یک روز بد در ناحیه ایی جرم خیز
آقا ما اولن متاسفیم برای این اتفاقات پست قبلی و من همیشه اعلام کرده بودم و زنهار داده بودم روزی دست ننگین خودفروشان از استین استعمار شرق غرب بیرون خواهد آمد و نتیجه بر این شد که عکسهای من را که از یک سایت برداشته بودم و آپ لود مجدد نموده بودم را ضرب در زدند روش فکر کردن ما بلانسبت شما بلانسبت شما خر هستیم ایضا…
خلاصه حالا از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است و از این حرفها
دیروز بعد از چند سال هوس کردیم بریم یک حمام و بلاخره ابی به بدن بزنیم و خلاصه حالی به نقاط دور افتاده بدنمان بدهیم . خیلی وقت بود بعضی از اعضای بدنمان را زیارت نکرده بودیم و اصولا داشت از خاطرمان فرارمیکرد که ناسلامتی ما هم مردیم …خلاصه بعد از استخاره با کتاب دیوان شمس و مددجستن از حضرت حافظ و با عنایت به بسته پیشنهادی خاویرسولانا به ایران و البته به خاطر رضای خد-ا و رضای خاطر خلق خد-ا که همان رضایت مخلوقات چموش ..نه ببخشید این اثار هنری زنده متحرک (( مثل همین قربونش برم طرفداران شیخ فقط نصرالله …ماشا الله ماشاالله به چشم خار مادری همه باقلوا ..همه قطاب …همه هریس تبریز ..به به به چه توت فرهنگی هایی )) تصمیم گرفتیم بریم حمام …حالا اگر عنایت بفرمایید میتوانید دریابید چرا همیشه فرصت استحمام دیر دست میدهد … خلاصه رفتیم در فضای روحانی توالت و حمام و دیدیم به به … چه خبره … روز رستاخیز …حالا چرا …من معمولا میرم توالت ..ببخشید جسارت نباشه ..گلاب بروتون …قمصر کاشان ..به به …طرفدارهای شیخ با هاتون حرف بزنن ..ببخشید ببخشید کلاه قند توی دهن همسایه تون …من معمولا یادم میرم سیفون رو بکشم (( به حرمت سال شکوفایی و نواوری بقیه اش نمیگم )) خلاصه اول یه عالمه از این مواد توالت شور برداشتم توالت کردم اینه …بعد برای تست یه شیشه عسل ریختم کفش و لیس زدم …اگه شما بگید یه کم طعم عسل عوض شد ..نشده بود ..البته نمیدونم چرا یکم طعم میرزا قاسمی دیشب داشت …خوب شاید خوب سنگ توالت رو نشستم …انی وی خلاصه با دیدن تصویر خودمون در سنگ توالت حال خوشی به ما دست داد و جاتون خالی خلاصه اینکه میگن سگ ادم رو گاز بگیره ولی جو ادم رو نگیره ..با شصت سال سن یهو هوس دانس بهمون دست داد و خلاصه رفتیم این Unchain my heart مال جو کاکر رو گذاشتیم شروع کردیم به حرکاتی به اصطلاح شبیه حرکات موزون ولی از اونجایی که کنترلی به دست و پام نداشتم یا باید انگشت شصت پام رو از توی اینه درمیاوردم یا باید کله ام رو از توی چاهک مستراح …خلاصه …بعد از دوساعت سابیدن توالت و سابیدن خودم با شامپو بدن انرژی نیوا و جوهر نمک …سمباده نرم و صابون نخل زیتون رودبار و …. کمی هم اسید سولفوریک ریختم تا این چرک رو چیلی های چند ساله کمی نرم بشه که بشه با کاردک تراشید و البته سمباده و کیسه کشید … خلاصه سرتون درنیارم از حموم درامدم …جلوی اینه نزدیک بود برم توی اینه ترتیب خودم بدم …اینقدر خوشگل اینقدر سکسی اینقدر تو دل برو… یعنی هالییودی شکر نوش جان بکنند که مثلا بگن باندراس سکسیه … چی شده بود ..به جان همین فریدون فرخ زاد … اقا تیپ زدیم از خونه اومدیم بیرون …جلوی درب خونه …یهو دیدم بچه ها چشمتون روز بد نبینه … بگو سلامت باشی ….از زمین زمان پلیس و اس دبیلو ای تی تهران و ضد شورش …پلیس پیشگیرانه …گشت ارشاد …یه هلیکوپتر اون بالا …باور کنید …باور کنید ..باور کنید به جان همین فریدون فرخزاد … وقتی میخواستن اسوالد قاتل کندی رو بگیرن اینهمه مامور نیاورده بودند …. خلاصه یکی از برادران زحمت کش نیروی ضد شورش روکرد به من در حالی که لوله ام پی 5 هولکرکوخ خودش رو گرفته بود طرف من گفت …یالله تسلیم شو …من در حالی که چشمام شده بود اندازه کره ماه گفتم به جان مادرم من از اول تسلیمم اگه میخوای ترتیب منو بدی من هومو نیستم ولی الان چاره ندارم البته گناه من اینو بود که رفتم حموم فقط ولی گردن من از مو در مقابل قانون باریکتره … گفت احمق داری تبلیغ صهیونیست میکنی ؟ داری اب به اسیاب دشمن میریزی ؟ برگرد !! بچه ها باور کنید به جان ارتور خیلی خجالت کشیدم …گفتم برادر اینجا ..جلوی چشم همه ؟؟؟؟ حداقل به ابروی خودت فکر نمیکنی به ابروی من فکر کن …گفت خفه شو و برگرد …خوب ماهم برگشتیم و شلوار مون رو دراوردیم همه داد چی میکنی بی حرکت !
