UncategorizedJanuary 16, 2009 1:12 pm
در فوریه 1898 در 24 این ماه در المان کورت والدمار تانک به دنیا امد که سالها بعد استعداد و توانایی او در طراحی
هواپیما به کار ارتش نازی و خصوصا لوفت وافه امد. او اوازه جهانی در طراحی و ساخت هواپیماها بخصوص شکاری مشهور اف دبلیو 190 دارد. در ابتدا او بعد از طی دوران تحصیل به عنوان یک مهندس جوان در کارخانه تولید هواپیما و صنایع هوایی الباتروس مشغول به کار شد. ولی بدلیل ورشکستگی این شرکت در سال 1929 بسیاری از مهندسین جوان این شرکت به شرکتهای رقیب پیوستند که عبارت بودند از دو شرکت فاک ولف و آرادو و در این بین کورت جوان به کمپانی فوک ولف پیوست در بین سالهای 1931 تا سال 1945 او دهها هواپیما از انواع مختلف را برای این شرکت طراحی کرد و ساخت و همانگونه که ذکر شد شاه بیت غزل کار او طراحی و ساخت شماری اف دبلیو 190 بود در ابتدا او با طراحی یک هواپیمای تجاری توانایی های خودش را نشان داد . اف دبلیو 44 یک هواپیمای تجاری موفق بود که به نوعی موتور موفقیت کمپانی به شمار میرفت و شرکت فوک ولف را به ثبات مالی و اقتصادی رساند . سپس شماری موفق اف دبلیو 190 را طراحی کرد و ساخت که در واقع بسیاری از خلبانان متفقین خاطرات تلخی را از دوئلهای هوایی با این پرنده را در خاطر داشته باشند .در ادامه این شکاری بهمراه مسراشمیت بی اف 109 استخوان بندی و بدنه اصلی لوفت وافه را تشکیل میداد . در زمان خود این
هواپیما طراحی شده توسط کورت نه تنها یک شکاری بلکه یک شکاری بمب افکن هواپیمای شناسایی و یک هواپیمای پشتیبانی نزدیک نیز به شمار میرفت بعد از موفقیت در اولین پرواز در سال 1939 در بین سالهای 1941 تا سال 1945 حداقل بیست هزار فروند از این شکاری موفق تولید و به نیروی هوایی المان پیوست .. البته این شکاری مدلهای مختلفی داشت و کورت نشانهای مختلف و تقدیر نامه های گوناگون از مراکز مختلف دریافت کرد من جمله یک دکترای افتخاری از دانشگاه برانشویک که از طرف این دانشگاه عنوان پرفسوری افتخاری را دریافت کرد. با تصمیم سرفرماندهی لوفت وافه مبنی بر استفاده از اسم طراحان هواپیما در کد نام گذاری محصول و درادامه تولید پرنده قصاب یا همان اف دبلیو 190 او تی ای 152 را با دو مدل اچ و سی طراحی و تولید کرد. در مدل اچ دهانه بال در حدود 14.5 متر بود و البته با توجه به موتور پرقدرت یومو 123 و همچنین سوپر شارژ ام دبلیو 50 که از ترکیب الکل و اب بعنوان بوستر استفاده میکرد در ارتفاع بالا عماکرد فوالعاده ایی به این پرنده میداد. با توجه به پایان جنگ کورت مانند بسیاری از نازیها به امریکای لاتین گریخت و به ارژانتین رفت. با توجه به شهرت
جهانی او با پیشنهاد مقامات ارژانتینی در موسسه هوایی کوردوبا مشغول به کار شد و در این کشور با استفاده از طرح هواپیمای شکاری تی ای 183اقدام به طراحی هواپیمای آی ای ایی پالکویی دو را اغاز کرد ولی بدلیل سرنگونی خوان پرون دیکتاتور ارژانتینی و عدم حمایت مالی مناسب از طرح این پروژه متوقف شد و تیم طراحی کورت از هم پاشید و اعضای ان به امریکا رفتند سپس در این زمان کورت به هندوستان رفت و در این کشور و در مرکز صنایع هوایی هندوستان کار خود را اغاز کرد این جا بود که او اولین هواپیمای بومی هندوستان را با نام مارت هندوستان طراجی کرد و این پرنده بومی هند در سال 1961اولین پرواز خود را انجام داد و تا سال 1985 در خدمت نیروی هوایی این کشور بود و در واقع طراحی این شکاری بمب افکن هندی یکی از گامهای بلند این کشور برای ارتقای صنعت هوایی خود بود. در اواخر عمر کورت به المان بازگشت و در ژوئن 1983 کورت این طراح خوش فکر المانی در برلین درگذشت . در روز پنجم ژوئن تاریخ صنایع هوایی یکی ازبزرگترین طراحان خود را ازدست داد

البته یک نکته ظریف در این داستانها نهفته است …بدلیل عدم وجود یک دولت قدرتمند در ایران در ان روزها ما نتوانستیم از دانش طراحان المانی در زمینه های مختلف استفاده کنیم. مضاف بر اینکه کشور ما بصورت غیر علنی یک مستعمره بود که در بین سه قدرت شوروی امریکا و انگلستان تقسیم شده بود

تصوير

کورت طراح بزرگ المانی

تصویری از یکی از ستونهای فقرات نیروی هوایی المان نازی یا همان لوفت وافه یعنی FW-190

تصوير

Uncategorized 10:35 am

تصوير

جزاير فالكلند در اقيانوس اطلس جنوبى كه در قرن ۱۸ به تصرف انگليس درآمد در ۱۹۸۲ مبدل به صحنه يكى از پيكارهاى بزرگ تكنولوژيكى نيمه دوم قرن بيستم شد. اين جنگ اگرچه از بعد زمينى و نفرات درگير، نبردى كوچك محسوب مى شد اما از نقطه نظر دريايى جنگى كم سابقه بود و لااقل پس از جنگ دوم جهانى، جهان شاهد چنين نبردى در دريا نبوده است. دليل شروع جنگ نيز به بحث بى اهميت ماهيگيرى انگليسى هاى مقيم اين جزيره كه كمتر از ۱۰ هزار نفر بودند بازمى گشت. البته اين مسأله بهانه اى بود تا جنگ آغاز شود چرا كه اعتراض اصلى به ادعاى مالكيت آرژانتين كه كمتر از ۱۰۰۰ كيلومتر با جزاير فالكلند (مالويناس) فاصله داشت بازمى گشت، حال آنكه اين جزيره در ۱۱ هزار كيلومترى انگليس واقع بود.
آغاز جنگ
در آوريل ۱۹۸۲ ژنرال هاى آرژانتينى براى دستيابى به شهرت داخلى و خلاصى از گرفتارى هاى اقتصادى و سياسى كشور بحث لزوم آزادسازى مالويناس را مطرح كردند و بلافاصله با اعزام ۱۱ هزار سرباز تكاور (نيروهاى هوادريا) جزيره را اشغال كردند. گمان آنها اين بود كه انگليس به دليل آنكه ديگر قدرت گذشته را ندارد (در دهه ۷۰ انگليس بخش بزرگى از نبرد ناوها و ناوهاى هواپيمابر بزرگ خود را كنار گذاشت چرا كه از عهده مخارج نگهدارى آنها برنمى آمد) بنابراين به مذاكرات سياسى و اعتراضات ديپلماتيك بسنده مى كند.
اما پاسخ انگليس كوبنده بود. آنها ابتدا توسط يك زيردريايى اتمى با ۲ اژدر، يك رزمناو آرژانتينى را در ۲۵۰ مايلى جنوب فالكلند غرق كردند و سپس به اعزام ۲ ناو عظيم هواپيمابر و ۳۰ ناوچه (فريگيت) و رزمناو و ۲۵ ناو نفربر و لجستيكى اقدام كردند در حالى كه زيردريايى هاى اتمى و غير اتمى نيز همراه آنها بود.
در ۲۵ آوريل ۱۹۸۲ هلى كوپترهاى انگليسى زيردريايى آرژانتينى سانتافه را صدمه زده و آن را به تسليم شدن واداشتند. در روز ۲۶ آوريل نيروهاى آرژانتينى مستقر در جزيره جورجيا واقع در شرق فالكلند در اثر آتش شديد ناوهاى انگليس تسليم شدند و در ۲ ماه مه زيردريايى انگليسى كانگورو رزمناو بزرگ آرژانتينى بلگرانو را غرق كرد.
حمله متقابل آرژانتينى ها به ناوگان اصلى انگليس و ناوهاى هواپيمابر آنها بى نتيجه بود و در نتيجه شكست اين حمله ناوهاى آرژانتينى به سمت سواحل آرژانتين عقب نشينى كردند.
انگليسى ها در روزهاى سوم و چهارم ماه مه نيز دو كشتى ديگر آرژانتينى را هدف قرار مى دهند.
ورود نيروى هوايى آرژانتين
ضربات پى در پى انگليس به نيروى دريايى آژانتين سبب از گردونه خارج شدن اين نيرو شد، حال آنكه خلبانان آژانتينى از ۴ مه با ورود به جنگ صحنه نبرد را تغيير دادند.
ابتدا يك سوپر اتاندارد آرژانتينى با پرتاب موشك معروف اگزوست ناو بزرگ شفيلد انگليس را غرق مى كند كه در اين حادثه ۲۰ انگليسى كشته مى شوند. در ۱۰ مه ناو گلاسكوى انگليس مورد اصابت بمب هاى هواپيماى آرژانتينى قرار مى گيرد اما غرق نمى شود. ضربات آژانتينى ها اگرچه سبب كند شدن عمليات دريايى انگليس مى شود اما آن را متوقف نمى كند و ناوهاى نفربر و لجستيكى انگليس خود را به سواحل فالكلند مى رسانند تا اقدام به پياده كردن نيرو كنند.
غرق شدن ۵ ناو انگليسى
از اين زمان به بعد جنگ سرعت بالايى به خود مى گيرد. هواپيماهاى ميراژ، سوپر اتاندارد و اى-۴ آرژانتينى با قبول خطر خود را به ارتفاع پايين رسانده و ناوشكن هاى در حال عمليات پياده كردن نيرو را در هم مى كوبند. ناوهاى گلا مورگان، سرگالاهاد، پليموت و سر تريسترام مورد اصابت قرار مى گيرند اما اين ضربات تأثيرى روى عمليات عظيم انگليسى ها ندارد. قصد ارتش انگليس پياده كردن ۲ تيپ نيرو بود كه در ۲۱ ماه مه عملى شد و هواپيماهاى عمود پرواز سى هارير نيز ۲ ناو آرژانتينى كه قصد كمك رسانى به نيروهاى آرژانتين را داشتند نابود كردند. اما خلبانان آرژانتينى به بهاى تلفات زياد حملات خود را ادامه داده و موفق مى شوند با موشك و بمب ناوهاى آروگانت، سر پليانت را صدمه زده و ناو آردنت را غرق كنند.
در ۲۳ ماه مه آنها ناوچه آنتلوپ انگليس را نيز با موشك هدايت شونده از ناحيه «پاشنه» مورد اصابت قرار مى دهند. اما در همان روز هلى كوپترهاى لينكس انگليس نيز ناو عظيم لجستيكى ۱۳ هزار تنى آرژانتين را با موشك هاى هوا به دريا منهدم مى كنند.
اگرچه آرژانتين در نبرد فالكلند مطمئن بود نبرد را در دريا باخته اما جنگ در هوا و زمين را با شدت ادامه داد و غرق شدن ناوشكن كاونترى در ۲۵ ماه مه رقم تلفات انگليسى ها را به غرق يا صدمه جدى براى ۱۱ ناو مى رساند.
ضربه بزرگ به انگليس
بدترين ضربه براى نيروى دريايى انگليس برخلاف آنچه همگان گمان مى كنند غرق ناو شفيلد نبود بلكه غرق ناو لجستيكى «آتلانتيك كانوير» در ۲۶ مى بود. موشك هاى اگزوست در اين عمليات موفق كه توسط هواپيماهاى ساخت فرانسه پرتاب شدند، اين ناو عظيم را غرق مى كنند. غرق اين ناو سبب به زير آب رفتن ۸ هلى كوپتر «وسكس» و ۳ فروند شنوك و وقفه جدى در عمليات توسط انگليسى ها مى شود.
آرژانتينى ها روز بعد ناوشكن برودورو را نيز مورد اصابت قرار مى دهند. اگرچه ناو غرق نمى شود اما جسورانه ترين حركت آرژانتينى ها حمله به «گروه ناو» بزرگ انگليسى در اقيانوس اطلس بود. در اين عمليات بى حاصل كه در ۳۰ ماه مه توسط هواپيماهاى اسكاى هاوك و سوپر اتاندارد انجام شد آنها به ناو هواپيمابر اينونسبل و ناوهاى اطراف آن حمله كردند اما حجم آتش شديد «هسته اصلى دريايى انگليس» به اندازه اى بود كه خلبانان آرژانتينى ادامه عمليات را بى فايده ديده و تنها به غرق كردن يك نفتكش و پرتاب يك موشك اگزوست (كه توسط انگليسى ها منحرف گرديد) بسنده كردند.
پايان جنگ
حملات هوايى آرژانتينى ها اگرچه شجاعانه و مؤثر بود اما تعيين كننده نبود مضافاً آنكه حداقل ۴۵ هواپيماى آرژانتين طى اين جنگ ۴۵ روزه از بين رفت (اگرچه ۱۳ ناو انگليسى غرق شد يا صدمه ديد.) سربازان آرژانتينى كه در جزيره بدون پشتيبانى دريايى و هوايى باقى مانده بودند در ماه ژوئن تسليم نيروهاى انگليسى شدند و جنگ خاتمه يافت در حالى كه ۶۳۵ آرژانتينى و ۲۵۵ انگليسى در اين نبرد جان باخته بودند.
نتيجه نبرد
جنگ فالكلند اگرچه منجر به شكست قطعى آرژانتين شد اما ضعف نيروى دريايى را در برابر نيروى هوايى آشكار كرد. هيچكس گمان نمى كرد سومين نيروى دريايى جهان كه زمانى نه چندان دور قدرت اول و مالك نيمى از جهان بود چنين ضربات خرد كننده اى از تعدادى خلبان ارتش جهان سومى آرژانتين تحمل كند.
رسانه هاى غرب اگرچه پيروزى انگليس را بزرگ جلوه دادند و چنين وانمود كردند كه آرژانتين در اين نبرد حريف بسيار ضعيفى بوده اما كسى به اين موضوع نپرداخت كه چرا بايد موشك هاى ۲ ميليون دلارى اگزوست به اين سادگى ۵ ناو بزرگ انگليسى را كه برخى از آنها مانند شفيلد و آتلانتيك كانوير بسيار گران و با اهميت بودند از بين ببرند و عمليات آبى - خاكى كه در آن تنها ۲ تيپ نيرو پياده شد منجر به صدمه ديدن ۸ ناو و غرق ۵ فروند شود؟ پيام اين جنگ يك چيز بود: ديگر نيروى دريايى بدون پشتوانه هوايى قوى، ارزشى ندارد. در حقيقت ناوها در كنار هواپيماها اهميت مى يابند. ناوهاى كوچك هواپيمابر انگليس چون نتوانستند با خود هواپيماهاى قوى و زياد به ميدان بياورند در برابر ميراژها، سوپر اتانداردها و اسكاى هاوك هاى آرژانتين عاجز ماندند. انگليس در اين نبرد البته از هواپيماهاى سى هارير نيز استفاده كرد اما اين هواپيماهاى عمود پرواز از چالاكى جت هاى معمول برخوردار نبوده و مجبور بودند اكثراً از سر راه جت هاى با سرعت ۲‎/۵ ماخ آرژانتينى كنار بروند.
مى توان در نهايت نتيجه گرفت كه جنگ فالكلند حقيقت تلخى را براى انگليس مشخص كرد. اين كشور ديگر نمى تواند بدون برادر بزرگتر خود (آمريكا) در جنگى شركت كند چرا كه نه قادر به پوشش هوايى مناسب براى ناوهاى خود است و نه آنكه مى تواند در مقياس وسيع اقدام به جابه جايى نيرو و تجهيزات كند و ناوهاى كوچك هواپيمابر انگليسى نيز (كه تنها يك سوم نوع آمريكايى ظرفيت دارند) نمى توانند پشتيبانى كننده هاى خوبى باشند.

