شاهینهای سعودی با پرندگان صحرا
دستور مستقیم شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز و حمایتهای بی دریغش باعث شد تا تیم شاهینهای سعودی Saudi Hawks به وسیله ژنرال عبدلعزیز هنیادی در تاریخ ششم ژوئن 1998 و با استفاده از اسکادران شماره 88 نیروی هوایی سعودی در پایگاه هوایی ظهران تاسیس شود و به ارزوی دیرین شاهزاده سلطان که وزیر دفاع عربستان است و همیشه با دیدن فخر فروشی های همتایان غربی اش در مورد تیمهای نمایش هوایی نیروهای هوایی کشورشان روبرو بود جامع عمل پوشانده شود. تیم از هواپیماهای Hawk ساخت کمپانی انگلیسی BAE استفاده میکند و مربیان حرفه ایی امریکایی را با خود بهمراه دارد. درابتدای تاسیس تیم عقیده براین بود که خلبانان عمدتا از میان مزدوران غربی انتخاب شده اند ودلیل ان نیز این بود که کسی توانایی خلبانان عرب را باور نداشت. تیم ترکیبی است از Hawk های MK65 و البته MK65 A . در ژانویه 1999 در جریان جشنهای مربوط به یکصدمین سال تاسیس کشور سعودی تیم رسمن کار خود را اغاز کرد. 9 فروند پرنده تیم بوسیله کمپانی سازنده تغییراتی را به خود دیده اند تا بتوانند مناسب اجرای نمایش های هوایی باشند و البته به رنگ سنتی کشور عربستان یعنی سبز و سفید نقاشی شده اند . نخستین نمایش خارج خانه تیم در بحرین بود. سپس تیم به پایگاه هوایی فیصل در تبوک در منطقه شمال غربی کشور عربستان منتقل شد البته بهمراه شاهینهای سعودی اسکادران هاوک های هم اسباب کشی کردند. در یک تور کشور تیم چهار ماه در عربستان در نقاط محتلف کشور نمایشهای مختلف هوایی اجرا میکرد و عربها از دیدن داشتن چنین تیمی احساس غرور میکردند. هرچند در شال 1999 این تیم در نمایشهای بین المللی هوایی مالت شرکت کرد ولی هیچ برنامه سریع برای حضور در اروپا ندارد . اما یکی از مهمترین برنامه انها حضور در نمایشگاه هوایی دوبی است که در واقع مهمترین برنامه نمایش هوایی منطقه خلیج همیشه فارس محسوب میشود.
یک مانور حیرت انگیز از تیم شاهینهای سعودی …توانایی هایشان را به رخ رقبا میکشند
سه فروند از شاهینهای سعودی
در مورد این تیم گفتنی است که تاکنون جوایزی مثل بهترین اجرا در نمایش هوایی امارات و جوایز بهترین اجرای جهانی در سالهای 2004 ، 2005 و 2007 را برده اند
فیلم اجرایشان در سال 2007
http://www.defencetalk.com/military_vid … 070610.php.
پرستوهای نقره ایی
این تیم در سال 1986 توسط نیروی هوایی ایرلند جنوبی با استفاده از جت های اموزشی CM170 تاسیس شد و در پایگاهی در نزدیکی دوبلین کار خود را اغاز کرد. نامگذاری بدلیل رنگ بدنه و دم V شکل هواپیماها انجام پذیرفت . تیم در واقع پاره وقت به اجرای نمایش میپرداخت . موسس تیم جان فلانگان بود که از سه فروند هواپیما برای تاسیس تیم استفاده کرد.در نخستین نمایش تیم در پایگاه هوایی بالدونل نزدیک به 90 هزار نفر جضور یافتند. در سال بعد چهارمین هواپیما به تیم اضافه شد و در تمایش هوایی سالیانه دوبلین نیم به هنر نمایی پرداخت . نمایشهای خارج از خانه تیم محدود به حضور در انگلستان ، بلژیک و البته امریکا بود که در نمایش هوایی مربوط به کمپانی لاکهید مارتین جایزه بهترین نمایش توسط تیمهای خارجی را به خود اختصاص داد و این اتفاق در سال 1997 روی داد و یک سال بعد بدلیل بازنشستگی هواپیماهی CM170 فعالیتهای تیم متوقف شد.
هم اکنون ماین تیم با استفاده از SF260 دوباره سازماندهی شده است و در نمایشهای داخلی ایرلند شرکت میکند و نام جنگجو را بر خود نهاده است
پرستوهای نقره ایی ایرلندی
تیمهای آکروجت دنیا و نمایشهای هوایی
در این مقاله ما ابتدا نگاهی داریم به تعریف تیمهای اکروجت و دلایل شکلگیری انها و سپس به شرح مختصری از تیمهای حاضر در دنیا خواهیم پرداختتیمهای آکرو جت …در واقع هدف اصلی از تشکیل چنین تیمهایی نمایش توان اجرای مانورهای مختلف توسط خلبانان زبده یک نیروی هوایی است. البته میتوان سرگرم کردن مخاطب ، معرفی استعداد های برجسته و همچنین تمرین مانورهای تیمی را نیز از اهداف تشکیل یک تیم آکروجت دانست . بیشتر مانورها این گونه تیمها شامل انجام چرخیدن برحول محور خود هواپیما و چرخشهای ناگهانی است. البته در اجرای مانور دشواری مانند Spin یا همان فرفره که البته بسیار پیچیده است ،لازم است که خلبان دارای درجه ایی از توانایی باشد که بتواند هواپیما را بر حول یک محور مجازی که در ذهن ترسیم مینماید جابجا نماید . مانورهای تیمهای آکروجت اغلب برنامه های ترکبیب گوناگونی هستند که توانایی و مهارت بالای خلبان را طلب میکنند . البته بغیر از نگاه نظامی هم اکنون این گونه خاص از پرواز نمایشی بصورت یک ورزش درامده است . البته باید اذعان کرد از اولین روزهای پرواز عده ای از خلبانان اولیه از هواپیماهایشان بعنوان بخشی از یک سیرک هوایی برای تفریح و پرکردن اوقات فراغت استفاده میکردند مانورها فقط دلایل هنری را انگیزه اجرای خود میدیدند و البته برای ایجاد هیجان در تماشاگران … وسپس در ادامه دست اندرکاران دریافتند میتوانند برخی از این مانورها را برای تمرینهای تاکتیکی مورد استفاده قرار دهند زیرا درهنگام داگ فایتهای خلبانان نیاز به انجاممانورهایی داشتند تا بتوانند از چنگ رقیب دربروند و جانخود را نجات دهند. هواپیماهایی که در این بخش مورد استفاده قرار میگیرند عمدتا به دوگروه تقسیم میشوند …هواپیمایی که اختصاصا برای این کار طراحی شده اند و هواپیماهایی که توانایی تبدیل شدند به یک عضو مورد استفاده در نمایشهای ائورباتیک دارا هستند. در زمینه هواپیماهایی که اختصاصا برای نمایشهای هوایی طراحی شده اند میتوان به Pitts Special ، Extra 200 و 300 و همچنین سوخوی 29 اشاره کرد که دارای توانایی های زیادی برای اجرای نمایشهای هوایی هستند. بدلیل هزینه های طراحی هواپیمای مخصوص برای نمایشهای هوایی تعداد این هواپیما ها زیاد نیست . بیشتر شرکتهای سازنده ترجیح میدهند تا هواپیماهایی را در این زمینه طراحی کنند که دارای مصارف دوگانه باشند. در این زمینه میتوان به سسنای 152 اشاره کرد که توانایی زیادی برای اجرای نمایشهای هوایی دارد. این هواپیما علاوه بر توانایی فرود امدن بسیار خوب و انعطاف پذیری بالا دارای انعطاف بالایی برای اجرای نمایشهای هوایی است
برای ارایش پروازی معمولا تیمهای پروازی از چهار تا شش هواپیما استفاده میکنند البته از تعداد بیشتری هواپیما حتی در حدود 16 فروند هم استفاده شده است و البته بعضی از تیمها از تعداد کمتری از هواپیما ها هم حتی سه فروند هم استفاده کرده اند. از یاد نبریم که سعی تمامی تیمهای پروازی استفاده از هواپیماهایی است که با ویژگی ها مربوط به نمایشهای هوایی مطابقت بیشتری داشته باشند نه مدل هواپیما . این اشتباهی است که بسیاری مرتکب میشوند. اینکه یک تیم به اف 16 مجهز باشد فاکتور بسیار مهمی محسوب نمیگردد. اهمیت موضوع در مانورهایی است که یک تیم میتواند اجرا کند و چقدر هواپیما مورد استفاده با فاکتورهای مربوط مرتبط باشد. در بیشتر موارد این تیمها توسط نیروهای مسلح و هوایی کشورها به منظور افزایش روحیه و بالا بردن احساس غرور در بین پرسنل تاسیس و حمایت مالی میشوند و البته اینکه تیمهایی هم هستند که دارای اسپانسر های مالی هستند که از نقطه نظر بازرگانی بروی تیمها سرمایه گذاری میکنند. در مورد دودهای رنگی به جای مانده میتوان به این نکته اشاره کرد که این رنگها میتواند به الگو ها یا رنگ پرچم کشورها تاکید نماید . هدف از استفاده از چنین دودهایی ترسیم پرچم یک کشور در اسمان یا الگوهایی است که حاوی پیامهای خاص مثلا حماسی هستند. برای تاکید بروی وجه تفریحی برنامه های نمایشهای هوایی معمولا تیمهای پروازی از هواپیماهایی شبیه به هم با رنگ های خاص و دراماتیک استفاده میکنند. در هنگام پرواز معمولا از فورمیشن V شکل استفاده میشود دلیل این امر و اجتناب از پرواز در خط مستقیم این است تا از خطرات ناشی از مشکلات ناگهانی فنی مانند درماندگی موتور یا غیره اجتناب گردد. در صورتی تصمیم برای اجرای پرواز در خط مستقیم هر پرنده در زیر پرنده دیگر قرار میگیرد. برای خلبانان نیروی هوایی در واقع نوعی از تمرین برای ارتقای سطح توانایی های مهارت هایشان و همچنین توسعه تاکتیهای رزمی در داگ فایتهاست. در واقع استفاده از هواگردها در نمایشهای هوایی محدود به هواپیماها نیست بلکه مقلا در نیروی هوایی هندوستان یا اسپانیا یا انگلستان از هلیکوپتر نیز استفاده میکتتد. برای اجتناب از تصادفات تمامی مانورهای مورد استفاده برای نمایش در تمامی تیمهای موجود در دنیا نیاز به اجرای تمرینات هرروزه و سنگین دارد. البته تلفات منجر به مرگ و میر در بین خلبانان یا تماشاگران به ندرت رخ میدهد و این دلیل رعایت سفت و سخت قوانین امنیت پرواز است . بعنوان مثال رعایت همین قوانین در امریکا منجر به این مسئله شده است که از سال 1950 هیچ گونه حادثه ایی در نمایشهای هوایی امریکا رخ نداده است . امروزه در دنیا مدارس زیادی وجود دارند که تکنیکهای نمایش هوایی و اجرای ان را اموزش میدهند. بیشتر این مدارس در امریکا وجود دارند. در این مقاله ما به بررسی تیمهای هوایی موجود در دنیا خواهیم پرداخت بهمراه عکسهای موجود از انها ….
در این پست از بالهای پرتقال صحبت خواهیم کرد.
در سال 1977 با دستور سرفرماتدهی نیروی هوایی پرتقال تیم نمایشهای هوایی Asas de Portugal ( در زبان پرتقالی یعنی بالهای پرتقال ) به منظور نمایش توانایی های خلبانان پرتقالی و سطح کیفی نیروی هوایی این کشور تاسیس شد. انها تیم رسمی تمایش هوایی نیروی هوایی پرتقال هستند که از دو فروند هواپیمای بازنشسته الفا جت نیروی هوایی المان لوفت وافه استفاده میکنند. البته از یاد نبریم که در دهه 50 میلادی نیروی هوایی پرتقال دو تیم هوایی را در اختیار داشت … Dragões ( به زبان پرتقالی یعنی اژدها ) و البته São Jorge (به زبان پرتقالی سنت ژرژ مقدس ) در ابتدای تاسیس تیم جدید خلبانان از اسکادران 102 انتخاب شدند و با استفاده از سسنای T37 در بیش از 40 نمایش هوایی شرکت کردند و به اجرای برنامه پرداختند . در ابتدای دهه نود سرفرماندهی نیروی هوایی پرتقال تصمیم به تجدید ساختار تیم بالهای پرتقال گرفت و با بازنشسته کردن هواپیماهای سسنای T37 اقدام به تجهیز تیم با الفا جت نمود. همچنین اعضای اسکادران 103 نیروی هوایی پرتقال از پایگاه هوایی باخا به تیم پیوستند. حالا تیم دارای 7 خلیان زبده از همین اسکادران و یک تیم تعمیر نگهداری حرفه ای داشت . اولین نمایش تیم جدید در تاریخ 27 ژوئن 1997 در مراسم چهل پنجمین سالگرد تاسیس نیروی هوایی جدید پرتقال در سینترا به اجرا درامد. در سال 1998 فعالیتهای تیم بخاطر مسائل لجستیک کاهش یافت . با توجه به تجربه موفق اجرای نمایش در پنجاهمین سالگرد نیروی هوایی به وسیله یک الفا جت و 16 دقیقه نمایش فوق العاده این تیم دوباره تصمیم به توسعه تیم گرفته شد. نمایش به وسیله دو فروند الفا جت به اجرا درامد . و در نتیجه از سال 2005 دوباره تیم فعال شد . هم اکنون پایگاه اصلی تیم در پایگاه هوایی باخا میباشد و تیم بالهای پرتقال دوباره فعال شده است .
