز تحقق بخشند. از طريق تسلط بر مصر نيز ميتوانستند كانال حساس سوئزرا زير مهميز خود بگيرند و شاهرگ دنياي متمدن را نيز دستان خود داشته باشند از اين رو روسها براي جلب دوستي عميق اعراب اقدام به ارسال جديترين جنگ تفزارهاي خود براي عربها ميكردند . اين مسئله در نهايت به نفع روسها نيز بود چرا كه پول نقد عربها به سمت شوروي سرازير ميشد. سه كشور اردن ، سوريه و مصر بهمراه عراق از كمكهاي شيوخ عرب بهره مند بودند و براي خريدهاي خود پول نقد پرداخت ميكردند . درگيريهاي اعراب و اسرائيل در 13 نوامبر 1966 شكل تازه گرفت جايي كه سه غير نظامي يهودي به دست عربهاي مهاجم كشته شدند. درگيري هاي كوچك مرزي اعراب و اسرائيل در ششم اوريل 1967 تبديل به جنگي تمام عيار در اسمان گرديد جايي كه اسرائيلي ها بدون هيچ تلفاتي شش فروند ميگ 21 سوريه را شكار كردند . در اين مدت تبادل اتش توپخانه در روي زمين نيز جريان داشت . تنش هر لحظه مابين طرفين بيشتر ميشد . در اين زمان روزنامه هاي عربي در سوريه عراق اردن و …. جمال عبدالناصر را به ترسو بودن متهم ميكردند و اين كه بدليل ترس از اسرائيل توان تصميم گيري ندارد . اما ناصر اين مرد شجاع عرب ميدانست بدليل برتري هوايي اسرائيلي ها بهتر است وارد جنگ نشود. اما تحقير روزنامه هاي عرب براي ناصر خوشايند نبود و تحت تاثير همين مطالب عنوان شده در روزنامه هاي عرب ناصر خواستار خروج نيروي هاي حافظ صلح از صحراي سينا و مرز اسرائيل گرديد. بعد از نبردهاي سوئز در سال 56 مصر پذيرفته بود تا نيروهاي حافظ صلح در مرز اسرائيل و مصر در صحراي سينا مستقر شوند. اين نيروها وظيفه داشتند تا از عبور مجاهدين فلسطيني به طرف مرز اسرائيل جلوگيري كنند. . بدين ترتيب با خروج نيروهاي سازمان ملل يا همان كلاه ابي ها بحران وارد مرحله جديدي گرديد. ارتش مصر در منطقه مستقر شد و جنگ افزارهاي خود را در مرز اسرائيل مستقر كرد. مصر به تحريك اسرائيل ادامه داد. 22 مه همان سال با بستن تنگه تيران را را براي كشتي هاي اسرائيلي مسدود كرد. و عملا بندر تازه تاسيس ايلات تعطيل شد. همزمان نيروي هاي عراقي سوري و اردني در جولان و كرانه باختري رود اردن مستقر و اماده حمله غافلگيرانه بر عليه اسرائيل شدند . 2000 دستگاه تانك ، 800فروند هواپيما به علاوه موشكهاي سام دو استعداد وحشتناك رزمي اعراب بود در مقابل 1000 تانك اسرائيلي و 350 فروند هواپيما …
موساد نقش حساس خود را در اينجا نشان داد …اطلاعات ماموان موساد مانند الي كوهن يا سرقت ميگ 21 منير رئوفه خلبان عراقي بسيار به ارتش اسرائيل كمك كرد … اطلاعات واصله از مصر نشان ميداد كه مصري ها 400 فروند هواپيما در مرز اسرائيل مستقر كرده اند تجمع اعراب در مرزهاي اسرائيل حاكي از ان بود كه ميخواهند حمله كنند. موشه دايان ژنرال بزرگ اسرائيلي ميدانست در جنگ رودررو توان پيروزي ندارد لذا استراتژي حمله غافلگيرانه را در دستور كار قرارداد . او ميدانست تنها زماني ابتكار عمل به دست اسرائيلي ها ميافتد تا در طي زماني در حدود 125 ساعت ابتكار عمل را در اسمان به دست بگيرد و اين تنها ميتوانست با يك حمله برق اساي هوايي به دست ايد. مهمترين حركت ابتدايي حمله به نيروي هوايي مصر بود. موشه دايان ميدانست كه مصري ها بهترين خلبانان عرب و بهترين هواپيماها را در اختيار دارند . نيروي هوايي مصر مدرنترين نيروي هوايي عربي بود . بالغ بر 450 فروند از انواع پيشرفته ترين هواپيماهاي روسي در اختيارشان بود و سيلي از خلبانان و مستشاران نظامي شوروي در مصر فعاليت ميكردند .ولي نگراني مهمتر تعداد 30 فروند از بمب افكنهاي استراتژيك توپولوف 16 بود كه توسط خلبانان روس به پرواز در ميامد و اسرائيلي ها وحشت داشتند كه اين بمب افكنها اسيبهاي جدي به تاسيسات زيربنايي اين كشور وارد كنند. بنابراين اين در واقع نبرد با سرنوشت بود.
5 ژوئن …ساعت 7.45 به وقت اسرائيل و 6.45 صبح به وقت محلي مصر ..نيروي هوايي اسرائيل عمليات مشهور فوكوس Focus
را اغاز كردند …. علت انتخاب اين زمان اين بود كه در هنگام طلوع خورشيد در صبح خورشيد از شرق به غرب حركت ميكند . از انجايي كه اسرائيل در شرق مصر واقع شده است جنگنده هاي اسرائيلي ميتوانستند با كمك نور خورشيد در راستاي خط افق خود را اهداف برسانند و انها را نابود كنند. در اين ساعات درخشش اوليه خورشيد صبحگاهي دقت خدمه پدافند هوايي را پايين مياورد و هواپيماها ميتوانند با فراغ خاطر به اهداف در روي زمين حمله كنند. و از گزند پدافند هوايي نيز در امان بمانند. از طرفي موساد به نيروي هوايي اطلاع داده بود كه مطابق يه برنامه از پيش تعيين شده و روتين در اين ساعات ميگها و جنگنده هاي مصري پروازهاي گشت خود را به اتمام ميرسانند و ديگر هواپيمايي اماده پرواز وجود نداشت كه بلافاصله در مقابل سيل تهاجم اسرائيلي ها مقاومت كند. خبلانان مصري به اين زمان بندي خو گرفته بودند و در راس اين ساعت وارد سالن صبحانه شده و غذا صرف ميكردند .

