UncategorizedJanuary 20, 2009 6:46 pm
جنگ برعلیه گرجستان اولین تهاجم روسیه بعد از نبرد این کشور در افغانستان به شمار میرفت . در واقع این بزرگترین نبرد روسیه از زمان فروپاشی بود که برعلیه یک کشور خارجی در گرفت که در ان نیروهای نظامی روسیه اقدام به نبرد برعلیه یک ارتش خارجی نمودند که اصولا اساس شرقی و روسی داشت برای 5
روز نیروهای دو کشور روسیه و البته جدایی طلبان اوستیایی جتوبی و ابخازستان از یک سو و گرجستان از سوی دیگر در زمین ، دریا و هوا بر سر اوستیای جنوبی درگیر شدند و این در واقع برای مدت 5 روز دنیا را نگران کرد و تحت الشعاع قرار داد. البته باید یادمان باشد روسها هرگز رابطه خوبی با گرجی ها نداشتند شاید یکی از دلایل ان این است که بعد از انقلاب سرخ در شوروی این گرجی ها بودند که منشویک باقی ماندندو به بلشویکها ملحق نشدند(( کمونیستها در زمان انقلاب سرخ بلشویک نامیده میشدند و به مخالفانشان منشویک میگفتند)
روسیه و گرجستان برای استیلا بر اوستیای جنوبی با هم میجنگیدند. مردمان این خطه درواقع از نقطه نظر علوم انسان شناسی شعبه ایی از نژاد ایرانی هستند که به Iranic Speaking مشهور هستند که در زمان حمله مغولها در این منطقه و در حاشیه رود دن ساکن شدند. ولی حقیقت چیز دیگری بود نکته اینجاست که در قرن هیجدم و در واقع بعد از جنگهای داخلی امریکا این کشور براساس سیاست خارجی خود اقدام به ایجاد منطقه حیاط خلوت برای خود کرد. امریکای لاتین….امریکا تحت هیچ شرایطی حاضر نبود تا امریکای لاتین را با هیچ قدرت قدیمی یا جدید دیگری تقسیم کند و این دلیل تهاجم این کشور به کوبا یا نیکاراگوئه یا دخالتهای مداوم در مکزیک بود. امریکاییها در قرن نوزدهم و بیستم نفوذ خود را در امریکای لاتین گسترش داد و عملا بعد از جنگ دوم این منطقه تبدیل به مستعمره واقعی امریکا گردید و هنوز نیز علیرغم شعارهای گاه و بیگاه کسانی مانند چاوز این منطقه هنوز مستغمره امریکاست … شاید کشوری مانند ونیزوئلا داعیه استقلال دارد ولی همگان میدانند کاراکاس بدون کمپانی های امریکایی هنوز همان رانچیتو((حلبی ابادهای پیرامون کاراکاس ((بزرگی است که با ساختمانهای شیشه ایی مرکز تجاری کاراکاس که مالکان امریکایی از بودن در کنار سیمین تنان کاکائویی لذت میبرند در واقع نشانه ایی است از سلطه پنهان امریکا بر این کشور … بهرصورت به تاسی از امریکا شوروی نیز ایجادبه مناطق پیرامونی در اطراع کشور خود نمود ولی این عمل شوروی با تصرف و جنگ کشتار بود یعنی برخلاف سیاست یانکی ها یعنی نفوز از طریق اقتصاد ، روسها با سلاحها و ارتش سرخ اقدام به مستعمره سازی کشورهای اطراف نمودند .. بهرحال بعد از فروپاشی شوروی سابق ارتش این کشور نیز عملا از هم پاشید
..نیروی هوایی این کشور هرچند در دست روسیه باقی ماند ولی دیگر عظمت سابق را نداشت و در هشتم اگوست سال 2008 بود که با تهاجم گرجستان به اوستیای جنوبی و سپس عکس العمل روسیه جنگ شروع شد. گرجستان یکی ار جمهوری های قفقاز بود که بعد از فروپاشی شوروی سابق تحت ریاست و هدایت