اسامی خلبانان دو فروند الفا جت بالهای پرتقال : کاپیتان استرلا و کاپیتان روخا .
تیم بالهای پرتقال
قبل از استفاده از الفا جت بالهای پرتقال از تی 37 سسنا استفاده میکرد
![]()
شاهینهای اکراین یا به روسی ‘Українські Соколи در واقع توسط نیروی هوایی اکراین تاسیس شده است . در سال 1997 با دستور سرفرماندهی نیروی هوایی اکراین با اختصاص 6 فروند از Mig-29 S تاسیس شد . برای اولین بار در غرب نیز در نمایش هوایی سال 1997 ITA در Fairford برای غربی ها شناخته شد. این تیم ارائه گر هنر، تکنیکهای بالا و البته مهارتهای مثال زدنی خلبانان اکراینی است . لیدر و فرمانده تیم کلنل روسوشونسکی است او قبلا خلبان ازمایشگر درجه یک نیروی هوایی شوروی بود. سایر اعضای تیم عبارتند از سرگرد سوتنیکوف ، سرهنگ دوم کوفولیف و سرهنگ دوم وچرنسکی و البته سرهنگ دودکین و کورولیوف . پایگاه این تیم در شرق کریمه در پایگاه هوایی کیروفسکی است . این تیم همیشه خاطر تلخی را با خود بهمراه خواهد داشت جایی که سرهنگ دوم ولادیمر توپونار با یک فروند سوخوی 27 در جریان نمایش هوایی کیف سقوط کرد ولی خلبان علیرغم جراحت شدید زنده ماند و بدلیل اینکه در سقوط مقصر شناخته شد به 14 سال زندان محکوم گردید.
تصاویر میگهای 29 مربوط به شاهینهای اکراین
با اغاز جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران یک برنامه مشترک عملیاتی در امریکا شکل گرفت. حیرت امریکایی ها از پرواز مداوم هواگردهای غربی بود ایران در تحریم قرارداشت و همچنان هواگردهای ایرانی پرواز میکردند و این نشانه خوبی برای استراتژیینهای امریکایی نبود. براساس محاسبات و برنامه های انها هواگردهای ایرانی بعد از مدتی دیگر نباید پرواز میکردند. برای کشف این مسئله یک برنامه مشترک عملیاتی توسط CIA و البته DoD بخش تکنولوژی خارجی طرح ریزی شد. این طرح شامل کار برروی خلبانان ناراضی ایرانی برای فراری دادن انها بسوی خارج و تجزیه و تحلیل دقیق برروی هواپیماهایشان بود . این عملیات برداشت یا همان عمل خرمن کردن در هنگام شب نام گرفت Night Harvest . هدف اصلی عملیات بدست اوردن چند فروند هواپیمای امریکایی نیروی هوایی ایران بود تا امریکایی ها بتوانند تجزیه و تحلیل دقیقی از چگونگی تعمیر و نگهداری هواپیماهای ساخت امریکای نیروی هوایی ایران داشته باشند . این عملیات از 1983 اغاز شد و در شروع عملیات کار بروی یکی از خلبانان اف 5 ایی نتیجه بخش بود او با هواپیمای خود به ترکیه گریخت و در ادامه دراوایل 1984 یکی دیگر همین نوع هواپیماها به عربستان سعودی گریخت . در مورد اول خلبان هرگز به ایران بازگردانده نشد ولی در مورد دوم خلبان بعد از چند سال به ایران بازگشت ولی نتیجه عملیات برای امریکایی ها خوب بود بعد از چند هفته کار بروی هواپیما ها انها توسط دولتهای ترکیه و عربستان به ایران بازگردانده شدند. در اگوست سال 1984 یک فروند فانتوم در عراق فرود امد خلبان بعنوان یک اسیر جنگی سالها بعد بعنوان مبادله اسرا به ایران بازگردانده شد.اما مهمترین بخش این داستان در فرود امدن یک فروند اف 14 ایرانی با یک موشک فونیکس در کشور عراق بود . بلافاصله بعد از فرود یک تیم از مهندسین شامل 20نفر هواپیما را محاصره کرده و و از هواپیما و خلبان بدقت محافظت میکردند و البته مشغول کار بروی ان شدند . افسر رادار که از ابتدا مخالف فرار و پناهنده شدن بود بعنوان زندانی جنگی به عراقی ها تحویل داده شد. ولی خلبان به اروپا رفت تا از طریق سوئیس به امریکا برود . سرهنگ نیروی هوایی احمد مرادی طالبی کسی که با این هواپیما به عراق گریخته بود در ساعت 9 شب، دوشنبه 10 اوت 1987 شماره 41 خیابان پلانتامور درمحله پاکیس در ژنو با اصابت سه گلوله که از یک والتر پ پ ک(ساخت المان) مجهز به صدا خفه کن شلیک شد اعدام شد در حالی که همسر 32 ساله و هفت ماهه حامله اش در کنارش مشغول قدم زدن بود.او در وسط خیابان با گلوله جلوی چشمان همسرش شبی در ماه اوت سال 1987 به قتل رسید.
دوشنبه 10 اوت 1987 ساعت 9 شب، محله پاکیس. مثل همیشه در این فصل سرشب زمان خوبی برای قدم زدن است. بعد از پیاده روی در کنار دریاچه، احمد مرادی طالبی، 36 ساله، و همسر 32 ساله و هفت ماهه حامله اش آماده می شدند تا به هتل ادل ویز جایی که سکونت داشتند در میدان نویگسیون بازگردند بدون این که مشکوک شوند تحت تعقیب هستند.
تا شماره 41 خیابان پلانتامور رسیده بودند که دو مرد دوان دوان به آنها می رسند. یکی شان زن را هل می دهد و به صورتش مشت می کوبد. درحالی که دیگری به شوهر تیراندازی می کند. از پنج گلوله ای که به قربانی برخور می کند سه تایش به سر اصابت می کند. حمله کنندگان با اتومبیل فرار می کنند. اعدام احتمالا فقط چند ثانیه طول کشیده است
قربانی ایرانی است، سرهنگ نیروی هوایی، که "خلبانی درجه یک، مردی متمول، بافرهنگ، که انگلیسی سلیس حرف می زند، فرهیخته توصیف می شده است که یک سال قبلش، در میانه جنگ عراق و ایران با هواپیمایش به دشمن پناهنده مبشود.
این حرکت باعث می شود رژیم صدام حسین با آغوش باز پذیرایش شود.در بغداد زن و دو فرزندش، هفت و هشت ساله که چند ماهی در آلمان انتظار می کشیدند به او می پیوندند. و بعد به ژنو می روند جایی که تقاضای پناهندگی سیاسی می کنند، مرحله آخر قبل از ایالات متحده.
خیابان پلانتامور، پلیس شش پوکه کالیبر 7،65 ساخت آلمان غربی و بعد ده متری دورتر اسلحه جنایت، یک والتر پ پ ک مجهز به صدا خفه کن را پیدا می کند. با شهادت شاهدان، پلیس می تواند تصویرشان را ترسیم کند. پلیس به دنبال دو مرد "از یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس" است.
قاتل؟ حدود سی سال، 165 سانتی متر قد، هیکلی متوسط، کلاهی تیره و عینک آفتابی. همدستش کمی قدبلندتر است، تقریبا 170 سانتی متر، قد وبالای متوسط و کمی فربه. یکی شان کت یا پلووری آبی به تن دارد. هیچ کدامشان ریش ندارند. همه این ها بسیار مبهم است.بعدها متوجه شدند که احمد مرادی طالبی احساس خطر می کرده است. او هراسش را با کارمندان اجتماعی آسایشگاه عمومی مسئول پرونده اش درمیان گذاشته بود که به او توصیه کرده بودند اسباب کشی کند.
این درسی بود برای تمامی خیانتکاران که به مردم کشورشان خیانت میکنند و به دشمن پناهنده میشوند. اما سرنوشت این هواپیما و البته فانتومی که به عربستان پرواز کرده بود بسیار جالب بود. این اف 14 بهمراه فانتوم برای مدت زیادی توسط امریکایی ها تحت انواع ازمایشات قرار گرفتند و سرانجام نابود شده و در صحرا دفن شدند .
جنگ برعلیه گرجستان اولین تهاجم روسیه بعد از نبرد این کشور در افغانستان به شمار میرفت . در واقع این بزرگترین نبرد روسیه از زمان فروپاشی بود که برعلیه یک کشور خارجی در گرفت که در ان نیروهای نظامی روسیه اقدام به نبرد برعلیه یک ارتش خارجی نمودند که اصولا اساس شرقی و روسی داشت برای 5
روز نیروهای دو کشور روسیه و البته جدایی طلبان اوستیایی جتوبی و ابخازستان از یک سو و گرجستان از سوی دیگر در زمین ، دریا و هوا بر سر اوستیای جنوبی درگیر شدند و این در واقع برای مدت 5 روز دنیا را نگران کرد و تحت الشعاع قرار داد. البته باید یادمان باشد روسها هرگز رابطه خوبی با گرجی ها نداشتند شاید یکی از دلایل ان این است که بعد از انقلاب سرخ در شوروی این گرجی ها بودند که منشویک باقی ماندندو به بلشویکها ملحق نشدند(( کمونیستها در زمان انقلاب سرخ بلشویک نامیده میشدند و به مخالفانشان منشویک میگفتند)
روسیه و گرجستان برای استیلا بر اوستیای جنوبی با هم میجنگیدند. مردمان این خطه درواقع از نقطه نظر علوم انسان شناسی شعبه ایی از نژاد ایرانی هستند که به Iranic Speaking مشهور هستند که در زمان حمله مغولها در این منطقه و در حاشیه رود دن ساکن شدند. ولی حقیقت چیز دیگری بود نکته اینجاست که در قرن هیجدم و در واقع بعد از جنگهای داخلی امریکا این کشور براساس سیاست خارجی خود اقدام به ایجاد منطقه حیاط خلوت برای خود کرد. امریکای لاتین….امریکا تحت هیچ شرایطی حاضر نبود تا امریکای لاتین را با هیچ قدرت قدیمی یا جدید دیگری تقسیم کند و این دلیل تهاجم این کشور به کوبا یا نیکاراگوئه یا دخالتهای مداوم در مکزیک بود. امریکاییها در قرن نوزدهم و بیستم نفوذ خود را در امریکای لاتین گسترش داد و عملا بعد از جنگ دوم این منطقه تبدیل به مستعمره واقعی امریکا گردید و هنوز نیز علیرغم شعارهای گاه و بیگاه کسانی مانند چاوز این منطقه هنوز مستغمره امریکاست … شاید کشوری مانند ونیزوئلا داعیه استقلال دارد ولی همگان میدانند کاراکاس بدون کمپانی های امریکایی هنوز همان رانچیتو((حلبی ابادهای پیرامون کاراکاس ((بزرگی است که با ساختمانهای شیشه ایی مرکز تجاری کاراکاس که مالکان امریکایی از بودن در کنار سیمین تنان کاکائویی لذت میبرند در واقع نشانه ایی است از سلطه پنهان امریکا بر این کشور … بهرصورت به تاسی از امریکا شوروی نیز ایجادبه مناطق پیرامونی در اطراع کشور خود نمود ولی این عمل شوروی با تصرف و جنگ کشتار بود یعنی برخلاف سیاست یانکی ها یعنی نفوز از طریق اقتصاد ، روسها با سلاحها و ارتش سرخ اقدام به مستعمره سازی کشورهای اطراف نمودند .. بهرحال بعد از فروپاشی شوروی سابق ارتش این کشور نیز عملا از هم پاشید
..نیروی هوایی این کشور هرچند در دست روسیه باقی ماند ولی دیگر عظمت سابق را نداشت و در هشتم اگوست سال 2008 بود که با تهاجم گرجستان به اوستیای جنوبی و سپس عکس العمل روسیه جنگ شروع شد. گرجستان یکی ار جمهوری های قفقاز بود که بعد از فروپاشی شوروی سابق تحت ریاست و هدایت
ادوارد شواردنادزه اخرین وزیر امورخارجه شوروی قرارگرفت . ابن کشور از طریق دو منطقه ابخازستان و اوستیا که متعلق به روسیه و خودمحتار هستند با روسیه هم مرز است و مرتبط. با تحریکهای گرجستان که البته میتوان رد پای سیاست مداران امریکایی را در پشت این تحریکات دید چرا که امریکایی ها قصد نداشتند روسها در ارامش بگذارند و در درنتیجه با تحریکات دولت گرجستان گرجیهای ساکن اوستیای جتوبی که اقلیت بزرگی در این منطقه به شمار میروند شروع به تحریکاتی برای کسب استقلال کردند که با برخورد مقامات روسی این ایالت خودمختار روبرو شد. از اواخر دهه هشتاد برخورد دولت گرجستان با این ایالت شروع شد که در جریان درگیریهای مداوم نزدیک به چند هزار نفر کشته و خسارتهای زیادی برجا ماند با توجه به خسارات ناشی از جنگ ساکنین منطقه
اوستیای جنوبی یه سمت ایالت اوستیای شمالی گریخاتد که این بخش در واقع جزی از روسیه به شمار میرفت و با تلاشهای دولت روسیه صلح در منطقه حاکم شد و نیروهای حافظ صلح متشکل از نیروهای دو کشور منطقه یعنی روسیه و گرجستان و البته نیروهای اوستیای جنوبی در منطقه مستقر شدند تا از صلح حفاظت
کنند.اما گرجی ها که تحت حمابت غرب بودند در دیگر منطقه خودمحتار یعنی ابخازستان نیز جنگ را اغاز کردند.در این منطقه دلیل درگیری فرار اعضای مافیا محلی امراز کوبتسانی بود که این گروه از مافیا گرجستان و فعال در زمینه فحشا و مواد مخدر بودند که دولت گرجستان ادعا میکرد در داخل ابخازستان مخفی