عمليات فوكوس داراي سه موج حمله اصلي بود. و البته موجهاي كوچكتر در روزهاي بعدي قريب به چهارصد فروند از هواپيماهاي مصري را نابود كرد و اسمان خاور ميانه عربي تحت تسلط چشمان نيروي هوايي اسرائيل درامد … استفاده از تسليحات ضد باند باعث شد تا عملا نيروي هوايي به نام مصر وجود خارجي نداشته باشد … شبكه پدافند هوايي مصر به هيچ وجه نتوانست موج اوليه حمله را شناسايي و خنثي كند. علت اين امر ميتواند تمركز احمقانه اين نيرو در كنار مرز اسرائيل باشد . اين مسئله باعث شد تا هواپيماهاي اسرائيلي با دور زدن پدافند هوايي و از طريق اسمان دريا به پشت رينگ پدافندي وارد شوند … نبود شيلترهاي بتوني عدم استقرار رينگهاي پدافندي مناسب در اطراف فرودگاه ها نيز از ديگر عوامل بيدفاع ماندن فرودگاه هاي مصري بود. اين امر باعث شد تا بيشترين ميزان اسيب ممكنه به نيروي هوايي مصر وارد شود…. همچنين در اين زمان بدليل سياست مصري ها كه قصد حمله به اسرائيل را داشتند هواپيماهاي نيروي هوايي مصر در مرز با اسرائيل متمركز شده بودند …
هواپيماهاي اسرائيلي بصورت دسته هاي مجزا پرواز ميكردند . و حملات خود را بصورت زنجير وار انجام ميدادند . دهر حمله دسته اول وظيفه هدف قراردادن باند و مسيرهاي تاكسي وي را داشت و البته ميبايست با رينگهاي پدافندي اطراف فرودگاه ها درگير شود … دسته بعدي نيز با تمامي توان و ظرفيت خود حتي با استفاده از مسلسلهاي هواپيما اقدام به شكار پرنده هاي بي دفاع برروي زمين ميكردند و لقمه هاي اماده ايي براي هواپيماهاي اسرائيلي بود … براي فرار از اسيبهاي احتمالي ناشي از موشكهاي سام 2 كه تبديل به كابوس خلبانان امريكايي در ويتنام شده بود …خلبانان اسرائيلي كه ماهر ترين خلبانان جهان به شمار ميروند تاكتيك جديدي را خلق كردند انهم پرواز در ارتفاعي زير صد متر بود… زيرا عملا موشك سام 2 در اين ارتفاع قابل استفاده نيست … لطفا توجه داشته باشيد كه پرواز زير ارتفاع صد متر با جنگنده بمب افكن نياز به مهارتي مافوق زميني دارد . و اين شايد در كلمات ساده به نظر برسد. براي موج اول حمله اسرائيلي ها گلچيني از بهترين خلبانان خود را انتخاب كردند . پرواز در ارتفاع زير صد متر باعث شد تا عملا رادارهاي روسي نيروي هوايي مصر توان شناسايي مهاجمين را نداشته باشند و رهگيري هواپيماهاي اسرائيلي غير ممكن شود …. تقريبا از 250فروند هواپيماي اماده اسرائيلي تنها 15 فروند در اسرائيل باقي ماندند تا وظيفه دفاع از اسمان اسرائيل را در مقابل حملات احتمالي داشته باشند كه از اين تعدا تنها چهار فروند وظيفه دفاع از اسمان تل اويو را داشت . 