Blitzkrieg اين يك واژه الماني است كه توسط نظاميان الماني وارد ادبيات جنگي دنيا گرديد …يعني حمله برق اسا … درواقع الهام بخش الماني ها جمله استراتژين بزرگ چيني بود ..سان تزو ميگويد زماني به دشمن حمله كنيد كه انتظار ندارد و به محلي حمله كنيد كه فكرش را نيز نميكند….
ارتش المان ناز ي در جنگ دوم با اين استراتژي به اروپا حمله كرد و توانست ارتشهاي اروپايي را يكي بعد از ديگري در هم بكوبد. اين تاكتيك به سه اصل غافلگيري پيشروي سريع و پشتيباني هوايي بستگي دارد . ولي در انتهاي جنگ دوم ديگر كارايي نداشت . ورود هواپيماهاي شكارچي تانك مانند ايليوشيم 2 و برتري هوايي متفقين باعث شد تا ارتش المان زمينگير شود و در نهايت جنگ را ببازد. سالها بعد از جنگ دوم جهاني وقايعي به وقوع پيوست كه به اين استراتژي جان تازه ايي بخشيد و خون تازه ايي در كالبد ان به جريان انداخت در 1967 جنگي بين اعراب و اسرائيل در گرفت كه نشان داد در صورت اجراي صحيح اين تاكتيك ميتواند نقش حساسي در پيروزي در عرصه نبردهاي نوين ايفا كند . در اين جنگ ارتش نوپاي اسرائيل در سه جبهه ارتشهاي تابن دندان مسلح سه كشور عربي را بروي زمين نابود كرد. و در عرض شش روز همه انها را در هم كوبيد و انها را وادار به پذيرش صلح نمود. بخشي از خاكشان را تصرف كرد و باعث شد تا از نقطه نظر ژئوپلتيك و استراتژي برتري خاصي بر دشمن داشته باشد. در طي سالهاي 56تا 66 ميلادي عربها بطور دائم در حال تقويت توان نظامي خود بودند . سيل مستشاران شوروي به اين كشورها سرازير گرديد . دليل كمك شوروي ها به عربها اين بود كه ميخواستند هم پيمانان امريكا در منطقه يعني ايران ، تركيه و اسرائيل را نيز تحت فشار بگذارند و به ارزوي ديرين پطر كبير مبني بر دستيابي ب ابهاي ازاد نيز تحقق بخشند. از طريق تسلط بر مصر نيز ميتوانستند كانال حساس سوئزرا زير مهميز خود بگيرند و شاهرگ دنياي متمدن را نيز دستان خود داشته باشند از اين رو روسها براي جلب دوستي عميق اعراب اقدام به ارسال جديترين جنگ تفزارهاي خود براي عربها ميكردند . اين مسئله در نهايت به نفع روسها نيز بود چرا كه پول نقد عربها به سمت شوروي سرازير ميشد. سه كشور اردن ، سوريه و مصر بهمراه عراق از كمكهاي شيوخ عرب بهره مند بودند و براي خريدهاي خود پول نقد پرداخت ميكردند . درگيريهاي اعراب و اسرائيل در 13 نوامبر 1966 شكل تازه گرفت جايي كه سه غير نظامي يهودي به دست عربهاي مهاجم كشته شدند. درگيري هاي كوچك مرزي اعراب و اسرائيل در ششم اوريل 1967 تبديل به جنگي تمام عيار در اسمان گرديد جايي كه اسرائيلي ها بدون هيچ تلفاتي شش فروند ميگ 21 سوريه را شكار كردند . در اين مدت تبادل اتش توپخانه در روي زمين نيز جريان داشت . تنش هر لحظه مابين طرفين بيشتر ميشد . در اين زمان روزنامه هاي عربي