شده اند … با هجوم تیروهای گرجی با ابن بهانه به ابخازستان این کشور در ابخازستان یک دولت دست نشانده در منطقه ای شمالی این جمهوری به وجود اوردند . در سال 2008 بسیاری از کارشناسان منطقه ایی وقوع جنگ را پیش بینی میکردند . در واقع درگیری های لفظی به یک درگیری تمام عیار منتهی شد. گرجستان
هدف خود را تلاش برای حفظ یکپارچگی کشور اعلام کردند و اعلام کردند قصد دارند یک منطقه پاک ایجاد نمایند و حتی اسم عملیات خود را تسیمداولی با همان عملیات منطقه پاک به زیان گرجی نامیدند .ولی چیزی که گرچی ها پیش بینی نکردند پاسخ شدید روسها بود که دست امریکا را در پشت این تحرکات میدیدند و
اعتقاد داشتند نحریکات غربی عامل اصلی این عملیات گرجی هاست . در بحث بررسی توان نظامی نیروها باید ابتدا از گرجستان شروع کنیم . از زمان استقلال و جدایی از شوروی نیروی نظامی گرجستان نیز مانند سایر جمهوری های استقلال یافته تابعی بود از ارتش عظیم شوروی سابق … تجهیزات روسی اساس ارتش
این کشور را تشکیل میداد. در سال 2003 میخائیل ساکاشویلی به قدرت رسید و تمایلات غربی او باعث رویکرد به طرف غرب و عموما اسرائیل گردید. در زمان شروع جنگ این کشور دارای 2200نیروی ثابت و البته یک نیروی ذخیره در حدود 100هزار نفر به شمار میرفت این کشور در حدود 200 دستگاه تانک تی هفتاد دو در اختیار داشت که توسط اسرائیلی ها ارتقا یافت و به زره های واکنشی سرامیکی مجهز گردید که این زره در مقابل شلیک یک گلوله ابرامز مقاوم است . به مسافت یاب مجهز است و البته سیستمهای اشکار ساز رادیو اکتیو دارد. گرجستان دارای 200 دستگاه بی ام پی نیز بود که این نفربرهای نیز توسط اسرائیلی ها ارتقا یافت . در واقع ساکاشویلی سه میلیارد دلار در اختیار ارتش این کشور گذاشت تا اقدام به نوسازی ارتش نماید.علاوه بر این به پاس کمک به امریکا در جنگ بر علیه عراق سیصد میلیون دلار کمک نظامی شامل حضور یک تیم از مستشاران نظامی برای اموزش سربازان گرجی در اختیار این کشور قرارداد در زمینه نیروی هوایی اصلی ترین پرنده های این کشور عبارت بودند از 12فروند از سوخوی بیست پنج شامل ده فروند و دو فروند سوخوی بیست پنج یو بی اموزشی و
البته دوازده فروند بالگرد میل بیست چهار و البته میل هشت بهمراه هیویی های اهدایی امریکا بود . اسرائیل علاوه بر بهسازی و به روز سازی هواپیماها گرجی هشت فروند بهپاد هرمس 450و همچنین چهار فروند بهپاد اسکای لارک به این کشور فروخت . ضمنن سوخوی های گرجی تحت برنامه های روزامد سازی اسرائیلی ها کد اسکورپبون را گرفتند. این همکاریها از سال 2001 اغاز شد زمانی که کارشناسان البیت سیستم اسرائیل در کارخانه های تولید سوخوی 25 که همگی در تفلیس گرجستان قرار دادرند اقدام به ارتقا این پرنده ها نمودند.از انجمله که توانایی پرواز در شب و روز را در اخیتار این مدل سوخوی که با کد KB شناخته میشوند گذاشت همچنین سیستم کنترل تسلیحات دیجتالی از دیگر امکانات این پرنده بود که توسط اسرائیلی ها در اخیتار این مدل گذاشته شد. گرجی ها همچنین از نفربرهای ساخت ترکیه بهمراه ده سامانه پرتاب موشک سطح به هوا و البته نزدیک به هفتاد اتشبار پدافند بود. در مقابل روسیه در زمان اغاز جنگ هنوز یک میلیون نفر نیروی نظامی در اختیار داشت.
مشکلات مالی به جا مانده از دوران کمونیستها باعث شد تا روسیه به سرعت اقدام به کاهش ارتش و کوچک کردن ارتش خود نمود. این کشور بدلیل وسعت زیاد ارتش به نواحی مختلف تقسیم میشود و هر ناحیه مسئولیت حفاظت از یک بخش از کشور را برعهده دارد. ناحیه قففاز شمالی و مرزها این بخش به منظور محافظت به واحدهایی سپرده شده است که نیروی زمینی پنجاه هشتم مشهور است.این نیرو به دلیلی که گفته شد در سال 1995تاسیس شده است این نیرو یکی از باتجریه ترین و جنگ دیده ترین ارتشهای روسیه است زیرا تجریه جنگ چچن را داشت توان رزمی این نیرو شامل 609 دستگاه تانک 2000 دستگاه از انواع نفربر و البته دویست قبصه هوبتزر و خمپاره انداز …در کنار این ارتش واحدهای هوانیروز چهارم روسیه با توانی در حدود 60فروند سوخوی 24 و البته گونه شناسایی سوخوی 24 ام ار 100 فروند میگ 29 60 فروند سوخوی 27 و البته 100 فروند سوخوی 25 قرارداشت این واحد البته در حدود 75 فروند بالگرد تهاجمی هایند را نیز در اختیار دارد. در این نبرد روسها از 15000نفر از نیروهای رزمی خود شامل 5000نیروی مخصوص شامل چتربازها هوابردو البته نیروهای مخصوص روسیه معروف اشپدناز استفاده کرد و البته هنوز کسی نمیداند با توجه به توان رزمی دو کشور چگونه گرجی ها تصمیم به تحریک روسیه برای ورود به جنگ گرفتند.برنامه ریزان گرجی تصمیم داشتند تا در مدت کوتاهی با تهاجم به اوستیای جنوبی این منطقه را تصرف کنند انها با این فکر وارد جنگ شدند تا در ظرف
24 ساعت منطقه را تصرف کنند و سپس تا زمان ورود روسها به جنگ با ایجاد استحکامات در مقابل روسها دفاع کنند همچنین گرجی ها تصور میکردند که روسها برای ورود به جنگ با تردیدها یا مخالفتهایی از سویی سیاست مداران روبرو خواهند شد که این خود فرصت کافی در اختیار مدافعان گرجی خواهد گذاشت یکی مهمترین تصمیمگیریها برای گرجی ها این بود که بتوانند ارتباط بین روسیه و اوستیای جنوبی را قطع کنند . این دومنطقه ار طریق تونل روکسکی با هم مرتبط میشد و انهدام این تونل باعث قطع ارتباط بین دو منطقه و ایجاد مشکلات زیادی در مسیر نیروی زمینی 58برای ورود به جنگ ایجاد میکرد. در ابتدا نیروی هوایی و سپس نیروهای مخصوص گرجی اقدام به نابودی تونل کردند که در نهایت نیز موفق شدند نبرد از روز هفت اگوست با تبادل اتش بین طرفین شروع شد در این روز توپخانه گرجی ها بهمراه اتش خمپاره و البته موشک اندازهای بی ام 21 اتش سنگینی را برروی تسخینوالی و روستاهای اطراف ریختند . یکی از دلایل تلفات بالای غیرتظامیان اوستیای جنوبی استفاده زیاد از اتش توپخانه و البته همین موشک اندازها بود. در مورد این موشک اندازهای 40 لول گفتنی است که توانایی پرتاب راکتهای 122 میلیمتری را دارد که در سر جنگی خود در حدود 7 کیلو مواد منفجره دارد و البته برای شخم زدن منطقه هدف از ان استفاده میشود زیرا از دقت بالایی برخوردار نیست . در روز دوم نبرد نیروهای گرجی با پشتیبانی اتش توپخانه پیشروی خود را به طرف شهر اغاز کردند و البته با اتشباران مداوم در این
روز خود شهر را هدف قرار دادند که هدف ایجاد وحشت در بین ساکنین غیرنظامی بود. ولی اولین کیش سنگین جایی بود که در این شطرنج به گرجی ها داده شد جایی که سرفرماندهی نیروهای گرجستان که دستور حرکت نیروهای گرجی به سمت تسخیتوالی را از دومسیر داده بود و البته نیروهای زرهی گرجی به سرعت
به طرف شهر نزدیک میشدند در جایی بود که نیروی روسی به سرعت وارد عمل شدند و به سمت تونل روکسکی حرکت کردند در همین زمان بخش دیگری از نیروهای روسی با احتمال وجود خرابکاری در مسیر تونل به سمت شهر دژاوا حرکت کردند و با رسیدن به این شهر به سمت رودخانه مشهور گوفتا تغییر مسیر
دادند یکی از دلایل حرکت سریع نیروهای روس این بود که نیروهای کلاه ابی روس که بعنوان حافظ صلح در منطقه مستقر بودند بشدت زیر اتش نیروهای گرجی بخصوص بمبارانهای سوخوهای 25 گرجی قرارداشت و هرلحظه امار تلقات بالا میرفت در حوالی اواسط روز نیروهای حافظ صلح روس علیرغم مقاومت عجیب تمامی خوردهای نظامی و نفربرها و تانکهایش را ازدست داد و این تنها بدلیل حجم بالای اتش هویتزرها و موشکاندازها گرجی و حملات مداوم هایندها بود که با راکت اندازهای خود و البته بمبهای سقوط ازاد منطقه را تبدیل به جهنمی از اتش کردند.با اطلاع از حرکت نیروهای روسی به طرف شهر اینبار بمب افکنهای سوخوی 25 با حمله به نیروهای روسی که از مسیر رودخانه به طرف شهر میامدند تنها پل روی رودخانه را نابود کردند و این مسئله باعث شد تا از دورترین مسیر ممکن روسها به طرف شهر جرکت کنند که این بزرگراه گری دمنیسی بود. در روز هشتم اگوست میتوان گفت که سوخو ها 25 گرجی و البته هایندهای گرجی نقشی حیاتی داشتند و با سورتی های زیاد پرواز تلفات سنگینی به نیروهای روسی کلاه ابی وارد کردند.اما نیروی هوانیروز روس هم بیکار نبود زیرا در صبح
همین روز یک سکوی رادار در نزدیک بندر پوتی بمباران و نابود شد و این خود در بسیاری از برنامه های اتی نیروهای گرجی اختلال ایجاد کردند. این درواقع هدیه ایی بود از سوخوی 24 های روسی که در ادامه روز بارها اقدام به بمباران شهرهای مهم گرجستان کردند . در این روز البته نیروهای گرجی اقدام به
تصرف دوکمپ نیروهای روسی کردند و تعداد زیادی از نیروهای روس را به اسارت دراوردند ولی در بعد از ظهر همین روز یکی از شاهکارهای نیروهای مخصوص دنیا رخ داد ..اشپدنازهای روسی وارد عمل شدند و با نفوذ به خطوط نیرویهای گرجی اسیران روسی را نجات دادند . البته شاید در اینده یک رمبوی روسی را نیز شاهد باشیم . بهرحال با توجه به اهمیت موضوع درگیر در روز بعد ولادیمیر بولدیرف فرمانده کل نیروهای زمینی روسیه شخصا وارد منطقه شد و فرماندهی میدان را برعهده گرفت و در ادامه تحت فرماندهی این مرد روس و با هدایت او نیروهای روسی حلقه محاصره نیروهای گرجی در اطراف نیروهای کلاه ابی روس در منطقه را شکستند و اقدام به نجات نیروهای روسی گیر افتاده در محاصره کردندحالا شرایط برای گرجی ها بسیار سخت شده بود و در نتیجه
گرجی ها تصمیم به یک حرکت انتحاری گرفتند و نیروهای زرهی این کشور به طرف دژاوا حرکت کردند ولی بدلیل عدم پشتیبانی هوایی مناسب و همچنین بمبارانهای سنگین نیروی هوایی روسیه عملا تلاشها با شکست روبرو شد.و درواقع نیروهای گرجی به تدریج به داخل گرجستان رانده شدند و حالا تفلیس در
معرض خطر قرار داشت . در این میان نمیتوان از کمکهای جمهوری ابخازستان به راحتی گذشت در ادامه نیروی هوایی روسیه با بمباران سنگین زیرساختهای گرجستان را نابود کرد. با بمباران فرودگاه های نظامی عملا نیروی هوایی این شکور از گردونه خارج گردید. حالا اسمان در کنترل کامل روسها قرار داشت و در ادمه این پایگاه نیروهای پدافند در مالتاکوا بود که توسط بمبارانهای سوخوهای 24 روسی از بین رفت در پایان جنگ روسها یک منطقه پرواز ممنوع در مرز روسیه گرجستان به وجود اوردند که هواگردهای گرجی حق پرواز در منطقه را نداشتند. البته به عقیده من این جنگ نشان دهنده عمق حماقت گرجی ها بود. زیرا با هر پارامتری 12 فروند سوخوی 25 نمیتواند یا دویست دستگاه تانک نمیتواند اهرم خوبی برای تهاجم به خرس بزرگ باشد. در مورد تلفات نیروهای دوطرف امار و ارقام بسیار متفاوت است زیرا روسها اعلام میکنند که 74کشته 19 مقفود بهمراه 174 مجروح تلفات نهایی انها بوده است در حالی که ارقام ادعایی گرجی ها چیزی در حدود 400 نفر را نشان میدهد. اما جالب ترین نکته این نبرد برای ما اعضای سایت شکار یک فروند بمب افکن تی یو 22 روسها در هنگام یک عملیات
شناسایی توسط یک سکوی پرتاب موشک پدافند اس ای 5 گرجی بود که این سکوها توسط اکراین در اختیار گرجستان قرار گرفته شده بود.البته بغیر از این پرنده دو طرف تعدادی از سوخوی های 25 خود را با اتش طرف مقابل از دست دادند . ولی بهرحال سکوی های پرتاب موشکهای پدافندی که متحرک بودند بلای جان دو
طرف بودند . البته گرجی ها حداقل سه فروند از بهپادهای خود را نیز با شلیک ایگلا از دست دادند که این بهپادها توسط نیرویهای اوستیای جنوبی شکارشدند.
بهرحال هنوز کسی دلیل این دیوانگی گرجی ها را نمیداند. با توجه با توان نیروهای نظامی گرجستان این خودکشی اشکار به شمار میرفت . زیرا توان نظامی گرجی ها به هیچ وجه قابل مقایسه با روسها نبود. ولی بهرحال این میدان در واقع محل درخشش دوباره سوخوی 24 بود که با استفاده از ان روسها زیرساختهای گرجستان را نابود کردند.
بهرحال شنیدن تحلیلهای دوستان نیز میتواند به همه کمک کند. این برداشت من از سایتهای مختلف خبری بود. ولی یکی از جالبترین نکات برای شخص من در این جنگ بمباران و نابود کردن یکی از کارخانه های تولید سوخوی 25 گرجستان توسط یک فروند سوخوی 25 روس بود . سوخوی های 25 در گرجستان و در کارخانه ایی در حومه تفلیس تولید میشوند.
برای من خیلی عجیب بود ..هرچی بیشتر میگشتم کمتر پیدا میکردم …تقریبا هیچ مقاله ایی حتی به طور ناقص از هلیکوپتر میل 8 و 17 ندیدم به فارسی ..البته در انگلیسی هم چیز خاصی نیست جز دانشنامه ازاد و چند چیز مختصر …مطلب پایین یک جمع اوری از سایتهای مختلف و چند خط و چند خط نوشته های اینتر نتی است ….
همیشه بالگردهای ترابری کار بسیار مهمی درزمینه ی ارائه ی تجهیزات به میدان نبرد داشته اند.این هاباید تمامی تجهیزات لازم برای مقابله یا هجوم را برای نیروهای خودی تهیه می کردند.ونباید گفت در زمینه ی جنگ فقط باید به بالگرد های تهاجمی فکرکرد.روسیه و آمریکا سعی کرده اند در انواع مختلفی بالگردهای ترابری و حتی فوق ترابری تولید کنند.
روسیه نیاز داشت که بتواند نیروهای خود رادر کشوربزرگ خود در نواحی فراوان با سرعت ضربتی وبالابه به مناطق حساس ویا نبرد برساند.این در حالی است که این بالگرد باید فوق ترابری باشد وعلاوه برداشتن قدرت حمل بالا بایددرشرایط خطرناک خودی نشان دهد و از کمند مهاجم فرارکند.
شرکت میل به عنوان بهترین شرکت تولیدبالگرددرروسیه طرح پیشنهادی مناسب با نام میل8رابه روسیه داد.این بالگرد باید در زمین های ناهموار به خوبی حمل نفرو تجهیزات می کرد و درمقابل آن در این نواحی با این هوای سرددوام می آورد و تاکتیک های نوین را به خوبی اجرا می کرد.این بالگرد این توان را دارد که در هواهای خیلی گرم و بسیار سرد دوام بیاورد.شاید باور نکنید ولی دمای-50الی+50درجه سانتی گراد برای این هواپیما تعریف شده است.این بالگرد علاوه براین می تواند در تمام مدت کارایی داشته باشد و درشبانه روز مشکلی برای پرواز نداشته باشد.((VFR,IFR.از این رواین بالگرد برای نواحی متعددی تعریف شده از جمله آن حرکت در جنگل،بیابان،کوهستان و مناطق دشتی و دلتایی می باشد.میل هشت یا هیپ درواقع یک هیلکوپتر دوموتوره ویژه حمل و نقل هوایی است که از ان میتوان بعنوان یک هلیکوپتر تهاجمی یا پشتیبانی آتش هوایی نیز استفاده کرد در بسیاری از ارتشها با نصب دو توپ یا گاتلینگ از ان بعنوان یک هیلکوپتر تهاجمی بر علیه اهداف زمینی استفاده میکنند. تاریخچه تولد این هلیکوپتر به 9 جولای 1961 باز میگردد جایی که برای اولین بار نمونه ازمایشی تک موتوره ان به کد W-8 و با یک موتور AI-24W به پرواز درامد . یک سال بعد در تاریخ 17 سپتامبر 1962 دومین نمونه پیش تولید ان با دوموتور یاد شده پرواز کرد . تا سال 1967 که این پرنده به خدمت ارتش شوروی درامد تغییرات بسیاری بروی ان اعمال شد و در این سال بود که زندگی عملیاتی خود را در این نیرو اغاز نمود . درواقع این پرنده در دسته پرتولید ترین پرنده های دنیا دسته بندی میگردد چرا که تعداد بسیار از این پرنده نجیب و سخت زی تولید و وارد سرویس شده اند . یکی از مدلهای این هلیکوپتر مدل تی است که به موشکهای ضد تانک و البته توپ و گاتلینگ مسلح است و توانایی حمل 24سرباز مسلح را نیز دارد . گونه صادراتی این هلیکوپتر با نام میل 17 در بسیاری از ارتشهای جهان مشغول ارائه سرویس است . میل 17 در ارتش شوروی همان مدل ام بود و سرویسهای خود را ارائه میداد . دو مدل 14 و 24 را نیز طراحان میل با الهام از همین میل 8 طراحی و تولید نمودند …میل 14 در واقع همان گونه دریایی میل 8 به شمار میرود . تاکنون بالغ بر 40 مدل مختلف از این هلیکوپتر ساخته شده است. در واقع با ارتقای کیفیت در این بالگرد میل 17 شکل گرفت که یکی از انها استفاده از موتور های پیشرفته تر و بزرگتر TV3-117MT و همچنین روتورهای بزرگتر بود . شرکت سازنده این گزینه را در اختیار مشتریان میگذارد که از موتورهایی برای شرایط اب هوایی گرم یعنی موتور Isotov TV3-117VM نیز استفاده کنند و این بستگی به خود خریدار دارد . اخیرا نیز چین و ونزوئلا در گونه های خریداری شده از موتور های گونه جدید VK-2500 که برای ارتفاعات طراحی شده است استفاده کرده اند که این موتور توسط شرکت سازنده به سیستم کنترل FADEC مجهز شده است . درواقع طراحی میل 17 برای صادرات است و به همین دلیل طراحان روسی همه دقت و هنر خود را به خدمت گرفته اند تا بهترین شاهکار خود را ارائه دهند البته از یاد نبریم پرنده های روسی بدلیل مقاومت و عمر بالا همیشه در بین خریداران جهان سومی از طرفداران زیادی برخوردار بوده است . همانطور که گفته شد این بالگرد فوق ترابری می باشد و همچنین به دلیل داشتن سیستم ها ی حرارتی و برودتی خاص می تواند در هرگونه شرایط دمایی خود را ظاهر کند.همچنین این بالگردباداشتن سیستم ضد یخ زدگی این توانایی را دارد که در شرایط جوی نامناسب مانند بارش برف و باران یا گردو غبار زیاد وهمچنین در شرایط رطوبتی زیاد و در حالت های شرجی کارایی خود را نشان دهد.
این بالگرد با وجود مشهوریت به کار حمل و نقل دارای محل خاصی برای پرتاب موشک یا رهایی بمب می باشد.علاوه برآن احتمالا سیستم تیربار و آتش بار نیز برروی آن نصب گردد.
این بالگرد دارای شناورهایی است که می تواند روی بالگرد نسب شود و باعث شوند که بالگرد روی آب بنشیند.
درضمن روسیه سیستمی هشدار دهنده با نام NATASHAرا برای این بالگرد به کار گذاشته اند تاتمامی جوانب و عیب و ایرادهای احتمالی را به خلبان گزارش می دهد(مانند لرزش موتورها،خرابی پمپ سوختی،آتش گیری برخی مناطق بالگرد و…) تا هرچه زودتربه آن رسیدگی گردد. در واقع یک نکته کلیدی این جاست که اسم میل 17 در واقع معرف نمونه صادراتی محصول کارخانه میل است . در نیروی های ارتش شوروی یا روسیه کنونی که کاربر این بالگرد هستند از این بالگرد با عنوان Mi-8MT یاد میشود . البته میشود میل 17 را به راحتی از میل هشت تشخیص داد چرا که رتورهای قسمت عقبی و جهت نصب انها در پشت با میل هشت متفاوت است . این تفاوت اصلی میل هشت با میل هفده است در میل هشت رتور عقب در قسمت چپ و در میل 17 در قسمت راست روتور نصب شده است . همچنین یک سپر محافظتی در مقابل دهانه ورود هوای میل 17 نصب شده است که از ورود گرد غبار به داخل موتور جلوگیری میکند . هواکشهای موتور میل 17 از هواکشهای موتور نصب شده بروی میل 8 یعنی موتور TV2 که وظیفه تامین نیرو در میل هشت را برعهده دارد کوتاه تر است و بروی کابین امتداد پیدا نکرده است . در این بالگرد باید یک اکیپ 3 نفره باشد(حداقل)تا بالگرد پرواز کند.این اکیپ به عنوان خدمه ی پروازی شناخته می شوند که شامل خلبان و کمک خلبان و مهندس پرواز است که به کمک هم می توانند بالگرد را به کار بکشند و همچنین در صرتی که این بالگرد نمایی غیر از حمل و نقل را به خود بگیرد و مجبور باشد فراترابری کار کند می تواند بیش از5خدمه ی پروازی داشته باشد. میتوان گفت از نکات قوت و یکی دیگر از دلایل فروش بالای این بالگرد این است که کارخانه سازنده بنا به درخواست خریدار اقدام به طراحی یا تغییرات در بالگرد مینماید . این بالگرد توانایی بر عهده گرفتن بسیاری از نقشها را دارد ..میتوانید این بالگرد را مسلح کرده بر علیه اهداف زمینی استفاده کنید. قابلیت نصب بسیاری از سلاحها را دارد .