11 پايگاه هوايي مصر در اولين موج حمله مورد هدف قرار گرفت … در حالي كه خلبانان مصري قهوه عربي نوش جان ميكردند و از خاطرات سكس شب قبل از سيمين تنان عرب لاف سخن ميدادنند هواپيماهاي اسرائيلي بسياري از هواپيماهاي مصري را روي زمين هدف قرار دادند قبل از انكه نيروي هوايي مصر بيدار شود اسرائيلي ها در زماني در حدود 5 دقيقه به مرز بازگشتند … جالب اينجاست همين هواپيماها مجددا مسلح شدند تا در موج دوم عمليات شركت كنند. از ماه ها قبل از اين شاهكار نظامي هوايي پرسنل هوايي اسرائيلي هرروز چند بار براي بالابردن سرعت عملياتي كردن هواپيماها تمرين ميكردند . انها ميتوانستند به سرعت بعد از هر سورتي پرواز هواپيما را مجددا در كمترين زمان ممكن براي پرواز بعدي اماده كنند. با توجه به امادگي بالاي نيروي هوايي اسرائيل اين اين نيرو ميتوانست تا چهار سورتي پرواز را به انجام برساند . موج دوم حملات بسيار گسترده اغاز شد چهارده پايگاه مصري نابود شدند … هواپيماهاي مصري حتي توانستند كه پايگاه اقصر را كه در 600 كيلومتري كانال سوئز قرار دااشت را نابود كنند… در پايان موج دوم هواپيماها به پايگاه هايشان بازگشتند و براي موج سوم اماده شدند … موج سوم حملات در ساعت 12.45 اغاز گرديد كه اينبار لطف خلبانان اسرائيلي شامل ساير عربها شد … انها با حمله به سوريه اردن و عراق و حمله به نيروهاي زرهي اين ارتشها عملا وظيفه پشتيباني از نيروهاي زميني خود را نيز برعهده گرفتند… عملا با اين عمليات برتري هوايي به دست اسرائيل افتاد … در طي اين جنگ 328 فروند هواپيماي مصري ، 61 فروند هواپيماي سوريه ايي ، 29 فروند هواپيماي اردني ، 23 فروند هواپيماي عراقي و يك فروند هواپيماي لبناني نابود شد و تلفات اسرائيل تنها 19 فروند هواپيما بود كه توسط پدافند هوايي مصر شكار شدند …
در طي اين عمليات تمامي بمب افكنهاي ايليوشين 16 مصري روي زمين نابود شدند . .. در مورد عراق پايگاه بيچاره H-3 براي اولين بار طعم حضور پرنده هاي دشمن را چشيد البته تاريخ براي اين پايگاه در عمليات معروف حمله به اچ 3 توسط نيروي هوايي ايران سالها بعد تكرار شد ولي در طي جنگ شش روزه نيروي هوايي اسرائيل پايگاه و هواپيماهاي مستقر در ان شامل هانتر ميگ 21 ميگ 17 و بمب افكنهاي ايليوشين 28 مورد حمله قرار گرفتند و تمامي پرنده هاي مستقر در اين فرودگاه نابود شدند يا اسيب جددي ديدند …يكي از جالبترين حركات عراقي ها تلاش براي بمباران تل اويو توسط يك بمب افكن ايليوشيم بود كه اين بمب افكن در اسمان تل اويو توسط پدافند هوايي اسرائيل به زير كشيده شد . تنها هواپيماي لبناني نيز يك فروند از 12فروند هانترهاي لبناني بود كه توسط يك ميراژ 3 اسرائيلي با خلباني يوري نير در مرز لبنان و اسرائيل سرنگون شد .