تصوير

بقایای یک هلیکوپتر سقوط کرده در جزیره فالکلند

تصوير

قبرستان سربازان ارژانتینی کشته شده در نبرد گوس گرین
منابع فاس - نوشته تام کوپر و ایران نیوز

Uncategorized 10:31 am
مهندس اسکورزینی متولد وین اتریش در با نام کوچک اتو زمانی در اروپا به شهرت رسید که توسط بخش برون مرزی رادیو المان در سپتامبر 1943 بعنوان خطرناک ترین مرد اروپا معرفی شد. اما دنیا اورا با عملیات نجات بنیتو موسولینی میشناسد که در گران کازو در اسارت به سر میبرد و توجه داشته باشید که گران کازو بلند ترین بخش ایتالیایی رشته کوههای الپ به شمار میرود و بدین ترتیب او به دلیل مهارت شجاعت و قدرت رهبری ذاتی تبدیل به یکی از مهمترین کماندوهای تاریخ گردید . او در12 ژوئن 1908 (( روز تولد حقیر سراپا تقصیر )) در وین اتریش متولد شد فرزند یک مهندس اتریشی که البته اتو نیز راه پدر را دنبال کرد. او نیز در رشته مهندسی تحصیل کرد و مشغول به کار در وین گردید و اتوی بلند قد و تنومند بصورت دیوانه وار شیفته نظامی گری بود. در 1934 اتو ازدواج کرد سپس با همسرش با یک موتور سیکلت برای ماه عسل به ایتالیا مسافرت کرد و این سفر برای کسانی که او را میشناختند بسیار غیر عادی به نظر میامد. سال 1938 برای اتریش سال غم انگیزی بود.سربازان نازی اتریش را تصرف ئ ضمیمه خاک رایش نمودند و اصولا اتریشی ها همیشه با نگاهی تحقیر آمیز به آلمانی ها نگاه میکنند و برایشان بسیار سخت بود تصرف کشورشان بدست سربازان آلمانی … اما اتو در این مرحله نیز وجود و جوهره خود را نشان داد او توانست تا جان ویلیام میکلاس را نجات دهد .میکلاس رئیس جمهور اتریش در ان زمان بود. نازی ها قصد داشتند تا اورا به قتل برسانند هرچند اسکورزینی در 1931 به شاخه نظامی خزب نازی اتریش پیوست ولی تمایلات قوی اتریشی او اجازه نمیداد تا رئبس جمهور کشورش به دست دشمن اشغال گر کشته شود. در این زمان داستان به گوش ارنست کالتنبرنر رسید او رهبر حزب نازی اتریش بود. با شروع جنگ دوم اتو به ارتش پیوست تا به ارزوی دوران جوانیش یعنی خلبانی برسد ولی سن زیاد باعث شد تا لوفت واقه (نیروی هوایی رایش ) از پذیرش او خودداری نماید. سپس او به عنوان داوطلب وارد خدمت در واقن اس اس گردید که بهمراه نیروی زمینی ارتش المان میجنگید. این واحد جز ذبده ترین واحدهای ارتش المان به شمار میرفت. تنها 11 نفر بهمراه اتو توانستند امتحانات ورودی وافن اس اس را بگذرانند و وارد پادگان اموزشی لشگر واقن اس اس شوند. لشگر وافن اس اس در واقع لشگر محافظین شخصی هیتلر بودند. یک روز قبل از تهاجم ارتش نازی به فرانسه در 9 مه 1940 او به برلین اعزام شد تا بعنوان یک گروهبان دوم گواهینامه فنی خود را دریافت نماید. با اصرار فراوان به فرمانده واحد توپخانه سنگین او را متقاعد ساخت تا بعنوان یگ تکنسین فنی بهمراه این نیرو به فرانسه برود. سپس او به واحد فنی لشگر دوم وافن اس اس منتقل شد و در نهایت توانست در یک جنگ واقعی شرکت نماید. در روسیه با ترکش یک کاتیوشا در پشت سر زخمی شد و بدلیل بیماری شکم ارتش او را مجبور به بازگشت به اتریش نمود. هرچند او به سختی مخالفت کرد ولی در نهایت به وین بازگشت. حالا اتو یک نشان صلیب آهنی برای این اتقاق دریاقت کرده بود. بعد از بهبودی تو را به یک زاغه مهمات نظامی فرستادند اتو بسیار دلسرد شد ولی در این دوران او شروع به مطالعه تمامی کتابهای موجود در مورد نیروی های کماندویی سیستمهای آموزشی در کشورهای مختلف را مطالعه کرد. با بسیاری از افسران اس اس ملاقات میکرد و به تبادل نظر با تمامی کسانی که علاقمند صحبت با یک افسر جز بودند میپرداخت . استدلال او خلق یک نیروی توانا بود که بتواند در پشت خطوط دشمن به اجرای انواع عملیاتهای خرابکاری بپردازد. او از تجربیات جبهه روسیه دریافته بود که ارتش نازی نیاز مبرمی به تربیت چنین واحدهایی دارد زیرا اجرای عملیاتهای روزانه عادی را تحت شعاع قرار میدهد. در اوریل 1943 از طرف سرفرماندهی وافن اس اس پیشنهادی را دریافت کرد ..وافن اس اس به دنبال افسری بود که بتواند علاوه بر داشتن توانایی های فنی عملیاتهای خاصی را اجرا کند . بدون هیچگونه مخالفت اتو این پیشنهاد را پذیرفت و به درجه سروانی ارتقا یافت . حالا اتو اسکورزینی داستان ما فرمانده واحد ویژه تازه تاسیس وافن اس اس شده بود. تا سال 1943 ارتش نازی داشتن نیروی ویژه را یک الزام نمیدید انها دارای بهترین نیروی زمینی دنیا بودند ورماخت هیچ نیروی را در مقابل خود نمیدید که یارای مبارزه یا مقاومت داشته باشد و برای انجام عملیاتهای خاص یا گرفتن اهداف کلیدی انها از نیروی های چتر باز یا واحد مخصوص براندنبورگ در اب وهر با همان سرویس اطلاعات ارتش استقاده میکردند . این واحد از بهترین سربازان المانی بودند که میتوانستند به زبانهای بومی به روانی صحبت کنند. ولی در 1943 جنگ برخلاف میل المانها پیش میرفت آنها نمیتوانستند دیگر به اسانی نیروهای دشمن را از پیش رو بردارند و حالا نیاز به نیرویی ویژه در ارتش المان حس میشد. اتو فرمانده یک واحد تازه تاسیس بود که در ابتدا واحد اس اس فریدنتال نامیده میشد سپس به واحد شکارچیان اس اس برلین تغییر نام داد و در نهایت واحد نبرد مرکزی اس اس نام گرفت . واحد کوچک اتو به 5 گردان گسترش پیدا کرد. انها باید در عمق خاک دشمن به عملیات بپردازند که این وظیفه ایی جدید در ارتش المان بود و بسیار جذاب بود. در این زمان سازمان امنیت المان که از واحدهای مختلفی مانند گشتاپو یا اس دی که همان سازمان امنیت داخلی بود یا آوسلند اس دی ( سازمان امنیت خارجی ) اداره اگاهی و جوخه های مرگ تشکیل شده بود سرپرستی این واحد را بدست گرفت و واحد اتو به سازمان اوسلند اس دی ملحق گردید. ارزیابی سازمان این بود که یک نیروی سازمان داده شده بیشتر از یک تیم جاسسوسی کوچک موثر واقع میگردد . برداشت سازمان این بود که این نیرو نیاز به فرماندهی دارد که علاوه بر قدرت رهبری و سازماندهی و فرماندهی به مرامهای حزبی نیز وفادار باشد. بعد از قتل هایدریش رهبر این سازمان به دست وطن پرستان چکی ارنست کاتنبرنر رهبر سابق حزب نازی اتریش رئیس سازمان اوسلند اس دی شد او میدانست علیرغو همه شایستگی ها اسکورزینی در 35سالگی هنوز یک ستوان است او را به فرماندهی این واخد نیروهای ویژه منصوب کرد. هدف اسکورزینی تربیت نیروهایی بود که بتوانند در پشت خط نیروهای دشمن بدون استفاده از اسلحه دشمن را بقتل برسانند. در جولای 1943 بعد از یک جلسه در ایتالیا پادشاه موسولینی را برکنار کرد. شکستهای نیروهای ایتالیایی در جبهه های مختلف از دست رفتن متصرفات در افریقای شمالی و تارضایتی مردم ایتالیا دلیل برکناری دوست نزدیک هیتلر بود. پادشاه ژنرال بادوگیلیو را به جای موسولینی منصوب کرد و اوبعد از ترک ویلای پادشاه ایتالیا به دست ژاندرمهای ایتالیایی دستگیر شد . هیتلر خشمگین عملا نمیتوانست کاری انجام دهد از طرفی ایتالیا هنوز متحد انها به شمار میرفت و دولت جدید به هیتلر اطمینان داده بود در جنگ در کنارشان خواهد ماند و از طرف دیگر او میدانست بزودی ایتالیا تسلیم متفقین میشود و دوست نزدیکش را تسلیم خواهد کرد . پس هیتلر تصمیم گرفت قبل از این اتفاق موسولینی را نجات دهد و با سرنگونی دولت کنونی مجددا موسولینی را به قدرت برساند . برای اجرای عملیات اسکورزینی بهمراه 5 نفر از دیگر فرماندهان مشهور المانی به اقامتگاه هیتلر در پروس شرقی دعوت شدند . این افراد باید به دو سال پیشوا پاسخ میدادند . ایا ایتالیا را میشناسید و در مورد این کشور چه فکر میکنید . اسکورزینی ماه عسل را در این کشور گذرانده بود و بخوبی ایتالیا را میشناهت و در پاسخ به سئوال دوم او گفت من اتریشی هستم پیشوا … از جایی که خود هیتلر نیز یک اتریشی بود میدانست احساس اتریشی ها نسبت به ایتالیایی ها چیست جرا که در پایان جنگ اول اتریش مجبور شد بخشی از خاک کشورش را به ایتالیا واگذار نماید. … هیتلر در انتخاب او تردید نکرد. دستور نجات موسولینی قبل از اسارات به دست متفقین بود . برای کاور عملیات واحد اسکورزینی به واحدهای تحت امر ژترال اشتودنت فرمانده لشگر چتر باز المان منتقل گردید . برای فریب اذهان از دو روز قبل بخشی از واحدهای تحت امر اشتودنت به ایتالیا منتقل شدند . المانها از این کار دو هدف را دنبال مبکردند نخست اسکورزینی بعنوان یکی از اجودانهای اشتودنت معرفی میشد و دیگر اگر نیاز به تصرف رم بود این واحدها میتوانستند به اسکورزینی و موسولینی بعد از ازادی کمک کنند. بعد از ملاقات با اشتودنت اسکورزینی به معاونش کارل رادل تلفن زد به کارل گفت که ماموریت مهمی در پیش است که نمیتواند از پشت تلفن برایش توضیح دهد ولی لیست بلند بالایی از مهمات بهمراه رتگ موهای مشکی و ردای کشیشی درخواست کرد و میشد جهره متعحب کارل را تجسم کرد که با خود میگفت was macht er denn da? Sheisse ! ماموریت دیگر رادل انتخاب 40 نفر از بهترین سربازان مسلط به زبان ایتالیایی با لهجه سلیس محلی بود. این افراد به یکی از مقرهای سرفرماندهی المان در ایتالیا خارج از رم اعزام شدند در خارج از شهر ساکن شوند. در هفته های بعد تمامی تلاش منابع اطلاعاتی المان و نازیها صرف یافتن مکان دقیق نگهداری موسولینی شد. اطلاعات بسیار لازم بودند تا به وسیله ان اسکورزینی بتواند تاکتیهای مورد نیاز در عملیات را برنامه ریزی کند. یکی از جالبترین داستانها که در این روی داد این بود که هیتلر که بشدن خرافاتی بود اقدام به استقاده از قالبینان و پیشگویان کرد تا از راه متافیزیک بتوانند جای موسولینی را کشف کنند. در این مدت ایتالیایی ها برای چند بار جای موسولینی را تغییر دادند گویی میدانستند که هیتلر برای نجات رفیق دیرین کاری خواهد کرد. دلیل این کار کوششهای نافرجام المانی ها در سه بار قبل برای نجات او بود که هر سه بار با شکسن روبرو شد . ذر ابتدا ذر جزیره پونانزا در ساحل ناپل سپس در جزیره لامادلنا در ساردینی که بعد از شناسایی توسط یکی از کماندوهای اعزامی توسط اسکورزینی که در لباس یک ملوان به جزیره رفت ، خود اسکورزینی با یک بمب افکن هاینکل برای عکس برداری به محل پرواز کرد. در این مرحله زندگی اسکورزینی به خطر افتاد . بمب افکن هاینکل به وسیله یک جنگنده متفقین سرنگون شد خلبان کشته شد و اسکورزینی توسط یک ناو ایتالیایی از دریا گرفته شد. باز ایتالیایی ها جای موسولینی را تغییر دادند . ولی اینبار مکان موسولینی توسط کاپلر وابسته نیروی پلیس نازی ها در سفارت این کشور در رم کشف شد او یک پیام رمز ساده پلیس در ایتالیا دریافت کرد که در مورد امادگی در اطراف گران ساسو بود. به منطقه رفت و در یافت از موسولینی در بالای یک کوه که فقط راه ارتباطی از طریق یک خط تله کابین دارد نگه داری میشود. اوضاع برای المانیها اصلا خوب پیش نمیرفت در سوم سپتامبر ایتالیا مورد هجوم متفقین قرار گرفت و در نهم سپتامبر تسلیم شد . شرایط بسیار دشوار بود ..