ادوارد شواردنادزه اخرین وزیر امورخارجه شوروی قرارگرفت . ابن کشور از طریق دو منطقه ابخازستان و اوستیا که متعلق به روسیه و خودمحتار هستند با روسیه هم مرز است و مرتبط. با تحریکهای گرجستان که البته میتوان رد پای سیاست مداران امریکایی را در پشت این تحریکات دید چرا که امریکایی ها قصد نداشتند روسها در ارامش بگذارند و در درنتیجه با تحریکات دولت گرجستان گرجیهای ساکن اوستیای جتوبی که اقلیت بزرگی در این منطقه به شمار میروند شروع به تحریکاتی برای کسب استقلال کردند که با برخورد مقامات روسی این ایالت خودمختار روبرو شد. از اواخر دهه هشتاد برخورد دولت گرجستان با این ایالت شروع شد که در جریان درگیریهای مداوم نزدیک به چند هزار نفر کشته و خسارتهای زیادی برجا ماند با توجه به خسارات ناشی از جنگ ساکنین منطقه
اوستیای جنوبی یه سمت ایالت اوستیای شمالی گریخاتد که این بخش در واقع جزی از روسیه به شمار میرفت و با تلاشهای دولت روسیه صلح در منطقه حاکم شد و نیروهای حافظ صلح متشکل از نیروهای دو کشور منطقه یعنی روسیه و گرجستان و البته نیروهای اوستیای جنوبی در منطقه مستقر شدند تا از صلح حفاظت
کنند.اما گرجی ها که تحت حمابت غرب بودند در دیگر منطقه خودمحتار یعنی ابخازستان نیز جنگ را اغاز کردند.در این منطقه دلیل درگیری فرار اعضای مافیا محلی امراز کوبتسانی بود که این گروه از مافیا گرجستان و فعال در زمینه فحشا و مواد مخدر بودند که دولت گرجستان ادعا میکرد در داخل ابخازستان مخفی
شده اند … با هجوم تیروهای گرجی با ابن بهانه به ابخازستان این کشور در ابخازستان یک دولت دست نشانده در منطقه ای شمالی این جمهوری به وجود اوردند . در سال 2008 بسیاری از کارشناسان منطقه ایی وقوع جنگ را پیش بینی میکردند . در واقع درگیری های لفظی به یک درگیری تمام عیار منتهی شد. گرجستان
هدف خود را تلاش برای حفظ یکپارچگی کشور اعلام کردند و اعلام کردند قصد دارند یک منطقه پاک ایجاد نمایند و حتی اسم عملیات خود را تسیمداولی با همان عملیات منطقه پاک به زیان گرجی نامیدند .ولی چیزی که گرچی ها پیش بینی نکردند پاسخ شدید روسها بود که دست امریکا را در پشت این تحرکات میدیدند و
اعتقاد داشتند نحریکات غربی عامل اصلی این عملیات گرجی هاست . در بحث بررسی توان نظامی نیروها باید ابتدا از گرجستان شروع کنیم . از زمان استقلال و جدایی از شوروی نیروی نظامی گرجستان نیز مانند سایر جمهوری های استقلال یافته تابعی بود از ارتش عظیم شوروی سابق … تجهیزات روسی اساس ارتش
این کشور را تشکیل میداد. در سال 2003 میخائیل ساکاشویلی به قدرت رسید و تمایلات غربی او باعث رویکرد به طرف غرب و عموما اسرائیل گردید. در زمان شروع جنگ این کشور دارای 2200نیروی ثابت و البته یک نیروی ذخیره در حدود 100هزار نفر به شمار میرفت این کشور در حدود 200 دستگاه تانک تی هفتاد دو در اختیار داشت که توسط اسرائیلی ها ارتقا یافت و به زره های واکنشی سرامیکی مجهز گردید که این زره در مقابل شلیک یک گلوله ابرامز مقاوم است . به مسافت یاب مجهز است و البته سیستمهای اشکار ساز رادیو اکتیو دارد. گرجستان دارای 200 دستگاه بی ام پی نیز بود که این نفربرهای نیز توسط اسرائیلی ها ارتقا یافت . در واقع ساکاشویلی سه میلیارد دلار در اختیار ارتش این کشور گذاشت تا اقدام به نوسازی ارتش نماید.علاوه بر این به پاس کمک به امریکا در جنگ بر علیه عراق سیصد میلیون دلار کمک نظامی شامل حضور یک تیم از مستشاران نظامی برای اموزش سربازان گرجی در اختیار این کشور قرارداد در زمینه نیروی هوایی اصلی ترین پرنده های این کشور عبارت بودند از 12فروند از سوخوی بیست پنج شامل ده فروند و دو فروند سوخوی بیست پنج یو بی اموزشی و