تصوير

UncategorizedNovember 23, 2008 9:06 am

افشین قطبی … این مرد با روحیات آمریکایی به ایران آمد و در یک بازه زمانی کوتاه تبدیل به یک موضوع در تمامی ساختارهای جامعه ایران شد. شاید هیچ کس حتی خودش هم فکر نمیکرد که روزی در ایران تبدیل به یک اسطوره شود و این گونه کانون توجهات قرارگیرد و بسیاری او را خاتمی دیگری به نامند هرچند که خود خاتمی نیز یک بخشی از بازیهای رایج سیستم با افکار عمومی و لایه های زیرین اجتماع بود… همه میگویند که این مرد یعنی خاتمی سید اصلاحات بود ولی کسی نمیپرسد کدام اصطلاحات ؟ کسی فکر نمیکند که ساختارهای جامعه ایران با واژه اصطلاحات بیگانه است چرا که اصطلاحات ریشه ایی در واقع یک جنگ با ساختارهای مذهبی این جامعه بنیان گذارده شده بروی پارادوکسهای عجیب رفتاری است …کشوری که داستانهای عجبیش زبانزد خاص و عام است …کشوری که ملاک خوب بودن یا بد بودن ریش است و پینه ای روی پیشانی … کشوری که قراراست محل ظهور منجی باشد ولی روحانی اش نمیتواند در مقابل هوای نفسانی مقاومت کند و با همسر کارمندش بله !!! رئیس اداره پلیسش که باید حافظ ناموس مردم باشد نماز جماعت هفت نفره برگزار میکند و میشود لیدر دسته برگزاری نماز …. افشین قطبی وارد این کشور شد با احساسی که برای همه رشد کرده گان در کشوری غیر از زادگاهت اشناست … …احساس دیدار از سرزمینی که محلی است که تو پابروی زمین گذاشته ایی و نخستین جیغهایت را زده ایی …تو به خودت میگویی برمیگردم و در سرزمین خودم میمیرم … از طرفی اگر کشورت یک کشور جهان سومی در حال توسعه باشد که دسته ایی از مردان  با استفاده از باورهای غلط که ریشه در تاریخ  کشورت دارد به مال و منالی رسیده اند و به جای پرسه زدن در کوه ها و نی زدن حالا در حال راندن عرابه های اهنین گران قیمت باشند و سیمین تنان زیبا را به بهانه های مختلف در کنارشان جمع کنند و حرمسراهای شرعی داشته باشند خوب بصورت غریزی در مقابل تغییراتی که این هاله ای نورانی رفاه را از دور سرشان میتاراند را قبول نمیکنند و به شکلهای مختلف در مقابلش مقاومت میکنند . قطبی امد …در حالی که تکه پارچه ایی به نام پرچم به دور خود پیچیده بود مادر را دراغوش گرفته بود … با اینکه سالها در امریکا زیسته و در همان کشور مدراج اکادمیک عملی و اموزشی را گذرانده بود با این اوصاف قطبی هرگز روحیه ای امریکایی نداشت …چون او سرکش ، تک رو و دیوانه موفقیت نبود که اگر بود میماند و مجنگید ولی او رفت ..در یک شب نیمه سرد پاییزی دلتنگ همسر کره ایی خود رفت … قطبی پارادوکسی بود مابین اموزه های امریکایی و غریزه ایرانیش … اموزه های امریکایی قطبی به او یاد داده بود که life is just a game of inches and time او میدانست برای بدست اوردن باید جنگید و از طرفی نیز غریزه ایرانیش او را بیش از حد لازم احساسی میکرد و همین احساسی بود باعث شد تا اغوش گرم یوروم را به میدان  سهمگین نبرد ترجیح دهد و البته فرار را به قرار … از طرفی رفتارهای سخیف بازنده گان همیشگی مانند مایلی کهن ( که هنوز کسی نمیداند شبها چطور سر بالین میگذارد و چشمانش را میبندد ) مرزبان (( ناگهان از توی ابرها تالاپی افتاد روی زمین و شد کارشناسان فوتبال و تمامی مدرکش از کارشناسی فوتبال یک عکس است با کت و شلوار کروات و اصلاح کرده و در عکس تنها چیزی که واضح است این است که مرزبان تیپ زده رفته جلوی یکی از ساختمانهای فدارسیون فوتبال و دوربین را داده دست یک بابایی و گفته Können Sie bitte eine Foto machen ?  )) پیوس (( که احساس میکند از خوان بیکران پول در جریان در فوتبال بی بهره مانده و همیشه از خود میپرسد وقتی کوتوله ای بی استعدادی مانند قلعه نوعی که از استعداد حرف زدن ساده به زبان پارسی بی بهره است و با نامه بسیح مسحد محل توانست  مدرک 5 ابتدایی را اخذ نماید چگونه است که میتواند سوار مرسدس گران قیمت شود و من هنوز اندر خم اون کوچه ام ؟)) و البته استیلی عزیز که در خفقان نفر اول شدن در یک باشگاه بزرگ به سر میبرد و با استفاده از واژه دستمالی شده پول بیت المال تابحال پنبه بسیاری را منجمله دنیزلی و شرکا را زده است ..))  نیز خود بسیار جالب توجه بود … از رنگ شورت یوروم تا ماجرای زمین خوردن دوران بچه گی دختر عموی قطبی همه یک باره مسائل مهمی شدند که خودفروشان رسانه ایی در تماس با این کارشناسان جویای صحت و سقمشان میشدند و در بسیاری از موارد بدون اینکه کارگران روزی نامه ها با این کارشناسان تماس بگیرند این بزرگواران خود پیش قدم شده و با پرداخت اندکی پول چای خود در تنویر افکار عمومی داوطلبانه فعالیت میکردند که این خود جای تقدیر و تحسین و تشکر دارد …(( بخصوص از دو برادر مکتبی و ارزشی مرزبان و مایلی کهن که نوع مارک نوار بهداشتی استفاده شده توسط مادر یوروم را نیز افشا گری کردند و ما در یافتیم به این دلیل که مادرزن قطبی از نوارهای بهداشتی یک کارخانه صهیونیستی استفاده میکند پس او یک سرسپرده است ))
برای شخص من سرنوشت قطبی در بازگشت به دلیل جالب بود که من با مارسل برروی زمان فرار افشین شرط بسته بودم ولی او بسیار زودتر از زمان پیش بینی شده دررفت و این بباعث شرمندگی من در مقابل مارسل شد… برای همگان واضح و مبرهن بود برای شکستن این تمثال برادران عزیز مکتبی دست به هرکاری خواهند زد تا نشان دهند که قهرمانی سال قبل قطبی ترکیبی از شانس و کمکهای استیلی بوده است به همین دلیل نیز به راحتی علی دایی را که مداوم یا انتقاد و یقه گیری سعی داشت نشان دهد کسی که ماتحتش به بالاها گرم باشد سرمربی میشود را انتخاب کردند و نشان دادند ماتحت دایی به ازمابهتران گرم است چرا که قطبی نمیداند تسبیح چیست ولی دایی قبل از بازی ذکر میگوید و تسبیح میزند …. به دیدار مراجع تقلید میرود و خود را نظر کرده میکند ولی اگر قطبی بیاید و خدای نکرده موفق شود ان وقت است که همگان تقاضا دارند تا سیل خارج زندگی کرده ها را به کشور برگردانیم و این خاک ابیاری شده با خون شهیدان را در اختیارشان بگذاریم …قطبی بازگشت و این نشان میداد که یا بسیار باهوش است و متکی به نفس و یا بسیار احمق که دام به این بزرگی را نمیبیند …بازگشت به سرزمینی که روزی نامه نگارش حتی فرصت باز کردن یک صفحه اینترنت را ندارد و مطلب مینویسد و قطبی را به دروغگویی متهم میکند که او دستیار فلان کس نبوده … بهرصورت قطبی به اغوش گرم یوروم بازگشت … با پولی که میتوانست زندگی چندین جوان ایرانی را از پایین تا بالا دگرگون کند و نور امید به تعداد زیادی از خانواده های ایرانی بباراند … نتیجه اخلاقی داستان این بود که این میراث نفرین شده حتی به مرزبان و استیلی که تمام سعیشان رابرای زندن پنبه قطبی به شیوه یبن المللی به کار گرفتند و بازهم حتی با فرار افشین جنتلمن نفر دوم باقی ماندند… یادم میاید فیلمی دیدم با بازی مریل استریپ که در مورد دنیای مد و لباس بود و در ان فیلم مردی بود که تمام عمرش نفر دوم بود در جریان یک سری تحولات امید داشت نفر اول شود ولی …در پایان باز نفر دوم بود ….