هرچند ایتالیا دشمن المان نشده بود ولی دیگر متفق این کشور نیز به شمار نمیرفت . پایگاه های المانی نیز توسط متفقین به شدت بمباران شد . حالا متفقین در ناپل پیاده شده بودند و امکان ارسال تدارکات نیز با مشکلات فراوان روبرو شده بود. در این زمان اسکورزینی با یک هاینکل بر فراز گران ساسو پرواز کرد و عکسهای زیادی توسط یک دوربین دستی از منطقه برداشت . پس از بازگشت نقشه یک حمله سریع توسط اسکورزینی ؛ ژنرال اشتودنت و مورس یکی ازفرماندهان چترباز ریخته شد . 12 فروند گلایدر DFS230 با 9 کماندو بر فراز گران ساسو از هواپیما جدا میشدند . در ارتقاعی بالای 9500 پا در یک زمین مسطح در کنار هتل متعلق به اسکی بازها فرود میامدند . توجه داشته باشید هتل توسط صخره ها محاصره شده بود. کماندوها باید سریع ژاندارمهای ایتالیایی را از پا دراورند تا انها فرصت شلیک به موسولینی را نیابند. در همین زمان با نفربرهای شنی اس اس مورس به ایستگاه تله کابین در پایین حمله میکرد و انجا را اشغال و پاک سازی میکرد. سپس موسولینی توسط یک هواپیمای سبک فراری داده میشد . یک نیرو با استعداد 108 نفر کماندو که شامل 25 نفر از نیروهای مخصوص اسکورزینی میشدند و همچنین ژنرال سولتی فرمانده ژاندارمری ایتالیا که توسط المانی ها ربوده شده بود عازم منطقه گران ساسو شدند . هدف از حضور این ژنرال ایتالیایی این بود که اسکورزینی اعتثاد داشت حضور او باعث گیج شدن نگهبانان ایتالیایی خواهد شد . با وجود همه مشکلات عملیات یک شاهکار تمام عیار بود . المانها تنها یک مجروح داشتند که در هنگام فرود اخرین گلایدر دچار اسیب دیدگی شدند و البته چند نگهبان ایتالیایی نیز کشته شدند. گلایدر حامل اسکورزینی دومین در ردیف خود بود بر اثر یک اشتباه هواپیمای یدکش اول که نقشه را در اختیار داشت به کنار رفت و گلایدر حامل اتو بعنوان لیدر جای گرفت در حالی که او نقشه را نداشت . اتو با کارد در کف گلایدر سوراخی ایجاد کرد و با تکیه بر عکسها گلایدررا به منطقه فرود راهنمایی کرد. پس از فرود اسکورزینی ژنرال ایتالیایی سولتی را جلو انداخت با فریاد های این ژنرال در پشت یکی از پنجره ها دید و فریاد زد که کنار برود تا مورد اصابت گلوله ها قرار نگیرد و سپس نزدیک ترین درب را یافت و منفجر کرد. در پایین نیز مردان مورس بسیار سریع بعد از یک زد خورد کوتاه ایستگاه را به تصرف خود دراوردند . موسولینی در یک هواپیمای سبک دو نفره با هدایت خلبان مخصوص ژنرال اشتودنت یعنی سروان گرلاخ جای گرفت خود اسکورزینی خود را در اطاقک کوچکی در انتهای هواپما جای داد بعدها او در ارتباط با این مسئله گفت نمیخواستم اگر اتفاقی برای موسولینی افتاد خود شخصا به هیتلر گزارش بدهم . زیرا ترجیح میدادم تا بمیرم ولی در چشمان هیتلر نگاه کنم و بگویم که بعد از نجات رفیقش در برخورد هواپیما با صخره ها کشته شد.بلند شدن هواپیما دچار مشکل شد . باند بسیار کوتاه بود و یک چاله نیز در میان باند وجود داشت . وزن هواپیما با وجود حضور اسکورزینی در اطاقک نیز زیاد شده بود . به این مشکلات اضاقه کنید کمبود هوای لازم در این ارتفاع برای بلند شدن هواپیما . با دستور خلبان کماندوها هواپیما را با دست نگه داشتند او گاز را تا انتها باز کرد سپس با علامت او هواپیما توسط کماندوها رها شد. بعد از عبور از گودال هواپیما به زمین خورد ولی گرلاخ خلبان ماهر المانی با اعصابی پولادین هواپیما را هدایت کرد تا پس رسیدن به پرتگاه هواپیما بطرف پایین شیرجه بزند سپس گرلاخ به اهستگی فرمان را به عقب کشید . هواپیما در ارتفاع درختان قرار گرفت برای اجتناب ازبرخورد با هواپیماهای متفقین در همین ارتقاع به پرواز ادامه داد ولی چیزی درمورد اسیب دیدن موتور به سرنشینان بسیار مهمش نگفت . فرود در پایگاهیی المانی در نزدیکی رم که متعلق به نازی ها بود انجام پذیرفت . از این پایگاه اسکورزینی و موسولینی به وین پرواز کردند و سپس دوچه نیز به نزد پیشوا برده شده . این یک موفقیت بزرگ برای اسکورزینی بود و تمامی کسانی که در این عملیات درگیر بودند به ترتیب نشانهای صلیب را دریافت کردند و این افتخاری بزرگ در تاریخ حرفه ایی اتو بود . هرچند این نظر شخصی نگارنده است که یکی از مهمترین دلایل موفقیت عملیات جدا از خود اسکورزینی و شانس و بخت و اقبال مساعدش دشمن در این عملیات بود چرا که تاریخ نشان داده است که ایتالیایی ها هر جنگجویان خوبی نیستند و بهتر است با همان سشوار و ادکلن و ژل به ارایش و خوش تیپ کردن خود بپردازند و جنگ را به بزرگان و مردان این کار بسپارند . مطمئنا در صورتی که دوچه در اختیار امریکایی ها روسها یا انگلیسی ها بود هم اکنون به جای داستان شجاعت اسکورزینی داستان چگونگی مرگش را مینوشتیم . پس از موفقیت در این عملیات حالا اسکورزینی مرد شماره یک نیروهای مخصوص المانی بود انها در پایگاههایشان تمرینات نظامی را ادامه میدادند . در سال 1944 او توانست تسلط خود را بر سایر نیروهای ویژه المانی دیکته نماید . در 20 جولای 1944 در جریان کودتای نافرجام فون اشتافنبرگ ( به تازگی فیلمی در هالییود با بازی تام کروز در این مورد ساخته شده است )) اسکورزینی نقشی مهم را ایفا کرد و در جای خود به شکست کودتا کمک شایانی نمود و اعتماد هیتلر به او بیشتر و بیشتر شد و در نهایت با عملیات مجارستان کارایی و وفاداری او به هیتلر اثبات شد . میکلوس هورتی که متحد هیتلر در مجارستان بود تصمیم گرفت تا با روسها مذاکره کند و به المان پشت نماید و در نتیجه این باعث ضریه پذیری هر چه بیشتر المانها میشد . برای مقابله با این تصمیم با فرمان شخص هیتلر در 1944 سرگرد اسکورزینی بع مجارستان رفت و پسر رهبر مجارستان را به گروگان گرفت ولی این امر باعث توقف مذاکرات نگردید … سپس اسکورزینی در مرحله دوم عملیات به دژی که هورتی اقامت داشتند رفتند و اورا از قدرت خلع و یک نخست وزیر مزدور المانی را به کار گماشتند . شاهکار بعدی اسکورزینی عملیاتی بود که به نام عملیات گریفین در دنیا مشهور شد .. در این عملیات به پیشنهاد شخص هیتلر سرهنگ دوم کنونی اسکورزینی با یک واحد از نیروهایش که به زبان انگلیسی مسلط بودند با یونیفرمهای امریکایی و متفقین با خودروها و ادوات جنگی امریکایی به پشت جبهه متفقین نفوذ میکردند و اقدام به انهدام نیروهای دشمن مینمودند و علاوه بر خسارات زیاد اشفتگی به وجود میاوردند . این طرح بشدت موفق شد تدارکات امریکایی ها دچار کندی حرکت شد چرا که امریکایی ها اقدام به ایجاد بازرسی های زیادی کردند . حالا همه به همدیگر مشکوک بودند در بازرسی ها سئوالات زیادی از سربازان در مورد امریکا پرسیده میشد تا اطمینان حاصل شود نیروی فوق امریکایی است سئوالاتی در مورد ایالات یا لیگ فوتبال. هنگامی که بعضی از ماموران اسکورزینی دستگیر شدند پرده از راز بزرگی برداشتند اسکورزینی و سربازانش دستور داشتند تا به پاریس بروند و ژنرال آیزنهاور را ترور کنند . در ان زمان ایزنهاور فرمانده نیروهای امریکایی در اروپا بود . وقتی سربازان المانی اعتراف کردند فرمانده شان اسکورزینی است متفقین دریافتند این موضوع جدی است چرا که همگان او را مشناختند. در دوران شکست المانها او فرماندهی یک موضع دفاعی در در ساحل رودخانه ادر را در 50 مایلی برلین بر عهده داشت که به پاس هوشیاری و شجاعتش به برلین دعوت شد و ازدستان پیشوا یک صلیب مزین برگ بلوط دریافت کرد. او سپس ماموریت یافت تا بعنوان بازرس مخصوص تا به جبهه شرق برود او به وین رفت و دریافت زمان برای نجات زادگاهش بسیار دیر شده است . دو روز قبل از خودکشی هیتلر اسکورزینی از دستان هیتلر دستور دفاع از دژ الپی را برعهده بگیرد این دژ در باواریا قرار داشت 10 روز بعد جنگ به پایان رسید و اسکورزینی تسلیم شد . در دادگاه نورنبرگ قاضی سعی داشت تا او را به جنابت جنگی متهم نماید . دلیل این امر فقط عملیات گریفین بود و اسیبهای جدی که امریکایی ها از دستان او دیدند ولی شهادت یک کماندوی انگلیسی مبنی بر ایکه متفقین نیز با یونفرمهای المانی در پشت جبهه به المانها حمله میکردند باعث نجات این افسانه نیروهای مخصوص شد . بعد از جنگ با کمک وزیر سابق بازرگانی هیتلر او مدتی را مخفی بود و سپس با عکسی از او توسط خبرگزاری فرانسه منتشر شد و یا کمک یک پاسپورت اسپانیایی به مادرید رفت .با استفاده از نام اشتاینباخر اسکورزینی یک شرکت امنیتی نیز داشت که موجبات فرار بیش از 600 نفر از جنابت کاران جنگی نازی با امریکای لاتین را فراهم ساخت و سپس به ارژانتین رفت برای مدتی مسئول امنیتی اوا پرون همسر دیکتاتور این کشور برای مدتی نیز محافظ و مسئول امنیتی ناصر رهبر مصر بود . سپس به اسپانیا بازگشت و یک شرکت مهندسی فنی تاسیس کرد و تاسالها در این کشور باقی ماند و تبدیل به یک میلیونر گردید سرانجام او که تا انتهای عمر یک نازی متعصب باقی ماند در سال 1970 پزشکان وجود تومورهایی را درستون فقرات بدن اسکورزینی تشخیص دادند و سپس در هامبورگ اقدام با خارج کردن دو تومور نمودند ولی این جراحی باعث شد تا او از کمر به پایین فلج شود.برای شش ماه او شروع به تمرین با یک پزشک مخصوص نمود و بعد از این مدت دوباره به روی پاها بازگشت . در جولای 1975 در سن 67 سالگی یکی از اسطوره های دنیای نیروهای مخصوص درگذشت . بسیاری تحت تاثیر تبلیغات تاس خبرگزاری رسمی شوروی سابق اعتثاد داشتند اسکورزینی وظیفه اموزش نیروهای مخصوص امریکایی یا همان کلاه سبزها را در زمان جنگ ویتنام برعهده داشت
Uncategorized 9:43 am