کشور سازنده روسیه
تاریخ معرفی برای میل 17 : 1981
طول : 25.4 meters
ارتفاع : 4.76 متر
وزن خالی : 7100 کیلو
حداکثر وزن در هنگام برخاستن : 13000 کیلو

کورت والدمار تانک طراح پرنده قاتل
در فوریه 1898 در 24 این ماه در المان کورت والدمار تانک به دنیا امد که سالها بعد استعداد و توانایی او در طراحی
هواپیما به کار ارتش نازی و خصوصا لوفت وافه امد. او اوازه جهانی در طراحی و ساخت هواپیماها بخصوص شکاری مشهور اف دبلیو 190 دارد. در ابتدا او بعد از طی دوران تحصیل به عنوان یک مهندس جوان در کارخانه تولید هواپیما و صنایع هوایی الباتروس مشغول به کار شد. ولی بدلیل ورشکستگی این شرکت در سال 1929 بسیاری از مهندسین جوان این شرکت به شرکتهای رقیب پیوستند که عبارت بودند از دو شرکت فاک ولف و آرادو و در این بین کورت جوان به کمپانی فوک ولف پیوست در بین سالهای 1931 تا سال 1945 او دهها هواپیما از انواع مختلف را برای این شرکت طراحی کرد و ساخت و همانگونه که ذکر شد شاه بیت غزل کار او طراحی و ساخت شماری اف دبلیو 190 بود در ابتدا او با طراحی یک هواپیمای تجاری توانایی های خودش را نشان داد . اف دبلیو 44 یک هواپیمای تجاری موفق بود که به نوعی موتور موفقیت کمپانی به شمار میرفت و شرکت فوک ولف را به ثبات مالی و اقتصادی رساند . سپس شماری موفق اف دبلیو 190 را طراحی کرد و ساخت که در واقع بسیاری از خلبانان متفقین خاطرات تلخی را از دوئلهای هوایی با این پرنده را در خاطر داشته باشند .در ادامه این شکاری بهمراه مسراشمیت بی اف 109 استخوان بندی و بدنه اصلی لوفت وافه را تشکیل میداد . در زمان خود این
هواپیما طراحی شده توسط کورت نه تنها یک شکاری بلکه یک شکاری بمب افکن هواپیمای شناسایی و یک هواپیمای پشتیبانی نزدیک نیز به شمار میرفت بعد از موفقیت در اولین پرواز در سال 1939 در بین سالهای 1941 تا سال 1945 حداقل بیست هزار فروند از این شکاری موفق تولید و به نیروی هوایی المان پیوست .. البته این شکاری مدلهای مختلفی داشت و کورت نشانهای مختلف و تقدیر نامه های گوناگون از مراکز مختلف دریافت کرد من جمله یک دکترای افتخاری از دانشگاه برانشویک که از طرف این دانشگاه عنوان پرفسوری افتخاری را دریافت کرد. با تصمیم سرفرماندهی لوفت وافه مبنی بر استفاده از اسم طراحان هواپیما در کد نام گذاری محصول و درادامه تولید پرنده قصاب یا همان اف دبلیو 190 او تی ای 152 را با دو مدل اچ و سی طراحی و تولید کرد. در مدل اچ دهانه بال در حدود 14.5 متر بود و البته با توجه به موتور پرقدرت یومو 123 و همچنین سوپر شارژ ام دبلیو 50 که از ترکیب الکل و اب بعنوان بوستر استفاده میکرد در ارتفاع بالا عماکرد فوالعاده ایی به این پرنده میداد. با توجه به پایان جنگ کورت مانند بسیاری از نازیها به امریکای لاتین گریخت و به ارژانتین رفت. با توجه به شهرت
جهانی او با پیشنهاد مقامات ارژانتینی در موسسه هوایی کوردوبا مشغول به کار شد و در این کشور با استفاده از طرح هواپیمای شکاری تی ای 183اقدام به طراحی هواپیمای آی ای ایی پالکویی دو را اغاز کرد ولی بدلیل سرنگونی خوان پرون دیکتاتور ارژانتینی و عدم حمایت مالی مناسب از طرح این پروژه متوقف شد و تیم طراحی کورت از هم پاشید و اعضای ان به امریکا رفتند سپس در این زمان کورت به هندوستان رفت و در این کشور و در مرکز صنایع هوایی هندوستان کار خود را اغاز کرد این جا بود که او اولین هواپیمای بومی هندوستان را با نام مارت هندوستان طراجی کرد و این پرنده بومی هند در سال 1961اولین پرواز خود را انجام داد و تا سال 1985 در خدمت نیروی هوایی این کشور بود و در واقع طراحی این شکاری بمب افکن هندی یکی از گامهای بلند این کشور برای ارتقای صنعت هوایی خود بود. در اواخر عمر کورت به المان بازگشت و در ژوئن 1983 کورت این طراح خوش فکر المانی در برلین درگذشت . در روز پنجم ژوئن تاریخ صنایع هوایی یکی ازبزرگترین طراحان خود را ازدست دادالبته یک نکته ظریف در این داستانها نهفته است …بدلیل عدم وجود یک دولت قدرتمند در ایران در ان روزها ما نتوانستیم از دانش طراحان المانی در زمینه های مختلف استفاده کنیم. مضاف بر اینکه کشور ما بصورت غیر علنی یک مستعمره بود که در بین سه قدرت شوروی امریکا و انگلستان تقسیم شده بود
![]()
کورت طراح بزرگ المانی
تصویری از یکی از ستونهای فقرات نیروی هوایی المان نازی یا همان لوفت وافه یعنی FW-190

جزاير فالكلند در اقيانوس اطلس جنوبى كه در قرن ۱۸ به تصرف انگليس درآمد در ۱۹۸۲ مبدل به صحنه يكى از پيكارهاى بزرگ تكنولوژيكى نيمه دوم قرن بيستم شد. اين جنگ اگرچه از بعد زمينى و نفرات درگير، نبردى كوچك محسوب مى شد اما از نقطه نظر دريايى جنگى كم سابقه بود و لااقل پس از جنگ دوم جهانى، جهان شاهد چنين نبردى در دريا نبوده است. دليل شروع جنگ نيز به بحث بى اهميت ماهيگيرى انگليسى هاى مقيم اين جزيره كه كمتر از ۱۰ هزار نفر بودند بازمى گشت. البته اين مسأله بهانه اى بود تا جنگ آغاز شود چرا كه اعتراض اصلى به ادعاى مالكيت آرژانتين كه كمتر از ۱۰۰۰ كيلومتر با جزاير فالكلند (مالويناس) فاصله داشت بازمى گشت، حال آنكه اين جزيره در ۱۱ هزار كيلومترى انگليس واقع بود.
آغاز جنگ
در آوريل ۱۹۸۲ ژنرال هاى آرژانتينى براى دستيابى به شهرت داخلى و خلاصى از گرفتارى هاى اقتصادى و سياسى كشور بحث لزوم آزادسازى مالويناس را مطرح كردند و بلافاصله با اعزام ۱۱ هزار سرباز تكاور (نيروهاى هوادريا) جزيره را اشغال كردند. گمان آنها اين بود كه انگليس به دليل آنكه ديگر قدرت گذشته را ندارد (در دهه ۷۰ انگليس بخش بزرگى از نبرد ناوها و ناوهاى هواپيمابر بزرگ خود را كنار گذاشت چرا كه از عهده مخارج نگهدارى آنها برنمى آمد) بنابراين به مذاكرات سياسى و اعتراضات ديپلماتيك بسنده مى كند.
اما پاسخ انگليس كوبنده بود. آنها ابتدا توسط يك زيردريايى اتمى با ۲ اژدر، يك رزمناو آرژانتينى را در ۲۵۰ مايلى جنوب فالكلند غرق كردند و سپس به اعزام ۲ ناو عظيم هواپيمابر و ۳۰ ناوچه (فريگيت) و رزمناو و ۲۵ ناو نفربر و لجستيكى اقدام كردند در حالى كه زيردريايى هاى اتمى و غير اتمى نيز همراه آنها بود.
در ۲۵ آوريل ۱۹۸۲ هلى كوپترهاى انگليسى زيردريايى آرژانتينى سانتافه را صدمه زده و آن را به تسليم شدن واداشتند. در روز ۲۶ آوريل نيروهاى آرژانتينى مستقر در جزيره جورجيا واقع در شرق فالكلند در اثر آتش شديد ناوهاى انگليس تسليم شدند و در ۲ ماه مه زيردريايى انگليسى كانگورو رزمناو بزرگ آرژانتينى بلگرانو را غرق كرد.
حمله متقابل آرژانتينى ها به ناوگان اصلى انگليس و ناوهاى هواپيمابر آنها بى نتيجه بود و در نتيجه شكست اين حمله ناوهاى آرژانتينى به سمت سواحل آرژانتين عقب نشينى كردند.
انگليسى ها در روزهاى سوم و چهارم ماه مه نيز دو كشتى ديگر آرژانتينى را هدف قرار مى دهند.
ورود نيروى هوايى آرژانتين
ضربات پى در پى انگليس به نيروى دريايى آژانتين سبب از گردونه خارج شدن اين نيرو شد، حال آنكه خلبانان آژانتينى از ۴ مه با ورود به جنگ صحنه نبرد را تغيير دادند.
ابتدا يك سوپر اتاندارد آرژانتينى با پرتاب موشك معروف اگزوست ناو بزرگ شفيلد انگليس را غرق مى كند كه در اين حادثه ۲۰ انگليسى كشته مى شوند. در ۱۰ مه ناو گلاسكوى انگليس مورد اصابت بمب هاى هواپيماى آرژانتينى قرار مى گيرد اما غرق نمى شود. ضربات آژانتينى ها اگرچه سبب كند شدن عمليات دريايى انگليس مى شود اما آن را متوقف نمى كند و ناوهاى نفربر و لجستيكى انگليس خود را به سواحل فالكلند مى رسانند تا اقدام به پياده كردن نيرو كنند.
غرق شدن ۵ ناو انگليسى
از اين زمان به بعد جنگ سرعت بالايى به خود مى گيرد. هواپيماهاى ميراژ، سوپر اتاندارد و اى-۴ آرژانتينى با قبول خطر خود را به ارتفاع پايين رسانده و ناوشكن هاى در حال عمليات پياده كردن نيرو را در هم مى كوبند. ناوهاى گلا مورگان، سرگالاهاد، پليموت و سر تريسترام مورد اصابت قرار مى گيرند اما اين ضربات تأثيرى روى عمليات عظيم انگليسى ها ندارد. قصد ارتش انگليس پياده كردن ۲ تيپ نيرو بود كه در ۲۱ ماه مه عملى شد و هواپيماهاى عمود پرواز سى هارير نيز ۲ ناو آرژانتينى كه قصد كمك رسانى به نيروهاى آرژانتين را داشتند نابود كردند. اما خلبانان آرژانتينى به بهاى تلفات زياد حملات خود را ادامه داده و موفق مى شوند با موشك و بمب ناوهاى آروگانت، سر پليانت را صدمه زده و ناو آردنت را غرق كنند.
در ۲۳ ماه مه آنها ناوچه آنتلوپ انگليس را نيز با موشك هدايت شونده از ناحيه «پاشنه» مورد اصابت قرار مى دهند. اما در همان روز هلى كوپترهاى لينكس انگليس نيز ناو عظيم لجستيكى ۱۳ هزار تنى آرژانتين را با موشك هاى هوا به دريا منهدم مى كنند.
اگرچه آرژانتين در نبرد فالكلند مطمئن بود نبرد را در دريا باخته اما جنگ در هوا و زمين را با شدت ادامه داد و غرق شدن ناوشكن كاونترى در ۲۵ ماه مه رقم تلفات انگليسى ها را به غرق يا صدمه جدى براى ۱۱ ناو مى رساند.
ضربه بزرگ به انگليس
بدترين ضربه براى نيروى دريايى انگليس برخلاف آنچه همگان گمان مى كنند غرق ناو شفيلد نبود بلكه غرق ناو لجستيكى «آتلانتيك كانوير» در ۲۶ مى بود. موشك هاى اگزوست در اين عمليات موفق كه توسط هواپيماهاى ساخت فرانسه پرتاب شدند، اين ناو عظيم را غرق مى كنند. غرق اين ناو سبب به زير آب رفتن ۸ هلى كوپتر «وسكس» و ۳ فروند شنوك و وقفه جدى در عمليات توسط انگليسى ها مى شود.
آرژانتينى ها روز بعد ناوشكن برودورو را نيز مورد اصابت قرار مى دهند. اگرچه ناو غرق نمى شود اما جسورانه ترين حركت آرژانتينى ها حمله به «گروه ناو» بزرگ انگليسى در اقيانوس اطلس بود. در اين عمليات بى حاصل كه در ۳۰ ماه مه توسط هواپيماهاى اسكاى هاوك و سوپر اتاندارد انجام شد آنها به ناو هواپيمابر اينونسبل و ناوهاى اطراف آن حمله كردند اما حجم آتش شديد «هسته اصلى دريايى انگليس» به اندازه اى بود كه خلبانان آرژانتينى ادامه عمليات را بى فايده ديده و تنها به غرق كردن يك نفتكش و پرتاب يك موشك اگزوست (كه توسط انگليسى ها منحرف گرديد) بسنده كردند.
پايان جنگ
حملات هوايى آرژانتينى ها اگرچه شجاعانه و مؤثر بود اما تعيين كننده نبود مضافاً آنكه حداقل ۴۵ هواپيماى آرژانتين طى اين جنگ ۴۵ روزه از بين رفت (اگرچه ۱۳ ناو انگليسى غرق شد يا صدمه ديد.) سربازان آرژانتينى كه در جزيره بدون پشتيبانى دريايى و هوايى باقى مانده بودند در ماه ژوئن تسليم نيروهاى انگليسى شدند و جنگ خاتمه يافت در حالى كه ۶۳۵ آرژانتينى و ۲۵۵ انگليسى در اين نبرد جان باخته بودند.
نتيجه نبرد
جنگ فالكلند اگرچه منجر به شكست قطعى آرژانتين شد اما ضعف نيروى دريايى را در برابر نيروى هوايى آشكار كرد. هيچكس گمان نمى كرد سومين نيروى دريايى جهان كه زمانى نه چندان دور قدرت اول و مالك نيمى از جهان بود چنين ضربات خرد كننده اى از تعدادى خلبان ارتش جهان سومى آرژانتين تحمل كند.
رسانه هاى غرب اگرچه پيروزى انگليس را بزرگ جلوه دادند و چنين وانمود كردند كه آرژانتين در اين نبرد حريف بسيار ضعيفى بوده اما كسى به اين موضوع نپرداخت كه چرا بايد موشك هاى ۲ ميليون دلارى اگزوست به اين سادگى ۵ ناو بزرگ انگليسى را كه برخى از آنها مانند شفيلد و آتلانتيك كانوير بسيار گران و با اهميت بودند از بين ببرند و عمليات آبى - خاكى كه در آن تنها ۲ تيپ نيرو پياده شد منجر به صدمه ديدن ۸ ناو و غرق ۵ فروند شود؟ پيام اين جنگ يك چيز بود: ديگر نيروى دريايى بدون پشتوانه هوايى قوى، ارزشى ندارد. در حقيقت ناوها در كنار هواپيماها اهميت مى يابند. ناوهاى كوچك هواپيمابر انگليس چون نتوانستند با خود هواپيماهاى قوى و زياد به ميدان بياورند در برابر ميراژها، سوپر اتانداردها و اسكاى هاوك هاى آرژانتين عاجز ماندند. انگليس در اين نبرد البته از هواپيماهاى سى هارير نيز استفاده كرد اما اين هواپيماهاى عمود پرواز از چالاكى جت هاى معمول برخوردار نبوده و مجبور بودند اكثراً از سر راه جت هاى با سرعت ۲/۵ ماخ آرژانتينى كنار بروند.