UncategorizedNovember 22, 2008 12:51 pm
Imma find me
A woman that’s real
Imma find me
A woman that’s strong
Imma find me
A woman that’s oh so true
I got a pedestal to put her on

I found me a Girl
She’s sweet as could be
An everythin’ in her world
Revolved all around me

I had a chance to make her mine
But I was to blind to see
And now I got to let her go
An pray she comes back to me

-She’s my angel she’s my lover
-She’s my very best friend
-I hate her cause I love her
-So I hurt her again
-Don’t want no other lover
-Won’t go through it again
-She’s my Angel She’s my lover
-She’s my very best friend

Imma find me
A woman that’s young
Imma find me
A woman that’s pretty
Imma find me
A woman that swears i’m the one
An imma try not to treat her shitty

Girl I been drinkin
Ever since you been gone
An I been thinkin
Maybe that I was wrong
You been holdin’ out for way to long
I get this feeling you don’t wanna belong

-She’s my Angel, She’s my Lover
-She’s my very best friend
-I hate her cause I love her
-So I hurt her again
-Don’t want no other lover
-Won’t go through it again
-She’s my Angel She’s my lover
-She’s my very best friend

Imma find me
A woman that’s tough
Imma find me
A woman that’s loyal
Imma find me
A woman that say she got enough
And that’s the one i’m gonna spoil

Well I’ve been waitin
Such a very long time
My hearts gonna break
Girl if I don’t make you mine

What’s past is past
What’s done I cannot rewind
All said and done girl
So your one of a kind

-She’s my Angel, She’s my Lover
-She’s my very best friend
-I hate her cause I love her
-So I hurt her again
-Don’t want no other lover
-Won’t go through it again
-She’s my Angel She’s my lover
-She’s my very best friend

-She’s my Angel, She’s my Lover
-She’s my very best friend
-I hate her cause I love her
-So I hurt her again
-Don’t want no other lover
-Won’t go through it again
-She’s my Angel She’s my lover
-She’s my very best friend

Uncategorized 12:39 pm

I don’t know what to say really. So, I got tired and sick from people around me… a bunch of stupid, lazy, fraud, poor bastard and such vulture above the corpse, just waiting for his or her getting silent…

 I’m in hell right now, guys… believe me and all of you who can understand, who can see the pain, which cares about his or her hometown, are same. We can stay here and get the shit kicked out of us or we can fight our way back into the light, heaven and success for our country and us. We can climb out of hell One inch, at time. Now nobody can do it for you. For example, I’m too old and I made every wrong choice a young man could make. I wasted all my money and my time, believe it or not.

 I made people to hate me any where that I have been. I can’t even stand the face I see in the mirror.

 

And lately, you know when you get old in life things get taken from you. That’s, that’s part of life. Even though it seems so bitter but you know it is reality which we can’t run away and we have to accept it …..

 But, you only learn that when you start losing stuff. You find out that life is just a game of inches and time. Because in life or any another fight, ((I supposed life as a battle)) the margin for error is so small.

I mean, one step too late or too early you don’t quite make it. One second too slow or too fast and you don’t quite catch it. The inches we need are everywhere around us. They are in every minute, every second every hours .

On my personal life I just fight for that inch On my personal life I tear myself, and everyone around me to pieces for that inch .

 I CLAW with my finger nails for that inch. Cause i know when i add up all those inches that’s going to make the fucking difference between WINNING and LOSING between LIVING and DYING.

 I’ll tell you this in any fight it is the guy who is willing to die who is going to win that inch. And I know if I am going to have any life anymore it is because, I am still willing to fight, and die for that inch because that is what LIVING is. No one can make you do it for you … you have to do it by yourself … and for your future …. I was and am a looser …but always try to keep myself alive. No matter what happens in future … but when they want to bury me in abandoned cemetery, when I close my eyes I will feel free … because I fought … that is good

 Let get together soon

 When I say let’s get together soon it means I m alive

UncategorizedNovember 17, 2008 2:10 pm

نامه ای به خدا
   الیاس کارمند جوان اداره پست تل آویو مسئولیت رسیدگی به نامه هایی را داشت که ادرس مشخص و کاملی نداشتند . او معمولا نامه های اینچینی را به ادرس فرستنده برمیگرداند ولی ان روز وقتی نامه ای را دید که با خطی که مشخص بود نویسنده در هنگام نوشتن ادرس گیرنده دستانش میلرزیده از روی کنجکاوی نامه را باز کرد . البته مداوم ندای وجدان به او نهیب میزد که هی الیاس داری مرتکب اوون میشی داری چیکار میکنی ؟ اگه مرتکب این کار بشی نشامای مادرت توی اون دنیا عذاب میکشه …ولی ادرس گیرنده بقدری عجیب بود که او را تحریک کرد تا درب نامه را باز کند. روی نامه نوشته بود . برسد به دست ادعونی …. این تمام ادرس گیرنده بود ….
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. درب نامه به طرز ناشیانه ایی بسته شده بود … وقتی نامه را باز کرد …بوی خوش گلهای یاس فضای اطاق کوچک کارش را که با رنگ خاکستری سرد به نظر میرسید را پرکرد و الیاس احساس گرمی کرد …نامه را که بیرون اورد مقداری گل یاس پلاسیده نیز روی میز ریخت …گلها را نوازش کرد وکاغذ نامه را صاف کرد تا بتواند بخواند ……در نامه این طور نوشته شده بود :
خد-ای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی همسرم مرحومم که کارمند شهرداری بود ، می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد شیکل در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.جمعه هفته دیگر  من دو نفر از دوستانم را برای شام شبات دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خد-ای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن…

الیاس  کارمند جوان اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت ودرحالی که قطره اشکی مروارید گون از روی گونه اش به پایین میغلتید … نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند شکل روی میز گذاشتند.در پایان 93 شیکل جمع شد و برای پیرزن فرستادند…
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خد-ا !
همه کارمندان دور الیاس حلقه زدند  تا نامه را باز کرده و بخوانند. پاکت را باز کردند و باز عطر خوش گل یاس فضای اطاق کوچک الیاس را پر کرد … الیاس با صدای بلد نامه را برای همه همکارنش میخواند …مضمون نامه چنین بود:
خدا-ی عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و آماده شب شبات شویم  من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی…

البته هفت شکیل  آن کم بود که مطمئنم کارمندان بیشرف و پست اداره پست آن را برداشته اند …!!!