در تاریخ 23مارس 2003 تیروی هوایی امریکا نوع جدیدی از جنگ افزار را آزمایش کرد. . یکی از بزرگترین بمبهای متعارف ساخته شده در طول تاریخ …
بمب مواب یا مخفف کلمات مهمات سنگین منفجر شئنده در هوا است. این بمب برای نابود کردن تاسیسات و سنگرهای تقویت شده و یا در هم شکستن نیروهای زمینی و زرهی
در محدوده ای وسیع طراحی شده است … بمب مواب در واقع بزرگترین بمب متعارف زرادخانه نیروهای هوایی امریکاست ..وزن این بمب در خدود 9525کیلوگرم است و دارای 9 متر طول و قطری در حدود 1

متر مبیاشد … با توجه به امکانات استفاده ازهدایت ماهواره ایی این سلاح در واقع یکی از هوشمندترین سلاحهای موجود در دنیا است … با توجه فیوز نصب شده برروی مواب این بمب در ارتفاع 2 متری برروی

هدف منفجر میشود دلیل تعبیه این چنین امکانی در این بمب این است که کارشناسان امریکایی اعتقاد دارند با این چنین سطحی از انفجار میزان ویرانی بسیار بیشتر از شیوه های عادی استفاده از بمب را برجای میگذارد .
بمبی که با زمین برخورد کرده و منفجر میشود بدلیل فرو رفتن در زمین بیشتر انرژی خود را به زمین منتقل میکند یا شدت انفجار به اسمان برمیگردد .. در سلاحهای که در اسمان
منفجر میشوند حجم زیادی از انرژی این بمبها در فضای اطراف محل انفجار پراکتده شده باعث خرابی بیشتر میشود.
این بمب جایگزینی است برای ال یو 82 دیزی کاتر شده است البته از یاد نبریم دیزی کاتر نیز در هوا منفجر میشود و وزنی در حدود 6800 کیلوگرم دارد و در دوران جنگ ویتنام ساخته شده است .
در زمان جنگ ویتنام یکی از کاربردهای این بمب یعنی دیزی کاتر استفاده از ان در مناطق جنگلی برای ساخت مناطق مناسب برای فرود چوپر ها یا هیویی ها بود …
با پرتاب یک دیزی کاتر نیروی هوایی میتوانست محوطه ایی در حدود 153متر را از درختان پاکسازی کند و اماده برای فرود هلیکوپتر ها باشد …
یاید متذکز شوم هماگونه علاقمندان واقعی علوم نظامی اطلاع دارند بزرگترین بمب ساخته شده امریکایی تاکنون ، بمب تی 12 امریکا است که در دهه 50 میلادی ساخته شد و توسط بمب افکنهای بی 36 پرتاب
میشد و وزنی در حدود 19800کیلوگرم دارد. مواب را نمیتوان با بمبهای اتمی مقایسه کرد چون توان اتفجار یک مواب از بمبهای اتمی کوچک
نیز کمتر است …کوچکترین بمب اتمی شناخته شده بمب دیوی کراکت است که 10 تن قدرت انفجاری دارد در صورتی که وزن خود بمب در حدود 45 کیلوگرم است و البته حجم زیادی از تشعشعات را ایجاد میکند.
در مقام مقایسه با مواب میتوان به این نکته اشاره کرد که بمب پرتاب شده بروی هیروشیما با قدرتی در حدود 14500تن تی ان تی وزنی در حدود 4500 کیلوگرم داشت که نصف  وزن مواب بود.
همچنین به جای سیستمهای سنتی پرتاب بمب از میان دریچه های مخزن بمب افکن این بمب از درب عقب هواپیمایی مثلا مانند هرکولس پرتاب میشود.
نکته قالب توجه دیگر این است که بمب بهمراه چتر نجات و البته یک پالت از هواپیما به بیرون پرتاب میشود . چتر پالت و بمب را از هواپیما خارج میکند.در ادامه پالت جدا شده و بمب به حرکت به سوی هدف ادامه

میدهد.در زمانی که بمب به سرعت لازم و مورد نیاز خود میرسد سیستم هدایت جی پی اس به کار میافتد و بمب را به طرف هدف هدایت میکند.مواب درواقع از 8تن تریتونال تشکیل شده است که خود شامل 80

درصد ماده سنتی تی ان تی و 20 درصد پودر الومینیوم است استفاده از پودر الومینیوم برای بهبود وضعیت انفحاری تی ان تی است و همچنین باعث افزایش این پودر به تریتونال باعث افزایش 18درصدی قدرت ترکیب نسبت به تی ان تی میشود.
این ترکیب در دیزی کاتر شامل 5700 کیلوگرم نیترات امونیوم الومینیوم و پلی استیرن میشود.که با نام جی اس ایکس شناخته میشود و البته ماده بسیار گران قیمتی است و دارای قدرت انفجاری بالایی است   .