البته دوازده فروند بالگرد میل بیست چهار و البته میل هشت بهمراه هیویی های اهدایی امریکا بود . اسرائیل علاوه بر بهسازی و به روز سازی هواپیماها گرجی هشت فروند بهپاد هرمس 450و همچنین چهار فروند بهپاد اسکای لارک به این کشور فروخت . ضمنن سوخوی های گرجی تحت برنامه های روزامد سازی اسرائیلی ها کد اسکورپبون را گرفتند. این همکاریها از سال 2001 اغاز شد زمانی که کارشناسان البیت سیستم اسرائیل در کارخانه های تولید سوخوی 25 که همگی در تفلیس گرجستان قرار دادرند اقدام به ارتقا این پرنده ها نمودند.از انجمله که توانایی پرواز در شب و روز را در اخیتار این مدل سوخوی که با کد KB شناخته میشوند گذاشت همچنین سیستم کنترل تسلیحات دیجتالی از دیگر امکانات این پرنده بود که توسط اسرائیلی ها در اخیتار این مدل گذاشته شد. گرجی ها همچنین از نفربرهای ساخت ترکیه بهمراه ده سامانه پرتاب موشک سطح به هوا و البته نزدیک به هفتاد اتشبار پدافند بود. در مقابل روسیه در زمان اغاز جنگ هنوز یک میلیون نفر نیروی نظامی در اختیار داشت.
مشکلات مالی به جا مانده از دوران کمونیستها باعث شد تا روسیه به سرعت اقدام به کاهش ارتش و کوچک کردن ارتش خود نمود. این کشور بدلیل وسعت زیاد ارتش به نواحی مختلف تقسیم میشود و هر ناحیه مسئولیت حفاظت از یک بخش از کشور را برعهده دارد. ناحیه قففاز شمالی و مرزها این بخش به منظور محافظت به واحدهایی سپرده شده است که نیروی زمینی پنجاه هشتم مشهور است.این نیرو به دلیلی که گفته شد در سال 1995تاسیس شده است این نیرو یکی از باتجریه ترین و جنگ دیده ترین ارتشهای روسیه است زیرا تجریه جنگ چچن را داشت توان رزمی این نیرو شامل 609 دستگاه تانک 2000 دستگاه از انواع نفربر و البته دویست قبصه هوبتزر و خمپاره انداز …در کنار این ارتش واحدهای هوانیروز چهارم روسیه با توانی در حدود 60فروند سوخوی 24 و البته گونه شناسایی سوخوی 24 ام ار 100 فروند میگ 29 60 فروند سوخوی 27 و البته 100 فروند سوخوی 25 قرارداشت این واحد البته در حدود 75 فروند بالگرد تهاجمی هایند را نیز در اختیار دارد. در این نبرد روسها از 15000نفر از نیروهای رزمی خود شامل 5000نیروی مخصوص شامل چتربازها هوابردو البته نیروهای مخصوص روسیه معروف اشپدناز استفاده کرد و البته هنوز کسی نمیداند با توجه به توان رزمی دو کشور چگونه گرجی ها تصمیم به تحریک روسیه برای ورود به جنگ گرفتند.برنامه ریزان گرجی تصمیم داشتند تا در مدت کوتاهی با تهاجم به اوستیای جنوبی این منطقه را تصرف کنند انها با این فکر وارد جنگ شدند تا در ظرف
24 ساعت منطقه را تصرف کنند و سپس تا زمان ورود روسها به جنگ با ایجاد استحکامات در مقابل روسها دفاع کنند همچنین گرجی ها تصور میکردند که روسها برای ورود به جنگ با تردیدها یا مخالفتهایی از سویی سیاست مداران روبرو خواهند شد که این خود فرصت کافی در اختیار مدافعان گرجی خواهد گذاشت یکی مهمترین تصمیمگیریها برای گرجی ها این بود که بتوانند ارتباط بین روسیه و اوستیای جنوبی را قطع کنند . این دومنطقه ار طریق تونل روکسکی با هم مرتبط میشد و انهدام این تونل باعث قطع ارتباط بین دو منطقه و ایجاد مشکلات زیادی در مسیر نیروی زمینی 58برای ورود به جنگ ایجاد میکرد. در ابتدا نیروی هوایی و سپس نیروهای مخصوص گرجی اقدام به نابودی تونل کردند که در نهایت نیز موفق شدند نبرد از روز هفت اگوست با تبادل اتش بین طرفین شروع شد در این روز توپخانه گرجی ها بهمراه اتش خمپاره و البته موشک اندازهای بی ام 21 اتش سنگینی را برروی تسخینوالی و روستاهای اطراف ریختند . یکی از دلایل تلفات بالای غیرتظامیان اوستیای جنوبی استفاده زیاد از اتش توپخانه و البته همین موشک اندازها بود. در مورد این موشک اندازهای 40 لول گفتنی است که توانایی پرتاب راکتهای 122 میلیمتری را دارد که در سر جنگی خود در حدود 7 کیلو مواد منفجره دارد و البته برای شخم زدن منطقه هدف از ان استفاده میشود زیرا از دقت بالایی برخوردار نیست . در روز دوم نبرد نیروهای گرجی با پشتیبانی اتش توپخانه پیشروی خود را به طرف شهر اغاز کردند و البته با اتشباران مداوم در این
روز خود شهر را هدف قرار دادند که هدف ایجاد وحشت در بین ساکنین غیرنظامی بود. ولی اولین کیش سنگین جایی بود که در این شطرنج به گرجی ها داده شد جایی که سرفرماندهی نیروهای گرجستان که دستور حرکت نیروهای گرجی به سمت تسخیتوالی را از دومسیر داده بود و البته نیروهای زرهی گرجی به سرعت
به طرف شهر نزدیک میشدند در جایی بود که نیروی روسی به سرعت وارد عمل شدند و به سمت تونل روکسکی حرکت کردند در همین زمان بخش دیگری از نیروهای روسی با احتمال وجود خرابکاری در مسیر تونل به سمت شهر دژاوا حرکت کردند و با رسیدن به این شهر به سمت رودخانه مشهور گوفتا تغییر مسیر
دادند یکی از دلایل حرکت سریع نیروهای روس این بود که نیروهای کلاه ابی روس که بعنوان حافظ صلح در منطقه مستقر بودند بشدت زیر اتش نیروهای گرجی بخصوص بمبارانهای سوخوهای 25 گرجی قرارداشت و هرلحظه امار تلقات بالا میرفت در حوالی اواسط روز نیروهای حافظ صلح روس علیرغم مقاومت عجیب تمامی خوردهای نظامی و نفربرها و تانکهایش را ازدست داد و این تنها بدلیل حجم بالای اتش هویتزرها و موشکاندازها گرجی و حملات مداوم هایندها بود که با راکت اندازهای خود و البته بمبهای سقوط ازاد منطقه را تبدیل به جهنمی از اتش کردند.با اطلاع از حرکت نیروهای روسی به طرف شهر اینبار بمب افکنهای سوخوی 25 با حمله به نیروهای روسی که از مسیر رودخانه به طرف شهر میامدند تنها پل روی رودخانه را نابود کردند و این مسئله باعث شد تا از دورترین مسیر ممکن روسها به طرف شهر جرکت کنند که این بزرگراه گری دمنیسی بود. در روز هشتم اگوست میتوان گفت که سوخو ها 25 گرجی و البته هایندهای گرجی نقشی حیاتی داشتند و با سورتی های زیاد پرواز تلفات سنگینی به نیروهای روسی کلاه ابی وارد کردند.اما نیروی هوانیروز روس هم بیکار نبود زیرا در صبح
همین روز یک سکوی رادار در نزدیک بندر پوتی بمباران و نابود شد و این خود در بسیاری از برنامه های اتی نیروهای گرجی اختلال ایجاد کردند. این درواقع هدیه ایی بود از سوخوی 24 های روسی که در ادامه روز بارها اقدام به بمباران شهرهای مهم گرجستان کردند . در این روز البته نیروهای گرجی اقدام به