در سوريه عراق اردن و …. جمال عبدالناصر را به ترسو بودن متهم ميكردند و اين كه بدليل ترس از اسرائيل توان تصميم گيري ندارد . اما ناصر اين مرد شجاع عرب ميدانست بدليل برتري هوايي اسرائيلي ها بهتر است وارد جنگ نشود. اما تحقير روزنامه هاي عرب براي ناصر خوشايند نبود و تحت تاثير همين مطالب عنوان شده در روزنامه هاي عرب ناصر خواستار خروج نيروي هاي حافظ صلح از صحراي سينا و مرز اسرائيل گرديد. بعد از نبردهاي سوئز در سال 56 مصر پذيرفته بود تا نيروهاي حافظ صلح در مرز اسرائيل و مصر در صحراي سينا مستقر شوند. اين نيروها وظيفه داشتند تا از عبور مجاهدين فلسطيني به طرف مرز اسرائيل جلوگيري كنند. . بدين ترتيب با خروج نيروهاي سازمان ملل يا همان كلاه ابي ها بحران وارد مرحله جديدي گرديد. ارتش مصر در منطقه مستقر شد و جنگ افزارهاي خود را در مرز اسرائيل مستقر كرد. مصر به تحريك اسرائيل ادامه داد. 22 مه همان سال با بستن تنگه تيران را را براي كشتي هاي اسرائيلي مسدود كرد. و عملا بندر تازه تاسيس ايلات تعطيل شد. همزمان نيروي هاي عراقي سوري و اردني در جولان و كرانه باختري رود اردن مستقر و اماده حمله غافلگيرانه بر عليه اسرائيل شدند . 2000 دستگاه تانك ، 800فروند هواپيما به علاوه موشكهاي سام دو استعداد وحشتناك رزمي اعراب بود در مقابل 1000 تانك اسرائيلي و 350 فروند هواپيما …
موساد نقش حساس خود را در اينجا نشان داد …اطلاعات ماموان موساد مانند الي كوهن يا سرقت ميگ 21 منير رئوفه خلبان عراقي بسيار به ارتش اسرائيل كمك كرد … اطلاعات واصله از مصر نشان ميداد كه مصري ها 400 فروند هواپيما در مرز اسرائيل مستقر كرده اند تجمع اعراب در مرزهاي اسرائيل حاكي از ان بود كه ميخواهند حمله كنند. موشه دايان ژنرال بزرگ اسرائيلي ميدانست در جنگ رودررو توان پيروزي ندارد لذا استراتژي حمله غافلگيرانه را در دستور كار قرارداد . او ميدانست تنها زماني ابتكار عمل به دست اسرائيلي ها ميافتد تا در طي زماني در حدود 125 ساعت ابتكار عمل را در اسمان به دست بگيرد و اين تنها ميتوانست با يك حمله برق اساي هوايي به دست ايد. مهمترين حركت ابتدايي حمله به نيروي هوايي مصر بود. موشه دايان ميدانست كه مصري ها بهترين خلبانان عرب و بهترين هواپيماها را در اختيار دارند . نيروي هوايي مصر مدرنترين نيروي هوايي عربي بود . بالغ بر 450 فروند از انواع پيشرفته ترين هواپيماهاي روسي در اختيارشان بود و سيلي از خلبانان و مستشاران نظامي شوروي در مصر فعاليت ميكردند .ولي نگراني مهمتر تعداد 30 فروند از بمب افكنهاي استراتژيك توپولوف 16 بود كه توسط خلبانان روس به پرواز در ميامد و اسرائيلي ها وحشت داشتند كه اين بمب افكنها اسيبهاي جدي به تاسيسات زيربنايي اين كشور وارد كنند. بنابراين اين در واقع نبرد با سرنوشت بود.