Uncategorized 9:42 am
برای ایرانیها نوشتن از سه هواپیما تبدیل به یک عادت شده است … فانتوم ، اف 5 و البته ستاره شبهای هر علاقمند به پرواز ایرانی یعنی تامکت ..نگاهی داریم به کاربران همه این سالهای طولانی فانتوم در دنیا ..این شبح به پایان عمر خود نزدیک میشود.
ایالات متحده امریکا
نیروی دریایی که برنامه فانتوم را آغاز کرده و به پیش برده بود خریدار اصلی اف 4 به شمار میامد . هرچند که در اینده نیروی هوایی جای این نیرو را گرفت تبدیل به خریدار اف 4 گردید . در دسامبر 1958 نیروی دریایی طی قراردادی با کمپانی مک دانل داگلاس تصمیم به خرید 375 فروند از این پرنده را قطعی کرد. این برنامه تا سال 1965 به دراز میکشید تولید این هواپیما با توجه به ابن قرار داد به شش فروند در ماه رسید . بر اساس برنامه ریزی ها این روند بایستی تا اواسط سال 1965 حفظ میشد . براساس برنامه اخرین فروند در دسامبر 1965 تحویل نیروی دریایی میگردید . بدلیل تغییرات در مدل ایی و تعویض ان با مدل بی تنها تعداد محدودی ( زیر 50 فروند ) از این مدل ساخته شد .تمام این نوع به اسکادرانها اموزشی واگذار گردیدند. در واقع همه فانتومهای عملیاتی نیروی دریایی از نوع بی بودند که تعداد انها به 650فروند میرسید . در سالهای 1972 و 1973 با احرای یک برنامه برروز رسانی تعداد قابل توجهی از این مدل ارتقا یافتند این برنامه شامل تقویت بدنه افزودن تجهیزات الکترونیکی جدید و اصلاح سیستم برق هواپیما میشد. این مدل به مدل N مشهور شد. در ژوئن 1965 مدل جدیدتری از فانتوم در نیروی دریایی به کار گرفته شد. در واقع با افزودن چرخهای فرود بزرگتر و البته سیستم کنترل اتش AWG-10 فانتوم ایی به مدل جی تغییر نام داد.این دومین مدل اصلی مورد استفاده نیروی دریایی بود که در مجموع در حدود سالهای 1966 الی 1972 302 فروند از این هواپیما تحویل نیروی دریایی گردید . این فانتومها بعدها تحت برنامه های بروزسازی قرار گرفتند و بعنوان مدل S نام گذاری شدند. و سی سال بعد از قطعی شدن قرار داد خرید فانتوم در نیروی دریایی در 1988 تمامی اشباح ابی رنگ بازنشسته شدند . البته باید در نظر داشت که سپاه تفنگداران دریایی امریکا نیز برای برنامه های پشتیبانی خود به فانتوم مجهز گردید . این فانتومها با استفاده از Blue Dallors خریداری شدند و البته جزیی از دارایی های نیروی دریایی محسوب میشدند . این فانتومها توسط یگان هوایی نفنگداران دریایی مورد استفاده قرار میگرفت و دارای مشخصات مشابه فانتومهای خود نیروی دریایی بود . جز یک مورد که انهم RF-4B یا همان فتوفانتومها که برای ماموریتهای شناسایی 46 فروند برای سپاه تفنگداران دریایی تولید شد و در 1965 احویل این نیرو گردید و سپس جزیی از دارایی های نیروی دریایی گردید.
در سال 1962 با دستور مستقیم وزارت دفاع امریکا یک سری ازمونهای رقابتی بین فانتوم و جنگنده های در خدمت نیروی هوایی برگزار شد که نتایج شگفت انگیز بود. تمامی نتایج به صورت تکان دهنده ایی به نفع هواپیمای در خدمت نیروی دریایی بود. سپس در 1962 دستور خرید برای فرماندهی هوایی تاکتیکی صادر شد. این فانتومها بر طبق سیستم کد گذاری نیروی هوایی F-110 و براساس کدهای کارخانه سازنده F-4C نام گرفت و در مجموع از این فانتومها که دارای خصوصیات مشابه فانتومهای نیروی دریایی بودند در حدود 580 فروند تولید گردید . البته بعد از بازنشسته شدن این هواپیما ها 40 فروند انها تحویل نیروی هوایی اسپانیا گردید . البته نیروی هوایی بغیر از این مدل دارای یک مدل دیگر نیز بود. مدل شناسایی و عکسبرداری یا همان فتو فانتوم با کد RF-4C که در حدود 500 فزوند از این هواپیما تحویل نیروی هوایی گردید . سپس نیروی هوایی مجهز به فانتوم F-4D گردید که در واقع مدل پیشرفته تری نسبت به سری C به شمار میرفت . و تا انتهای برنامه 750 فروند تحویل نیروی هوایی شد. اما درواقع هیچکدام از این مدلها برای نیروی هوایی و کاربرد این نیرو طراحی نشده بود تا این اینکه به درخواست نیروی هوایی فانتوم مدل E برای این نیرو طراحی و ساخته شد. این مدل علاوه بر تمامی تجهیزات سری ها قبلی به یک توپ 20 میلیمتری مجهز بود. نیروی هوایی بالغ بر1400 فروند از این سری را وارد خدمت کرد. . در نهایت میتوان گفت شاهکار مک دانل داگلاس و بهترین مدل فانتوم در واقع فانتوم وایلدویزل بود که با حرف جی شناسایی میشد و برای سرکوب پدافند هوایی طراحی و در نظر گرفته شد و با ارتقا فانتومهای سری E من جمله 20 فروند فانتومی که از استرالیا بازگردانده شد این هواپیما به تعداد 116 فروند به نیروی هوای تحویل گردید.
استرالیا.
در 1963 شرکت سازنده فانتوم تلاش کرد تا نظر موافق دولت استرالیا را برای خرید فانتوم جلب کند. انها مدلی از فانتوم را با کد DX-98 را به استرالیا پیشنهاد کردند که که براساس سری C طراحی گردید ولی مجهز به انجین های ATAR-9 فرانسوی ساخت کمپانی فرانسوی اسنکما بود. دلیل این امر رضایت نیروی هوایی استرالیا از این موتور بود که بروی میراژهای 3 این نیرو به کار گرفته شده بود. ولی استرالیایی ها چشم به خرید F-111 شرکت رقیب یعنی جنرال دینامیکس دوخته بودند. وقتی به دلیل مشکلات در توسعه این هواپیمای تهاجمی و تاخیر تحویل به نیروی هوایی امریکا استرالیایی ها دریافتند زودتر از 1974 نمیتوانند از هواپیماهی خود استفاده کنند در جستجوی جانشینی برای موقت برای بمب افکنهای کانبرای خود افتادند. در طی قراردادی در 1970 با نیروی هوایی امریکا 24 فروند فانتوم E تحویل استرالیا گردید. این هواپینا ها شماره سریال امریکایی را حفظ کردند ولی دارای نشان نیروی هوایی سلطنتی استرالیا برروی بدنه گردیدند. علاقمندی در بین خلبانان و مسئولین نیروی هوایی از عملکرد فانتوم به جایی رسید که یک بار تصمیم به لغو قرارداد خرید اف 111 گرفته شد ولی به دلیل برد بیشتر اف 111 و اقتصادی نبودن خرید فانتوم این تصمیم لغو شد. زیرا با خرید فانتوم استرالیایی ها باید سوخت رسانهای KC-135 را خریداری میکردند. وقتی اف 111 ها تحویل شد استرالیایی ها با نارضایتی فانتومها را تحویل دادند. تا ژوئن 1973 همه فانتومها به امریکا بازگردانده شدند. ماموریت فانتوم در استرالیا همان نقش اف 111 یود یعنی انجام عملیات بر علیه اهداف زمینی در حین انجام تمرینات شبانه یکی از فانتومها با شماره سریال 7203-69 در 1971 سرنگون گردید. همانطور که گفتم تمامی فانتومهای بازگردانده شده به امریکا از سوی استرالیایی ها تبدیل به وایلد ویزل گردیدند و برای سرکوبی پدافند هوایی در تیپ 35 هوایی به کار گرفته شدند.
یونان
این کشور در مجموع 121 فروند فانتوم بصورت نو و دست دوم از المان و امریکا تحویل گرفت و یکی از کاربران مهم فانتوم در اروپا به شمار میرفت . در طی قرار داد ایکاروس در 1971 تحویل 36 فروند سری E به یونان اغاز گردید . در ادامه این قرارداد نیز قرار شد تا فتو فانتوم نیز تحویل گردید . این برنامه تا سال 1979 به طول انجامید . براساس برنامه ها فتو فانتوم یونانی به سامانه پرتاب موشک گرما یاب ساید ویندر مجهز گردید و این امر در این زمان بسیار غیر عادی بود. در سال 1993 نیروی هوایی یونان برنامه ارتقای فانتومهای خود را اجراکرد . در ابتدا سه شرکت راک ول امربکا ، دایملر المان و صنایع هوایی اسرائیل در مناقصه شرکت کردند. اسرائیلیها از طرح کنار گذاشته شدند . دلیل این امر این بود که اسرائیلها طرح ارتقای دشمن تاریخی یونان یعنی ترکیه را دست اجرا داشتند . در پایان طرح المان برگزیده شد که شامل تعویض رادار کنترل اتش اولیه APQ-120 ، توانایی حمل و پرتاب موشک پیشرفته میانبرد هوا به هوای امرام بود. برنامه المانی ها مشابه برنامه ارتقای فانتوم F-4F ICE بود همچنین در کابین یک نمابشگر چند منظوره نصب شد . قابلیت شلیک موشکهای سایدویندر M نیز به توانایی های این فانتوم ها افزوده شد. حالا دیگر فانتومهای یونانی نمیتوانستند از موشکهای اسپارو را ازدست دادند. دلیل این امر این بود که تجهیزات تازه الکترونیک و لانچرهای جدید منطبق با امرام بود و نمی توانست از اسپارو استفاده کند.
کره جنوبی
در اواخر دهه 60 بدلیل اهمیت کشور کره جنوبی برای مواضع امریکا و اینکه این کشور در خط مقدم مبارزه با کره شمالی و کمونیست قرار داشت . بدلیل درگیری های مرزی با کره شمالی 18 فروند مدل D از انبار نیروی هوایی امریکا تحویل نیروی هوایی کره جنوبی گردید . این اتفاق در سال 1968 روی داد .. سپس در 1972 دوباره 18 فروند دیگر از همین مدل از هواپیماهای فانتوم امریکایی تیپ سوم جنگنده های تاکتیکی نیروی هوایی امریکا که در پایگاه هوایی این کشور در کره جنوبی مستقر بودند، به نیروی هوایی این کشور تحویل شد. در ابتدا این هواپیماها بصورت اجاره در اختیار این نیرو بودند ولی سپس در 1982 کاملا به کره جنوبی .واگذار گردیدند. برای جبران فانتومهای از دست رفته در جریان سوانح مختلف 6 فروند دیگر تا سال 1987 تحویل این نیرو شد و در انتهای سال 1988 کره جنوبی در مجموع دارای 92 فروند فانتوم F-4D شد و توانست دو اسکادران کامل از این مدل را در اختیار داشته باشد. در کنار این مدل کره ایها اقدام به خرید 37 فروند F-4E کردند که این فانتومها اخرین سری تولیدی توسط کارخانه سازنده بود . در سال 1989 موسسه توسعه دفاعی کره جنوبی اعلام کرد قصد دارد رادار و تجهیزات الکترونیکی فانتومهای D خود را ارتقا دهد . دو شرکت دایملر المان و راک ول امریکا امادگی خود را اعلام کردند. برنامه المانی ها شامل ارتقای رادار و توانایی حمل موشکهای امرام بود و پیشنهاد امریکایی ها استفاده از رادار IPG-66 بود ولی هر دو پیشنهاد به دلیل محدویت های مالی کنار گذاشته شد .اما برنامه براساس مقیاس کوچکتر توسط شرکتهای داخلی اجرا شد. این برنامه شامل افزایش عمر خدمتی ، مجهز شدن 30 فروند به موشکهای برد بلند هوا به سطح پاپ ای . همچنین غلاف های نشان گذار لیرزی بود.