 

تا بعد
میگم تا بعد هستم

 

UncategorizedNovember 14, 2008 10:01 am

آقا ما اولن متاسفیم برای این اتفاقات پست قبلی و من همیشه اعلام کرده بودم و زنهار داده بودم روزی دست ننگین خودفروشان از استین استعمار شرق غرب بیرون خواهد آمد و نتیجه بر این شد که عکسهای من را که از یک سایت برداشته بودم و آپ لود مجدد نموده بودم را ضرب در زدند روش فکر کردن ما بلانسبت شما بلانسبت شما خر هستیم ایضا…

خلاصه حالا از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است و از این حرفها

دیروز بعد از چند سال هوس کردیم بریم یک حمام و بلاخره ابی به بدن بزنیم و خلاصه حالی به نقاط دور افتاده بدنمان بدهیم . خیلی وقت بود بعضی از اعضای بدنمان را زیارت نکرده بودیم و اصولا داشت از خاطرمان فرارمیکرد که ناسلامتی ما هم مردیم …خلاصه بعد از استخاره با کتاب دیوان شمس و مددجستن از حضرت حافظ و با عنایت به بسته پیشنهادی خاویرسولانا به ایران و البته به خاطر رضای خد-ا و رضای خاطر خلق خد-ا که همان رضایت مخلوقات چموش ..نه ببخشید این اثار هنری زنده متحرک (( مثل همین قربونش برم طرفداران شیخ فقط نصرالله …ماشا الله ماشاالله به چشم خار مادری همه باقلوا ..همه قطاب …همه هریس تبریز ..به به به چه توت فرهنگی هایی )) تصمیم گرفتیم بریم حمام …حالا اگر عنایت بفرمایید میتوانید دریابید چرا همیشه فرصت استحمام دیر دست میدهد … خلاصه رفتیم در فضای روحانی توالت و حمام و دیدیم به به … چه خبره … روز رستاخیز …حالا چرا …من معمولا میرم توالت ..ببخشید جسارت نباشه ..گلاب بروتون …قمصر کاشان ..به به …طرفدارهای شیخ با هاتون حرف بزنن ..ببخشید ببخشید کلاه قند توی دهن همسایه تون …من معمولا یادم میرم سیفون رو بکشم (( به حرمت سال شکوفایی و نواوری بقیه اش نمیگم )) خلاصه اول یه عالمه از این مواد توالت شور برداشتم توالت کردم اینه …بعد برای تست یه شیشه عسل ریختم کفش و لیس زدم …اگه شما بگید یه کم طعم عسل عوض شد ..نشده بود ..البته نمیدونم چرا یکم طعم میرزا قاسمی دیشب داشت …خوب شاید خوب سنگ توالت رو نشستم …انی وی خلاصه با دیدن تصویر خودمون در سنگ توالت حال خوشی به ما دست داد و جاتون خالی خلاصه اینکه میگن سگ ادم رو گاز بگیره ولی جو ادم رو نگیره ..با شصت سال سن یهو هوس دانس بهمون دست داد و خلاصه رفتیم این Unchain my heart مال جو کاکر رو گذاشتیم شروع کردیم به حرکاتی به اصطلاح شبیه حرکات موزون ولی از اونجایی که کنترلی به دست و پام نداشتم یا باید انگشت شصت پام رو از توی اینه درمیاوردم یا باید کله ام رو از توی چاهک مستراح …خلاصه …بعد از دوساعت سابیدن توالت و سابیدن خودم با شامپو بدن انرژی نیوا و جوهر نمک …سمباده نرم و صابون نخل زیتون رودبار و …. کمی هم اسید سولفوریک ریختم تا این چرک رو چیلی های چند ساله کمی نرم بشه که بشه با کاردک تراشید و البته سمباده و کیسه کشید … خلاصه سرتون درنیارم از حموم درامدم …جلوی اینه نزدیک بود برم توی اینه ترتیب خودم بدم …اینقدر خوشگل اینقدر سکسی اینقدر تو دل برو… یعنی هالییودی شکر نوش جان بکنند که مثلا بگن باندراس سکسیه … چی شده بود ..به جان همین فریدون فرخ زاد … اقا تیپ زدیم از خونه اومدیم بیرون …جلوی درب خونه …یهو دیدم بچه ها چشمتون روز بد نبینه … بگو سلامت باشی ….از زمین زمان پلیس و اس دبیلو ای تی تهران و ضد شورش …پلیس پیشگیرانه …گشت ارشاد …یه هلیکوپتر اون بالا …باور کنید …باور کنید ..باور کنید به جان همین فریدون فرخزاد … وقتی میخواستن اسوالد قاتل کندی رو بگیرن اینهمه مامور نیاورده بودند …. خلاصه یکی از برادران زحمت کش نیروی ضد شورش روکرد به من در حالی که لوله ام پی 5 هولکرکوخ خودش رو گرفته بود طرف من گفت …یالله تسلیم شو …من در حالی که چشمام شده بود اندازه کره ماه گفتم به جان مادرم من از اول تسلیمم اگه میخوای ترتیب منو بدی من هومو نیستم ولی الان چاره ندارم البته گناه من اینو بود که رفتم حموم فقط ولی گردن من از مو در مقابل قانون باریکتره … گفت احمق داری تبلیغ صهیونیست میکنی ؟ داری اب به اسیاب دشمن میریزی ؟ برگرد !! بچه ها باور کنید به جان ارتور خیلی خجالت کشیدم …گفتم برادر اینجا ..جلوی چشم همه ؟؟؟؟ حداقل به ابروی خودت فکر نمیکنی به ابروی من فکر کن …گفت خفه شو و برگرد …خوب ماهم برگشتیم و شلوار مون رو دراوردیم همه داد چی میکنی بی حرکت !