5 ژوئن …ساعت 7.45 به وقت اسرائيل و 6.45 صبح به وقت محلي مصر ..نيروي هوايي اسرائيل عمليات مشهور فوكوس Focus
را اغاز كردند …. علت انتخاب اين زمان اين بود كه در هنگام طلوع خورشيد در صبح خورشيد از شرق به غرب حركت ميكند . از انجايي كه اسرائيل در شرق مصر واقع شده است جنگنده هاي اسرائيلي ميتوانستند با كمك نور خورشيد در راستاي خط افق خود را اهداف برسانند و انها را نابود كنند. در اين ساعات درخشش اوليه خورشيد صبحگاهي دقت خدمه پدافند هوايي را پايين مياورد و هواپيماها ميتوانند با فراغ خاطر به اهداف در روي زمين حمله كنند. و از گزند پدافند هوايي نيز در امان بمانند. از طرفي موساد به نيروي هوايي اطلاع داده بود كه مطابق يه برنامه از پيش تعيين شده و روتين در اين ساعات ميگها و جنگنده هاي مصري پروازهاي گشت خود را به اتمام ميرسانند و ديگر هواپيمايي اماده پرواز وجود نداشت كه بلافاصله در مقابل سيل تهاجم اسرائيلي ها مقاومت كند. خبلانان مصري به اين زمان بندي خو گرفته بودند و در راس اين ساعت وارد سالن صبحانه شده و غذا صرف ميكردند .

عمليات فوكوس داراي سه موج حمله اصلي بود. و البته موجهاي كوچكتر در روزهاي بعدي قريب به چهارصد فروند از هواپيماهاي مصري را نابود كرد و اسمان خاور ميانه عربي تحت تسلط چشمان نيروي هوايي اسرائيل درامد … استفاده از تسليحات ضد باند باعث شد تا عملا نيروي هوايي به نام مصر وجود خارجي نداشته باشد … شبكه پدافند هوايي مصر به هيچ وجه نتوانست موج اوليه حمله را شناسايي و خنثي كند. علت اين امر ميتواند تمركز احمقانه اين نيرو در كنار مرز اسرائيل باشد . اين مسئله باعث شد تا هواپيماهاي اسرائيلي با دور زدن پدافند هوايي و از طريق اسمان دريا به پشت رينگ پدافندي وارد شوند … نبود شيلترهاي بتوني عدم استقرار رينگهاي پدافندي مناسب در اطراف فرودگاه ها نيز از ديگر عوامل بيدفاع ماندن فرودگاه هاي مصري بود. اين امر باعث شد تا بيشترين ميزان اسيب ممكنه به نيروي هوايي مصر وارد شود…. همچنين در اين زمان بدليل سياست مصري ها كه قصد حمله به اسرائيل را داشتند هواپيماهاي نيروي هوايي مصر در مرز با اسرائيل متمركز شده بودند …
هواپيماهاي اسرائيلي بصورت دسته هاي مجزا پرواز ميكردند . و حملات خود را بصورت زنجير وار انجام ميدادند . دهر حمله دسته اول وظيفه هدف قراردادن باند و مسيرهاي تاكسي وي را داشت و البته ميبايست با رينگهاي پدافندي اطراف فرودگاه ها درگير شود … دسته بعدي نيز با تمامي توان و ظرفيت خود حتي با استفاده از مسلسلهاي هواپيما اقدام به شكار پرنده هاي بي دفاع برروي زمين ميكردند و لقمه هاي اماده ايي براي هواپيماهاي اسرائيلي بود … براي فرار از اسيبهاي احتمالي ناشي از موشكهاي سام 2 كه تبديل به كابوس خلبانان امريكايي در ويتنام شده بود …خلبانان اسرائيلي كه ماهر ترين خلبانان جهان به شمار ميروند تاكتيك جديدي را خلق كردند انهم پرواز در ارتفاعي زير صد متر بود… زيرا عملا موشك سام 2 در اين ارتفاع قابل استفاده نيست … لطفا توجه داشته باشيد كه پرواز زير ارتفاع صد متر با جنگنده بمب افكن نياز به مهارتي مافوق زميني دارد . و اين شايد در كلمات ساده به نظر برسد. براي موج اول حمله اسرائيلي ها گلچيني از بهترين خلبانان خود را انتخاب كردند . پرواز در ارتفاع زير صد متر باعث شد تا عملا رادارهاي روسي نيروي هوايي مصر توان شناسايي مهاجمين را نداشته باشند و رهگيري هواپيماهاي اسرائيلي غير ممكن شود …. تقريبا از 250فروند هواپيماي اماده اسرائيلي تنها 15 فروند در اسرائيل باقي ماندند تا وظيفه دفاع از اسمان اسرائيل را در مقابل حملات احتمالي داشته باشند كه از اين تعدا تنها چهار فروند وظيفه دفاع از اسمان تل اويو را داشت . 