مصر
پیمان کمپ دیوید در ابتدا باعث نگرانی مسئولین نظامی مصری گردید زیرا تا قبل از این پیمان این کشور برای خریدهای نظامی خود متکی به دلارهای نفتی شیوخ عرب و خرید از شرق یعنی شوروی بود ولی این پیمان باعث تحریم مصر توسط اعراب گردید. عربستان تصمیم خود را مبنی بر خرید 50 فروند F-5 و واگذاری ان به مصر را لغو و روابط خود را با این کشور قطع کرد. در پی این حوادث برای جلوگیری از تغییرات در مواضع دولت مصر وزارت خارجه امریکا با واگذاری 35 فروند فانتوم دست دوم به این کشور موافقت نمود . در عوض این F-4E مصر نیز تعدادی از mig-21 , mig-23 خود را در اختیار امریکا گذاشت تا در برنامه های اموزشی رزم هوایی در امریکا مورد استفاده قرارگیرد. برنامه تحویل از اکتبر 1979 اغاز شد. از عجایب تاریخ اینکه نخستین شکارچی فانتوم مصری یعنی خلبان احد عاطف که در تاریخ 9دسامبر 1969 یک فانتوم اسرائیلی را با شلیک یک موشک AA-2 اتول شکار کرده بود عنوان نخستین خلبان فانتوم را در مصر بدست اورد . در غالب دو اسکادران 88 و 89 از هنگ 222 جنگنده در مصر به خدمت گرفته شد. برای جلوگیری از اشتباه با فانتومهای اسرائیلی از رنگ نارنجی در دم استفاده شد . مشکلات در مصر از زمانی شروع شد که برای ذهنیت مصری که سالها با تجهیزات بسیار ساده روسی کار کرده بودند کار با ادوات پیشرفته امریکایی بسیار مشکل بود یک خلبان مصری در پاسخ به سئوال انورسادات رئیس حمهور مرحوم مصر در مورد این هواپیما و کیفیت کاری و عملیاتیش گفت ..هواپیمای بسیار عالی و خوبی است فقط در موقع مانور مانند یک کامیون پراز بار است . مشکلات زیاد در مصر وجود داشت به دلیل ضعف در پشتیبانی و خدمه مصری سطح استاندارد فانتومهای مصری بسیار نازل بود بطوری که نیروی هوایی مصر از به پروازدراوردن 9 فروند فانتوم به صورت همزمان عاجز بود. در نهایت عجز مصری ها تصمیم گرفتند که در سال 1982 همه فانتومهای خود را با قیمتی بسیار نازل به ترکیه واگذار کنند ولی این امر محقق نشد و درنهایت مصر فالکن را دریافت کرد و هم اکنون فانتومهای مصری فقط توانایی حمل تجهیزاتی مانند موشکهای قدیمی اسپارو و سایدویندر و ماوریک و بمیهای سقوط ازاد هستند. هم اکنون با وجود اف 16 که ستون فقرات و ستارع اصلی نیروی هوایی مصر است فانتومها با رنگ استتار خاکستری در غرب مصر مستقر هستند و البته مصر 1 نامیده میشوند.
ایران
شاید در دنیا برای هیچ هواپیمایی به اندازه فانتوم ، اف 5 و البته تامکت های نیروی هوایی ایران مقاله داستان کتاب یا نوشته منتشر نشد که شاید وزن این نوشته ها به چندین تن برسد. اگر یک موجود علاقمند به مسائل هوایی از یک کره دیگر به روی زمین بیایید و از بخت بد وارد ایران شود در ابتدا فکر میکند تمامی هواپیماهای موجود در روی کره زمین همین سه مدل هستند که انها هم در اختیار نیروی هوایی ایران است . بهرصورت ایران در قبل از انقلاب دومین دریافت کننده خارجی فانتوم و دومین دارنده فانتوم از نظر تعداد بود ( اولین کشور دریافت کننده خارجی فانتوم انگلستان و بیشترین تعداد فانتوم را در بین خارجی ها المان در اختیار دارد.) بر اساس منابع خارجی در 1967 نیروی هوایی شاهنشاهی در دو مرحله ایران 32 فروند فانتوم F-4D سفارش داد که اولین فروند فانتومهای ایر انی در 1968 در 8 سپتامبر یا همان 18 شهربور 1347 وارد تهران شد. ایران سعی داشت تا با فانتومها سدی در برابر فاکس بتهای روسی که برای شناسایی و عکس برداری حتی تا اصفهان نیز میرفتند ، ایجاد کند ولی فانتومها برای این کار مناسب نبودند و این برنامه با شکست روبرو شد و ایران تصمیم به خرید تامکت روی اورد. نخستین استفاده رزمی از فانتومها در عمان بود. فانتومها برای کمک به ارتش ایران که برای کمک به سلطان عمان در مقابل شورشیان ظفار وارد این کشور شده بود به مسقط اعزام شدند. هدف سرکوب شورشیان کمونیست منطقه ظفار بود و در 1975 اولین فانتوم ایرانی توسط شورشیان ظفار شکار شد . این فانتوم از مدل F-4D بود. در مجموع ایران سفارش 208 فروند از مدلهای دی و ایی را به امریکا داد که 177 فروند از این فانتومها وارد ایران گردید وقرارداد تحویل باقی مانده بدلیل اتقلاب در ایران توسط دولت جدید و اینده نگر انقلابی ایران لغو گردید . همچنین ایران بعد از المان بزرگترین خریدار فتو فانتوم بود. تا قبل از پیروزی اتقلاب در ایران 18 فروند از RF-4 وارد ایران شدند و قرارداد تحویل باقی مانده نیز لغو گردید. در مورد فتو فانتوم های ایرانی میتوان به داستان ژن تاریکی اشاره کرد. براساس روایات در 1970 دوفروند RF-4 امریکایی با شماره سریالهای 0369-69 و 0370-69 برای انجام عملیاتهای جاسوسی برفراز شوروی به دولت ایران قرض داد… در مسیر پرواز به ایران به دلیل رنگ استتار صحرایی این هواپیماها در اروپا در المان شناسایی شدند و در کمتر از یک ماه بعد ایران مجبور به سفارش تعدادی در حدود 6فروند گردید. فتو هانتومهای ایرانی از طریق لوفت وافه ، نیروی هوایی و دریایی امریکا تحویل ایران گردید . البته منابع غربی اعتقاد دارند هواپیماهای تحویل شده به ایران دارای تجهیزات غیر عادی هستند و که در واقع این فانتومهای ایرانی به عنوان ژن تاریک شناخته میشدند .
اسرائیل
این کشور یکی دیگر از بزرگترین دارندگان اشباح امریکایی است که در حدود 240 فروند F-4E , RF-4E در اختیار دارد . در سال 1965 با ابراز علاقه اسرائیلیی ها برای خرید این هواپیما امریکایی ها مخالفت خود را اعلام کردند پس از تحریم توسط فرانسه بزرگترین تامین کننده سلاح برای اسرائیل در بعد از جنگ 1967 امریکا در سیاست خود تغییراتی ایجاد کرد. و به سرعت بعد از طی برنامه های اموزشی خلبانان در 1969 اسرائیلی ها تعداد 44 فروند از فانتوم F-4E , RF-4E را تحویل گرفتند و در اکتبر در 22 همین ماه برای حمله به مصری ها در غرب کانال سوئز از این پرنده ها استفاده کردند . در پی اعلام اتش بس در 7 اوت 1970 امریکا 24 فروند دیگر از فانتومهای دست دوم خود را به اسرائبل واگذار کرد برای رفع نیازهای فوری دو فروند نیز از فتو فانتومها تحویل اسرائیل شد . این دوفروند به صورت قرض در اختیار اسرائیل قرار گرفت و در سال 1971 به امریکا عودت داده شد. تازمان حمله اعراب به اسرائیل در سال 1973 این کشور در حدود 100 فروند فانتوم در اخیتار داشت در روزهای ابتدایی جنگ تعداد 37 فروند از هواپیماهای اسرائیلی سرنگون شد . برای جبران هواپیماهای ازدست رفته امریکا سریعا 36 فروند در اختیار این کشور قرارداد و البته در پایان جنگ نیز 48 فروند دیگر فانتوم تحویل این کشور گردید . در طول این سالها اسرائیل فانتوم های خود را بهسازی کرده و ارتقا داده است . از مهم ترین تغییرات ظاهری هواپیماهای ارتقا یافته است ، نصب سیستم سوخت گیری هوایی در سمت راست بدنه ، برای استفاده از سیستم سوخت رسانی قیفی بود دیگر تغییرات شامل نصب تجهیزات الکترونیکی و امکان تسلیحات ساخت خوداسرائیل بود.
ژاپن
نیروی هوایی دفاعی ژاپن 154 فروند فانتوم را برای ماموریت های دفاع هوایی و شناسایی دریافت کرد و جنگنده های فانتوم آن اف 4 ایی جی نامگذاری شدند . از این تعداد بجز اولین سری که توسط مک دانل داگلاس ساخته شد بقیه در ژاپن با مجوز شرکت امریکایی توسط شرکت صنایع سنگین میتسو بیشی ساخته شدند. بدلیل انکه بعد از جنگ ژاپن از داشتن سلاحهای تهاجمی بعد از جنگ محروم بود ( این بخشی از قرارداد صلح تحمیلی توسط امریکا به ژاپن بود) در ابتدا تمامی فانتومهای ژاپنی فاقد سلاحهای تهاجمی و برای سرکوبی پدافند هوایی تجهیز شدند . همچنین فاقد سیستمهای سوخت گیری هوایی بودند ولی با لغو این قرارداد فانتومهای ژاپنی مجهز به رادار APQ-120 محصول کمپانی وستنگهاوس ، توپهای 20 میلیمتری ، موشکهای هوا به هوا اسپارو و ساید ویندر گردیدند ..همچنین این فانتومها طبف وسیعی از سلاحهای ژاپنی را حمل میکردند. در اوایل سال 1971 در محل کارخانه مونتاژشد و به ژاپن تحویل گردید . 11 فروند بعدی بصورت کیت به ژاپن فرستاده شد و در ژاپن مونتاژگردید . در 12 ماه مه 1972 نخستین فروند از فانتومهای مونتاژ داخل با شماره سریال 8303-72 به پرواز درامد و در پی ان 127 فروند دیگر در داخل ژاپن مونتاژ گردید و اخرین انها در سال 1981 از خط تولید گردید که عنوان اخرین فانتوم تولیدی در جهان از خط تولید خارج گردید. فتو فانتوم های ژاپنی برخلاف پسر عموهای امریکایی فاقد سیستم اخطاری راداری بود و در مجموع 14 فروند در ژاپن از فتو فانتوم شناسایی مونتاژ شد . با ورود اف 15 به خدمت نیروی هوایی ژاپن تصمیم به ارتقای فانتوم های خود گرفت .فانتومهای ارتقا یافته ژاپنی با نام اف 4 ئی جی کای شناخته میشدند که کای به معنای تقویت شده در زبان ژاپنی است. در این مدل دستگاه نمایشگر هد اپ به جای سایت هدف گیری قدیمی نصب گردید . رادار قدیمی ای پی کیو 120 با رادار ای پی جی 66 جی تعویض شد . هم اکنون ژاپن در حال مطالعه برای یافتن جانشینی برای فانتومهای خود است که با مخالفت کنگره امریکا در مورد فروش اف 22 به کشورهای خارجی هم اکنون ژاپنیها در حال مطالعه سایر گونه های موجود در دنیا مانند اف 35 ، تایفون ، یا رافائل است . نکته تعجب برانگیز برای خود من این است چرا با توجه به توان بالای صنعتی این کشور چرا ژاپنیها اقدام به طراحی یا ساخت یک جنگنده بومی نمی نمایند.