گفتم اهان فهمیدم قربان خودت میخوای شلوار منو دربیاری …اوکی …شلوارم رو پوشیدم …اقا ریختن سرم دستبند بهم زدن..انداختنم تو ماشین دور تهران رو اژیر زنان طی کردیم …رفتیم یه جایی …خلاصه حالا چشمامون هم بسته است … رفتیم توی یه ساختمون …ما رو نشوندن و …یک اقای بازپرسی امد و گفت مرتیکه این حرکات چی بود توی حموم ؟؟ گفتیم کدوم حرکات قربان این ریش و سبیلتون …کدوم حموم …بعد دیدیم وای ؟؟؟!!!؟؟؟ فیلم همه کارهای ما توی حموم رو برای ما نمایش داد …ما رو میگی ..ابرومون رفت ..هی دست میکردیم توی دماغمون …هی شلنگ تخته میانداختیم ..هی جنیفر کانلی رو تصور میکردیم ..خلاصه موندم بودیم …. گفتیم چرا دوربین توی حموم من ؟؟؟؟ اقای احمدی نژاد فرمودن دوربین مخفی گذاشتن توی خیابانها در راستای پلیسی کردن جامعه است اصلا درست نیست ولی ..خوب ..یعنی چی … اون اقاهه گفت ..نه خیرهم … ما دوربینهامون رو توی محلهای جرم خیز و حادثه خیز نصب میکنیم ..گفتم خوب …قربون دهنتون …توالت حموم خونه من جرم خیزه ؟؟؟

جناب قربان …یعنی همون پلیسه یه نگاهی بهم انداخت گفت نیست ؟ ببین …جرمهایی که مرتکب شدی …1- دست کردن توی دماغ 2- بادگلو زدن …3- لخت شدن … چهار هی اسم اون زنیکه رو اوردن و صداهای شهوانی از خود دراوردن ..5- صداهای ماندگار از ناحیه ایی در ماتحت دراوردن … زدن موهای بدن ….اینها جرم نیست ؟ پس چی جرمه … ما هم گفتیم یعنی شما میرید حموم موی بدنتون رو نمیزنید؟ یعنی از این صداها از بالا و پایین درنمیارید ؟ یعنی دست توی دماغتون نمیکنید تمیزش کنید …گفت نه …ابدا …با تعجب نگاهی زیر چشمی بهش انداختم گفتم ببخشید شما کجا اینکارها رو میکنید …گفت ما توی ایران پشت فرمون دست میکنیم توی دماغمون و هروقت هم تنها بودیم توی ماشین از اون صداها درمیاریم …موی بدنمون رو هم نمیزنیم …و

هیچی دیگه کلی جریمه دادیم و گفتیم تبعه خارج هستیم تا ولمون کردند وگرنه حالا حالا ها مهمون بودیم …این عکس رو هم ببینید جالبه ..مواظب باشید توی تهران دارن توی نقاط حادثه خیز دوربین هم میزارن ..خلاصه از ما گفتن …

حجه السلام والمسلمین حسن گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان هم تبریک میگیم …

تابعد ..میگم تا بعد تازه ازاد شدم و یاد گرفتم محل تمیز کردن دماغ پشت فرمان است ….بوس