تصرف دوکمپ نیروهای روسی کردند و تعداد زیادی از نیروهای روس را به اسارت دراوردند ولی در بعد از ظهر همین روز یکی از شاهکارهای نیروهای مخصوص دنیا رخ داد ..اشپدنازهای روسی وارد عمل شدند و با نفوذ به خطوط نیرویهای گرجی اسیران روسی را نجات دادند . البته شاید در اینده یک رمبوی روسی را نیز شاهد باشیم . بهرحال با توجه به اهمیت موضوع درگیر در روز بعد ولادیمیر بولدیرف فرمانده کل نیروهای زمینی روسیه شخصا وارد منطقه شد و فرماندهی میدان را برعهده گرفت و در ادامه تحت فرماندهی این مرد روس و با هدایت او نیروهای روسی حلقه محاصره نیروهای گرجی در اطراف نیروهای کلاه ابی روس در منطقه را شکستند و اقدام به نجات نیروهای روسی گیر افتاده در محاصره کردندحالا شرایط برای گرجی ها بسیار سخت شده بود و در نتیجه
گرجی ها تصمیم به یک حرکت انتحاری گرفتند و نیروهای زرهی این کشور به طرف دژاوا حرکت کردند ولی بدلیل عدم پشتیبانی هوایی مناسب و همچنین بمبارانهای سنگین نیروی هوایی روسیه عملا تلاشها با شکست روبرو شد.و درواقع نیروهای گرجی به تدریج به داخل گرجستان رانده شدند و حالا تفلیس در
معرض خطر قرار داشت . در این میان نمیتوان از کمکهای جمهوری ابخازستان به راحتی گذشت در ادامه نیروی هوایی روسیه با بمباران سنگین زیرساختهای گرجستان را نابود کرد. با بمباران فرودگاه های نظامی عملا نیروی هوایی این شکور از گردونه خارج گردید. حالا اسمان در کنترل کامل روسها قرار داشت و در ادمه این پایگاه نیروهای پدافند در مالتاکوا بود که توسط بمبارانهای سوخوهای 24 روسی از بین رفت در پایان جنگ روسها یک منطقه پرواز ممنوع در مرز روسیه گرجستان به وجود اوردند که هواگردهای گرجی حق پرواز در منطقه را نداشتند. البته به عقیده من این جنگ نشان دهنده عمق حماقت گرجی ها بود. زیرا با هر پارامتری 12 فروند سوخوی 25 نمیتواند یا دویست دستگاه تانک نمیتواند اهرم خوبی برای تهاجم به خرس بزرگ باشد. در مورد تلفات نیروهای دوطرف امار و ارقام بسیار متفاوت است زیرا روسها اعلام میکنند که 74کشته 19 مقفود بهمراه 174 مجروح تلفات نهایی انها بوده است در حالی که ارقام ادعایی گرجی ها چیزی در حدود 400 نفر را نشان میدهد. اما جالب ترین نکته این نبرد برای ما اعضای سایت شکار یک فروند بمب افکن تی یو 22 روسها در هنگام یک عملیات
شناسایی توسط یک سکوی پرتاب موشک پدافند اس ای 5 گرجی بود که این سکوها توسط اکراین در اختیار گرجستان قرار گرفته شده بود.البته بغیر از این پرنده دو طرف تعدادی از سوخوی های 25 خود را با اتش طرف مقابل از دست دادند . ولی بهرحال سکوی های پرتاب موشکهای پدافندی که متحرک بودند بلای جان دو
طرف بودند . البته گرجی ها حداقل سه فروند از بهپادهای خود را نیز با شلیک ایگلا از دست دادند که این بهپادها توسط نیرویهای اوستیای جنوبی شکارشدند.
بهرحال هنوز کسی دلیل این دیوانگی گرجی ها را نمیداند. با توجه با توان نیروهای نظامی گرجستان این خودکشی اشکار به شمار میرفت . زیرا توان نظامی گرجی ها به هیچ وجه قابل مقایسه با روسها نبود. ولی بهرحال این میدان در واقع محل درخشش دوباره سوخوی 24 بود که با استفاده از ان روسها زیرساختهای گرجستان را نابود کردند.
بهرحال شنیدن تحلیلهای دوستان نیز میتواند به همه کمک کند. این برداشت من از سایتهای مختلف خبری بود. ولی یکی از جالبترین نکات برای شخص من در این جنگ بمباران و نابود کردن یکی از کارخانه های تولید سوخوی 25 گرجستان توسط یک فروند سوخوی 25 روس بود . سوخوی های 25 در گرجستان و در کارخانه ایی در حومه تفلیس تولید میشوند.