ترکیه
در دهه 70 ترکیه به جمع دارندگان فانتوم پیوست . هم اکنون این کشور دارای 233 فروند از انواع فانتومهاست که بصورت نو یا دست دوم از امریکا یا سایر منابع دریافت کرده است . در پی بهبود روابط بونان و ترکیه این کشور فرصتی برای دریافت 40 فروند فانتوم بصورت نو از طریق امریکا را بدست اورد . برنامه تحویل این هواپیماها از 1974 آغاز گردید. در سال 1977 این کشور 32 فروند دیگر فانتوم ئی و 8 فروند فانتوم شناسایی ار اف 4 ئی سفارش داد این فانتومها جایگزینی برای جنگنده های قدیمی اف 100 و هواپیماهای شناسایی ار اف 84 ئی به شمار میرفتند. در سال 1987 به دفعات فانتومهای دیگری از منابع مختلف به دست نیروی هوایی ترکیه رسید.در سال 1991 نیز بدلیل پشتیبانی ترکیه از عملیات طوفان صحرا و همچنین اجاره پایگاه هوایی اینجر لیک در مرز عراق و در 150 کیلومتری مرز ایران ترکیه تعداد 40 فروند دیگر فانتوم از امریکا دریافت کرد. 15 فروند از فانتومهای ترک دارای نقاشی ارواره کوسه در قسمت دماغه بودند که بدلیل محبوبیت عجیب این طرح در بین ترکها باقی 40 فروند نیز با این طرح مزین شدند. در اوت 1995 قرارداد ارتقای فانتومهای ترکیه به وسیله صنایع هوایی اسرائیل به ارزش 600 میلیون دلار منعقد گردید. 26 فروند در داخل ترکیه به روز رسانی شدند و برای باقی مانده کیتها از اسرائیل فرستاده شد و توسط ترکها برنامه اجرا شد. رادار این هواپیماها به نوع اسرائیلی ELO/M2039 تغییر یافت که رادار اصلی پروژه لاوی بود. تغییرات شامل تقویت سازه ، افزودن کاناردها به طرفین بالای ورودی هوا برای اصلاح وضعیت مانور ، اصلاح محل نصب موتور سیم کشی مجدد و سیستمهای هیدرولیک جدید بود. کابین خلبان به یک نمایشگر چند منظوره و البته کابین دو نیز به دو نمایشگر مجهز شد. ترکیه قصد دارد برای جایگزینی فانتومهای خود اف 35 را خریداری کند.
اسپانیا
در ابتدا در سال 1971 این کشور 39 فروند فانتوم در جریان برنامه کمکهای دفاعی امریکا از این کشور بصورت دست دوم دریافت کرد. این فانتومها جایگزینهایی برای اف 104 و اف 86 های اسپانیایی بودند . برای پشتیبانی نیز سه فروند سوخت رسان KC-97 احویل این نیرو گردید که در 1975 با سوخت رسانهای هرکولس به نام KC130H تعویض گردید . سپس در 1978 40 فروند دیگر از فانتومهای امریکایی سری C به این نیرو تحویل داده شد که این سری نیز دست دوم بودند. با ورود اف 18 اسپانیا تمامی فانتومهای این نیرو تا سال 1990 بازنشسته شدند. البته این نیرو هنوز از فتو فانتوم های خود برای شناسایی استفاده میکنند که از امکانات به روزی استفاده میکنند. همچنین این فتو فانتومها توانایی حمل چهار موشک ساید ویندر از سری ال را دارند. این ماتادورها شناسایی مجهز به سیستم سوخت گیری هوایی قیفی هستند.
المان
این کشور دریافت فانتوم را با دریافت فتو فانتوم اغاز کرد. فتو فانتوهای المانی که دارای تجهیزات المانی نیز بودند میتوانستند تا در حین پرواز فیلمهای گرفته شده را ظاهر کرده به پایین پرتاب کنند تا مورد استفاده فرماندهان خط مقدم گیرد. در مجموع 88 فروند فتو فانتوم تحویل این نیرو گردید. سپس این فتو فانتومها به درخواست لوفت وافه به امکانات حمله به اهداف زمینی توسط شرکت المانی مسر اشمیت به این فتو فانتومهای المانی اضافه گردید . این امکانات شامل مقرهای پرتاب مهمات و سیستمهای مربوطه بود . یک سایت هدف گیری برای خلبان در کابین جلو نصب شد و هر دو کابین مجهز به دکمه های انتخاب سلاح شدند. تجهیزات جنگ الکترونیک در هواپیما ارتقا یافت و این هواپیما ها میتوانستند 6بمب خوشه ایی BL-755 و 5000 پوند از انواع مهمات را حمل کنند. پاره ایی از رخدادها مانند اتحاد دو المان ، فروپاشی پیمان ورشو و ورود به خدمت تورنادو ها باعث شد تا این فانتوها بازنشسته شوند. و البته 32 فروند از این فانتومها به ترکیه و 20 فروند نیز به یونان واگذار گردیدند.
در دهه 60 المانها به دنبال جایگزینی برای استارفایتر های خود بودند. در ابتدا برنامه بروی یک جنگنده چند منظوره متمرکز گردید که تورنادو گزینه اصلی بود ولی مشخص شد این پرنده تا سال 1975 وارد به خدمت نخواهد شد . بنابراین مک دانل داگلاس طرح فانتوم اف را که در جریان یک مناقصه داخلی در مقابل اف 5 شکست خورده بود را به دولت المان پیشنهاد داد. این فانتوم در مقایسه با مدل ئی ساده تر بود و توانایی حمل اسپارو را نداشت ولی ارزانتر بود دولت المان مشتاقانه این طرح را انتخاب کرد ولی بعد نظر المانی ها تغییر کرد و نمونه دونفر ئی را برگزیدند. که تحویل 175 فروند در طی سالهای 1973 تا سال 1976 تحویل المانها گردید. البته این فانتومها در المان با عنوان سری اف شناخته شد زیرا از مدل ئی در حدود 1500 کیلو سبک تر بود و بسیاری از قطعات نیز ساخت خود المان بود. این مدل دارای سیستم سوخت گیری هوایی بود و توانایی حمل موشکهای ماوریک و اسپارو نیز داشت. علاوه بر این به تجهیزات پیشرفته جنگ الکترونیک و کامپیوترهای کنترل تجهیزات نیز مجهز شدند. برای حفظ برتری هوایی تاز مان ورود تایفون برنامه ارتقا در المان تحت عنوان ICE اغاز شد. طی این برنامه رادار این هواپیما از رادارهای قدیمی APQ-120 با رادارهای جدید APG-65 تغییر یافت که در جنگنده های چندمنظوره اف 18 مورد استفاده قرارمیگرفت. با این تغییر فانتومهای اف میتوانستند از موشکهای امرام استفاده کنند. 110 فروند از فانتومها تحت این برنامه ارتقا یافتند.
انگلستان
انگلستان که نخستین خریدار خارجی فانتوم بود در ابتدا قصد داشت که گونه عمود پرواز هاریر یعنی P-1154 محصول کمپانی هاوکر سیدلی را خریداری نماید . تا بتواند از انها بعنوان جنگنده اصلی ناونشین استفاده کند. افزایش هزینه های تولید که معمولا در برنامه های انگلیسی رخ میدهد بروز مشکلات فنی و البته طولانی شدن برنامه باعث شد تا از این برنامه صرف نظر شد و این کشور بدنیال جایگزینی برای هواپیماهای قدیمی سی ویکسون خود باشد. با پیشنهاد فانتوم کی انگلستان درگیر برنامه خرید این هواپیما شد. در 1964 قرارداد برای خرید منعقد گردید ولی خواست انگلستان تجهیز فانتومها با موتور های توربو فن اسپی ساخت رولزرویس به جای موتور های استاندارد توربو جت جی 79 بود. که اینکار مستلزم طراحی مجدد عقب بدنه و ورودی های هوای انجین بود. فانتومهای انگلیسی که اکنون فانتوم اف جی -1 نامیده میشدند نیازمند به عرابه های فرود بلند تر از سایر فانتومها بود تا بتواند زوایه حمله مناسب در زمان برخاستن را فراهم کند و در نتیجه امکان بلند شدن از روی ناوهای کوچک هواپیما بر انگلیسی را داشته باشند. مخروط دماغه نیز باید به گونه ایی طراحی میشد تا به پهلو جمع شود تا امکان حمل به وسیله بالابر ناوهای انگلیسی برایشان فراهم گردد.تجهیزات مولد برا زیاد در بالها نصب شد و بدنه برای افزایش مقاومت در برابر تنشهای بیشتر پرتاب از روی ناوهای هواپیما بر کوچک انگلیسی تقویت گردید. مقرهای حمل سلاح نیز برای حمل سلاحهای سنگین تر انگلیسی تغییراتی داشتند.برروی کاغذ قرار بود که استفاده از موتورهای انگلیسی باعث افزایش 10 % شعاع عمل رزمی و 15 % برد پروازی گردد. همچنین عملکرد هواپیما را در زمان برخاستن ، سرعت اوجگیری اولیه و شتابگیری در ارتقاع پایین را به نحو چشمگیری بهبود بخشد ولی در عمل بدلیل افزایش سطح مقطع بدنه به ویژه در دم عملکرد موتور اسپی از موتور استاندارد امریکایی ضعیف تر بود. با کم شدن تعداد ناوهای هواپیمابر انگلستان نیز عمر خدمتی فانتومهای انگلیسی به سرعت پایان یافت . در 1978 دولت انگلستان اعتقاد داشت که پرداخت هزینه های ناوهای هواپیمابر برای این کشور متعارف نیست . در 15 دسامبر اخرین پرواز فانتوم از روی ناو هواپیما بر ارک رویال انجام پذیرفت و همه فانتومهای نیروی دریایی به نیروی هوایی تحویل داده شد. البته نیروی هوایی نیز فانتومهای M را برای جایگزینی هانترهای خود سفارش داد و در بین سالهای 1968و69 115 فروند از این هواپیما را تحویل گرفت. در انگلستان این هواپیما با عنوان اف جی ار 2 شناخته میشد . با ورود جاگوارها فانتوم نقش لایتینیگ را در نیروی هوایی برعهده گرفت . ماموریت پدافند هوایی برای ان تعریف شد. در نتیجه برای ماموریتهای تهاجم زمینی بهینه سازی شدند. در نتیجه سیستم تسلیحاتی AWG-12 که شامل سیستم ناوبری اینرسی ساخت کمپانی مارکونی بود بروی هواپیما نصب گردید در ضمن قادر به استفاده از سایر تجهیزات ناوبری مورد نیاز برای پروازهای تاکتیکی در ارتفاع پایین بود. موتورهای اسپی 204 نیز بروی فانتومهای نیروی هوایی نصب شد. این فانتوم ها برای ماموریتهای شناسایی نیز به خدمت گرفته میشدند. برای این کار یک غلاف حاوی تجهیزات شناسایی را در مقر زیر بدنه حمل میکردند. غلاف شناسایی شامل واحد جوینده فرو سرخ رادار پهلونگر با وضوح تصویری بالا و 5 دوربین در جهت های مختلف بود. باورود تورنادو ها اخرین فانتوم انگلیسی در پاییز 1992 بازنشسته شد.
تصوير
Uncategorized 9:34 am