مى توان در نهايت نتيجه گرفت كه جنگ فالكلند حقيقت تلخى را براى انگليس مشخص كرد. اين كشور ديگر نمى تواند بدون برادر بزرگتر خود (آمريكا) در جنگى شركت كند چرا كه نه قادر به پوشش هوايى مناسب براى ناوهاى خود است و نه آنكه مى تواند در مقياس وسيع اقدام به جابه جايى نيرو و تجهيزات كند و ناوهاى كوچك هواپيمابر انگليسى نيز (كه تنها يك سوم نوع آمريكايى ظرفيت دارند) نمى توانند پشتيبانى كننده هاى خوبى باشند.

بقایای یک هلیکوپتر سقوط کرده در جزیره فالکلند

قبرستان سربازان ارژانتینی کشته شده در نبرد گوس گرین
منابع فاس - نوشته تام کوپر و ایران نیوز
در تاریخ 23مارس 2003 تیروی هوایی امریکا نوع جدیدی از جنگ افزار را آزمایش کرد. . یکی از بزرگترین بمبهای متعارف ساخته شده در طول تاریخ …
بمب مواب یا مخفف کلمات مهمات سنگین منفجر شئنده در هوا است. این بمب برای نابود کردن تاسیسات و سنگرهای تقویت شده و یا در هم شکستن نیروهای زمینی و زرهی
در محدوده ای وسیع طراحی شده است … بمب مواب در واقع بزرگترین بمب متعارف زرادخانه نیروهای هوایی امریکاست ..وزن این بمب در خدود 9525کیلوگرم است و دارای 9 متر طول و قطری در حدود 1متر مبیاشد … با توجه به امکانات استفاده ازهدایت ماهواره ایی این سلاح در واقع یکی از هوشمندترین سلاحهای موجود در دنیا است … با توجه فیوز نصب شده برروی مواب این بمب در ارتفاع 2 متری برروی
هدف منفجر میشود دلیل تعبیه این چنین امکانی در این بمب این است که کارشناسان امریکایی اعتقاد دارند با این چنین سطحی از انفجار میزان ویرانی بسیار بیشتر از شیوه های عادی استفاده از بمب را برجای میگذارد .
بمبی که با زمین برخورد کرده و منفجر میشود بدلیل فرو رفتن در زمین بیشتر انرژی خود را به زمین منتقل میکند یا شدت انفجار به اسمان برمیگردد .. در سلاحهای که در اسمان
منفجر میشوند حجم زیادی از انرژی این بمبها در فضای اطراف محل انفجار پراکتده شده باعث خرابی بیشتر میشود.
این بمب جایگزینی است برای ال یو 82 دیزی کاتر شده است البته از یاد نبریم دیزی کاتر نیز در هوا منفجر میشود و وزنی در حدود 6800 کیلوگرم دارد و در دوران جنگ ویتنام ساخته شده است .
در زمان جنگ ویتنام یکی از کاربردهای این بمب یعنی دیزی کاتر استفاده از ان در مناطق جنگلی برای ساخت مناطق مناسب برای فرود چوپر ها یا هیویی ها بود …
با پرتاب یک دیزی کاتر نیروی هوایی میتوانست محوطه ایی در حدود 153متر را از درختان پاکسازی کند و اماده برای فرود هلیکوپتر ها باشد …
یاید متذکز شوم هماگونه علاقمندان واقعی علوم نظامی اطلاع دارند بزرگترین بمب ساخته شده امریکایی تاکنون ، بمب تی 12 امریکا است که در دهه 50 میلادی ساخته شد و توسط بمب افکنهای بی 36 پرتاب
میشد و وزنی در حدود 19800کیلوگرم دارد. مواب را نمیتوان با بمبهای اتمی مقایسه کرد چون توان اتفجار یک مواب از بمبهای اتمی کوچک
نیز کمتر است …کوچکترین بمب اتمی شناخته شده بمب دیوی کراکت است که 10 تن قدرت انفجاری دارد در صورتی که وزن خود بمب در حدود 45 کیلوگرم است و البته حجم زیادی از تشعشعات را ایجاد میکند.
در مقام مقایسه با مواب میتوان به این نکته اشاره کرد که بمب پرتاب شده بروی هیروشیما با قدرتی در حدود 14500تن تی ان تی وزنی در حدود 4500 کیلوگرم داشت که نصف وزن مواب بود.
همچنین به جای سیستمهای سنتی پرتاب بمب از میان دریچه های مخزن بمب افکن این بمب از درب عقب هواپیمایی مثلا مانند هرکولس پرتاب میشود.
نکته قالب توجه دیگر این است که بمب بهمراه چتر نجات و البته یک پالت از هواپیما به بیرون پرتاب میشود . چتر پالت و بمب را از هواپیما خارج میکند.در ادامه پالت جدا شده و بمب به حرکت به سوی هدف ادامهمیدهد.در زمانی که بمب به سرعت لازم و مورد نیاز خود میرسد سیستم هدایت جی پی اس به کار میافتد و بمب را به طرف هدف هدایت میکند.مواب درواقع از 8تن تریتونال تشکیل شده است که خود شامل 80
درصد ماده سنتی تی ان تی و 20 درصد پودر الومینیوم است استفاده از پودر الومینیوم برای بهبود وضعیت انفحاری تی ان تی است و همچنین باعث افزایش این پودر به تریتونال باعث افزایش 18درصدی قدرت ترکیب نسبت به تی ان تی میشود.
این ترکیب در دیزی کاتر شامل 5700 کیلوگرم نیترات امونیوم الومینیوم و پلی استیرن میشود.که با نام جی اس ایکس شناخته میشود و البته ماده بسیار گران قیمتی است و دارای قدرت انفجاری بالایی است .
برای ایرانیها نوشتن از سه هواپیما تبدیل به یک عادت شده است … فانتوم ، اف 5 و البته ستاره شبهای هر علاقمند به پرواز ایرانی یعنی تامکت ..نگاهی داریم به کاربران همه این سالهای طولانی فانتوم در دنیا ..این شبح به پایان عمر خود نزدیک میشود.
ایالات متحده امریکا
نیروی دریایی که برنامه فانتوم را آغاز کرده و به پیش برده بود خریدار اصلی اف 4 به شمار میامد . هرچند که در اینده نیروی هوایی جای این نیرو را گرفت تبدیل به خریدار اف 4 گردید . در دسامبر 1958 نیروی دریایی طی قراردادی با کمپانی مک دانل داگلاس تصمیم به خرید 375 فروند از این پرنده را قطعی کرد. این برنامه تا سال 1965 به دراز میکشید تولید این هواپیما با توجه به ابن قرار داد به شش فروند در ماه رسید . بر اساس برنامه ریزی ها این روند بایستی تا اواسط سال 1965 حفظ میشد . براساس برنامه اخرین فروند در دسامبر 1965 تحویل نیروی دریایی میگردید . بدلیل تغییرات در مدل ایی و تعویض ان با مدل بی تنها تعداد محدودی ( زیر 50 فروند ) از این مدل ساخته شد .تمام این نوع به اسکادرانها اموزشی واگذار گردیدند. در واقع همه فانتومهای عملیاتی نیروی دریایی از نوع بی بودند که تعداد انها به 650فروند میرسید . در سالهای 1972 و 1973 با احرای یک برنامه برروز رسانی تعداد قابل توجهی از این مدل ارتقا یافتند این برنامه شامل تقویت بدنه افزودن تجهیزات الکترونیکی جدید و اصلاح سیستم برق هواپیما میشد. این مدل به مدل N مشهور شد. در ژوئن 1965 مدل جدیدتری از فانتوم در نیروی دریایی به کار گرفته شد. در واقع با افزودن چرخهای فرود بزرگتر و البته سیستم کنترل اتش AWG-10 فانتوم ایی به مدل جی تغییر نام داد.این دومین مدل اصلی مورد استفاده نیروی دریایی بود که در مجموع در حدود سالهای 1966 الی 1972 302 فروند از این هواپیما تحویل نیروی دریایی گردید . این فانتومها بعدها تحت برنامه های بروزسازی قرار گرفتند و بعنوان مدل S نام گذاری شدند. و سی سال بعد از قطعی شدن قرار داد خرید فانتوم در نیروی دریایی در 1988 تمامی اشباح ابی رنگ بازنشسته شدند . البته باید در نظر داشت که سپاه تفنگداران دریایی امریکا نیز برای برنامه های پشتیبانی خود به فانتوم مجهز گردید . این فانتومها با استفاده از Blue Dallors خریداری شدند و البته جزیی از دارایی های نیروی دریایی محسوب میشدند . این فانتومها توسط یگان هوایی نفنگداران دریایی مورد استفاده قرار میگرفت و دارای مشخصات مشابه فانتومهای خود نیروی دریایی بود . جز یک مورد که انهم RF-4B یا همان فتوفانتومها که برای ماموریتهای شناسایی 46 فروند برای سپاه تفنگداران دریایی تولید شد و در 1965 احویل این نیرو گردید و سپس جزیی از دارایی های نیروی دریایی گردید.
در سال 1962 با دستور مستقیم وزارت دفاع امریکا یک سری ازمونهای رقابتی بین فانتوم و جنگنده های در خدمت نیروی هوایی برگزار شد که نتایج شگفت انگیز بود. تمامی نتایج به صورت تکان دهنده ایی به نفع هواپیمای در خدمت نیروی دریایی بود. سپس در 1962 دستور خرید برای فرماندهی هوایی تاکتیکی صادر شد. این فانتومها بر طبق سیستم کد گذاری نیروی هوایی F-110 و براساس کدهای کارخانه سازنده F-4C نام گرفت و در مجموع از این فانتومها که دارای خصوصیات مشابه فانتومهای نیروی دریایی بودند در حدود 580 فروند تولید گردید . البته بعد از بازنشسته شدن این هواپیما ها 40 فروند انها تحویل نیروی هوایی اسپانیا گردید . البته نیروی هوایی بغیر از این مدل دارای یک مدل دیگر نیز بود. مدل شناسایی و عکسبرداری یا همان فتو فانتوم با کد RF-4C که در حدود 500 فزوند از این هواپیما تحویل نیروی هوایی گردید . سپس نیروی هوایی مجهز به فانتوم F-4D گردید که در واقع مدل پیشرفته تری نسبت به سری C به شمار میرفت . و تا انتهای برنامه 750 فروند تحویل نیروی هوایی شد. اما درواقع هیچکدام از این مدلها برای نیروی هوایی و کاربرد این نیرو طراحی نشده بود تا این اینکه به درخواست نیروی هوایی فانتوم مدل E برای این نیرو طراحی و ساخته شد. این مدل علاوه بر تمامی تجهیزات سری ها قبلی به یک توپ 20 میلیمتری مجهز بود. نیروی هوایی بالغ بر1400 فروند از این سری را وارد خدمت کرد. . در نهایت میتوان گفت شاهکار مک دانل داگلاس و بهترین مدل فانتوم در واقع فانتوم وایلدویزل بود که با حرف جی شناسایی میشد و برای سرکوب پدافند هوایی طراحی و در نظر گرفته شد و با ارتقا فانتومهای سری E من جمله 20 فروند فانتومی که از استرالیا بازگردانده شد این هواپیما به تعداد 116 فروند به نیروی هوای تحویل گردید.
استرالیا.
در 1963 شرکت سازنده فانتوم تلاش کرد تا نظر موافق دولت استرالیا را برای خرید فانتوم جلب کند. انها مدلی از فانتوم را با کد DX-98 را به استرالیا پیشنهاد کردند که که براساس سری C طراحی گردید ولی مجهز به انجین های ATAR-9 فرانسوی ساخت کمپانی فرانسوی اسنکما بود. دلیل این امر رضایت نیروی هوایی استرالیا از این موتور بود که بروی میراژهای 3 این نیرو به کار گرفته شده بود. ولی استرالیایی ها چشم به خرید F-111 شرکت رقیب یعنی جنرال دینامیکس دوخته بودند. وقتی به دلیل مشکلات در توسعه این هواپیمای تهاجمی و تاخیر تحویل به نیروی هوایی امریکا استرالیایی ها دریافتند زودتر از 1974 نمیتوانند از هواپیماهی خود استفاده کنند در جستجوی جانشینی برای موقت برای بمب افکنهای کانبرای خود افتادند. در طی قراردادی در 1970 با نیروی هوایی امریکا 24 فروند فانتوم E تحویل استرالیا گردید. این هواپینا ها شماره سریال امریکایی را حفظ کردند ولی دارای نشان نیروی هوایی سلطنتی استرالیا برروی بدنه گردیدند. علاقمندی در بین خلبانان و مسئولین نیروی هوایی از عملکرد فانتوم به جایی رسید که یک بار تصمیم به لغو قرارداد خرید اف 111 گرفته شد ولی به دلیل برد بیشتر اف 111 و اقتصادی نبودن خرید فانتوم این تصمیم لغو شد. زیرا با خرید فانتوم استرالیایی ها باید سوخت رسانهای KC-135 را خریداری میکردند. وقتی اف 111 ها تحویل شد استرالیایی ها با نارضایتی فانتومها را تحویل دادند. تا ژوئن 1973 همه فانتومها به امریکا بازگردانده شدند. ماموریت فانتوم در استرالیا همان نقش اف 111 یود یعنی انجام عملیات بر علیه اهداف زمینی در حین انجام تمرینات شبانه یکی از فانتومها با شماره سریال 7203-69 در 1971 سرنگون گردید. همانطور که گفتم تمامی فانتومهای بازگردانده شده به امریکا از سوی استرالیایی ها تبدیل به وایلد ویزل گردیدند و برای سرکوبی پدافند هوایی در تیپ 35 هوایی به کار گرفته شدند.