گفتم اهان فهمیدم قربان خودت میخوای شلوار منو دربیاری …اوکی …شلوارم رو پوشیدم …اقا ریختن سرم دستبند بهم زدن..انداختنم تو ماشین دور تهران رو اژیر زنان طی کردیم …رفتیم یه جایی …خلاصه حالا چشمامون هم بسته است … رفتیم توی یه ساختمون …ما رو نشوندن و …یک اقای بازپرسی امد و گفت مرتیکه این حرکات چی بود توی حموم ؟؟ گفتیم کدوم حرکات قربان این ریش و سبیلتون …کدوم حموم …بعد دیدیم وای ؟؟؟!!!؟؟؟ فیلم همه کارهای ما توی حموم رو برای ما نمایش داد …ما رو میگی ..ابرومون رفت ..هی دست میکردیم توی دماغمون …هی شلنگ تخته میانداختیم ..هی جنیفر کانلی رو تصور میکردیم ..خلاصه موندم بودیم …. گفتیم چرا دوربین توی حموم من ؟؟؟؟ اقای احمدی نژاد فرمودن دوربین مخفی گذاشتن توی خیابانها در راستای پلیسی کردن جامعه است اصلا درست نیست ولی ..خوب ..یعنی چی … اون اقاهه گفت ..نه خیرهم … ما دوربینهامون رو توی محلهای جرم خیز و حادثه خیز نصب میکنیم ..گفتم خوب …قربون دهنتون …توالت حموم خونه من جرم خیزه ؟؟؟
جناب قربان …یعنی همون پلیسه یه نگاهی بهم انداخت گفت نیست ؟ ببین …جرمهایی که مرتکب شدی …1- دست کردن توی دماغ 2- بادگلو زدن …3- لخت شدن … چهار هی اسم اون زنیکه رو اوردن و صداهای شهوانی از خود دراوردن ..5- صداهای ماندگار از ناحیه ایی در ماتحت دراوردن … زدن موهای بدن ….اینها جرم نیست ؟ پس چی جرمه … ما هم گفتیم یعنی شما میرید حموم موی بدنتون رو نمیزنید؟ یعنی از این صداها از بالا و پایین درنمیارید ؟ یعنی دست توی دماغتون نمیکنید تمیزش کنید …گفت نه …ابدا …با تعجب نگاهی زیر چشمی بهش انداختم گفتم ببخشید شما کجا اینکارها رو میکنید …گفت ما توی ایران پشت فرمون دست میکنیم توی دماغمون و هروقت هم تنها بودیم توی ماشین از اون صداها درمیاریم …موی بدنمون رو هم نمیزنیم …و
هیچی دیگه کلی جریمه دادیم و گفتیم تبعه خارج هستیم تا ولمون کردند وگرنه حالا حالا ها مهمون بودیم …این عکس رو هم ببینید جالبه ..مواظب باشید توی تهران دارن توی نقاط حادثه خیز دوربین هم میزارن ..خلاصه از ما گفتن …
حجه السلام والمسلمین حسن گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان هم تبریک میگیم …
تابعد ..میگم تا بعد تازه ازاد شدم و یاد گرفتم محل تمیز کردن دماغ پشت فرمان است ….بوس