یک عصر تابستانی در 16 اگوست سال 1944 دکتر هانس وک به همراه یک تیم از همکارانش در حال اماده کردن هواپیمایی در یکی از باندهای نظامی یک فرودگاه نیمه متروک در حومه برلین بود جایی که محا بسیاری از ازمایشهات هوایی لوفت وافه به شمار میرفت .بعد از عملیاتهای رایج چک ابتدایی دو نفر از زبده ترین خلبانان المانی پای در کابین عجیبترین وسیله پرنده ان زمان شدند . چند دقیقه بعد غرش موتورهای Jumo 004 فضا را پر کرد. هواپیما مسیر را به طرف باند پرواز طی میکرد. چند دقیقه بعد …سینه اسمان جولانگاه پرنده ایی بود که در واقع فرزند معنوی دکتر وک محسوب میشد و حالا میشد لبخند را بر لبان دکتر دید.نتیجه ساعتها تحقیق دکتر وک در اسمان به پرواز درامد.
شما داستان اولین گامهای یونکر JU-287 را میخوانید اولین هواپیما با طرح انقلابی بالهای رو به جلو و عجیب ترین پرنده زمان و عصر خود. در کنار بال صدای موتور ها نیز حاکی از استفاده از موتور جت بود که خود گام بزرگ دیگری به سوی عصر جت بود. تا ان زمان هیچ کشوری نتوانسته بود از موتور های جت در یک صجنه واقعی استفاده نماید و حالا فرزند دکتر وک یونکر در حال پرواز در اسمان بود. در بحبوحه سال 1943 درخواستی از سوی مسئولین نظامی و فرماندهان به دست تیم های طراحی نیروی هوایی رسید . انها نیاز به یک بمب افکن داشتند که سرعت بالایی داشته باشد به راحتی ازدست رهگیرهای دشمن بگریزد در ارتفاع بالا عملیات خود را انجام دهد. نیازی به اسکورت نداشته باشد.تقریبا زمانی از ازمایش موتور های جت توسط دکتر هانس فون اوهاین میگذشت . با استفاده از ایده استفاده از موتور های جت گروه طراحی بمب افکنی با موتور های جت را طراحی کرد که دارای بالهای به عقب برگشته بود که در واقع ایده ایی برای اینده به شمار میرفت و بسیار بلند پروازنه به شمار میرفت به زودی گروه طراحی متوجه شد که عملیاتهای برخاست بمباران و نشست هواپیما در سرعت کمی انجام میگیرد .پس به کار گیری بالهای رو به عقب که نیروی کمتری را در سرعتهای پایین تولید میکردند عاقلانه نبود. پس دکتر وک سرپرست تیم طراحی هواپیماهایی با بال رو به جلو را پیشنهاد کرد.تا ان زمان جهان هوانوردی چنین چیزی را ندیده بود. در بالهای معمولی هنگامی که سرعت به خد استال کردن بالها میرسید ابتدا نوک بال استال میکرد که در نتیجه شهپرها کار میافتادند و قدرت انجام هر عملی از خلبان گرفته میشد. در بالهای رو به جلو نخستین نقطه استال ریشه بال بود. و در نتیجه هنوز هواپیما دارای شهپرهای دارای کنترل بود. این ایده مورد استقبال تیم طراحی قرار گرفت . برای سرعت در اماده سازی قسمتهایی از هواپیما از سایر هواپیماها وام گرفته میشد (( هنوز هم در بسیاری از طراحی ها این کار صورت میگیرد مانند صاعقه که همه قستمها بدنه از اف 5 گرفته شده است )) در این پرنده بدنه از بمب افکن هاینکل 177 ، دم از یونکر 388 و البته چرخهای دماغه از B-24 به عاریه گرفته شد و تنها نقطه تمایز این پرنده با سایر هواپیما های طرح بال رو به جلوی ان بود که بیشترین نیروی برا را برای ان فراهم یمکرد. اما اختلاف به همین جا ختم نمیشد . تیم طراحی تصمیم گرفت تا به جای موتور های پیستونی از موتور های جت استفاده کند. این یک ریسک بزرگ بود استفاده از موتوری که هنوز در یک پرواز یا یک وسیبه پرنده واقعی تست نشده بود. در نهایت تصمیم بر این شد که برای تامین نیروی پیشرانه از چهار موتور جت استفاده کند . موتور های جت Jumo 004 نیروی برابر 1984 پوند تراست تولید میکردند.اما جای گیری موتور ها هم اصلا عادی نیود. دو موتور در زیر بالها و دو موتور در زیر دماغه در قسمت جلو . روز موعد برای این عجیب ترین مخلوق دست مهندسان هوایی زمان خود فرارسید . 16 اگوست 1944 این پرنده عجیب از اشیانه بیرون اورده شد و کمی بعد بال به اسمان گشود. نتایج حاکی از مانور پذیری و کنترل عالی بود.مشکلی از نظر هدایت وجود نداشت . بر طبق اظهار نظر خلبانان هواپیما به راحتی از شیرجه بیرون امده و به حالت عادی پرواز بازمیگشت . در یکی از شیرجه ها هواپینا به سرعت 404 مایل دست یافت . ایت سرعت برای یک بمب افکن بی نظیر بود. فرود نیز به ارامی و بدون هیچ ایرادی صورت پذیرفت . برای نخستین بار پرواز یگ هواپیما با بالهای رو به جلو صورت گرفت و این افتخاری برای دنیا علم بود و گامی بزرگ رو به جلو … در نمونه دوم از موتور های قدرتمند تر هاینکل A011 استفاده شد. که نیروی برابر 2866 پوند تراست تولید میکرد. در نمونه دوم جایگذاری موتور ها نیز فرق داشت . برای ایجاد بالانس هر چهار موتور زیر بال قرار داشتند. در برنامه تیم سازنده ساخت نمونه سوم هم پیشبینی شده بود که دارای شش موتور بود و قرار بود به سرعتهای بالا برسد . برنامه بر این اصل استوار بود که در نمونه سوم سرعت به 509 مایل و ارتفاع پروازی در حدود 16000 هزار پا که در زمان خود تبدیل به افسانه ایی میشد . در ضمن هواپیما دارای سیستم کابین تحت فشار بود. و نیازی به حمل اکسیژن در ارتفاع بالا توسط خلبانان نبود. با سیستمهای تعبیه شده در کابین اکسیژن مورد نیاز فراهم میشد. در سال 1945 همزمان با ساخت دومین نمونه کابوس به واقعیت تبدیل شد. همزمان با فروپاشی آلمان نازی نمونه دوم یونکر 287 در حال ساخت بود که کارخانه یونکر توسط نیروهای شوروی اشغال شد و دکتر وک تیم طراحی هواپیمای نمونه اول و همچنین نمونه دوم همگی به اسارات نیروهای ارتش سرخ روسیه درامده و بدست نیروهای ارتش سرخ افتادند . سرخها انها را به شوروی انتقال دادند . در سال 1947 دومین نمونه یونکر در شوروی اماده شد اما به دلیل انکه روسها علاقه ای به این طرح نشان ندادند ماجرای یونکر278 در همین جا به پایین رسید . سالها بعد با توجه به مدارکی که سیا و ناسا از ارشیو المان نازی بدست اوردند متوجه طراحی و ازمایش چنین هواپیمایی در المان شدند . سپس برنامه مشهور X-29 اجرا شد و این پرنده با بالهای رو به جلو طراحی و ساخته شد . موافقیتها مجددا تکرار شدند ولی طرح باز هم عملیاتی نشد. و حالا بعد از سالها گویی روسها دوباره طرحهای دکتر وک را از ارشیو بیرون کشیده اند و اقدام به طراحی و ساخت سوخوی 47 برکوت نمودند . برای پی بردن به ارزش کار دکتر وک جاودان به این نکته بیاندیشید که هر نمونه بال رو به جلو که در این سالها ساخته شدند دارای امکانات و سیستمهای پیچیده کامپیوتری استفاده میکردند .در حالی که یونکر 278 تنها و تنها از همان سیستمهای مکانیکی استفاده میکرد. حالا به اوج دانش بزرگان هوایی المان بیاندیشید.
مشخصات :
بمب افکن . اولین پرواز : 16 اگوست 1944 – خدمه 2 نفر خلبان و کمک خلبان . طول : 18.30 متر – طول بالها : 20.11 متر – ارتفاع : 4.70 متر – مساحت بال : 61 متر مربع – وزن بدون تجهیزات و مهمات : 12500 کیلو گرم – وزن کل : 20000 کیلوگرم . موتور: 4 موتور Jumo 004 توان تولیدی نیرو : 8,835 kn هرکدام – حداکثر سرعت : 780 کیلومتر – برد : 1750 کیلومتر در ساعت - سقف پرواز 9400 متر .

تصوير

ju 287

تصوير

ju 287