یونان
این کشور در مجموع 121 فروند فانتوم بصورت نو و دست دوم از المان و امریکا تحویل گرفت و یکی از کاربران مهم فانتوم در اروپا به شمار میرفت . در طی قرار داد ایکاروس در 1971 تحویل 36 فروند سری E به یونان اغاز گردید . در ادامه این قرارداد نیز قرار شد تا فتو فانتوم نیز تحویل گردید . این برنامه تا سال 1979 به طول انجامید . براساس برنامه ها فتو فانتوم یونانی به سامانه پرتاب موشک گرما یاب ساید ویندر مجهز گردید و این امر در این زمان بسیار غیر عادی بود. در سال 1993 نیروی هوایی یونان برنامه ارتقای فانتومهای خود را اجراکرد . در ابتدا سه شرکت راک ول امربکا ، دایملر المان و صنایع هوایی اسرائیل در مناقصه شرکت کردند. اسرائیلیها از طرح کنار گذاشته شدند . دلیل این امر این بود که اسرائیلها طرح ارتقای دشمن تاریخی یونان یعنی ترکیه را دست اجرا داشتند . در پایان طرح المان برگزیده شد که شامل تعویض رادار کنترل اتش اولیه APQ-120 ، توانایی حمل و پرتاب موشک پیشرفته میانبرد هوا به هوای امرام بود. برنامه المانی ها مشابه برنامه ارتقای فانتوم F-4F ICE بود همچنین در کابین یک نمابشگر چند منظوره نصب شد . قابلیت شلیک موشکهای سایدویندر M نیز به توانایی های این فانتوم ها افزوده شد. حالا دیگر فانتومهای یونانی نمیتوانستند از موشکهای اسپارو را ازدست دادند. دلیل این امر این بود که تجهیزات تازه الکترونیک و لانچرهای جدید منطبق با امرام بود و نمی توانست از اسپارو استفاده کند.
کره جنوبی
در اواخر دهه 60 بدلیل اهمیت کشور کره جنوبی برای مواضع امریکا و اینکه این کشور در خط مقدم مبارزه با کره شمالی و کمونیست قرار داشت . بدلیل درگیری های مرزی با کره شمالی 18 فروند مدل D از انبار نیروی هوایی امریکا تحویل نیروی هوایی کره جنوبی گردید . این اتفاق در سال 1968 روی داد .. سپس در 1972 دوباره 18 فروند دیگر از همین مدل از هواپیماهای فانتوم امریکایی تیپ سوم جنگنده های تاکتیکی نیروی هوایی امریکا که در پایگاه هوایی این کشور در کره جنوبی مستقر بودند، به نیروی هوایی این کشور تحویل شد. در ابتدا این هواپیماها بصورت اجاره در اختیار این نیرو بودند ولی سپس در 1982 کاملا به کره جنوبی .واگذار گردیدند. برای جبران فانتومهای از دست رفته در جریان سوانح مختلف 6 فروند دیگر تا سال 1987 تحویل این نیرو شد و در انتهای سال 1988 کره جنوبی در مجموع دارای 92 فروند فانتوم F-4D شد و توانست دو اسکادران کامل از این مدل را در اختیار داشته باشد. در کنار این مدل کره ایها اقدام به خرید 37 فروند F-4E کردند که این فانتومها اخرین سری تولیدی توسط کارخانه سازنده بود . در سال 1989 موسسه توسعه دفاعی کره جنوبی اعلام کرد قصد دارد رادار و تجهیزات الکترونیکی فانتومهای D خود را ارتقا دهد . دو شرکت دایملر المان و راک ول امریکا امادگی خود را اعلام کردند. برنامه المانی ها شامل ارتقای رادار و توانایی حمل موشکهای امرام بود و پیشنهاد امریکایی ها استفاده از رادار IPG-66 بود ولی هر دو پیشنهاد به دلیل محدویت های مالی کنار گذاشته شد .اما برنامه براساس مقیاس کوچکتر توسط شرکتهای داخلی اجرا شد. این برنامه شامل افزایش عمر خدمتی ، مجهز شدن 30 فروند به موشکهای برد بلند هوا به سطح پاپ ای . همچنین غلاف های نشان گذار لیرزی بود.
مصر
پیمان کمپ دیوید در ابتدا باعث نگرانی مسئولین نظامی مصری گردید زیرا تا قبل از این پیمان این کشور برای خریدهای نظامی خود متکی به دلارهای نفتی شیوخ عرب و خرید از شرق یعنی شوروی بود ولی این پیمان باعث تحریم مصر توسط اعراب گردید. عربستان تصمیم خود را مبنی بر خرید 50 فروند F-5 و واگذاری ان به مصر را لغو و روابط خود را با این کشور قطع کرد. در پی این حوادث برای جلوگیری از تغییرات در مواضع دولت مصر وزارت خارجه امریکا با واگذاری 35 فروند فانتوم دست دوم به این کشور موافقت نمود . در عوض این F-4E مصر نیز تعدادی از mig-21 , mig-23 خود را در اختیار امریکا گذاشت تا در برنامه های اموزشی رزم هوایی در امریکا مورد استفاده قرارگیرد. برنامه تحویل از اکتبر 1979 اغاز شد. از عجایب تاریخ اینکه نخستین شکارچی فانتوم مصری یعنی خلبان احد عاطف که در تاریخ 9دسامبر 1969 یک فانتوم اسرائیلی را با شلیک یک موشک AA-2 اتول شکار کرده بود عنوان نخستین خلبان فانتوم را در مصر بدست اورد . در غالب دو اسکادران 88 و 89 از هنگ 222 جنگنده در مصر به خدمت گرفته شد. برای جلوگیری از اشتباه با فانتومهای اسرائیلی از رنگ نارنجی در دم استفاده شد . مشکلات در مصر از زمانی شروع شد که برای ذهنیت مصری که سالها با تجهیزات بسیار ساده روسی کار کرده بودند کار با ادوات پیشرفته امریکایی بسیار مشکل بود یک خلبان مصری در پاسخ به سئوال انورسادات رئیس حمهور مرحوم مصر در مورد این هواپیما و کیفیت کاری و عملیاتیش گفت ..هواپیمای بسیار عالی و خوبی است فقط در موقع مانور مانند یک کامیون پراز بار است . مشکلات زیاد در مصر وجود داشت به دلیل ضعف در پشتیبانی و خدمه مصری سطح استاندارد فانتومهای مصری بسیار نازل بود بطوری که نیروی هوایی مصر از به پروازدراوردن 9 فروند فانتوم به صورت همزمان عاجز بود. در نهایت عجز مصری ها تصمیم گرفتند که در سال 1982 همه فانتومهای خود را با قیمتی بسیار نازل به ترکیه واگذار کنند ولی این امر محقق نشد و درنهایت مصر فالکن را دریافت کرد و هم اکنون فانتومهای مصری فقط توانایی حمل تجهیزاتی مانند موشکهای قدیمی اسپارو و سایدویندر و ماوریک و بمیهای سقوط ازاد هستند. هم اکنون با وجود اف 16 که ستون فقرات و ستارع اصلی نیروی هوایی مصر است فانتومها با رنگ استتار خاکستری در غرب مصر مستقر هستند و البته مصر 1 نامیده میشوند.
ایران
شاید در دنیا برای هیچ هواپیمایی به اندازه فانتوم ، اف 5 و البته تامکت های نیروی هوایی ایران مقاله داستان کتاب یا نوشته منتشر نشد که شاید وزن این نوشته ها به چندین تن برسد. اگر یک موجود علاقمند به مسائل هوایی از یک کره دیگر به روی زمین بیایید و از بخت بد وارد ایران شود در ابتدا فکر میکند تمامی هواپیماهای موجود در روی کره زمین همین سه مدل هستند که انها هم در اختیار نیروی هوایی ایران است . بهرصورت ایران در قبل از انقلاب دومین دریافت کننده خارجی فانتوم و دومین دارنده فانتوم از نظر تعداد بود ( اولین کشور دریافت کننده خارجی فانتوم انگلستان و بیشترین تعداد فانتوم را در بین خارجی ها المان در اختیار دارد.) بر اساس منابع خارجی در 1967 نیروی هوایی شاهنشاهی در دو مرحله ایران 32 فروند فانتوم F-4D سفارش داد که اولین فروند فانتومهای ایر انی در 1968 در 8 سپتامبر یا همان 18 شهربور 1347 وارد تهران شد. ایران سعی داشت تا با فانتومها سدی در برابر فاکس بتهای روسی که برای شناسایی و عکس برداری حتی تا اصفهان نیز میرفتند ، ایجاد کند ولی فانتومها برای این کار مناسب نبودند و این برنامه با شکست روبرو شد و ایران تصمیم به خرید تامکت روی اورد. نخستین استفاده رزمی از فانتومها در عمان بود. فانتومها برای کمک به ارتش ایران که برای کمک به سلطان عمان در مقابل شورشیان ظفار وارد این کشور شده بود به مسقط اعزام شدند. هدف سرکوب شورشیان کمونیست منطقه ظفار بود و در 1975 اولین فانتوم ایرانی توسط شورشیان ظفار شکار شد . این فانتوم از مدل F-4D بود. در مجموع ایران سفارش 208 فروند از مدلهای دی و ایی را به امریکا داد که 177 فروند از این فانتومها وارد ایران گردید وقرارداد تحویل باقی مانده بدلیل اتقلاب در ایران توسط دولت جدید و اینده نگر انقلابی ایران لغو گردید . همچنین ایران بعد از المان بزرگترین خریدار فتو فانتوم بود. تا قبل از پیروزی اتقلاب در ایران 18 فروند از RF-4 وارد ایران شدند و قرارداد تحویل باقی مانده نیز لغو گردید. در مورد فتو فانتوم های ایرانی میتوان به داستان ژن تاریکی اشاره کرد. براساس روایات در 1970 دوفروند RF-4 امریکایی با شماره سریالهای 0369-69 و 0370-69 برای انجام عملیاتهای جاسوسی برفراز شوروی به دولت ایران قرض داد… در مسیر پرواز به ایران به دلیل رنگ استتار صحرایی این هواپیماها در اروپا در المان شناسایی شدند و در کمتر از یک ماه بعد ایران مجبور به سفارش تعدادی در حدود 6فروند گردید. فتو هانتومهای ایرانی از طریق لوفت وافه ، نیروی هوایی و دریایی امریکا تحویل ایران گردید . البته منابع غربی اعتقاد دارند هواپیماهای تحویل شده به ایران دارای تجهیزات غیر عادی هستند و که در واقع این فانتومهای ایرانی به عنوان ژن تاریک شناخته میشدند .
اسرائیل
این کشور یکی دیگر از بزرگترین دارندگان اشباح امریکایی است که در حدود 240 فروند F-4E , RF-4E در اختیار دارد . در سال 1965 با ابراز علاقه اسرائیلیی ها برای خرید این هواپیما امریکایی ها مخالفت خود را اعلام کردند پس از تحریم توسط فرانسه بزرگترین تامین کننده سلاح برای اسرائیل در بعد از جنگ 1967 امریکا در سیاست خود تغییراتی ایجاد کرد. و به سرعت بعد از طی برنامه های اموزشی خلبانان در 1969 اسرائیلی ها تعداد 44 فروند از فانتوم F-4E , RF-4E را تحویل گرفتند و در اکتبر در 22 همین ماه برای حمله به مصری ها در غرب کانال سوئز از این پرنده ها استفاده کردند . در پی اعلام اتش بس در 7 اوت 1970 امریکا 24 فروند دیگر از فانتومهای دست دوم خود را به اسرائبل واگذار کرد برای رفع نیازهای فوری دو فروند نیز از فتو فانتومها تحویل اسرائیل شد . این دوفروند به صورت قرض در اختیار اسرائیل قرار گرفت و در سال 1971 به امریکا عودت داده شد. تازمان حمله اعراب به اسرائیل در سال 1973 این کشور در حدود 100 فروند فانتوم در اخیتار داشت در روزهای ابتدایی جنگ تعداد 37 فروند از هواپیماهای اسرائیلی سرنگون شد . برای جبران هواپیماهای ازدست رفته امریکا سریعا 36 فروند در اختیار این کشور قرارداد و البته در پایان جنگ نیز 48 فروند دیگر فانتوم تحویل این کشور گردید . در طول این سالها اسرائیل فانتوم های خود را بهسازی کرده و ارتقا داده است . از مهم ترین تغییرات ظاهری هواپیماهای ارتقا یافته است ، نصب سیستم سوخت گیری هوایی در سمت راست بدنه ، برای استفاده از سیستم سوخت رسانی قیفی بود دیگر تغییرات شامل نصب تجهیزات الکترونیکی و امکان تسلیحات ساخت خوداسرائیل بود.