11 پايگاه هوايي مصر در اولين موج حمله مورد هدف قرار گرفت … در حالي كه خلبانان مصري قهوه عربي نوش جان ميكردند و از خاطرات سكس شب قبل از سيمين تنان عرب لاف سخن ميدادنند هواپيماهاي اسرائيلي بسياري از هواپيماهاي مصري را روي زمين هدف قرار دادند قبل از انكه نيروي هوايي مصر بيدار شود اسرائيلي ها در زماني در حدود 5 دقيقه به مرز بازگشتند … جالب اينجاست همين هواپيماها مجددا مسلح شدند تا در موج دوم عمليات شركت كنند. از ماه ها قبل از اين شاهكار نظامي هوايي پرسنل هوايي اسرائيلي هرروز چند بار براي بالابردن سرعت عملياتي كردن هواپيماها تمرين ميكردند . انها ميتوانستند به سرعت بعد از هر سورتي پرواز هواپيما را مجددا در كمترين زمان ممكن براي پرواز بعدي اماده كنند. با توجه به امادگي بالاي نيروي هوايي اسرائيل اين اين نيرو ميتوانست تا چهار سورتي پرواز را به انجام برساند . موج دوم حملات بسيار گسترده اغاز شد چهارده پايگاه مصري نابود شدند … هواپيماهاي مصري حتي توانستند كه پايگاه اقصر را كه در 600 كيلومتري كانال سوئز قرار دااشت را نابود كنند… در پايان موج دوم هواپيماها به پايگاه هايشان بازگشتند و براي موج سوم اماده شدند … موج سوم حملات در ساعت 12.45 اغاز گرديد كه اينبار لطف خلبانان اسرائيلي شامل ساير عربها شد … انها با حمله به سوريه اردن و عراق و حمله به نيروهاي زرهي اين ارتشها عملا وظيفه پشتيباني از نيروهاي زميني خود را نيز برعهده گرفتند… عملا با اين عمليات برتري هوايي به دست اسرائيل افتاد … در طي اين جنگ 328 فروند هواپيماي مصري ، 61 فروند هواپيماي سوريه ايي ، 29 فروند هواپيماي اردني ، 23 فروند هواپيماي عراقي و يك فروند هواپيماي لبناني نابود شد و تلفات اسرائيل تنها 19 فروند هواپيما بود كه توسط پدافند هوايي مصر شكار شدند …
در طي اين عمليات تمامي بمب افكنهاي ايليوشين 16 مصري روي زمين نابود شدند . .. در مورد عراق پايگاه بيچاره H-3 براي اولين بار طعم حضور پرنده هاي دشمن را چشيد البته تاريخ براي اين پايگاه در عمليات معروف حمله به اچ 3 توسط نيروي هوايي ايران سالها بعد تكرار شد ولي در طي جنگ شش روزه نيروي هوايي اسرائيل پايگاه و هواپيماهاي مستقر در ان شامل هانتر ميگ 21 ميگ 17 و بمب افكنهاي ايليوشين 28 مورد حمله قرار گرفتند و تمامي پرنده هاي مستقر در اين فرودگاه نابود شدند يا اسيب جددي ديدند …يكي از جالبترين حركات عراقي ها تلاش براي بمباران تل اويو توسط يك بمب افكن ايليوشيم بود كه اين بمب افكن در اسمان تل اويو توسط پدافند هوايي اسرائيل به زير كشيده شد . تنها هواپيماي لبناني نيز يك فروند از 12فروند هانترهاي لبناني بود كه توسط يك ميراژ 3 اسرائيلي با خلباني يوري نير در مرز لبنان و اسرائيل سرنگون شد .

تصوير