ژاپن
نیروی هوایی دفاعی ژاپن 154 فروند فانتوم را برای ماموریت های دفاع هوایی و شناسایی دریافت کرد و جنگنده های فانتوم آن اف 4 ایی جی نامگذاری شدند . از این تعداد بجز اولین سری که توسط مک دانل داگلاس ساخته شد بقیه در ژاپن با مجوز شرکت امریکایی توسط شرکت صنایع سنگین میتسو بیشی ساخته شدند. بدلیل انکه بعد از جنگ ژاپن از داشتن سلاحهای تهاجمی بعد از جنگ محروم بود ( این بخشی از قرارداد صلح تحمیلی توسط امریکا به ژاپن بود) در ابتدا تمامی فانتومهای ژاپنی فاقد سلاحهای تهاجمی و برای سرکوبی پدافند هوایی تجهیز شدند . همچنین فاقد سیستمهای سوخت گیری هوایی بودند ولی با لغو این قرارداد فانتومهای ژاپنی مجهز به رادار APQ-120 محصول کمپانی وستنگهاوس ، توپهای 20 میلیمتری ، موشکهای هوا به هوا اسپارو و ساید ویندر گردیدند ..همچنین این فانتومها طبف وسیعی از سلاحهای ژاپنی را حمل میکردند. در اوایل سال 1971 در محل کارخانه مونتاژشد و به ژاپن تحویل گردید . 11 فروند بعدی بصورت کیت به ژاپن فرستاده شد و در ژاپن مونتاژگردید . در 12 ماه مه 1972 نخستین فروند از فانتومهای مونتاژ داخل با شماره سریال 8303-72 به پرواز درامد و در پی ان 127 فروند دیگر در داخل ژاپن مونتاژ گردید و اخرین انها در سال 1981 از خط تولید گردید که عنوان اخرین فانتوم تولیدی در جهان از خط تولید خارج گردید. فتو فانتوم های ژاپنی برخلاف پسر عموهای امریکایی فاقد سیستم اخطاری راداری بود و در مجموع 14 فروند در ژاپن از فتو فانتوم شناسایی مونتاژ شد . با ورود اف 15 به خدمت نیروی هوایی ژاپن تصمیم به ارتقای فانتوم های خود گرفت .فانتومهای ارتقا یافته ژاپنی با نام اف 4 ئی جی کای شناخته میشدند که کای به معنای تقویت شده در زبان ژاپنی است. در این مدل دستگاه نمایشگر هد اپ به جای سایت هدف گیری قدیمی نصب گردید . رادار قدیمی ای پی کیو 120 با رادار ای پی جی 66 جی تعویض شد . هم اکنون ژاپن در حال مطالعه برای یافتن جانشینی برای فانتومهای خود است که با مخالفت کنگره امریکا در مورد فروش اف 22 به کشورهای خارجی هم اکنون ژاپنیها در حال مطالعه سایر گونه های موجود در دنیا مانند اف 35 ، تایفون ، یا رافائل است . نکته تعجب برانگیز برای خود من این است چرا با توجه به توان بالای صنعتی این کشور چرا ژاپنیها اقدام به طراحی یا ساخت یک جنگنده بومی نمی نمایند.
ترکیه
در دهه 70 ترکیه به جمع دارندگان فانتوم پیوست . هم اکنون این کشور دارای 233 فروند از انواع فانتومهاست که بصورت نو یا دست دوم از امریکا یا سایر منابع دریافت کرده است . در پی بهبود روابط بونان و ترکیه این کشور فرصتی برای دریافت 40 فروند فانتوم بصورت نو از طریق امریکا را بدست اورد . برنامه تحویل این هواپیماها از 1974 آغاز گردید. در سال 1977 این کشور 32 فروند دیگر فانتوم ئی و 8 فروند فانتوم شناسایی ار اف 4 ئی سفارش داد این فانتومها جایگزینی برای جنگنده های قدیمی اف 100 و هواپیماهای شناسایی ار اف 84 ئی به شمار میرفتند. در سال 1987 به دفعات فانتومهای دیگری از منابع مختلف به دست نیروی هوایی ترکیه رسید.در سال 1991 نیز بدلیل پشتیبانی ترکیه از عملیات طوفان صحرا و همچنین اجاره پایگاه هوایی اینجر لیک در مرز عراق و در 150 کیلومتری مرز ایران ترکیه تعداد 40 فروند دیگر فانتوم از امریکا دریافت کرد. 15 فروند از فانتومهای ترک دارای نقاشی ارواره کوسه در قسمت دماغه بودند که بدلیل محبوبیت عجیب این طرح در بین ترکها باقی 40 فروند نیز با این طرح مزین شدند. در اوت 1995 قرارداد ارتقای فانتومهای ترکیه به وسیله صنایع هوایی اسرائیل به ارزش 600 میلیون دلار منعقد گردید. 26 فروند در داخل ترکیه به روز رسانی شدند و برای باقی مانده کیتها از اسرائیل فرستاده شد و توسط ترکها برنامه اجرا شد. رادار این هواپیماها به نوع اسرائیلی ELO/M2039 تغییر یافت که رادار اصلی پروژه لاوی بود. تغییرات شامل تقویت سازه ، افزودن کاناردها به طرفین بالای ورودی هوا برای اصلاح وضعیت مانور ، اصلاح محل نصب موتور سیم کشی مجدد و سیستمهای هیدرولیک جدید بود. کابین خلبان به یک نمایشگر چند منظوره و البته کابین دو نیز به دو نمایشگر مجهز شد. ترکیه قصد دارد برای جایگزینی فانتومهای خود اف 35 را خریداری کند.
اسپانیا
در ابتدا در سال 1971 این کشور 39 فروند فانتوم در جریان برنامه کمکهای دفاعی امریکا از این کشور بصورت دست دوم دریافت کرد. این فانتومها جایگزینهایی برای اف 104 و اف 86 های اسپانیایی بودند . برای پشتیبانی نیز سه فروند سوخت رسان KC-97 احویل این نیرو گردید که در 1975 با سوخت رسانهای هرکولس به نام KC130H تعویض گردید . سپس در 1978 40 فروند دیگر از فانتومهای امریکایی سری C به این نیرو تحویل داده شد که این سری نیز دست دوم بودند. با ورود اف 18 اسپانیا تمامی فانتومهای این نیرو تا سال 1990 بازنشسته شدند. البته این نیرو هنوز از فتو فانتوم های خود برای شناسایی استفاده میکنند که از امکانات به روزی استفاده میکنند. همچنین این فتو فانتومها توانایی حمل چهار موشک ساید ویندر از سری ال را دارند. این ماتادورها شناسایی مجهز به سیستم سوخت گیری هوایی قیفی هستند.
المان
این کشور دریافت فانتوم را با دریافت فتو فانتوم اغاز کرد. فتو فانتوهای المانی که دارای تجهیزات المانی نیز بودند میتوانستند تا در حین پرواز فیلمهای گرفته شده را ظاهر کرده به پایین پرتاب کنند تا مورد استفاده فرماندهان خط مقدم گیرد. در مجموع 88 فروند فتو فانتوم تحویل این نیرو گردید. سپس این فتو فانتومها به درخواست لوفت وافه به امکانات حمله به اهداف زمینی توسط شرکت المانی مسر اشمیت به این فتو فانتومهای المانی اضافه گردید . این امکانات شامل مقرهای پرتاب مهمات و سیستمهای مربوطه بود . یک سایت هدف گیری برای خلبان در کابین جلو نصب شد و هر دو کابین مجهز به دکمه های انتخاب سلاح شدند. تجهیزات جنگ الکترونیک در هواپیما ارتقا یافت و این هواپیما ها میتوانستند 6بمب خوشه ایی BL-755 و 5000 پوند از انواع مهمات را حمل کنند. پاره ایی از رخدادها مانند اتحاد دو المان ، فروپاشی پیمان ورشو و ورود به خدمت تورنادو ها باعث شد تا این فانتوها بازنشسته شوند. و البته 32 فروند از این فانتومها به ترکیه و 20 فروند نیز به یونان واگذار گردیدند.
در دهه 60 المانها به دنبال جایگزینی برای استارفایتر های خود بودند. در ابتدا برنامه بروی یک جنگنده چند منظوره متمرکز گردید که تورنادو گزینه اصلی بود ولی مشخص شد این پرنده تا سال 1975 وارد به خدمت نخواهد شد . بنابراین مک دانل داگلاس طرح فانتوم اف را که در جریان یک مناقصه داخلی در مقابل اف 5 شکست خورده بود را به دولت المان پیشنهاد داد. این فانتوم در مقایسه با مدل ئی ساده تر بود و توانایی حمل اسپارو را نداشت ولی ارزانتر بود دولت المان مشتاقانه این طرح را انتخاب کرد ولی بعد نظر المانی ها تغییر کرد و نمونه دونفر ئی را برگزیدند. که تحویل 175 فروند در طی سالهای 1973 تا سال 1976 تحویل المانها گردید. البته این فانتومها در المان با عنوان سری اف شناخته شد زیرا از مدل ئی در حدود 1500 کیلو سبک تر بود و بسیاری از قطعات نیز ساخت خود المان بود. این مدل دارای سیستم سوخت گیری هوایی بود و توانایی حمل موشکهای ماوریک و اسپارو نیز داشت. علاوه بر این به تجهیزات پیشرفته جنگ الکترونیک و کامپیوترهای کنترل تجهیزات نیز مجهز شدند. برای حفظ برتری هوایی تاز مان ورود تایفون برنامه ارتقا در المان تحت عنوان ICE اغاز شد. طی این برنامه رادار این هواپیما از رادارهای قدیمی APQ-120 با رادارهای جدید APG-65 تغییر یافت که در جنگنده های چندمنظوره اف 18 مورد استفاده قرارمیگرفت. با این تغییر فانتومهای اف میتوانستند از موشکهای امرام استفاده کنند. 110 فروند از فانتومها تحت این برنامه ارتقا یافتند.
انگلستان
انگلستان که نخستین خریدار خارجی فانتوم بود در ابتدا قصد داشت که گونه عمود پرواز هاریر یعنی P-1154 محصول کمپانی هاوکر سیدلی را خریداری نماید . تا بتواند از انها بعنوان جنگنده اصلی ناونشین استفاده کند. افزایش هزینه های تولید که معمولا در برنامه های انگلیسی رخ میدهد بروز مشکلات فنی و البته طولانی شدن برنامه باعث شد تا از این برنامه صرف نظر شد و این کشور بدنیال جایگزینی برای هواپیماهای قدیمی سی ویکسون خود باشد. با پیشنهاد فانتوم کی انگلستان درگیر برنامه خرید این هواپیما شد. در 1964 قرارداد برای خرید منعقد گردید ولی خواست انگلستان تجهیز فانتومها با موتور های توربو فن اسپی ساخت رولزرویس به جای موتور های استاندارد توربو جت جی 79 بود. که اینکار مستلزم طراحی مجدد عقب بدنه و ورودی های هوای انجین بود. فانتومهای انگلیسی که اکنون فانتوم اف جی -1 نامیده میشدند نیازمند به عرابه های فرود بلند تر از سایر فانتومها بود تا بتواند زوایه حمله مناسب در زمان برخاستن را فراهم کند و در نتیجه امکان بلند شدن از روی ناوهای کوچک هواپیما بر انگلیسی را داشته باشند. مخروط دماغه نیز باید به گونه ایی طراحی میشد تا به پهلو جمع شود تا امکان حمل به وسیله بالابر ناوهای انگلیسی برایشان فراهم گردد.تجهیزات مولد برا زیاد در بالها نصب شد و بدنه برای افزایش مقاومت در برابر تنشهای بیشتر پرتاب از روی ناوهای هواپیما بر کوچک انگلیسی تقویت گردید. مقرهای حمل سلاح نیز برای حمل سلاحهای سنگین تر انگلیسی تغییراتی داشتند.برروی کاغذ قرار بود که استفاده از موتورهای انگلیسی باعث افزایش 10 % شعاع عمل رزمی و 15 % برد پروازی گردد. همچنین عملکرد هواپیما را در زمان برخاستن ، سرعت اوجگیری اولیه و شتابگیری در ارتقاع پایین را به نحو چشمگیری بهبود بخشد ولی در عمل بدلیل افزایش سطح مقطع بدنه به ویژه در دم عملکرد موتور اسپی از موتور استاندارد امریکایی ضعیف تر بود. با کم شدن تعداد ناوهای هواپیمابر انگلستان نیز عمر خدمتی فانتومهای انگلیسی به سرعت پایان یافت . در 1978 دولت انگلستان اعتقاد داشت که پرداخت هزینه های ناوهای هواپیمابر برای این کشور متعارف نیست . در 15 دسامبر اخرین پرواز فانتوم از روی ناو هواپیما بر ارک رویال انجام پذیرفت و همه فانتومهای نیروی دریایی به نیروی هوایی تحویل داده شد. البته نیروی هوایی نیز فانتومهای M را برای جایگزینی هانترهای خود سفارش داد و در بین سالهای 1968و69 115 فروند از این هواپیما را تحویل گرفت. در انگلستان این هواپیما با عنوان اف جی ار 2 شناخته میشد . با ورود جاگوارها فانتوم نقش لایتینیگ را در نیروی هوایی برعهده گرفت . ماموریت پدافند هوایی برای ان تعریف شد. در نتیجه برای ماموریتهای تهاجم زمینی بهینه سازی شدند. در نتیجه سیستم تسلیحاتی AWG-12 که شامل سیستم ناوبری اینرسی ساخت کمپانی مارکونی بود بروی هواپیما نصب گردید در ضمن قادر به استفاده از سایر تجهیزات ناوبری مورد نیاز برای پروازهای تاکتیکی در ارتفاع پایین بود. موتورهای اسپی 204 نیز بروی فانتومهای نیروی هوایی نصب شد. این فانتوم ها برای ماموریتهای شناسایی نیز به خدمت گرفته میشدند. برای این کار یک غلاف حاوی تجهیزات شناسایی را در مقر زیر بدنه حمل میکردند. غلاف شناسایی شامل واحد جوینده فرو سرخ رادار پهلونگر با وضوح تصویری بالا و 5 دوربین در جهت های مختلف بود. باورود تورنادو ها اخرین فانتوم انگلیسی در پاییز 1992 بازنشسته شد.












